Share

هفته‌ای که گذشت چند روز تعطیل بود و خبر حاشیه‌سازی در سینمای ایران اتفاق نیفتاد، جز انتخابات خانه‌ی سینما که هیأت مدیره‌ی دوره‌ی دوازدهم تعیین شد و مجمع عمومی خانه‌ی سینما به هیأت مدیره‌ای رأی داد که مسیر قبلی را ادامه می‌دهند. بر همین اساس محمد مهدی عسگرپور در سمتش ابقا شد و دامنه‌ی اختلاف معاونت سینمایی و خانه‌ی سینما گسترده‌تر گشت. رویداهای سینمای ایران در هفته‌ی گذشته را می‌خوانیم:

یک: کاری مشابه آدم برفی برای خالق مختارنامه

داوود میرباقری کارگردان مطرح سینما و تلویزیون است که این روزها سریال مختارنامه به کارگردانی او در بین مردم ومنتقدان بسیار محبوب شده است. میرباقری سال‌ها از سینما دور بود و با سریال مختار‌نامه درگیر بود. حالا بسیاری از علا‌قمندان‌اش می خواهند بدانند که کار تازه‌ی او در حوزه‌ی سینما چیست.

میرباقری درگفت‌وگویی در پاسخ به این سؤال که فکر می‌کنید به زودی برگردید به سینما؟ گفته است: فعلاً نمی‌دانم. ولی اگر هم برگردم دوست دارم طرحی را بسازم به نام «ماه تی‌تی» که سال‌ها قبل در مدرسه‌ی کارگاهی فیلم‌نامه‌نویسی تصویب شد، ولی فرصتی برای نوشتن‌اش پیش نیامد. اگر برگردم به سینما این فیلم را می‌سازم. البته اگر بخواهند با آن معیارهایی که با «آدم‌برفی» برخورد کردند، به این طرح نگاه کنند، این هم همان مشکلات را دارد.»

«ماه تی‌تی» درباره‌ی یک سردار است که در دوران مغول به خواب رفته و باستان‌شناسان پیدایش می‌کنند و بیدارش می‌کنند. این آدم چون در آن دوران طلسم شده و به خواب رفته، ذاتاً مغول‌ستیز است. حالا در روزگار ما بیدار شده و مغول‌زاده‌ها را تشخیص می‌دهد و تعجب می‌کند چرا اینها تغییر شکل داده‌اند. می‌خواهد با آنها بجنگد. تیری هم بر بدنش کارگر نمی‌شود مگر از جنس سلاح‌های دوران خودش. می‌رود یقه‌ی خیلی‌ها را می‌گیرد و مملکت به هم می‌ریزد.

میرباقری در ادامه‌ی این مصاحبه گفته: «این داستان را به این دلیل دوست داشتم که فکر می‌کردم این سوژه، نیاز امروز ماست، چون داریم مسیرهایی را غلط می‌رویم. ما به این هشدارها نیاز داریم. اصلاً فلسفه‌ی انتظار همین است. ما به ظهور حضرت مهدی (عج) اعتقاد داریم، درست است؟ وقتی حضرت ظهور می‌کند به‌ هر حال یقه‌ی کسانی را می‌گیرد، نه؟ چه کسانی نگران می‌شوند؟ به قشر خاصی که محدود نمی‌شود، هر کسی باید نگران باشد. فلسفه‌ی انتظار، همین نگرانی است، همین هشدار است که بدانیم باید نگران وضعیت‌مان باشیم. این هشدار باید داده شود تا افسار ما رها نباشد که هر کاری دل‌مان خواست بکنیم.»

دو: ابوالمشاغل، بهروز چاخان!

