Share

نواخته شدن رنگ خطر فاجعه ساختمان پلاسکو تهران در صبح روز جمعه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۵، را می‌توان به شیوه‌های مختلفی تعبیر و تحلیل کرد. وقوع این حادثه تأسف بار در یک روز تعطیل را شاید بتوان به کنایه بر تعطیل بودن بسیاری موارد ضروری در کشور منتسب کرد، موضوعی که مهم‌ترین جنبه آن غفلت از به‌کارگیری آگاهانه فن‌آوری‌های روز در جریان زندگی شهری و در کسب و کارهاست. استفاده از تجهیزات هشدار دهنده، دستگاه‌های اعلام موقعیت و خدمات رایانش ابری از نمونه‌هایی که در روزهای اخیر برخی  کارشناسان به آنها اشاره کرده‌اند.

در حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو می‌توان کاستی‌های استفاده از فن‌آوری‌هایی که بسیار متداول شده و با قیمت اندک در اختیار است را نیز به وفور مشاهده کرد. این کاستی‌ها چه در موارد قبل از وقوع آتش‌سوزی، چه در زمان بروز حادثه و چه در جریان اقداماتی که تا به حال انجام شده خود را نشان می‌دهد. مجهز نبودن ساختمانی با وجود چند صد واحد صنفی به حسگرهای هشدار دهنده آتش‌سوزی، مجهز نبودن آتش‌نشانان به امکانات اعلان موقعیت، و موارد مشابهی که اثر مستقیم بر سلامت و کاهش مخاطرات جانی افراد دارد، از چنان اهمیتی برخوردار است که موضوع بررسی تأثیر احتمالی استفاده از خدمات ابری در کاهش افراد حاضر در محل حادثه را به میزان زیادی غیرواقعی می‌سازد، گرچه این موضوع نیز در جای خود واجد اهمیت است.

کمبودهای سخت‌افزاری سازمان‌های مسئول مقابله با آتش‌سوزی این ساختمان در کنار کاستی‌های مدیریتی هیزم آتشی را فراهم کرد که با جان باختن غم‌انگیز آتش‌نشانان شعله‌ور شد. شراره‌های این آتش در بستر امکانات ارتباطی مانند تلگرام چنان به چشم و نظر همگان آمد که این حادثه را برای ساعاتی به خبر مهم رسانه‌های خارجی نیز تبدیل کرد. اما گسترش ابعاد این فاجعه نشان داد که بود و نبود فناوری در زندگی امروزی تا چه حد تأثیرگذار است. محرومیت از چند فناوری ساده همچون حسگرهای دود و اخطار آتش منجر به گسترش سریع‌تر آتش می‌شود، در جریان مهار آتش، کمبود تجهیزات آتش‌نشانان را به دام مرگ می‌کشاند، و نداشتن تجهیزات نشانگر موقعیت، یافتن محل آتش‌نشانان مانده در زیر آوار را مشکل می‌سازد. شهرداری تهران با داشتن بیش از یک‌صد سایت اینترنتی و سازمان بزرگی که اداره امور رایانه‌ای شهرداری و واحدهای تابعه را برعهده دارد، قادر به ایجاد مجرای اطلاع‌رسانی مناسب به مردم نیست، و چند کانال تلگرامی مردمی نبض خبررسانی را در دست می‌گیرند. هیچ‌کدام از سازمان‌های اداری آمار روشن و قابل تکیه‌ای از تعداد واحدهای صنفی و افراد شاغل در این مجتمع ندارند، و بانک‌های اطلاعاتی متعدد این سازمان‌ها در چنین موقعیت‌هایی قادر به بهبود جریان مدیریت بحران و حواشی پس از آن نیستند.

