Share

در آبان ماه امسال دو رویداد سینمایی خبرساز شد: چگونگی برگزاری جشنواره فیلم مستند تهران که به جشنواره‌ی «سینما حقیقت» شهرت دارد و توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با هدف «بازنمایی حقیقت در پرتو اعتلای فرهنگ، هویت و ملیت ایران اسلامی، استفاده از تجربیات مستندسازان جهانی، ترسیم فضای تولید مشترک، بازاریابی داخلی و خارجی، نمایش آثار برتر روز دنیا، تعامل با مستندسازان به‌ویژه مستندسازان جوان و متعهد» برگزار می‌شود و همچنین حذف بخش‌های مستند و کوتاه از جشنواره‌ی فیلم فجر. در همان زمان ناصر صفاریان، مستند‌ساز و منتقد فیلم در مرکز هر دو این رویدادها قرار گرفت: از نمایش فیلم مستند او با نام «خواب و خورشید» در جشنواره‌ی سینما حقیقت در آخرین لحظه و بدون اطلاع او جلوگیری کردند و پیش از آن هم این فیلم‌ساز در گفت‌وگوهایی گفته بود از حذف فیلم کوتاه و مستند از جشنواره‌ی فیلم فجر استقبال می‌کند. اکنون ناصر صفاریان در مقاله‌ای که می‌خوانید، گزارشی ارائه می‌دهد از چگونگی برگزاری مهم‌ترین جشنواره‌ی فیلم مستند در ایران و به این بهانه بخشی از سیاست‌های معاونت سینمایی را به چالش می‌کشد. این مقاله را می‌خوانیم:

فرهنگ زمانه

 

چندی پیش، وقتی که مانند بیش‌تر دستورهای [دولتی] ناگهان اعلام شد بخش‌های مستند و کوتاه از جشنواره‌ی فیلم فجر حذف شده، یکی از معدود افرادی بودم که از این مسأله خشنود شدم. مخالفان بسیار این طرح، نظرشان این بود که به این ترتیب، یکی از امکان‌های نمایش فیلم مستند و کوتاه حذف می‌شود و در این وانفسای مشکل نمایش نباید به استقبال طرح معاونت سینمایی رفت و به آن تن داد.

 

آن‌چه اعلام شد، طرح یا پیشنهاد نبود

 

البته آن‌چه اعلام شد، طرح یا پیشنهاد نبود و اعلام قطعی تصمیم نهایی شده‌ای بود که نظر خود فیلم‌سازان هیچ نقشی در آن نداشت. پس این که من چه بگویم و او چه بگوید مثل همیشه بی‌اهمیت بود. بگذریم که باز مثل همیشه گفته شد پس از مشورت به این نتیجه رسیده‌اند، ولی نکته اینجا بود که انجمن مستندسازان، انجمن تهیه‌کنندگان مستند و انجمن فیلم کوتاه، یعنی سه صنف مربوط به فیلم مستند و کوتاه و حرفه‌ای‌ترین مرجع‌های این عرصه، از این تصمیم و از این‌که مشاوران و عالمان و دانایان چه کسانی بوده‌اند، کوچک‌ترین خبری نداشتند.

 

هر چه باشد، صفر از منفی بالاتر است

 

با این حال، به‌عنوان کسی که در سالیان گذشته، هم در جشنواره‌ی فیلم فجر، فیلمی از من به نمایش درآمده، هم در جشنواره‌ی سینما حقیقت و هم در جشنواره‌ی فیلم کوتاه، گمانم این بود که شکل برگزاری بخش‌های مستند و کوتاه در جشنواره‌ی فیلم فجر آن‌قدر بد و غیر حرفه‌ای است که نبودنش بهتر از بودن آن است. همیشه طوری برای این دو بخش برنامه‌ریزی شده که آثار کوتاه و مستند، زیر سایه‌ی فیلم‌های بلند گم می‌شود و تمام توجه برگزارکنندگان چنان متوجه فیلم‌های سینمایی است که آن دو بخش ( و انیمیشن البته) به مثابه طفیلی و تنها به قصد بالا بردن آمار و شلوغی جشنواره جلوه می‌کنند و بس.

