Share

شاید این روزها علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بیش‌تر از هر کس دیگری علاقه‌مند به رفع حصر رهبران جنبش سبز باشد؛ البته با شرایط و ویژگی‌های مطلوب خودش.

hasr

او حالا در به عهده گرفتن مسئولیت حصر تنها مانده و اینک سیاستمداران ابایی ندارند بگویند که رفع حصر تنها در انتظار فرمان اوست.

اما خامنه‌ای زمانی تن به رفع حصر خواهد داد که این اقدام به معنای امتیاز دادن به مخالفان و کوتاه آمدن در برابر آنان تعبیر نشود.

او امیدوار بود که پس از مدتی فضای سیاسی حاصل از جنبش سبز در ایران فروکش کند و رفع حصر در فضایی انجام شود که بازتاب‌های سیاسی گسترده‌ای نداشته باشد. اتفاقی مانند رفع حصر حسینعلی منتظری، مرجع تقلید شیعه که تنها یک روز تیتر برخی از روزنامه‌های ایران شد و تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر فضای سیاسی کشور نگذاشت.

منتظری اما حدود ۱۰ سال پیش از حصرش از قائم مقامی رهبری عزل و مغضوب شده بود و همه یارانش از سمت‌های حکومتی حذف شده بودند، در حالی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی هنوز هواداران بسیاری در میان چهره‌های سیاسی درون حاکمیت دارند: از اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا برخی از وزرای دولت حسن روحانی.

از این رو رفع حصر آنان خود می‌تواند آغاز یک روند جدید در جمهوری اسلامی باشد و آنان به صورت مستقیم و غیر‌مستقیم بر فضای سیاسی تاثیر بگذارند.

علی خامنه‌ای در خطبه‌های ۲۹ خرداد ۸۸ که می‌شود آن را یکی از صادقانه‌ترین سخنرانی‌هایش دانست، گفت که میرحسین موسوی را به خوبی می‌شناسد. این شناخت در کنار کینه شخصی سبب شده که رهبر جمهوری اسلامی همچنان از رفتار میرحسین موسوی پس از حصر نگرانی جدی داشته باشد.

پیش از همه این حساب و کتاب‌ها، اولین خواسته رهبر جمهوری اسلامی این است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک پیام کوتاه و با واسطه هم که شده برای رفع حصر درخواستی داشته باشند. آنان اما نه تنها چنین خواسته‌ای را مطرح نکرده‌اند،بلکه با واسطه از «حاکمیت مستبد» خواسته‌اند که دادگاه‌شان را تشکیل دهد. این خواسته حکایت از آن دارد که دو هزار روز حصر یا به تعبیری دو هزار روز انفرادی آنان را پشیمان نکرده است.

بسیاری از چهره‌های سیاسی که پس از حوادث سال ۸۸ چندین سال زندان را تجربه کرده‌اند، حصر این سه نفر را سخت‌تر از زندان عمومی توصیف می کنند چرا که زندانیان می‌توانند از هم‌صحبتی همفکران خود بهره‌مند شوند یا برنامه‌هایی دسته‌جمعی برای خود تدارک ببیند، اما آن‌ها که در حصر خانگی هستند، چنین امکانی را ندارند. با این حساب حصر تنها می تواند با زندان انفرادی قابل مقایسه باشد.

رفع حصر تدریجی و رفع حصر پیش از انتخابات

اینک که رفع حصر در یک زمان معمولی ممکن نیست، شاید بهترین گزینه، رفع حصر در زمانی باشد که چندان توجه افکار عمومی را جلب نکند.

انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ می‌تواند بهترین فرصت باشد. علی خامنه‌ای اما باید خود را راضی کند که امتیاز دیگری به دولت حسن روحانی بدهد، چرا که مدتی است پروسه زمین‌گیر کردن دولت از سوی اطرافیان او آغاز شده و در این فضا چندان منطقی نیست که او به دولت امتیازی بدهد، مگر این که احساس کند در دور دوم ریاست جمهوری حسن روحانی به مانند دور دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، هواداران رییس جمهوری از تغییر ناامید شوند و رفع حصر هم نتواند حرکتی در آنان ایجاد کند.

رفع حصر تدریجی دیگر گزینه پیش روی رهبر جمهوری اسلامی است.

گام اول می‌تواند در اختیار قرار دادن اینترنت و امکانات ارتباطی این‌چنینی باشد. همان طور که احمد منتظری، فرزند حسینعلی منتظری، گفته که پدرش در دوران حصر اینترنت و فکس در اختیار داشته است.

دیدار مقامات با محصوران هم می‌تواند مقدمه رفع حصر تدریجی باشد. علی مطهری پیش از این گفته بود که در روزهای آخر حصر منتظری، «اجازه گرفته» و به دیدن او رفته است.

اینک چرا او و دیگر نمایندگان مجلس نتوانند «اجازه بگیرند» و به دیدار محصوران بروند؟

یکی از دلایل سخت‌گیری بیش‌تر به رهبران جنبش سبز نسبت به حصر‌شدگان قبلی اما طبیعتا فضای متفاوت سیاسی و گسترش ابزارهای ارتباطی است. محصوران قبلی اگر به حصر هم نمی‌رفتند چندان فرصتی برای ارتباط با مردم نداشتند. اینک اما اینترنت و شبکه‌های مجازی این فرصت را به محصوران می‌دهد که در صورت رهایی از حصر با مردم ارتباط بگیرند.

فشار نامتناسب خارجی

رهبر جمهوری اسلامی فشاری چندان جدی برای رفع حصر احساس نمی‌کند. با وجود حصر زهرا رهنورد، میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی، چرخ سیاست برای دولت حسن روحانی و بسیاری از سیاستمداران حامی آنان می‌چرخد و گویا راهی هم برای تحت فشار گذاشتن علی خامنه‌ای سراغ ندارند.

واکنش‌ها در خارج از ایران هم آن‌چنان واکنش‌های متناسبی نبوده و نیست. گویا برای کشورها و نهادهای حقوق بشری غربی یا نهادهای حقوق بشر ایرانی، رفع حصر رهبران جنبش سبز اولویتی جدی محسوب نمی‌شود یا این که آن‌ها راهی برای اقدام جدی و متناسب به منظور تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی سراغ ندارند.

به این ترتیب رهبر جمهوری اسلامی می‌تواند همچنان دست‌کم تا مدتی بدون دغدغه به حصر رهبران جنبش سبز ادامه دهد، مگر این که اتفاقی غیر‌قابل پیش‌بینی رخ دهد؛ همان گونه که اتفاقات سال ۸۸ برای او غیرمنتظره بود.

سرنوشت رهبران جنبش سبز پس از حصر شاید هنوز برای خودشان هم مشخص نباشد. هر چند میرحسین موسوی و مهدی کروبی با هم به حصر رفته‌اند اما پیش از حصر رفتار سیاسی و خصلت‌های متفاوتی داشته‌اند. آن‌ها ممکن است پس از حصر هم راه‌های جداگانه‌ای بروند.

مهدی کروبی هنوز دبیر کل حزبی است که البته دیگر اعضایش چندان به او وفادار نمانده‌اند. رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی علیه او مصاحبه کرده و محمدرضا خباز، دیگر عضو حزب، علیه او در مجلس نطق میان دستور.

میرحسین موسوی اما خود را درچارچوب حزب خاصی تعریف نکرده و مشخص نیست درصورت رفع حصر به سال ۸۸ بازخواهد گشت یا سال ۶۸ و نظاره‌گری در عرصه سیاست.

Share