Share

شهرنوش پارسی‌پور – حدود یک سال پیش به من گفته شد مردم ایران علاقه‌ی شدیدی به تماشای شبکه‌ی تلویزیونی «فارسی وان» پیدا کرده‌اند. در آن موقع در اروپا بودم و خانم صاحبخانه علاقه‌ی شدیدی به تماشای این کانال تلویزیونی داشت و باعث شد من هم به تماشای آن علاقمند شوم. کم کم معلوم شد «فارسی وان» شبکه‌ای‌ست که سریال‌های کره جنوبی، هند، و لاتین‌ها را به زبان پارسی برمی‌گرداند.

 

نخستین بار که این سریال‌ها را دیدم از نحوه‌ی گپ زدن پارسی آن‌ها یکه می‌خوردم. بعد عادت به تماشای آن‌ها کردم و برای زمانی کوتاه همانند هموطنان مقیم ایران به این کانال تلویزیونی معتاد شدم. تا این لحظه حداقل پنج دوره کامل سریال‌ها را دیده‌ام. بعضی از این سریال‌ها آنقدر مبتذل و سطحی هستند که باورکردنی نیست، اما من به تماشای آن‌ها معتاد شده‌ام. البته تصمیم جدی دارم که تا چند هفته دیگر به رفع این اعتیاد قیام کنم. اما در تمام این ماه‌ها این موضوع ذهن مرا به خود مشغول داشته که چرا به آن‌ها نگاه می‌کنم. مهم‌ترین نکته‌ای که کشف کردم زیبایی و شیک‌پوشی هنرپیشگان این سریال‌هاست. آنان از میان زیبا‌ترین هنرپیشگان زن و مرد کشورهای مربوطه‌شان برگزیده شده هستند. البته در واقعیت امر مردم از نظر زیبایی در سطح‌های مختلف هستند، اما نمی‌فهمم چرا من با این همه ادعاهای گنده گنده پای‌بند زیبایی این هنرپیشه‌ها شده‌ام. به ویژه لباس‌هایی که آن‌ها به تن می‌کنند ویژه بوتیک‌های اختصاصی‌ست. موضوع این فیلم‌ها نیز اغلب عاشقانه است. شمار زن‌های بدجنس و پست‌فطرت آنقدر زیاد است که مرا مبهوت کرده است. اما ظاهرا این روند طبیعی این اپراهای به اصطلاح صابونی‌ست (soap opera) که ویژه‌ی زن‌ها ساخته می‌شود. زن‌هایی که اغلب از دست همجنس‌هایشان عذاب می‌کشند.

اما همه‌ی این‌ها توجیه‌کننده نبود که چرا من به این سریال‌ها علاقمند شده‌ام. تا اینکه ناگهان روزی کشف کردم علت این علاقه به‌سادگی این است که من نیز به‌طور طبیعی دلم می‌خواهد از طریق زبان پارسی با جهان ارتباط برقرار کنم و دنیا را ببینم. منتهی دلم می‌خواهد دنیایی را ببینم که به دنیای خودم شباهت داشته باشد. من ایرانی حق این‌کار را ندارم. ایرانی را که به من نشان می‌دهند، اعلب ایران خودم نیست. مردمی که در سریال‌ها و فیلم‌ها ظاهر می‌شوند، هیچ نوع شباهتی به من ندارند. برای همین با اینکه از طریق همین «فارسی وان» تماشای تمامی فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی مجاز است رغبتی به دیدار آن‌ها ندارم. اصلاً نمی‌فهمم هنگامی که مادر و دختر در اتاق تنها هستند چرا حجاب دارند. در حقیقت در سریال‌های ایرانی کسانی را به مردم نشان می‌دهند که متعلق به سیاره‌ی دیگری هستند. هیچ ایرانی آن‌گونه زندگی نمی‌کند که در سریال‌های ایرانی نشان داده می‌شود.
 

