Share

احمد احقری − دکتر جمشید بهنام، با استناد به خاطرات جمال‌زاده، از روشنفکران ایرانی مهاجر در شهر برلین در فاصله سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۰ (۱۳۰۹-۱۲۹۴)، با عنوان "برلنی‌ها" یاد می‌کند. به این ترتیب "برلنی‌ها"، در این مقطع زمانی از جنبش آزادی‌خواهانه‌ و ترقی‌طلبانه ایران، دو نسل از این روشنفکران را دربرمی‌گیرند.

در سری مقالات "انقلابیون مشروطه در برلین" زندگی و شرح حال گزیده‌ای از مهم‌ترین شخصیت‌های نسل اول این روشنفکران درج شده بود.

زندگی و شرح حال دکتر تقی ارانی، آغازگر دفتر دیگری از مجموعه "برلنی‌ها" است که به زندگی و فعالیت‌های نسل دوم این گروه اختصاص می‌یابد.

 

تقی ارانی، دست کم در تاریخ ۸۰ سال اخیر جنبش آزادی‌خواهانه و روشنفکری ایران، برای طیف بسیار گسترده‌ای از زنان و مردان روشنفکر و ترقی‌خواه ایرانی، صرفنظر از سلیقه‌ها و جهت‌گیری‌های فکری – سیاسی آن‌ها، نامی آشنا و درخور احترام است. طبیعی است که تعمق در جنبه‌های گوناگون زندگی این شخصیت و بازگویی واقع‌گرایانه آن، با پرهیز از اغراق‌گویی‌های ناشی از قهرمان‌سازی‌های رایج، در شناخت روندهای فکری و سیاسی تحولات معاصر جامعه ایران کمک بسزایی خواهد نمود.
 
از کودکی تا مهاجرت به برلین
 
تقی ارانی بر طبق اسناد رسمی در ۱۳ شهریور ۱۲۸۲ (۵ سپتامبر ۱۹۰۳) در تبریز متولد شده است، ولی در گزارشی که برای دانشگاه هومبولت برلین نوشته، تاریخ تولد خود را ۲۱ مارس ۱۹۰۲ اعلام کرده است. پدر او ابوالفتح‌خان ارانی  از مدیران رده‌ی میانی وزارت مالیه بوده است. نام خانوادگی اَران از پیشینه تاریخی اجداد این خاندان گرفته شده که قبل از مهاجرت به تبریز در مناطق شمالی رود ارس (اَران) زندگی می‌کردند. در مورد وضعیت مالی خانواده ارانی گزارشات ضد و نقیضی موجود است. در حالی که عبدالصمد کامبخش در گزارش خود به کمینترن خانواده او را ثروتمند و شخص ارانی را وارث خانه‌ای از پدر، قطعه زمینی کوچک و بخش کمی از یک معدن زغال سنگ معرفی می‌کند، در جایی دیگر از اسناد حزب توده ایران، او را برخاسته از یک خانواده‌ی "کارمند جزء" در وزارت مالیه می‌دانند.
 
تقی ارانی از تولد تا چهار سالگی در تبریز زندگی می‌کرد و پس از آن همراه مادرش خانم فاطمه آقازاده و خواهرانش به تهران مهاجرت کردند. احسان طبری درباره شرایط زندگی تقی در کودکی می‌نویسد: "ابوالفتح خان ارانی نسبت به همسر و فرزندان خود لاقید بود و با وجود درآمد مکفی توجهی به تامین زندگی خانواده خود نداشت. در نتیجه دوره کودکی تقی ارانی در تهران با دشواری مالی سپری شد. در این تاریخ تقی ارانی که تنها پسر خانواده بود با مادر و سه خواهر خود به نام‌های ایران، کوکب و شوکت در محله شیخ هادی زندگی می‌کرد."
 