 

از آنجا که اصلاح نا کارآمدی و امید به درست شدن ماجرا در سال‌های قبل به هیچ جایی نرسیده بود، کوچک‌ترین امیدی به این‌که امسال می‌توانست وضعیت اصلاح شود، خوش خیالی محض بود. پس با آگاهی به این‌که حذف این بخش‌ها نوعی پاک کردن صورت مسأله است، با این اعلام موافق بودم. چرا که معتقدم صفر، هر چه باشد، از منفی بالاتر است.

 

جشنواره سینما حقیقت و فیلم کوتاه ضعیف‌تر از جشنواره‌های شهرستانی بود

 

سال‌هاست که جشنواره‌های بزرگ دنیا که محل نمایش فیلم‌های بلند سینمایی هستند، آثار کوتاه و مستند هم نشان می‌دهند. اتفاقاً استقبال از این بخش‌ها خوب است و بیننده‌های خاص خودش را دارد. طوری هم برگزار می‌شود که این آثار زیر سایه‌ی فیلم بلند قرار نمی‌گیرد و هم فیلم‌سازان راضی‌اند و هم مخاطبان. در کنار این جشنواره‌ها، جشنواره‌های دیگری هم هستند که کارشان فقط فیلم مستند است، یا کوتاه یا هر دو. هیچ مزاحمتی هم برای یکدیگر ندارند.

 

با این حال، معاون جدید سینمایی دلیل حذف سینمای کوتاه و مستند از جشنواره فجر را اهمیت بیش‌تر قائل شدن برای جشنواره‌های تخصصی این دو عرصه دانسته بود. ایشان گفته بود فیلم مستند و کوتاه را از جشنواره‌ی فجر حذف کردیم تا «جشنواره سینما حقیقت» و «جشنواره فیلم کوتاه» حرفه‌ای‌تر برگزار شود و بهتر.

 

حالا، جشنواره‌های سینما حقیقت و فیلم کوتاه را اندکی قبل پشت سر گذاشته‌ایم و راحت‌تر می‌توانیم درباره‌ی دلیل حذف فیلم‌های کوتاه و مستند از جشنواره‌ی فجر را قضاوت کنیم. امسال که بنا بود این دو جشنواره، تخصصی‌تر و بهتر برگزار شود، شاهد برگزاری بسیار ضعیف و حتی پایین‌تر از سال نخست جشنواره‌های استانی در دور افتاده‌ترین شهرهای کشور بودیم.

 

بالاخره روز موعود رسید

 

وقتی پیش از آغاز جشنواره، پیامک‌هایی برای اطلاع‌رسانی بخش‌ها و فیلم‌ها به دست‌مان می‌رسید، خوش‌بین بودیم که تبلیغات را جدی گرفته‌اند و سال پربار و پرمخاطبی خواهد بود. طوری که رفتار غیر حرفه‌ای ستاد برگزاری سینما حقیقت را نادیده گرفتیم که برخلاف اصول هر جشنواره‌ای در هر جای دنیا، برای تعدادی از فیلم‌های خاص تبلیغ می‌کرد و عملاً به جانبداری از برخی آثار بر می‌خاست. حتی زمانی که پیامک نامتعارف و نا‌موجهی آمد مبنی بر «دیدار معاون محترم سینمایی از ستاد برگزاری جشنواره»، همه چیز را گذاشتیم به پای شکوه بیش از پیش جشنواره وعده داده شده، نه چیز دیگر.

 

ولی بالاخره روز موعود رسید. سینما حقیقت با افتتاحیه‌ای آغاز کرد که اگر چه ردیف‌های جلویی‌اش با مدیران و کارکنان پر شده بود، ولی نیمه‌ی خالی سالن بدجوری جلب توجه می‌کرد. اتفاقی که سعی شد در اختتامیه تکرار نشود و حتماً سالن پر شود. ولی ماجرا در جشنواره‌ی فیلم کوتاه هم دست کمی از نمونه‌ی اول نداشت. فیلم‌سازان شناخته‌شده‌ی حاضر در سالن نه در قیاس با سال‌های پیش، که در مقایسه با تعداد انگشت‌های دست آدمی هم عدد قابل توجه‌ای نبودند.