احمد طالبی‌نژاد با انتشار یادداشتی به تحلیل کارنامه‌ی فیلم‌سازی افخمی پرداخته است. طالبی‌نژاد که از منتقدان سرشناس سینمای ایران در دهه‌ی شصت و هفتاد بود و مجله‌ی توقیفی «هفت» را هم در کارنامه دارد، به انگیزه‌ی اکران «سن پطرزبورگ» درباره‌ی افخمی نوشت:

«پیش از بیان ویژگی‌های فیلم «بهروز افخمی» بهتر است درباره‌ی ویژگی‌های رفتاری خود افخمی بگویم. به تعبیر زنده‌یاد نادر ابراهیمی او ابوالمشاغل است‌. وقتی به کارنامه‌اش نگاه می‌کنیم از مدیریت گروه فیلم و سریال تا ساختن سریال، فیلم سینمایی، دایر کردن آموزشگاه سینمایی و نمایندگی مجلس همه جور کاری انجام داده است و همه‌ی این کارها را هم نیمه‌تمام گذاشته‌. اهالی فرهنگ و هنر

انتظار داشتند هنگامی که به‌عنوان نماینده‌ی مردم تهران در مجلس ششم انتخاب شد یک کار اساسی از خودش به یادگار بگذارد.

او چند فیلم بلاتکلیف در کارنامه‌اش دارد‌. زمانی هم می‌خواست شبکه‌ی تلویزیونی راه بیندازد. برخی‌ها به شوخی لقب «بهروز چاخان» را به او داده‌اند. خودش می‌خندید‌. اما متأسفانه عادت او شده بود که بیشتر درباره‌ی چیزی حرف بزند تا این‌که آن کار را انجام بدهد. یک جور زرنگی هم در کارش بود‌. می‌خواست میزان آمادگی جامعه را ارزیابی کند‌. تأسیس شبکه‌ی تلویزیونی‌اش هم بیشتر یک جور افکار‌سنجی بود، هرچند او بیشتر ترجیح می‌دهد به فیلم‌سازی بپردازد، اما بیشتر کارهایش نیمه‌تمام می‌ماند. کلاً شخصیت شلوغی دارد‌. در واقع همه کار می‌خواهد بکند؛ بر روی کاری متمرکز نمی‌شود، اما با این‌حال یکی از با‌استعداد‌ترین فیلمسازان بعد از انقلاب است.

سه: با ابقای عسگرپور ماجرا ادامه دارد

مجمع عمومی خانه‌ی سینما یکشنبه‌ی گذشته در خانه‌ی سینمای ایران برگزار شد و اعضای هیئت مدیره‌ی دوازدهم انتخاب شدند؛ به این ترتیب زمان همراهی معاونت سینمایی با خانه‌ی سینما فرا رسید.

جواد شمقدری معاون امور سینمایی در جریان مشکلاتی که میان خانه‌ی سینما و معاونت سینمایی به‌وجود آمده بود تأکید کرد کار او با هیئت مدیره‌ی بعدی (هیئت مدیره‌ی دوازدهم)‌ است و با این هیئت مدیره (هیئت مدیره‌ی یازدهم)‌ کاری ندارد. حالا موعد اجرایی شدن کلام این مدیر دولتی سینما فرا رسیده است.

انتخاب هیئت مدیره‌ی جدید و ابقای محمد مهدی عسگرپور به‌عنوان مدیرعامل خانه‌ی سینما تمامی شرایط را برای پیش‌قدم شدن معاونت سینمایی جهت تعامل با خانه‌ی سینما فراهم کرده است؛ تعاملی که نبود آن مشکلات بسیاری برای خانه‌ی سینما به خصوص به لحاظ مالی به‌وجود آورده است.

مجمع عمومی خانه سینما عصر روز یکشنبه ۲۱ آذر با حضور ۲۷ صنف برگزار شد و در نتیجه انتخابات فرهاد توحیدی، امیر اثباتی، مریلا زارعی، ابراهیم مختاری، محمد سریر، محمدرضا موئینی و تورج منصوری اعضای اصلی و سیروس الوند و مرتضی رزاق کریمی به‌عنوان اعضای علی‌البدل انتخاب شدند. مهدی خادم و کیوان کثیریان نیز به ترتیب به‌عنوان بازرسان اصلی و علی‌البدل دوازدهمین هیئت مدیره خانه‌ی سینما برگزیده شدند.

نخستین جلسه‌ی هیئت مدیره‌ی جدید خانه‌ی سینما با انتخاب محمد مهدی عسگرپور به‌عنوان مدیرعامل و فرهاد توحیدی به عنوان رئیس هیئت مدیره به کار خود پایان داد.