طبری در ادامه، روحیات و خصوصیات تقی را در کودکی چنین توصیف می‌کند: " … شش ساله است که مادرش او را در مدرسه ابتدایی شرف مظفری (بعدها شرف) نام‌نویسی می‌کند. با وجود این که تقی ارانی آموختن زبان فارسی را دو سال پیش از این در تهران آغاز کرده بود، – زیرا که در نزد خانواده ارانی فقط به آذری صحبت می‌شد. شاگرد باهوش و با استعدادی است، به گونه‌ای که از همان آغاز توجه معلمین و هم‌شاگردی‌ها را به خود جلب می‌کند. تقی ارانی محصلی است آرام، با جثه‌ای کوچک که در درس و مشق همواره حاضر جواب است. تنها مانعی که در درس و بازی با همسالان گاهی نمود پیدا می‌کند، نزدیک‌بینی شدید تقی ارانی خردسال است، که تا آن زمان به این امر پی نبرده بودند. بلکه در سن شانزده سالگی موقعی که در دارالفنون تحصیل می‌کرد، با دریافت عینک پنس از این مشکل رهایی یافت."
 
ارانی از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ (۱۲۹۹-۱۲۹۳) تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون گذراند. او زبان فرانسه و عربی را به‌خوبی فرا گرفت و در یادگیری دانش‌های مدرن استعداد شگرفی از خود نشان داد و در رشته "پزشکی" دیپلم خود را با نمرات ممتاز دریافت نمود. در این زمان با تأثیرگیری از جنبش‌ها و انقلابات آن دوران، به مسائل سیاسی روی آورد و در سن ۱۷ سالگی در تظاهراتی که دانش‌آموزان مدارس بر ضد قرارداد ۱۹۱۹ ترتیب داده بودند، فعالانه شرکت جست. پس از خاتمه دوره متوسطه، تحصیلات خود را در مدرسه عالی طب تهران پی گرفت و امتحاناتش را با موفقیت پشت سر گذارد، ولی پس از یک سال به قصد مهاجرت اروپا، آن را نیمه‌کاره رها کرد.   
 
ارانی در برلین
 
تقی ارانی در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۱) وارد برلین شد. آخرین محل اقامت او در شهر برلین در ساختمان شماره ۲۲ خیابان "قرقاول‌ها" 22) Fasanenstr.) در مرکز شهر برلین است. در این محل اکنون هتلی برپا شده که بر سردرِ ورودی آن لوح یادبودی از تقی ارانی نصب شده است. در این لوح یادبود، از این ساختمان به‌عنوان محل زندگی یک مبارز ضدفاشیست نام برده‌اند. 
 
ارانی با انگیزه ادامه تحصیل برای مدارج عالی دانشگاهی وارد برلین شد. دوره اقامت ۸ ساله او در این شهر مقارن با شکل‌گیری و رشد و شکوفایی شخصیت‌های علمی و اجتماعی – سیاسی اوست. شخصیت علمی ارانی با محیط دانشکده فلسفه دانشگاه هومبولت برلین و استفاده از کلاس درس اساتیدی نامدار چون ماکس پلانک و آلبرت آینشتاین پیوند خورده است، در حالی که به موازات آن رشد مستمر دیدگاه‌ها و شخصیت اجتماعی – سیاسی او در پیوند با جریانات و احزاب چپ آلمانی از یک سو و ارتباطات گسترده با ملیون و دانشجویان ایرانی از سوی دیگر، جریان دارد.
 
کارنامه علمی دکتر ارانی در برلین
 
ارانی در سال ۱۹۲۳ در "دانشکده فلسفه" ثبت نام نمود و تا پایان رساله‌ی دکترای خود در سال ۱۹۲۸ تلاشی پی‌گیر و مستمر از خود نشان داد. در برخی منابع آمده که او از کمک هزینه تحصیلی که دولت ایران در اختیار دانشجویان مقیم اروپا می‌گذارد تا حدی استفاده کرده است. البته این به معنای آن نبود که او برای تامین مخارج تحصیل و زندگی خود بی‌نیاز از کار و کسب درآمد بوده است. ارانی با درآمدی که از تدریس زبان فارسی در سمینار خاورشناسی داشت، شهریه تحصیل خود را در دانشگاه می‌پرداخت  و هزینه‌های زندگی‌اش را با کار در انتشارات کاویانی و چاپخانه ایرانی کاظم‌زاده ایرانشهر تامین می‌کرد.
 
