Share

در میان نام‌ها و القاب اکبر هاشمی رفسنجانی، آن که بیشتر به نقش او در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی در دوران تصدی‌اش بر دولت می‌مانست، سردار «سد سازی» است. دوران نیاز و عطش به توسعه و شکوفایی بعد از ٨ سال جنگ و نقش او در دو دوره ریاست دولت و ریاست مجلس، اجازه می‌دهد تا به کارنامه او در این بعد هم نظر داشت.

تا انتخاب دولت هاشمی تنها ۱۰ سد احداث شده بود، اما پس از آن و تنها در سال ۱۳۷۴، ۴۶ سد در ایران ساخته شد

نیاز به توسعه و آبادانی در آن دهه، زمان برای زیان سنجی و مجال بررسی و کار کارشناسی را به توسعه‌گران نمی‌داد. به این ترتیب نوعی وفاق عمومی بر سد سازی های پیاپی وجود داشت که  کمبود برق و انرژی و جمعیت رو به رشد ایران پس از جنگ را هم باید بر آن افزود.

«نهضت سدسازی» با هدف کنترل و مهار آب‌های سطحی، آب‌رسانی به مناطق محروم و تأمین آب و برق مورد نیاز ایران پس از جنگ هشت ساله با عراق پاگرفت. از آغاز انقلاب بهمن تا پیش از دولت هاشمی رفسنجانی و به اصطلاح دوره «سازندگی» تنها ۱۰ سد در ایران احداث شده بود.

رواج ساخت و ساز سد در سال‌های ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی به اوج خود می‌رسد، تا جایی که تنها در سال ۱۳۷۴، ۴۶ سد در ایران ساخته شد.

از این دوره ساخت سد به تنها الگوی توسعه منابع آبی در ایران تبدیل شد بدون آنکه به تبعات زیست محیطی و انسانی این شکل از توسعه توجهی شود.

پروژه‌های سدسازی در سال‌های پس از انقلاب و به ویژه پس از جنگ به یکی از مظاهر توسعه ایران تبدیل شد. یک مقایسه نشان می‌دهد در حالی که پیش از انقلاب تنها ۲۶ سد در ایران به مرحله بهره‌برداری رسیده بود، در سال‌های پس از انقلاب شمار سد‌ها بهره‌برداری شده به عدد ۶۴۷ سد رسید.

حتی طرح سد گتوند در دولت  رفسنجانی طرح و پایه گذاری شد. سدهایی هم مانند سد میرزای شیرازی کوار از زمان دولت او آغاز شد و تا امروزهم  پایان نیافته است.

هر چند مجموعه این پروژه‌های تامین آب به ساخت و افتتاح بسیاری از بزرگترین سدهای ایران منجر شد اما به واقع فاقد شاخص‌های توسعه پایدار بود؛ از جمله بررسی مضرات و منافع طرح، اهمیت مکان‌یابی صحیح با توجه به متغیرهای مؤثر و همین‌طور منطبق بر حفظ محیط زیست و امکان سوددهی در بلند مدت.

امروزه با توجه به تغییر دیدگاه جهان نسبت به پدیده سدسازی، بازبینی‌های علمی و پژوهش‌های جغرافیایی و هیدرولیکی نشان می‌دهد که دلیل بسیاری از مشکلات تقسیم و تخصیص سهم آب کشاورزی، کم جانی ورودی تالاب‌ها و مشکل آبررسانی با کیفیت به شهرها از قضا همین ساخت و ساز سدها بوده است. سدهایی  که گریبان ساکنان بالا دست و پایین دست رودهای خشکیده را گرفته است.

توسعه ناپایدار

پرونده محیط زیستی هاشمی رفسنجانی تنها شامل پروژه‌های عریض و طویل سد سازی نمی‌شود.

باید بر آن حفر چاه و استخراج آب بدون مجوز و  بی کنترل و مکان سنجی کارشناسی  را نیز افزود. همین‌طور تخصیص زمین‌های حوزه جنگل و دریا و شهرها به ساخت و ساز و جاده کشی. عریان کردن فضای سبز شهری برای برج های بیشتر و رونق بازار مسکن و مصالح ساختمانی که در دست یک اقلیت نزدیک به دولت بود. پروژه‌هایی که با تأمین منفعت اقلیتی که در دستگاه اقتصادی پس از جنگ با استفاده از خلاءهای قانونی می‌توانستند چند صد هکتار جنگل را برای جاده ای نابود کنند و تعادل هیدرولیکی منطقه وسیعی را با ساخت سدی بر هم بزنند.

با وجود کم دانشی جهانی نسبت به معضلات زیست محیطی حاکم بر جهان آن دهه و باور جمعی و جهانی به اولویت و اهمیت آن در این دوره،  این سلسله تصمیمات بی‌دانش و مسئولیت‌پذیری تا امروز همچنان ادامه دارد. هنوز هم بعد از گذشت بیش از بیست سال سد و توسعه معادل هم هستند.