فرهاد توحیدی درباره‌ی ابقای عسگرپور در مقام مدیریت عامل خانه‌ی سینما گفت: «عسگرپور یک مدیر فرهنگی باسابقه است که هر جا بوده از فارابی تا صدا و سیما و سازمان فرهنگی هنری شهرداری و سایر سمت‌هایش و در نهایت خانه‌ی سینما، نوآوری یکی از ویژگی‌های مدیریت او بوده و کارنامه‌ی قابل قبولی از خود به جای گذاشته است.»

همایون اسعدیان نیز درباره برگزاری مجمع عمومی خانه‌ی سینما و انتخاب هیئت مدیره دوازدهم اظهار داشت: «آنچه در مجمع عمومی خانه سینما مطرح شد و نتیجه‌ی آرا به ۲۸ صنف حاضر در جلسه مربوط است که مایل بودند گروه فعلی با دیدگاه و طرز تفکرشان خانه‌ی سینما را اداره کنند و در این میان انتخاب فرهادی توحیدی به‌عنوان رئیس هیئت مدیره انتخابی به‌جا و درست به نظر می‌آید.»

همچنین بیژن میرباقری در مورد برگزاری مجمع عمومی خانه سینما اظهار داشت: «براساس گفته‌ی جواد شمقدری مبنی بر این‌که با هیئت مدیره یازدهم کاری ندارد و اصل کار او با هیئت مدیره‌ی بعدی است، باید گفت الان هیئت مدیره‌ی دوازهم پیش روی شماست. حالا باید معاونت سینمایی گفت‌و‌گو را با خانه‌ی سینما آغاز کند.»

چهار: رییس از حج آمد!

رییس اداره‌ی نظارت و ارزش‌یابی معاونت سینمایی از سفر معنوی‌اش بازگشت و دوباره مرکز جنجال‌های سینمای ایران شد. او در گفت و گوی تازه‌اش گفت:

«در جریان بیست و نهمین دوره‌ی جشنواره فیلم فجر ارزشیابی‌ها و درجه‌بندی‌ها در مورد تمامی تولیدات سال سینمای ایران اتفاق می‌افتد و علاوه بر تهیه‌کنندگان، کارگردانان و فیلم‌ها نیز درجه‌بندی می‌شوند. آیین‌نامه‌ای در این زمینه در دست تنظیم است که مراحل پایانی آن سپری می‌شود. قطعاً بخش‌های مختلف و از جمله صنف‌های سینمایی در این زمینه دخیل خواهند بود و براساس نظرسنجی و ارزشیابی دقیق و کاملی ارزیابی‌ها صورت خواهد گرفت.»

وقتی از رییس درباره‌ی ارزیابی‌اش از انتخابات اخیر خانه‌ی سینما پرسیده شد، با قاطعیت هر چه تمام‌تر پاسخ داد: «مطلقاً در این مورد اظهارنظر نخواهم کرد. این رویه را قبل از برگزاری مجمع، در آستانه‌ی مجمع عمومی خانه‌ی سینما و بعد از آن داشته‌ام و نگاهم در این مورد تغییر نمی‌‌کند. من به سئوالات مختلفی که در این مورد مطرح می‌شود هیچ پاسخی نمی‌دهم. ما درصدد هستیم تشکل واحد تهیه‌کنندگان را سامان دهیم و در این مورد نیز به‌جاهای خوبی رسیده‌ایم، در این شرایط دیگر خانه‌ی سینما و تحولات آن در نظر ما نیست و خودمان به اهدافی که پیش رو داریم نگاه می‌کنیم.» این گفته‌ها یعنی: آغاز درگیری ودامن زدن

به اختلاف از درون بدنه‌ی مدیریت سینما.

پنج: از گلپری جون تا تلویزیون

پرویز پرستویی بازیگر برجسته‌ی سینما و تلویزیون در موضوع دفاع مقدس با تأکید بر این‌که ارزش‌های فراموش شده‌ی دفاع مقدس در دوره‌ی هشت ساله برای زندگی صد سال آینده هم ارزشمند است، وضعیت سینمای ایران را در شرایط فعلی مطلوب ندانست.

پرستویی در مورد فضای فیلم و فیلم‌سازی در کشور گفت: «حدود دو سال است که فقط فیلم‌نامه‌ها را می‌خوانم.»