ویژگی دیگر سریال‌های «فارسی وان» این است که فیلم‌ها متعلق به کشورهایی‌ست که مردم ایران را اذیت و آزار نکرده‌اند. مردم ایران کینه‌ی مردم کره جنوبی و یا کشورهای آمریکای لاتین را به دل ندارند. در نتیجه با خیال راحت‌تری این سریال‌ها را نگاه می‌کنند. سریال «باران دروغ» از کره جنوبی آنقدر مرا مسئله‌دار کرده بود که برای دیدن آن له له می‌زدم. بعد به من گفته شد که در ایران شب‌ها ترافیک کمتر می‌شود چون مردم برای دیدن این سریال زو‌تر به خانه می‌روند.

 شهرنوش پارسی‌پور: از منطق‌الطیر می‌توان یک سریال بسیار درازمدت بیرون کشید و ادبیات «الانسان‌الکامل» اثر عزیزالدین نسفی می‌تواند دستمایه‌ی بررسی سینمایی ایران مقطع ماقبل حمله مغول قرار گیرد. هزار و یک شب آنقدر غنی‌ست که هالیوود همیشه به آن تکیه داشته و زیباترین فیلم‌ها را از آن بیرون کشیده. ما حتی قادر نبوده‌ایم یک فیلم به افتخار زنی با نام شهرزاد بسازیم.

حالا من مانده‌ام و این مسئله که چرا در حالی‌که تمامی سریال‌های فارسی روی همین برنامه‌های «فارسی وان» قرار دارد رغبتی به دیدن آن‌ها ندارم. فیلم‌های فارسی هم هست که باز رغبتی به دیدار آن‌ها ندارم. چنین به‌نظرم می‌رسد که دستی نامرئی جلوی ایجاد رابطه‌ی حقیقی میان ایرانی‌ها را می‌گیرد. به‌راستی باور نمی‌کنم، آخوند‌ها اینقدر احمق باشند که نفهمند مردم رغبتی به تماشای سریال‌ها و فیلم‌های خودشان را ندارند. شخص من حاضرم مسئولیت ساختن دو سریال را تقبل کنم و حاضرم قول بدهم که در هنگام پخش آن‌ها شهر خلوت بشود. اما البته من یک شرط دارم که هنرپیشگان زن من در خانه حجاب نداشته باشند. مسئله‌ی عجیب این است که همین حجاب اجباری جلوی بحث و گفت‌وگوهای بسیار جدی را می‌گیرد. نشان دادن زن دانشمند در این حجاب مضحک عملاً غیر ممکن به‌نظر می‌رسد. چون جمع بستن حجاب و دانش کار بسیار مشکلی‌ست. با این احوال تکرار می‌کنم که ما ایرانی‌ها خودمان قادر هستیم بهترین سریال‌ها را بسازیم. ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم دیگر به هیچ سریال خارجی نگاه نکنند. تاریخ ایران پر است از داستان‌های بسیار جالب و سرگرم‌کننده.

  

در حال حاضر ما مشغول خواندن داستان «خسرو و شیرین» اثر نظامی گنجوی هستیم. صحنه‌هایی که این شاعر توانا شرحشان را می‌دهد، خود همانند یک سینمای حقیقی‌ست. چنان او صحنه‌ها را جاندار توصیف می‌کند که می‌توان بهترین سریال‌ها و فیلم‌ها را از آن‌ها استخراج کرد. نگاهی به شرایط زنان در عصری که نظامی از آن گفت‌وگو می‌کند به‌راستی جالب است. می‌بینیم که شیرین سوار بر اسب تنها به سفر می‌رود. او یک تیرانداز است و در کنار زنانی زندگی می‌کند که جنگجو هستند. عمه او پادشاه ارمنستان است و بخش اعظم درباریان او را زنان تشکیل می‌دهند. نه تنها داستان خسرو و شیرین، بلکه اما داستان‌های دیگر ادبیات فارسی قابلیت فیلم شدن را دارند. از منطق‌الطیر می‌توان یک سریال بسیار درازمدت بیرون کشید و ادبیات «الانسان‌الکامل» اثر عزیزالدین نسفی می‌تواند دستمایه‌ی بررسی سینمایی ایران مقطع ماقبل حمله مغول قرار گیرد. هزار و یک شب آنقدر غنی ست که هالیوود همیشه به آن تکیه داشته و زیباترین فیلم‌ها را از آن بیرون کشیده. ما حتی قادر نبوده‌ایم یک فیلم به افتخار زنی با نام شهرزاد بسازیم.
 