او در ۱۹ دسامبر ۱۹۲۸ از رساله‌ی دکترای خود در رشته شیمی با عنوان "خواص احیا‌کنندگی اسیدهای هیپوفسفریک بر ترکیبات آلی" دفاع کرد. به اعتقاد استادش، زبان آلمانی او در رساله معیوب و نیازمند تصحیح بوده است. با وجود آن که ارانی در نامه‌ای مورخ ماه مه ۱۹۲۸ از مقامات دانشگاهی خواستار تعویق امتحان دکترای خود به علت بیماری شده بود، در نامه دیگری مورخ ۲۸ ژوئن بار دیگر خواستار برگزاری به‌موقع آن گردید و از شرکت در مراسم فارغ‌التحصیلی خود در دسامبر ۱۹۲۸ پوزش خواست. خسرو شاکری که اسناد مربوط به این دوران را در کتاب خود با عنوان "ارانی، در آینه تاریخ" جمع‌آوری کرده، این اقدام عاجل او را احتمالاً در ارتباط با فعالیت‌های مخفی او ارزیابی می‌کند.  
 
کارنامه اجتماعی – سیاسی دکتر ارانی در برلین
 
تحول فکری و اجتماعی – سیاسی ارانی در برلین بنا به نظر دکتر بهنام از دو مرحله عبور می‌کند. مرحله نخست مربوط به دوران فعالیت و همکاری او با دانشجویان ایرانی و نهادهای دانشجویی است که او تحت تاثیر جو فکری حاکم بر آن دوران به‌عنوان یک ناسیونالیست افراطی در نشریات نسل دوم برلنی‌ها مانند نامه فرنگستان و ایرانشهر قلم می‌زد. از جمله اسناد این دوران می‌توان از مقاله ارانی در نشریه ایرانشهر نام برد که در آن با تاکید به وحدت ملی، تمرکز و رهبریت قوی به زبان فارسی به‌عنوان تنها زبان رسمی ایرانی (خصوصن در آذربایجان) تاکید دارد. او بعدها در مجله دنیا شماره ۱۰ – ۱۱ از این طرز فکر فاصله گرفت و نوشت: "نگارنده این سطور برحسب تقاضای سن و محدود بودن معلومات … تابع این نهضت بودم و با دوستان خود به فارسی ویژه مکاتبه می‌کردم."  
 
دکتر ارانی در سال‌های بعد با توجه به جو سیاسی حاکم بر جمهوری وایمار در آلمان و پیدایش جریان‌های سیاسی سوسیالیست و کمونیست و رواج گسترده مکتب مارکسیسم و لنینیسم و هم‌چنین برقراری ارتباط با نیروهای چپ سوسیال دمکرات آلمان و افرادی مانند مرتضی علوی (فرزند ابوالحسن و برادر بزرگ علوی) به تدریج به افکار مارکسیستی گروید و در سال ۱۳۰۴ (۱۹۲۵) به همراه مرتضی علوی و احمد اسدی فرقه جمهوری انقلابی را در برلین تاسیس نمود. روزنامه فرقه، بیرق انقلاب نام داشت که با پلی‌کپی تکثیر و توزیع می‌شد. مانیفست فرقه با عنوان "بیان حق" در سال ۱۳۰۶ (۱۹۲۷) انتشار یافت. به خاطر ارتباط رسمی دولت آلمان با حکومت رضا شاه، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های فرقه در برلین مخفی بود که حتا منجر به اخراج اسدی و عدم تمدید اقامت علوی در آلمان گردید. یک دیپلمات ایرانی به‌نام عضدی در نامه‌ای به تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۲۸ به دکتر گروبا در وزارت خارجه آلمان در رابطه با اخراج احمد اسدی، دولت آلمان را برای اخراج تقی ارانی و دانشجوی کمونیست دیگری به نام رکنی زیر فشار قرار داد. ارانی که از زمان دانشجویی در انجمن دانشجویان ایرانی در آلمان فعالیت داشت و در یک دوره هم رئیس این انجمن بود، در سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) پیکاری گسترده علیه اخراج احمد اسدی که در رشته اقتصاد و تجارت دانشگاه برلین تحصیل می‌کرد، از طریق انجمن سازماندهی کرد. محمد علی جمال‌زاده که خود نیز با اتحادیه دانشجویان ایرانی سر و کار داشته است، ارانی را با عبارات "فردی خودشیفته و مغرور، کسی که اندیشه‌ها و نظرات خود را برتر از هر کس دیگری می‌دانست، امری که خیلی هم دور از واقعیت نبود …"، توصیف می‌کرد .
 