وی با بیان این‌که ما را در سینما جزء بازیگران معروف و هنرپیشه‌های کم‌کار می‌دانند، اظهار داشت: «فیلم‌نامه‌های پیشنهادی را فقط می‌خوانم و اول باید آنها را حلاجی کنم تا بعد بتوانم فیلمی را انتخاب کنم.»

پرستویی با اشاره به این‌که سینمای ما در شرایط فعلی به سمت و سویی می‌رود که در شأن فرهنگ اسلامی و ایرانی نیست، خاطرنشان کرد: «با این شرایط ترجیح می‌دهم کار نکنم.»

وی با بیان این‌که من عینک نمی‌زنم که مرا بشناسند و عینک نمی‌زنم تا مرا نشناسند، افزود: «همیشه در بین مردم هستم، چون مردم فیلم‌هایی را که بازی می‌کنم می‌شناسند و رزومه کاری‌ام را نیز می‌دانند.»

این بازیگر سینما و تلویزیون با اعلام این‌که اگر بخواهم کار کنم باید هر روز در طی این سال‌ها سر کار باشم، اظهار داشت: «در این فضا ترجیح می‌دهم که سر هر کاری نروم.»

وی که با بازی در فیلم‌های آژانس شیشه‌ای به‌عنوان بازیگر عرصه‌ی دفاع مقدس معرفی شده است، ادامه داد: «عده‌ای می‌گویند موضوعات دفاع مقدس نخ‌نما شده است و نباید وارد این عرصه شد.»

پرستویی با اشاره به این‌که در شرایط فعلی سردر سینماهای ما پلاکاردها و تصاویر فیلم‌هایی دیده می‌شود که به عنوان نماد غیرانقلابی است، تصریح کرد: «در سینمای ما موضوع‌‌ها با عنوان گل‌پری‌جون دیده می‌شود تا موضوعات دم دستی تلویزیون.»

بازیگر نخستین فیلم طنز دفاع مقدس (لیلی با من است) خاطرنشان کرد: «طنز لیلی با من است در شرایط بسیار سخت که عده‌ای قبول نداشتند فیلمی در این قالب ساخته شود، به‌روی صحنه رفت که بعد از سال‌ها همچنان جزء آثار فاخر دفاع مقدس در عرصه‌ی فیلم‌سازی است.»
فرهاد توحیدی و محمد مهدی عسگرپور، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل دوره دوازدهم خانه سینما

وی با اشاره به خاطره‌ای از فیلم آژانس شیشه‌ای گفت: «به عینه تأثیر این فیلم را بر روی چند تن از مخاطبان دیدم، به‌گونه‌ای که خودشان اعلام کردند با فیلم آژانس شیشه‌ای با جماعت دفاع مقدسی‌ها آشتی کردیم.»

پرستویی با تأکید بر این‌که ارزش‌های فراموش شده‌ی دفاع مقدس در دوره‌ی هشت ساله برای زندگی صد سال آینده هم ارزشمند است، بیان داشت: «به‌نظر من در موضوع به نظر منتقدان نخ‌نما شده‌ی دفاع مقدس هم موضوع‌های بکر وجود دارد.»

شش: نیایید، جایزه بی‌جایزه!

این هم از آن مواردی است که فقط در سینمای ایران یافت می‌شود. گل بود به سبزه نیز آراسته شد! مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: «سیاست معاونت سینمایی بر این است که به برگزیدگانی که در مراسم اختتامیه‌ی جشنواره‌ها حاضر نمی‌شوند، جوایزشان داده نشود و در مورد «محمد شیروانی» هم همین کار انجام شد.»

شفیع آقامحمدیان درخصوص حاشیه‌های مربوط به عدم اهدای جایزه «محمد شیروانی» از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی پس از برگزاری چهارمین جشنواره‌ی بین‌المللی «سینما حقیقت» گفت: «آقای شیروانی در جلسه‌ی اختتامیه‌ی جشنواره‌ی «سینما حقیقت» حاضر نشد و جایزه‌اش را نگرفت.»

وی در ادامه افزود: «سیاست معاونت سینمایی بر این است که برگزیدگانی که در مراسم اختتامیه حاضر نشوند، جوایز آن‌ها داده نشود؛ مگر اینکه از قبل هماهنگ شود و برای آن‌ها سفری پیش آید و یا عذر موجه‌ای داشته باشند. این سیاست معاونت بوده که در این مورد اتفاق افتاده است.»

