Share

امیر محمد بهرامی نوا: این هفته را در یک جمله می‌شود هفته‌ی جواد شمقدری نامید. حضور این آقای معاون کوتاه‌قد به‌قدری در خبرهای حاشیه‌ای سینمای ایران در هفته‌ی دوم دی‌ماه پر رنگ بود که چاره‌ای نیست که علی‌الحساب به او یک جایزه بدهیم. خودتان با این خبر‌ها همراه شوید تا به دلایل آن پی ببرید.

 

یک: شورای رفاقتی عالی سینما!

 

پنجشنبه‌ی قبل شورایی تشکیل شد به نام «شورای عالی سینما» و محمود احمدی‌نژاد رییس آن شد. البته در این شورا از کلیت سینمای ایران که قاعدتاً باید ارکان اصلی آن حضور داشته باشند و بتوانند تصمیم‌های اساسی برای سرنوشت سینمای ایران بگیرند، علاوه بر خود شمقدری در این شورا این اشخاص عضویت دارند: یک سریال‌ساز حرفه‌ای تلویزیون (داود میرباقری)، یک تهیه‌کننده‌ی درجه دو (محسن علی اکبری)، یک فیلمساز درجه چند (جمال شورجه)، یک بازیگر رفیق معاون سینما (احمد نجفی)، و از همه بانمک‌تر یک فیلمساز که دو فیلم بیشتر نساخته و به دلایلی که می‌دانید در این شورا عضو است (مسعود ده نمکی). البته وقتی خود آقای معاون دو تا فیلم بیشتر نساخته، از ده نمکی بیش از این انتظاری نمی‌رود. به هر حال در اولین جلسه‌ی این شورا مصوباتی تصویب شد که مثل همه‌ی مصوبات سفرهای استانی احمدی‌نژاد از آن بوی عوام‌فریبی شدیدی می‌آید. با این ترکیب البته بیش از این انتظار نمی‌رود. علی معلم در متنی دراین‌باره نوشت: «متأسفانه ما در مواقعی بحث آشنایی و رفاقت را در بحث تخصصی‌ جدی‌تر می‌گیریم و باید این روند تغییر کند. با توجه به‌شناختی که از دکتر حسینی و دوستان‌شان در وزارت ارشاد دارم، به نظرم باید کمی باز‌تر نگاه کنند و به بخش کار‌شناسی دقت شود. تأکید بر اینکه پنج یا هفت نفر نظرات را مطرح می‌کنند، درست نیست و باید از نگاه‌های کار‌شناسانه نیز استفاده شود. حداقل در کمیته‌های تخصصی و کار گروه‌ها می‌تواند این نگاه کار‌شناسانه اعمال شود تا نظرات محدود به چند نفر نباشد.» نکته‌ی جالب این است که شمقدری رسماً اعلام کرد ابراهیم حاتمی ‌یا از حضور در این شورا انصراف داده است.

 

دو: دو دسته دوستان شمقدری به روایت مشرق

 

سایتی به نام مشرق که احتمالا از پاپ هم کاتولیک‌تر شده‌اند (!)، در یکی از مطالبش به‌شدت به معاون سینمایی تاخته و سیاست‌های یک بام و دو هوای آقای معاون را به نقد کشیده است. مشرق در بخشی از مطلبش نوشت: «جناب کارگردان پیشین و مدیر کنونی، آقای شمقدری «آنکه باد بکارد لاجرم طوفان درو می‌کند» شما کلاه‌تان را قاضی کنید خودتان خواهید فهمید که چرا با کیارستمی دوست هستید و سینمای بیضایی را می‌پسندید. معادله‌ی ساده‌ای است. سینمایی جز این نمی‌شناسید. آقای شمقدری اندکی دیر شده اما کمی به پشت سرتان نگاه کنید. دوستان شما دو دسته‌اند یا «لمپن»‌هایی مانند «مخملباف» که از زمانی که چشم باز کردند همه چیز برایشان شعار بود و شعار تنها محملی که پیدا می‌کند مخالف‌خوانی و اپوزیسیون خواهد بود، حتی اگر قرار باشد به خودش فحش و بد و بیراه بدهد؛ یا آنهایی که طناب مرکب‌شان را به‌ همان میخ طویله‌ی شهبانویی بستند که الان جماعت جشنواره‌ای، افسار فیلی را که هوا کرده‌اند به آن متصل می‌دانند؛ بعضی‌ها هم ترجیح دادند تا عشق‌های مثلثی و مربعی بسازند و «رمبو»‌های دفاع مقدسی‌شان زیر ابرو برداشتند و عاشق نه یکی که چند تا لعبت بانو شدند و الخ.»