در اسناد حزب توده آمده که ارانی در ارتباط با رهبری در تبعید حزب کمونیست ایران، مامور شد تا در ایران بقایای حزب را که مورد تهاجم حکومت رضا شاه واقع شده بود، بازسازی کند. حمید‌ احمدی در تحقیقات‌ خود این نظریات‌ را رد می‌کند و معتقد است که فرقه جمهوری انقلابی نه تنها سنخیتی با لنینیسم، کمینترن و اندیشه رهبری طبقه کارگر نداشته، بلکه بیش از هر چیز گرایش آن سمت و سوی سوسیال دمکراسی داشته است. شرکت نمایندگان فرقه در کنگره سوسیالیست‌های بروکسل که خط فکری آن به شدت مورد انتقاد کمینترن قرار گرفته بود، از جمله شواهد تائیدکننده این ادعاست. شاهد دیگر به نظر احمدی انتشار مجله دنیا به طور علنی در دوران عزیمت او به ایران بوده است، که این خود عملی خارج از دستور کمینترن بود که فعالیت‌های علنی و قانونی کمونیست‌ها را در نظام‌هایی مانند ایران منع می‌کرد. از سوی دیگر خسرو شاکری با استناد به خاطرات اسکندری که از یاران نزدیک ارانی بود، او را از همان زمان که در برلین زندگی می‌کرد، وفادار و معتقد به دستگاه سیاسی اتحاد شوروی و انترنالیسم کمینترن معرفی می‌کند. از جمله مستندات دیگر او سفر ارانی به مسکو و ملاقات با چندتن از کمونیست‌های ایرانی در سال ۱۹۳۵ است که به منظور شرکت در کنگره کمینترن صورت گرفته بود. خود ارانی در دادگاه به این سفر اشاره می‌کند. با این همه شاکری نیز اذعان دارد که تفسیر ارانی از مارکسیسم با آنچه دستگاه شوروی پخش می‌کرد، متفاوت بود.
 
بازگشت به ایران
 
دکتر ارانی پس از بازگشت به ایران در دسامبر ۱۹۲۸ (۱۳۰۷) به تدریس در مدرسه اسلحه‌سازی (قورخانه) پرداخت و به عنوان کارمند وزارتخانه صنعت و جنگ مشغول به کار شد. در این دوران ارانی ارتباطات خود را با مرتضی علوی در برلین حفظ کرده بود و مطالب و مقالاتی بین آن‌ها رد و بدل می‌شد. او ارتباطاتی نیز با برخی از رهبران حزب کمونیست ایران داشت، که بعدها با رویکرد انتقادی از عملکرد دستگاه شوروی، قربانی سیستم استالینی شدند. ارانی در سال ۱۹۳۳ و پس از تعطیلی نشریه "پیکار" در برلین که هم در آلمان ممنوع اعلام شده بود و هم مورد غضب کمینترن و دستگاه شوروی قرار گرفته بود، اقدام به تاسیس مجله "دنیا" در ایران نمود. ۱۸ ماه پس از انتشار آخرین شماره "دنیا"، دکتر تقی ارانی به همراه تعدادی از همکاران و دوستانش که بعدها به "گروه پنجاه و سه نفر" معروف شدند، دستگیر و روانه زندان دولت رضا شاه گردید.   
 
ارانی، زندان و پنجاه و سه نفر
 
مطالب مربوط به دستگیری شبکه‌ای مخفی از کمونیست‌ها و مبلغان مرام اشتراکی و انتقال آن‌ها به زندان شهربانی، در اردیبهشت ۱۳۱۶ سرتیتر مطبوعات وابسته به دولت رضا شاه در آن زمان شد. نحوه دستگیری و کشف این شبکه هنوز به طور کامل پرده‌برداری نشده و روایت‌ها در این باره گونه‌گون است. برخی از ارتباط این دستگیری با ملاقاتی که بین نماینده ایرانی کمینترن با ارانی صورت گرفته بود، سخن می‌رانند و نظریاتی نیز از سوی تاریخ‌نگاران و منتقدان حزب توده مطرح می‌شوند که دستگیری و قتل ارانی را دسیسه مشترک دولت رضاشاه و دستگاه سرکوب استالینی برآورد می‌کنند. آشنایی عبدالصمد کامبخش و دکتر ارانی در همین چارچوب ارزیابی شده است.
 