وی در پاسخ به این سؤال که آیا با محمد شیروانی تماس گرفته شده یا خیر، بیان داشت: «در تماسی که با ایشان گرفته شده بود، گفته بودند مریض هستم ولی این‌طور نبوده است. آقای شیروانی اوایل امسال هم جایزه‌ی دیگری گرفته بودند و برای دریافت جایزه حضور نیافتند و ما برای اینکه حسن نیت‌مان را نشان بدهیم، جایزه را اهدا کردیم.»

آقامحمدیان ادامه داد: «ما برای این‌که با سیاست‌های معاونت سینمایی هم‌سو شویم و هم این‌که بگوییم این برخورد درست نیست، این کار را انجام دادیم.»

هفت: وهمیات آقای متوهم!

نادر طالب‌زاده هم از اشخاصی است که آسمان را به ریسمان می‌بافد تا همه چیز را به گردن صهیونیزم جهانی بیندازد. او با اشاره به ارتباط ساخت فیلم سنگسار ثریا» با پرونده آشتیانی گفت: ‌پرونده‌ی آشتیانی در سال ۲۰۰۶ رسانه‌ای شد، در سال ۲۰۰۸ «سنگسار ثریا» در اردن کلید خورد و پس از توزیع جهانی آن در سال ۲۰۱۰ جنجال سکینه آشتیانی کلید خورد.

نادر طالب‌زاده در برنامه‌ی تلویزیونی «راز» که از شبکه‌ی چهار سیما پخش شده و موضوع آن «حقوق بشر از توهم تا واقعیت» بود، در خصوص بررسی پرونده‌ی جنجالی سکینه آشتیانی گفت:

«پرونده از سال ۲۰۰۶ آغاز شد، در سال ۲۰۰۸ سنگسار ثریا در اردن کلید خورد و در پنج جشنواره فیلم اول شد و پس از توزیع جهانی آن در سال ۲۰۱۰ جنجال سکینه آشتیانی کلید خورد.»

وی با بیان اینکه غرب از ۳۲ سال پیش روی موضوع حقوق بشر متمرکز شده و توسط آن به جمهوری اسلامی حمله می‌کند، یادآور شد: «پیش از انقلاب اسلامی اصلاً سخنی از هم‌جنسگرایی وجود نداشت، اما پس از انقلاب برای آنها حقوق قائل شده و به آنها ارزش می‌دهند چرا که این یک طراحی برای حمله به انقلاب ایران بود.»

این مستندساز تلویزیونی، پرونده آشتیانی را نیز از این دست پرونده‌ها دانست و خاطرنشان کرد: «باید رابطه‌ی بین سنگسار ثریا و پرونده آشتیانی را کالبدشکافی کرد.»

طالب‌زاده در ادامه گفت: «زمانی که موضوع آشتیانی رسانه‌ای می‌شود، یک شبکه و لابی فعال در جنگ نرم که در داخل فعالیت می‌کند، ‌اخبار را به غرب منتقل کرده و این اخبار به واشنگتن می‌رود و در اتاق فکرهای آنها تبدیل به یک سناریو برای فشار علیه ایران می‌شود.»

وی با ذکر این نکته که در اتاق فکرهای واشنگتن تصمیم‌گیری می‌شود که یک فیلم با عنوان سنگسار یک زن ایرانی ساخته شود، یادآور شد: «پس از ساخت فیلم به سرعت آن را در دنیا و ایران پخش می‌کنند که ما می‌بینیم حتی در مدارس دخترانه ما این فیلم دست به دست می‌شود.»

این مستندساز با اشاره به فروش پایین فیلم «سنگسار ثریا» گفت: «برای ساخت این فیلم ۲۵ میلیون دلار هزینه شده اما تنها ۶۰۰ هزار دلار فروش داشت، چرا که اصلاً برای فروش نبود و به صورت رایگان در اختیار همه قرار گرفت.

طالب‌زاده تمام هجمه‌ها علیه ایران را در حوزه‌های فکری صهیونیستی ضد ایرانی دانست، که نه در مراکز سیاسی پنتاگون و واشنگتن بل‌که در اتاق فکرهای صهیونیستی کلید می‌خورند.»

 

Share