 

سه: دروغگویی نهادینه شده در دولت دهم و اصغر فرهادی

 

کارگردان «درباره الی» دوباره سر و کله‌اش پیدا شد و از لاک سکوت در آمد. ماجرا این است که آقای معاون سینمایی در مشهد حرفه‌ایی زده که به فرهادی برخورده است. شمقدری گفته: «اصغر فرهادی یکی از فیلمسازان خوب ماست و حتی در نامه‌ای به دبیر جشنواره‌ی‌ کن وی را به‌عنوان یکی از فیلمسازان خوب کشور برای داوری معرفی کردم. من احساس کردم فیلم وی بدون دیده شدن در حال توقف است و به همین دلیل موضوع را با رییس جمهور مطرح کردم. ایشان فوراً دستورنامه‌ای برای رفع توقیف دادند. به این ترتیب با نامه به صفارهرندی موضوع برطرف شد. دو – سه روزی که این موضوع پیش آمد من در ایران نبودم و تصمیمی گرفته شد که کاری به درست یا غلط بودن آن ندارم اما حرکتی که اتفاق افتاد حرکت قشنگی نبود. حتی وقتی فیلمنامه مجوز گرفت به ما اعتراض شد که چرا مجوز گرفته و او می‌خواهد این فیلم را بسازد. به همین علت فیلمنامه را خواندم، فیلمنامه چیزی شبیه «درباره الی» است هر چند از آن ضعیف‌تر بود و ان‌شاالله در اجرا قوی‌تر درآید. فرهادی بعد از آن اتفاق با من دیدار داشت و در دیدار با من گفت که من اشتباه کردم و به شما نیز حق می‌دادم سخت‌تر از این نیز برخورد شود و من نیز گفتم موضوع از نظر ما حل شده است و قرار بر توقف فیلم نبود؛ چون دستور توقف را من نداده بودم؛ بلکه بحث ما موضوع دیگری بود. با همکاری وی و ۲۴ ساعت صبر، مسأله حل شد و فیلمش را ساخت که امیدوارم فیلم خیلی خوبی هم باشد.»


فرهادی هم بیکار ننشست و جواب شمقدری را اینطور داد: «جناب آقای شمقدری سلام؛ در اظهار نظری که اخیراً در مورد اینجانب داشته‌اید در کمال تعجب دوباره پرونده‌ی صحبت‌های من در جشن خانه سینما را گشوده و نقل قولی از من ذکر نموده‌اید. فارغ از انگیزه و نیت این نقل قول در چنین زمانی و پس از گذشت چند ماه از آن اتفاق، لازم می‌دانم نکته‌ای را تصریح کنم. در آن روزهای توقف فیلم ترجیح دادم تا به جای هر واکنش و عکس‌العملی سکوت اختیار کنم، مطمئنا اگرمسئولیت آن صحبت‌ها تنها متوجه شخص خودم بود، این سکوت ادامه پیدا می‌کرد. هنگامی این سکوت را شکستم که دریافتم تبعات آن صحبت‌ها آرام آرام باعث آسیب دیگر همکارانم هم شده و خواهد شد.»

فرهادی در بخش پایانی نامه‌اش آورده است: «سکوت را در آن برهه رسم اخلاق ندیدم و همه‌ی توضیحاتم را در دو مصاحبه‌ای که دراین رابطه داشتم، بیان کردم. امروز هم تصریح می‌کنم هرگونه نقل قول و برداشتی خارج از آن توضیحات که در مصاحبه‌هایم آمده، مورد تأیید اینجانب نیست.»

با این تفاصیل و با توجه به نامه‌ی اصغر فرهادی می‌شود اینطور نتیجه گرفت که دروغگویی و توهم در دولت دهم کاملاً نهادینه شده است.

 

چهار: اخراجی‌های بدون امیرفضلی

در روزهای گذشته خبر حضور ارژنگ امیرفضلی در قسمت سوم اخراجی‌ها در رسانه‌های مختلف اعلام شد. در واکنش به این خبر، ارژنگ امیرفضلی در گفت‌و‌گویی کوتاه به تکذیب کامل این خبر پرداخت و با صراحت عنوان داشت: «بنده در اخراجی‌های ۳ حتی یک ثانیه و حتی در یک سکانس هم نیستم! و این موضوع را پیش از شروع فیلمبرداری به عوامل محترم این فیلم گفته بودم و خودشان از موضع بنده آگاه هستند. عوامل اخراجی‌های ۳ بار‌ها دنبال من آمدند تا برای اخراجی‌های ۳ قرارداد ببندم اما از‌ همان ابتدا عنوان کردم نه! من به هیچ وجه در اخراجی‌های ۳ بازی نخواهم کرد! و دیگر این ماجرا تمام شده است.»

