رخداد آتش گرفتن و فروپاشی ساختمان پلاسکو جامع‌ترین نماد وقایع سال ۱۳۹۵ است. در این رخداد بی‌کفایتی و فساد مقامات، رنج مردم و بی‌دفاعی‌شان در برابر فجایع جلوه بارزی یافت.

ایران هزاران پلاسکو دارد، کل ایران گرفتار وضعیتی چون پلاسکو است. سال ۱۳۹۵ را همچنین می‌توان سال غبارگرفتگی نامید. بر سر و روی کشور گرد و خاک نشسته است. آب و جارو لازم دارد، اما به جای نشاطی بهاری برای تغییر، سرها در گریبان‌ است و از هر سو صدای خُرد شدن می‌آید.

پلاسکو فرتوت بود، نوسازی نشده بود. نظام هم فرتوت است، نوسازی نشده است، برای نوسازی موانع درونی دارد. بزرگترین مانع خودش است.

نظام فرتوت شده است، نظام فقها، پیرمردهای خرفت‌، آقازاده‌ها، دور قاب‌چین‌ها، باندهای مافیایی. در سال ۱۳۹۵ چندتایی‌ از شخصیت‌هایشان مردند، و رهبرشان کوشید که به بسیج و جهاد اقتصادی فرا خواند تا تحرکی ایجاد شود برای غلبه بر دلمردگی و فساد و کاهلی دستگاه. افاقه‌ای نکرد. از او که دیگر صحبت می‌شود، از جمله در محافل نظام، بحث می‌رود بر سر اینکه کی می‌میرد و جانشین‌اش که خواهد بود. احمد خاتمی، سخنگوی مجلس خبرگان، اخیرا گفته است: “ده رهبر در آستین داریم”، یعنی شعبده‌بازی ادامه دارد.

انتخابات پیش رو محکی است برای سنحش مهارت حضرات در شعبده‌بازی در شرایطی که زمین زیر پای بازیگران می‌لرزد.

سال ۱۳۹۵ همچنان سال صدور اسلحه و آدم‌کش به سوریه و آوردن جنازه از آنجا بود. متأسفانه این سال هم آگاهی عمومی، حتا در سطح رسانه‌های منتقد، تا این حد ارتقا نیافت که دخالت‌گری رژیم در عراق و سوریه را به مسئله تبدیل کند، و مسئولیت ایران در برپا شدن جنگ داخلی در سوریه و حفظ رژیم اسد را بازشناسد. رژیم ایران مسائل منطقه را به جنگ شیعه و سنتی تبدیل کرد. رژیم ولایی بومرنگی را پرتاب کرده که ضربه نهایی‌اش را به خود ایران خواهد زد.

سال ۱۳۹۵ سال فساد بود، سال خبرهای فساد بود. حتا در رسانه‌های مجاز فساد کلیدواژه سال است.

سال ۱۳۹۵ سال گسترش فقر و فلاکت بود. کارخانه‌های بسیاری بسته شدند، بسیاری روستاییان زمین‌های خشک و بی‌بار را ترک کردند و به شهرها پناه آوردند. سال، سال غبارگرفتگی بود و خفه شدن. سال سال خبرهای خودکشی بود. سال سال شکستن سازها بود. سال سال اعدام بود. سال کشتن کولبرها بود. از زندان‌ها خبر از مقاومت می‌رسید و این خبرها خوشبختانه موج‌هایی از همیستگی برپا می‌کرد.

و سال خوبی بود: اعتصاب‌های کارگری بالا گرفت. هر هفته خبری از مقاومت و تشکل‌یابی زحمتکشان بود. معلمان نیز در اعتراض پیشرو بودند. سال ۹۵ همچنین سال تعمیق آگاهی زیست‌محیطی بود. در رسانه‌ها و در محافل بیشتر درباره مشکلات زیست‌محیطی بحث شد. حس مسئولیت مدنی در این زمینه در حال تقویت است.

در زیر گزیده‌ای از پرونده‌های سال ۱۳۹۵ را می‌بینید. هر یک جنبه‌ای از رویدادها و روندهای این سال را بررسی می‌کند.


پرونده پلاسکو زیر آوارِ مسئولیت

زمانه از زمان وقوع فاجعه پلاسکو تلاش کرد تا در کنار پوشش خبری ماجرا، به تحلیل و ارزیابی ابعاد مختلف آن بپردازد. مجموعه مطالبی که درباره این موضوع منتشر شده است، در این پرونده جمع شده‌اند به این امید که تصویری دقیق‌تر از ماجرا در دسترس افکار عمومی قرار داده شود.


لایحه اصلاح قانون کار و تعلیق آن

وزیر کار لایحه بحث‌انگیز اصلاح قانون کار را پس گرفت. تنش بر سر آن فروکش کرد و به یک دور دیگر منتقل شد. نگاهی به دور اخیر مقاومت در برابر تغییر قانون کار به ضرر کارگران.