در نتیجه دوستان، من «فارسی وان» نگاه می‌کنم و به خوبی متوجه هستم که هالیوود پشت آن قرار گرفته است، که چون می‌داند دیگر نگاهش نمی‌کنند و یا سعی دارند نگاهش نکنند پوست انداخته است و تبدیل شده به فیلم‌های آمریکای لاتین. کاملاً متوجه شده‌ام که این حرف درستی‌ست که مردم زیبایی را دوست دارند. نمی‌توان انکار کرد که حتی زشت‌ترین مردم از دیدن چهره‌های زیبا لذت می‌برند. از همین «فارسی وان» آموختم که می‌توان حرف‌های بسیار جدی را در پس و پشت داستان‌های ظاهراً مبتذل بر زبان آورد. مردم چه باید بکنند که از دیدن چهره‌ی آخوند‌ها در تلویزیون خسته شده‌اند. ظاهراً این آقایان حرف‌های مهمی می‌زنند، اما اگر حوصله کنید و دوباره به آن‌ها گوش بدهید، روشن می‌شود که آن‌ها هم مزخرف می‌گویند. منتهی بلد نیستند این مزخرف را به صورتی بگویند که جذاب باشد. برای من روشن نیست چرا آن‌ها عقل هالیوود را به وام نمی‌گیرند و خود را پشت چهره‌ی زنان و مردان زیبا پنهان نمی‌کنند. مسئله البته بسیار روشن است. همه‌ی این آخوند‌ها از تلویزیون پول می‌گیرند تا بیایند جلوی دوربین بنشینند و ور بزنند. چنین است که ایران اقتصاد ندارد و دستگاهی که می‌تواند پولساز باشد به دستگاهی پر هزینه تبدیل شده که خرج روی دست مردم می‌گذارد.
 

اما تلاش‌هایی در خارج از کشور به انجام می‌رسد تا تلویزیون‌های مستقل و پولساز ایجاد کنند. بدبختانه به دلیل نبودن بودجه‌ی اولیه انجام این‌کار شدنی نیست. ما در خارج از کشور قادر نیستیم برای داخل کشور برنامه درست کنیم، چون هیچ صاحب کالایی حاضر نخواهد شد تبلیغاتش را به ما بدهد. همه ملاحظه جمهوری اسلامی را می‌کنند. نتیجه این است که مردم مجبورند فیلم‌هایی را به تماشا بنشینند که هیچ ربطی به واقعیت‌های ایران ندارد. خدا به مردم ایران صبر بدهد و شاید بتوان این مسئله را مورد مطالعه قرار داد که چه بسا جغرافیای ایرانی باعث این وضعیت شده است. آخوند‌ها دائم همه جا خود را نشان می‌دهند تا مردم دور وبر ایران هرگز رغبت نکنند به ایران بیایند.
 

عکس‌ها:

شبکه‌ی تلویزیونی «فارسی وان»
مجموعه‌ی تلویزیونی «اوللونا» از مجموعه‌های «فارسی وان»
مجموعه‌ی تلویزیونی «طلسم زیبا» از مجموعه‌های «فارسی وان»
مجموعه‌ی تلویزیونی «همسان»، یک داستان عاشقانه در مکانی مرموز از شبکه‌ی «فارسی وان»

 

Share