چرا ارژنگ امیرفضلی – بازیگر محبوب و موفق اخراجی‌های ۱ و ۲ – با اخراجی‌های ۳ قرارداد امضاء نکرد؟

 

شایعاتی است مبنی اینکه امیرفضلی بر سر مسائل مالی با عوامل اخراجی‌ها به توافق نرسیده. یا اینکه شاید نقشش در اخراجی‌های ۳ برایش دلچسب نبوده و… اما تا اعلام نشدن دلایل دقیق این کناره‌گیری بی‌مقدمه، تمامی این حرف‌ها همچون شایعات دیگر بی‌ارزش و بی‌منطق خواهد بود. ارژنگ امیرفضلی تا کنون در ۱۴ فیلم سینمایی حضور داشته که یکی از آخرین بازی‌های او در سینما، حضورش در فیلم سینمایی «محاکمه در خیابان»، در نقشی جدی، به کارگردانی مسعود کیمیایی بوده است.

 

پنج: کلهر به جای آقای معاون

هفته‌ی گذشته شایعه‌ی برکناری جواد شمقدری از سمت معاونت سینمایی وزارت ارشاد دهان به دهان چرخید، و اتفاقی که به این ماجرا بیشتر دامن زد برکناری مهدی کلهر از سمت مشاورت رییس جمهور بود و شایع شد کلهر قرار است به جای شمقدری بنشیند. اگرچه مهدی کلهر خبر حضورش در معاونت سینمایی را تکذیب می‌کند، اما شایعه‌ی رفتن جواد شمقدری از وزارت ارشاد همچنان به گوش می‌رسد. شمقدری پیش از تشکیل دولت دهم نامش در بین گزینه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، اما صندلی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به او رسید، صندلی‌ای که این روز‌ها به نظر می‌رسد چندان برایش قابل اتکاء نیست.

معاونت سینمایی وزارت ارشاد اگرچه در مقابل این شایعه سکوت کرد، اما مهدی کلهر گفت صحبتی با او در این زمینه نشده و اگر هم صحبتی شود این پست را هر گز قبول نمی‌کند. کلهر گفت: «خبرنگاری با من تماس گرفت و همین را پرسید و من هم تکذیب کردم، حالا هم تکذیب می‌کنم. زمانی به من پست وزارت ارشاد پیشنهاد شده بود و من نپذیرفتم.» مهدی کلهر که به همراه ۱۳ مشاور دیگر محمود احمدی‌نژاد، روز یکشنبه از کار برکنار شده، در پاسخ به این پرسش که اگر سمت دیگری را هم به شما پیشنهاد بدهند، قبول نمی‌کنید؟ گفت: «به هیج‌وجه تصمیم ندارم پست اجرایی دولتی بپذیرم و این تصمیم نه مربوط به الان که از‌ همان ابتدای دولت نهم بود، در واقع شرطم با دوستان برای همکاری، نپذیرفتن کار اجرایی بود.»
او درمورد فعالیت‌های آینده‌اش و ادامه‌ی کار در حوزه‌ی فرهنگ و هنر به صورت شخصی گفت: «این بحث‌ها مفصل است، فعلاً همین خبر رفتنم به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تکذیب می‌کنم.»

 

شش: مستندسازان علیه مرکز مستند

چند هفته قبل خبر محمد شیروانی و حضور نیافتنش در مراسم پایانی جشنواره‌ی مستند سینما حقیقت و بعد ندادن جایزه به او را از سوی مرکز در همین ستون خواندید. حالا هم مستندساز دیگری علیه مرکز شمشیر از رو بسته و برای رئیس‌اش خط و نشان می‌کشد. مهدی کرم‌پور از کارگردانان مطرح سینمای ایران در یادداشتی به شدت از عملکرد مرکز گسترش سینمای مستند در زمینه‌ی نمایش فیلم‌اش انتقاد کرده است. کرم‌پور دربخشی از یادداشت خود خطاب به آقا محمدیان رییس مرکز نوشته است: «بهمن سال ۸۷ بازرس شورای مرکزی کانون کارگردانان بودم و برای کمک به دوستانم برای تقسیم بلیت‌های جشنواره به اعضاء، به دفتر کانون آمده بودم. مردی با کت و شلوار قهوه‌ای به در ورودی تکیه داده بود و سری بلیت جشنواره به دست داشت. بعد از آنکه با ته لهجه‌ی آذری خودش را معرفی کرد فهمیدم که آن مرد خجالتی شفیع آقامحمدیان است و دوستان من در شورای مرکزی به جهت تخصیص تعداد مشخص بلیت به اعضای صنف تنها یک سری بلیت به او داده‌اند و او برای رفتن سینما به همراه خانمش، دو سری بلیت می‌خواست. گپ کوتاهی زدیم. فکر کردم دیگر فیلم نمی‌‌سازد و لابد به کار دیگری مشغول است. از فیلمسازی نپرسیدم. هر طور بود یک سری دیگر بلیت برایش جور کردم. خیلی تشکر کرد و چهره‌ی مشوش‌اش آسوده شد. لبخندش و دستان گرم و نگاه مهربانش را هنوز در خاطر دارم.»