 

بی‌برنامگی در برگزاری مراسم و خالی بودن سالن‌ها

 

بی‌برنامگی در برگزاری مراسم و ترک سالن توسط میهمان‌های خارجی و خالی بودن بیشتر سانس‌ها از تماشاگر جدی، مهم‌ترین چیزی است که از این دو جشنواره در سال جاری به یاد خواهد ماند، به‌علاوه نبودن چیزی به نام برنامه‌ی اعلام‌شده و بروز پدیده‌ی اطلاع‌رسانی روز به روز آثار، طوری که نه تنها تماشاگران، که خود فیلم‌سازان هم نمی‌دانستند فیلم‌شان کی و کجا نمایش داده می‌شود. مثلا فیلم‌ساز شهرستانی که با سختی به تهران آمده بود فهمید فیلم او را روز قبل نمایش داده‌اند، در حالی‌که به او گفته شده بود نوبت فیلمش فرداست؛ و یا فیلم‌ساز خارجی که با دعوت و هزینه‌ی خود جشنواره به ایران آمده بود، سر میز ناهار فهمید فیلمش را آن روز صبح نشان داده‌اند و برنامه‌ی نمایش فیلمش تمام شده.

 

دست گذاشتن ارشاد بر روی فیلم‌ها و کنترل مو به موی آنها باعث شد برنامه‌ای در این دو جشنواره وجود نداشته باشد، طوری‌که مثلاً در روز دوم سینما حقیقت، حتی تا نیمه‌شب قبلش هم مشخص نبود چه فیلم‌هایی به روی پرده می‌رود، و برنامه‌ها، صبح همان روز اعلام شد. در واقع راهی نبود جز این که تماشاگر جشنواره راه بیفتد برود سینما و ببیند چه چیزی نشان می‌دهند و چه چیزی دشت می‌کند.

این در حالی‌ست که در سال‌های پیشین، اعتماد معاونت سینمایی به مسئولان این دو جشنواره به گونه‌ای بود که جز موارد بسیار معدود؛ فیلم‌ها اصلاً بازبینی نمی‌شد و با مسئولیت دبیر جشنواره به نمایش در می‌آمد. این‌ سیاست اصلاً اشتباه نبود، چرا که دبیر این جشنواره‌ها، خودشان کارمند عالی‌رتبه‌ی ارشاد بودند و از این وزارتخانه حقوق می‌گرفتند.

 

بی‌اعتمادی معاون به مدیرانی که بر سر کارها گذاشته

 

سال گذشته، که این دو جشنواره توسط مدیران پیشین برگزار شد هم این روال پا برجا ماند و معاون تازه بر مسند نشسته‌ی سینمایی، با اعتماد به مدیران قبلی کار را پیش برد و هیچ اتفاق عجیب و غریبی از سنخ و جنس بی‌برنامگی و ندانم‌کاری امسال رخ نداد. حالا نباید این سئوال پیش آید که چرا این اعتماد نسبت به مدیران جدید که منصوب خود معاون جدید هستند وجود ندارد؟ آیا معاون سینمایی، خودش هم نسبت به حرفه‌ای بودن – و اصلا، این کاره بودن – این مدیران / دبیران تازه آمده بی‌اعتماد است؟

 

اکنون که دو جشنواره‌ی سینما حقیقت و فیلم کوتاه را پشت سر گذاشته‌ایم و فهمیده‌ایم منظور معاونت سینمایی از بهتر شدن و تخصصی‌تر شدن چه بوده، بیش از پیش از حذف بخش‌های مستند و کوتاه از جشنواره‌ی فیلم فجر متعجب می‌شویم. چرا که بر اساس فرمایش معاون محترم سینمایی – که طبق اعلام، بر مبنای مشاوره با کارشناسان هم صورت گرفته – کار «الف» را انجام داده‌اند به دلیل این‌که کار «ب» شکل بگیرد. حالا که کار «ب» این‌گونه انجام شده و در واقع اصلاً انجام نشده، تکلیف کار «الف» چه می‌شود؟ آیا پاسخی برای این پرسش هست؟

 

در همین زمینه:

 

از نمایش «خواب و خورشید» جلوگیری کردند، خبر اول، رادیو زمانه ۱۸ آبان ۱۳۸۹
حذف بخش‌های مستند و کوتاه از جشنواره‌ی فجر، خبر اول، رادیو زمانه ۹ آبان ۱۳۸۹

Share