در دهه ۶۰ شمسی طرح نیروگاه‌های خورشیدی مطرح شد در آن زمان دفتر انرژی‌های نو نیز در وزارت نیرو تاسیس شد اما به علت دیوار بلند ساخت و سازها هرگز مجال رونق نیافت. برنامه ای که با هزینه کمتر و پایدار می‌توانست توسعه امروز ایران را به استفاده از انرژی‌های فسیلی کمتر وابسته کند.

از طرفی بیش از ۴٠٠ قنات تهران که در آن زمان حتی با وجود جمعیت تهران دهه ۶۰ فعال بودند کور و مسدود شد تا آب آن صرف کشاورزی در شهریار و طالقان و کرج و لویزان و غیره شود. به این ترتیب شرکت‌ها و گروه‌های سد سازی، ساخت سد و کشاورزی را بهترین نشان توسعه معرفی می‌کردند و نمایندگان برای راهیابی به مجلس قول ساخت سد و حفر چاه می‌دادند.

منافع سیاسی یا منابع ملی

به نقل از برخی رسانه‌های حوزه محیط زیست و به گفته معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، هاشمی رفسنجانی با توجه به اهمیت حفظ و حراست محیط زیست و آگاهی جمعی از مخاطرات محیط زیستی، بسیاری از نظراتش در آن دوره را در سال‌های اخیر تعدیل کرد.

این گفته معصومه ابتکار را می‌توان از چند منظر بررسی کرد.

نخست اینکه چطور بحث یک موضوع کاملاً مبتنی بر علم و فن در حوزه محیط زیست را می‌توان از مقوله یک موضوع تخصصی و علمی به یک کنش با اهداف سیاسی تقلیل داد.

آن هم برای فردی که در دوره‌های مختلف در راس مدیریت سازمان محیط زیست بوده است و به  خوبی می‌داند که چطور در طول تمام این سال‌ها معضلات و مشکلات زیست محیطی ایران  دامن‌گیر منابع طبیعی آن است و بی‌راهکار و سرمایه‌گذار‌ی اساسی تنها از دولتی به دولت دیگر حجیم‌تر می‌شود.

از طرف دیگر روشن می‌کند که در ایران، برای کارشناسان حوزه محیط زیست در رده‌های اجرایی و تصمیم گیری تا چه اندازه سخن گفتن بدون  ضمانت و تعهد عملی  و برنامه ریزی مدون کاری سهل و رایج است. به همین دلیل است که رئیس جمهوری به ریشه مدیریت منابع آبی ایران آسیب جدی می‌زند.

در این نقطه است  که فردی در راس مسئولیت و قدرت قانون و تخصیص بودجه نه تنها می‌تواند سال‌ها، غیر مسئولانه و بدون تعهد به بنای محیط زیست آسیب بزند، بلکه می‌تواند بدون اعمال پروژه‌هایی مبنی بر جبران خسران و یا ابراز تأسف از تصمیمات  اشتباه خود از نقد تبرئه شود.

تخریب طبیعت، جاده‌ای بی‌پایان

اما پرسش دیگری نیز پیش رو قرار دارد. روندی که هاشمی رفسنجانی و حزب کارگزاران همچنان با قدرت تا همین سال‌ها و ماه‌های اخیر پی گرفته بودند. از این میان می‌توان به طرح الصاق منطقه حفاظت شده بوجاق به منطقه آزاد بندر انزلی اشاره کرد که توسط شخص هاشمی رفسنجانی افتتاح شد.

بسیاری از افراد وابسته به شبکه‌های اقتصادی نزدیک به رفسنجانی با طرح ایده گسترش توریسم دست  به کار ساخت  و ساز هتل و جاده کشی در مناطق حفاظت شده‌ای مانند پارک ملی آشوراده و میانکاله شدند که به هیچ عنوان با مبانی و اساس توسعه پایدار، حتی در مبحث صنعت توریسم هم منطبق نبوده  و نیست. روندی که تا به امروز ادامه دارد و می‌توان آثار آن را در افت  ایران در شاخص جهانی حفظ محیط زیست به رتبه ١١۴، تبدیل شدن به اولین مصرف کننده آب در خاورمیانه دید.

همینطور از بین رفتن بخش عظیمی از جنگل‌های بلوط و هیرکانی، کاهش ۵٨ درصدی منابع آبی زیرزمینی، خشک شدن کامل تالاب‌های مهمی چون هامون و بختگان و پریشان  نیز حاصل یک یا پنج سال کم بارانی و سال‌های خشک نیست، محصول بیابان‌زایی و تغییر اقلیمی است که بخش مهمی از آن حاصل عوامل انسانی و مدیریت اشتباه در طول سال‌های متمادی است.


درباره سدسازی در ایران

پایان نهضت سدسازی در ایران؛ مرثیه‌ای بر یک رؤیا

Share