 

هفت: تقوایی و علاقه قدیمی‌اش به فوتبال

 

ناصر تقوایی را همه به عنوان فیلمساز صاحب‌سبک می‌شناسند. اما کمترین کسی است که بداند او پیگیر جدی فوتبال است و در این روز‌ها که جام ملت‌های آسیا شروع شده دل‌مشغولی قدیمی‌اش به سراغش آمده. او درباره‌ی فوتبال ایران اظهار نظر هم می‌کند و شانس ایران برای قهرمانی را کم و افشین قطبی را فاقد قدرت تصمیم‌گیری می‌داند. تقوایی در مورد تیم افشین قطبی می‌گوید: «قطبی شجاعت کافی را برای یک تصمیم ندارد و همیشه مردد است. این اصلاً خوب نیست. مثلاً او می‌توانست با شجاعت تمام در بازی حساس ما در برابر کره جنوبی در مقدماتی جام جهانی دست به یک یا دو تعویض بسیار خوب بزند ولی این‌کار را نکرد چون می‌ترسید، به همین دلیل مطمئنم کارگردان خوبی نمی‌شد.» کارگردان «ناخدا خورشید» با اشاره به علی دایی می‌گوید: «هم علی دایی و هم قطبی در یک شرایط بحرانی کار را تحویل گرفتند و نتوانستند موفق باشند. البته من به علی دایی حق می‌دهم چون تحویل گرفتن یک تیم در آن شرایط آشفته فوتبال ما ازخودگذشتگی می‌خواست و دایی این خودگذشتگی را از خودش نشان داد ولی نتوانست آن را با موفقیت همراه کند. در مورد قطبی هم به‌نظر من خیلی زود سرمربی تیم ملی شد. او باید در تیم‌های ملی سنی پایین امتحان خود را پس می‌داد و بعد در صورت موفقیت در سنین پایه آن وقت سکان هدایت تیم ملی را در بزرگسال به او می‌دادند.»


تقوایی درمورد شانس قهرمانی ایران در این دوره از جام ملت‌ها می‌گوید: «شانسی نداریم، برای اینکه ما عادت بسیار بدی داریم و آن هم این است که وقتی از یک تیم نسبتاً قدرتمند جلو می‌افتیم، سعی می‌کنیم تا آخر بازی گل نخوریم و تمام تاکتیک‌های تیمی را هم فدای این کار می‌کنیم و تا به حال ده‌ها بار هم چوبش را خورده‌ایم. نمونه‌اش همین بازی تیم ملی امید ایران و ژاپن.» این هم برای پایان خبرهای این هفته حسن ختام شیرینی بود.

شرح عکس‌ها از بالا به پایین:

شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد: آقای معاون با قد کوتاهش این هفته در همه جا دیده شد.
شورای عالی سینما و جمع رفقا برای تصمیم‌گیری‌های مهم اما غیر کارشناسانه
سایت بنیادگرای مشرق، کاتولیک‌تر از پاپ به آقای معاون تاخت.
اصغر فرهادی، کارگردان «درباره الی» پاسخ دروغگویی‌های آقای معاون را داد.
ارژنگ میرافضلی بازی در بخش سوم اخراجی‌ها ساخته‌ی ده‌نمکی را به شدت تکذیب کرد.
مهدی کلهر: من معاون سینمایی ارشاد نمی‌شوم.
مهدی کرم‌پور از کارگردانان مطرح سینمای ایران در یادداشتی به‌شدت از عملکرد مرکز گسترش سینمای مستند انتقاد کرد.
ناصر تقوایی و تفسیر فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا

 

Share