یک چشم دولت یازدهم به سرمایه‌گذاری خارجی و چشم دیگرش به خصوصی سازی داخلی است. چشم اسفندیار این دولت اما آمارسازی و بزرگ‌نمایی در شکستن شاخ تورم و رکود و بیکاری است. دولت یازدهم پول ندارد اما با جیب خالی شعارهای عالی می‌دهد.


پرونده ریزگردها

در پرونده پیش‌رو گذری داریم بر آنچه گذشت: از دشواری‌ بر سر شناسایی منشاء ریزگردها و از عملکرد دستگاه‌های اجرایی تا پیامدهای این پدیده و گمانه‌زنی درباره آینده آن.


«مهاجرت اقلیمی» و ابعاد آن در ایران

خشکسالی و بحران‌های زیست محیطی، ایران را با موج‌های تازه‌ای از مهاجرت‌های جمعی مواجه کرده است که می‌تواند تعادل جمعیتی کشور را برهم زند. مجموعه‌ای از مطالب در این باره.


کتابی و کتاب‌هایی در قفس

صفحه‌ای از شعر «برای کشیدن یک پرنده»، ژاک پره‌ور، احمد شاملوتک و تاب نمایشگاه کتاب تهران با همه فراز و نشیب‌هایش مدتی‌ست که فروکش کرده. مانند قفس در شعری از «پره‌ور»، قفسه‌ای ترسیم کردیم و کتاب‌هایی را روی آن نشاندیم. آیا پرنده می‌خواند؟


کودکی‌های از دست رفته

جامعه ایران با کودکان مهربان نیست و آن‌ها را که بیش‌تر نیازمند حمایت و مهر عمومی‌اند، از ساده‌ترین حقوق‌شان محروم می‌کند. ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته، اما قوانینش با حقوق کودکان نمی‌خواند. در این پرونده، به مناسبت روز مبارزه با کار کودکان مجموعه‌ مطالبی درباره حقوق کودک گردآوری شده است.


روزگار تیره مردمان سختکوش

مشکلات معیشتی زندگی کارگران را مدام دشوارتر می‌کند. کارگران حق تشکیل سندیکا و اتحادیه‌ مستقل ندارند و حق اعتراض و اعتصاب هم از ایشان دریغ شده. پرونده پیش رو درباره کارگران و این دشواری‌هاست.


۸ مارس: زنان در زمانه بحران‌ها

پرونده زمانه به مناسبت ۸ مارس: گزیده‌ای از مطالب منتشر شده درباره عرصه‌های مختلف مبارزه زنان در ایران و جهان


نامه‌ای پربازتاب از زندان خانگی

انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به حسن روحانی که در آن خواستار شد که «حاکمیت مستبد» دادگاهش را برگزار کند، یک حادثه مهم در ماه آغازین سال ۱۳۹۵قلمداد شد. اکثر تحلیل‌گران مخاطب اصلی این نامه را آیت الله خامنه‌‌ای، رهبر نظام، می‌دانند. مجموعه‌ای از مطالب در این باره.


مورد مرتضوی؛ پرونده یک پرونده‌ساز

سعید مرتضوی هفت سال پس از ماجرای بازداشتگاه کهریزک در نامه‌ای سرگشاده خطاب به قاضی پرونده‌، از بازماندگان کشته‌شدگان عذرخواهی و بابت بروز این حوادث ابراز شرمندگی کرده است؛ هر چند همچنان تاکید کرده که این ماجراها به عمد اتفاق نیفتاده است. برای پوشش مجموعه تحلیل‌ها و واکنش‌ها درباره این نامه مطالبی در قالب یک پرونده آماده شده‌اند که می‌خوانید.


تابستان ۶۷؛ پی‌جویی حقیقت

گورستان خاوران پرونده ویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ که در بیست و هشتمین سالگرد این کشتار منتشر می‌شود، مجموعه‌ای‌ست از مصاحبه‌ها و گزیده‌ای از مقاله‌های منتشر شده در رادیو زمانه درباره این فاجعه.


مرگ رفسنجانی، مروری بر پرونده نظام

مرگ رفسنجانی، در رسانه‌های مختلف، از جمله زمانه، فرصتی شد برای بازنگری به نظام ولایی با تمرکز بر کارنامه زندگی یکی از شخصیت‌های محوری آن.


نظام می‌میرد • پرونده جانشینی

نظام اسم مستعار سید علی خامنه‌ای است. در جریان انتخابات هفتم اسفند، بحث مرگ رهبر و جانشین او به آن صراحتی مطرح شد که معمولا در رژیم ابهام الاهی ممکن است. جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای به چه صورتی در می‌آید؟