این سناریو زمانی تکمیل می‌شود که به شهادت شاهدان عینی در زندان، تقی ارانی با تبلیغات منفی کامبخش در زندان، عامل لو رفتن گروه و خائن معرفی شده و مورد کین و نفرت دوستان زندانی خود واقع می‌شود. سال‌ها پس از آن، محمود بقراطی در نامه‌ای به کمیته مرکزی حزب توده در رابطه با اغواگری‌های کامبخش می‌نویسد: "… تا مدتی اکثریت نزدیک به تمام پنجاه و سه نفر تحت تاثیر این اغوا قرار گرفتند و باور کردند که همه‌ی تقصیرات به عهده‌ی دکتر ارانی بوده، و در فلکه زندان موقت از او دوری می‌کردند. حتا کسانی که در خارج از زندان با او کار حزبی می‌کردند و هم‌چنین دوستان نزدیک او که سال‌ها با او دوستی داشتند، در نتیجه‌ی همین اغوا او را ترک کرده بودند، و یا با اکراه با او صحبت می‌کردند و تقریبا او را تنها گذاشته بودند … تا این که دولت تصمیم گرفت پرونده‌ی پنجاه و سه نفر به محاکم دادگستری فرستاده شود. لذا، طبق تصمیم محکمه، هر روز ماموری با پرونده‌های پنجاه و سه نفر به زندان می‌آمد و با حضور همه‌ی پنجاه و سه نفر هر پرونده‌ای را که زندانیان می‌خواستند برای آن‌ها می‌خواند. رفقایی که با پنجاه و سه نفر در زندان بودند، … در یادشان هست که چه عصبانیتی … بر علیه کامبخش برخاست … و برعکس دید چطور رفقا به دور دکتر ارانی، که پرونده او هم خوانده شده بود، حلقه زده بودند."
 
بزرگ علوی در کتاب ۵۳ نفر، خاطرات خود را از زندان شهربانی و نحوه محاکمه و دادگاه پنجاه و سه نفر روایت می‌کند. او در ارتباط با آخرین دفاع دکتر ارانی می‌نویسد: "شاهکار محکمه پنجاه و سه نفر نطق دکتر ارانی بود. دکتر شش ساعت و نیم صحبت کرد. دوست و دشمن را بهت فرا گرفته بود. آژان‌ها و صاحب‌منصبان شهربانی با دهن باز به او نگاه می‌کردند. متهمین می‌خندیدند، قضات می‌ترسیدند و دل‌های همه‌شان می‌تپید …"
 
دکتر در آغاز دفاعیات خود نطق خود را با رجزخوانی و مزاح آغاز کرد: "در سراسر این پرونده صفحه‌ای نیست که در آن چندبار اسم دکتر ارانی تکرار نشده باشد. این دکتر ارانی کیست که اگر به طرف راست نگاه کند، جبال البرز به تزلزل درمی‌آید، اگر به طرف چپ نظر افکند، اقیانوس کبیر متلاطم می‌شود، اگر دست چپش را دراز کند، اعتصاب می‌شود و اگر دست راستش را تکان دهد انقلاب می‌شود. شهربانی یک بانی تزلزل و تلاطم، اعتصاب و انقلاب را به اسم دکتر ارانی معرفی کرده و من باید دکتر ارانی حقیقی را به شما معرفی کنم."
 