در کمال شوربختی بروز یک آتش‌سوزی منجر به از دست رفتن جان افرادی شده که همچنان می‌توانستند در بین خانواده‌ها و عزیزان خود حاضر باشند، کسب‌وکارهای کوچک و کم‌رمقی با نابودی کامل مواجه شده‌اند، و خانواده‌های بسیاری اندوخته‌ها و منبع درآمد خود را از دست داده‌اند؛ اما متوقف ماندن در سوگواری و اظهار تأسف برای این افراد ظلم مضاعف به آنهاست. لازم است که این فاجعه را برای درس گرفتن بارها و بارها مورد برسی قرار داده و این آموخته‌ها را برای پیشگیری از بروز وقایع مشابه به‌سرعت به‌کار گرفت. روشن است که در این بحبوحه صحبت از تأثیرات بود و نبود خدمات رایانش ابری در میزان حضور صاحبان کسب‌وکارها در محل وقوع حادثه، موضوعی انتزاعی به نظر می‌رسد. اما به‌راستی این موضوع هم نکته قابل توجهی است که باید آن را در فهرست آموخته‌های این فاجعه غم‌انگیز دانست. یکی از مدیران دولتی حوزه فناوری اطلاعات در این باره گفته است: “دلیل اکثریت هجوم صاحبان کسب‌وکار ساختمان پلاسکو خروج اسناد و کامپیوترهای موجود به منظور حفظ اسناد حسابداری‌شان بود. درحالی‌که اگر اطلاعات این افراد بر روی سامانه‌ها ابری ذخیره می‌شد نگرانی برای از دست رفتن اطلاعات وجود نداشت.” [۱] صرف‌نظر از استدلال غیرقابل قبول برای توجیه حضور صاحبان کسب‌وکار در محل ساختمانی که در حال سوختن بوده، اما موضوع مطرح شده در جای خود مهم و قابل توجه است.

استفاده از امکانات و تسهیلات نرم‌افزاری در میان کسب‌وکارهای داخلی در سال‌های اخیر رواج یافته است. این شتاب‌گیری با توجه به کاهش حساسیت‌ها و محدودیت‌های سازمان امور مالیاتی و در جریان شکل‌گیری تشکیلاتی به نام تکفا در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی شروع شد و علیرغم همه کاستی‌ها و اشتباهات، از جنبه گسترش کاربرد رایانه‌ها موفق بود. امروز بسیاری از کسب‌وکارهایی از سنخ همان‌ها که در ساختمان پلاسکو فعال بودند، از رایانه و نرم‌افزارهای مالی برای پیگیری امور روزمره خود استفاده می‌کنند. این نرم‌افزارها همچنان قادر به سازگاری با نسل جدید نرم‌افزارها مطابق با آنچه در دنیای فناوری‌های رایانه‌های می‌گذرد نیستند. گرچه نگاهی واقع‌بینانه نشان می‌دهد که این مشکل مختص کشور ما نیست و در بسیاری دیگر از نقاط دنیا شکاف بزرگی بین دنیای کاربردهای واقعی و ساخته‌های فن‌آورانه روز وجود دارد. اما می‌توان از بروز حوادثی چون حادثه غم‌انگیز ساختمان پلاسکو به‌عنوان ابزاری برای جلب توجه به لزوم نوسازی و بهسازی موقعیت کاربری فناوری‌های روز به‌ویژه رایانش ابری استفاده کرد. روشن است که هر کسب‌وکار متکی بر خدمات ابری، در زمان وقوع چنین حوادثی نگران از دست رفتن اطلاعات حیاتی فعالیت‌های خود نیست، گرچه مزایای فناوری رایانش ابری بسیار فراتر از این است، اما تأکید بر این تأثیر کاربردی روزهای جاری آنهم با استفاده از فضای حاصل از حادثه ساختمان پلاسکو در مجموع امری مفید است.

گفته می‌شود که فقط در تهران دست‌کم ۳۰۰۰ واحد در وضعیت مخاطره‌آمیز مشابه ساختمان پلاسکو قرار دارد. شاید بتوان امیدوار بود که جان باختن آتش‌نشانان شجاع تهران موجب هشیاری کافی برای توجه به لزوم استفاده از فناوری‌هایی گردد که امروز به‌سادگی و با هزینه اندک در اختیار است و می‌تواند چه در پیشگیری از حوادث و چه در مقابله با اثرات آنها مفید واقع شود. در این صورت است که نشان می‌دهیم قدردان فداکاری‌های جان‌باختگان این حادثه هستیم.


پی‌نوشت:

[۱غفلت از حوزه فن‌آوری اطلاعات بحران ساختمان پلاسکو را دوچندان کرد (نکته قابل تأمل درباره این مطلب آن است که همین عبارات عیناً در سایت کلیک از قول فرد دیگری با ذکر نام و به‌عنوان مدیرعامل یک شرکت اینترنتی نقل شده است!)

Share