دکتر ارانی به ۱۰ سال حبس، یعنی اشد مجازات برای زندانیان سیاسیِ آن دوران، محکوم شد. او درنطق دفاعیه خود درباره‌ی این شکنجه‌ها چنین می‌گوید: "… مرا با تصمیم عمدی، برای کشتن، بکلی عریان کرده، در یک سلول مجرد مرطوب اطاق ۲۸ دالان سوم زندان موقت، که فرش پرحشرات آنرا هم جمع کرده بودند، مدت چهارماه انداختند؛ چون معلوم شد که من شب‌ها کفش‌های خود را زیرسر می‌گذارم و ممکن است بتوانم باوجود سختی و رطوبت زمین قدری بخوابم آن‌ها را هم گرفتند، رسیدن غذا و پول را هم قدغن کرده، آنرا دزدیدند… رطوبت این اطاق بحدی است که تا کمر دیوار آن قارچ می‌روید و من از این قارچ‌ها همواره به طبیب زندان ارائه داده‌ام … مدرک دیگر این مدعی مبتلا شدن من به دو مرض، یکی روماتیسم و دیگری ضعف قلب است که مطابق دفاتر و گزارش‌های بهداری زندان در مدت مزبور بر من عارض شده است… مسئول وجدانی این جنایات کیست؟ اگر مجرم تعقیب نشود آیا قوه قضائی یعنی همه شما شریک جرم این جنایات نخواهید بود؟ نظیر این جنایات در شهربانی زیاد است. کافی است زندانی لانه ۲۷ دالان اول زندان موقت را بخواهید، بیضه‌های این شخص در نتیجه آویزان کردن سنگ در شهربانی مشهد ناقص شده است. می‌توانید امر معاینه بدهید، قوه قضائی خوابیده و میرغضب‌های جامعه با فعالیت تمام بیدارند."
 
بر اساس اطلاعیه رسمی دولتی دکتر تقی ارانی در ۱۴ بهمن ۱۳۱۸ در اثر ابتلا به بیماری تیفوس درگذشت. بزرگ علوی درباره‌ی مرگ ارانی می‌نویسد: "… نعش دکتر ارانی را به غسالخانه بردند. یکی از دوستان نزدیک دکتر ارانی، طبیبی که با او از بچگی در فرنگستان معاشر و رفیق بود، نعش او را معاینه کرد و علایم مسمومیت در جسد او تشخیص داد. مادر پیر دکتر ارانی، … روز چهاردهم بهمن ۱۳۱۸ لاشه پسر خود را نشناخت…. بنابر این اولیای زندان و شهربانی از رفتاری که با دکتر ارانی کردند هیچ قصدی جز قتل او را نداشته‌اند. اگر مسموم کردن دکتر ارانی مسلم نیست به طور قطع منظور آن‌ها از این شکنجه و آزار هیچ چیز دیگری جز نابود کردن او نبوده است …. " 
 
 

 

شرح عکس‌ها:
 
عکس شماره ۱- تقی ارانی در دوران تحصیل دانشگاهی در برلین (منبع شماره ۲)
عکس شماره ۲- تقی ارانی به‌همراه مادر و دو خواهرش (منبع شماره ۲)
عکس شماره ۳- لوح یادبود بر خانه ارانی در برلین (عکس: احمد احقری، رادیو زمانه)
عکس شماره ۴ – نمایی از منطقه محل زندگی ارانی در سال‌های دهه ۲۰ در خیابان قرقاول‌ها در برلین، منبع
عکس شماره ۵ – نمای امروزی خیابان قرقاول‌ها، محل زندگی تقی ارانی در برلین (عکس: احمد احقری، رادیو زمانه)
عکس شماره ۶- تقی ارانی در حال تحقیق در آزمایشگاه پروفسور آینشتاین در دانشگاه برلین (منبع شماره ۲)
عکس شماره ۷-  رساله دکترای دکتر ارانی (منبع شماره ۲)
عکس شماره ۸- کنگره‌ی جامعه‌ی ضدامپریالیسم، بروکسل، فوریه ۱۹۲۷ (منبع شماره ۲)
 
منابع:
 
 ۱.   برلنی‌ها، دکتر جمشید بهنام، ص ۴۶، ۶۰، ۷۰، ۷۲، ۷۶، ۹۰، ۹۶، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۲۷، ۱۳۳، ۱۹۴، ۲۱۰، ۲۱۸
۲.   تقی ارانی در آینه‌ی تاریخ، خسرو شاکری، نشر اختران ۱۳۸۷
۳. تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی و گروه ارانی، حمید احمدی، نشر آتیه، ۱۳۷۹ 

۴. پنجاه و سه نفر، بزرگ علوی، موسسه انتشارات نگاه، ۱۳۸۱

۶. سایت راه توده   
 ۹. سایت صدای مردم
  
بخش پیشین از مجموعه برلنی‌ها
 
Share