Share

سارا، یک پناهجوی ایرانی ساکن نوشهیر ترکیه می‌گوید: «من در سال‌های اول که به ترکیه آمده بودم، نمی‌دانستم حق تحصیل در دانشگاه دارم. این را بعد از این که زبان ترکی‌ام خیلی خوب شد از اینترنت متوجه شدم. اگر آن موقع به دانشگاه رفته بودم، شاید تا حالا می‌توانستم مدرکی داشته باشم.»

پناهجویان ایرانی و غیرایرانی در ترکیه این روزها امیدشان را به هر گونه حمایت از جانب دولت این کشور از دست دادهاند. مدت زیادیست هیچ یک از کشورهایی که پیش از این از ترکیه پناهنده میپذیرفتند، برای پناهجویانی که موقتاً در ترکیه زندگی میکنند برنامهای ندارند و پناهجویان مجبورند زندگی خود را بی هیچ امیدی به آینده و با مشکلاتی روزافزون سپری کنند

بازار گذری در استانبول و زندگی روزمره مردمان

مهم‌ترین مشکلی که پناهجویان در بدو ورود به ترکیه با آن روبه‌رو می‌شوند، مسأله‌ی اقتصادی‌ست.

به دلیل افزایش روزافزون تعداد پناهجویان و افراد بیخانمانی که از کشورهای همسایه به ترکیه می‌آیند و تقاضای پناهندگی میکنند، حمایتهای اقتصادی سازمانهای مسئول به این قشر کاهش محسوسی داشته تا امروز که میتوان گفت هیچ کمک مالی مؤثری به پناهجویان ساکن ترکیه و یونان ارائه نمیشود و آنان مجبورند پس از انتقال به کشور سوم و اقامت در آن، در مواردی کلیهی هزینههای زندگی خود را تقبل کرده و حتی مجبورند هزینهی سفر از کشور میزبان به کشور محل اقامت خود را نیز به صورت اقساط پرداخت کنند.

زنان و دگرباشان، اولین قربانیان

عدم داشتن منبع باثبات مالی، زنان پناهجویی را که عموماً از کشورهای فقیر یا جنگ‌زده‌ای مانند لیبی و افغانستان می‌گریزند مجبور میکند به شغلهایی تن در دهند که دولت میزبان و پناه دهنده نه تنها از آن‌ها پشتیبانی نمیکند، بلکه منعهای قانونی بسیاری در راه کسب درآمد آنان ایجاد میکند.

زنان گاهی مجبورند برای حمایت از خود و خانوادهشان دست به انجام هر کاری بزنند. تنفروشی در خیابانهای استانبول پدیدهای چنان رو به افزایش است که دولت ترکیه قدرت مقابله با آن را ندارد. اما گاهی نیز ایدههای اقتصادی بکر زنان، فعالان حقوق بشر را به سوی خود جذب میکند. برای مثال، ۱۵ زن سوری در محلهای در استانبول با همراهی عدهای از دانشجویان و فعالان حقوق بشر اهل ترکیه اقدام به راهاندازی «آشپزخانهی پناهندگان زنان برای زنان» با شعار «همبستگی علیه جنگ، تبعید و مرز» کردهاند و محصولات خود را اعم از ترشیجات، مرباجات و دیگر محصولات غذایی به فروش می‌رسانند.

اما صرفنظر از مشکلات اقتصادی، خشونت علیه زنان پناهجو و همچنین اقلیتهای جنسی در ترکیه به اشکال مختلفی روی میدهد که به برخی از نمونههای آن اشاره می‌شود:

  • قاچاق انسان

یکی از مسائلی که پناهجویان با آن روبه‌رو می‌شوند، قاچاق انسان است. قاچاق زنان از کشور مبدأ به کشور میزبان، مشکلات مضاعفی را بر آنان تحمیل میکند. آنان گاه مجبور میشوند در میانهی راه، بین برگشتن به کشورشان و مواجه شدن با شرایط سخت راه و خطرات آن دوباره تصمیم بگیرند.

تعرض به زنان در میان قاچاقچیان انسان، معضلی غیرقابل چشمپوشی است و شمار زنانی که سختی عبور غیرقانونی از مسیرهای صعبالعبور را به تنهایی به جان بخرند، انگشتشمارند.

۱۱ آوریل ۲۰۱۷، سازمان بینالمللی مهاجرت در بیانیهای اعلام کرد قاچاقچیان در شمال لیبی، پناهجویان را مثل برده در بازار به فروش میگذارند.

  • بی‌اطلاعی از حقوق و نبود حمایت‌های قانونی

عدم حمایت حقوقی و آگاهی نداشتن از قانون یکی دیگر از معضلات بزرگ پناهجویان است. در جامعهای که پناهجویان در آن هر روز با مشکلات حقوقی و قانونی مختلفی روبهرو میشوند، نبود سازمانهای فراگیری که بتوانند گوشهای از حقوق آنها را به آنان یادآوری کنند و کمک قانونی برای حل مشکلات آنان ارائه دهند، قابل توجه است.

سارا (پناهجوی ایرانی در نوشهیر) میگوید که تنها یک سازمان پرنفوذبه نام آسامبرای کمک به پناهجویان وجود دارد که ازدحام جمعیت و کمبود نیرو در این سازمان غیردولتی، عملاً او را از مراجعه به آن منصرف کرده است.

  • ساختار مردسالارانه جامعه ترکیه

نوع دیگری از خشونت که بر زنان پناهجو بیش از مردان اعمال میشود، به دلیل ساختار مردسالارانه و جامعهی سنتی ترکیه است. با این که ترکیه سابقهی زیادی در میزبانی پناهجویان ایرانی و عرب دارد و بخش بزرگی از اقتصاد این کشور از قبل این کارگران ارزان شکوفا شده است، فرهنگ مردسالارانه و سنتی ترکیه اقلیتهای جنسی و زنان را بیش از دیگران در معرض خطر قرار میدهد. هر از گاهی اخباری در مورد حملهی گروههای افراطی مذهبی به زنان و پناهندگان همجنس‌گرا منتشر میشود که جامعهی جهانی را در بهت فرو میبرد. در اوت ۲۰۱۶، محمد، یک پناهجوی همجنس‌گرای سوری در یکی از خیابانهای استانبول به طرز وحشیانهای سر بریده شد:

کشف بدن مثله‌شده پناهجوی همجنسگرای سوری در استانبول

زنان و پناهجویان همجنس‌گرا  و ترنس‌سکشوال همیشه در ترکیه برای پیدا کردن کار و سازگار شدن با اجتماع سختیهای فراوانی را متحمل میشوند. هرچند نباید فراموش کنیم دولت مذهبی ترکیه نیز در افزایش برخوردهای شدید نسبت به پناهجویان بیتقصیر نبوده است.

مهتاب، پناهندهی ایرانی ترنسجندر، در بلوار تارلاباشی استانبول با آرایشی غلیظ کنار خیابان میایستد. او و همکارانش در این قسمت از شهر در بازار سیاه تنفروشی کار می‌کنند. او در پاسخ به اصرار و درخواست برای صحبت کردن در مورد شرایط و وضعیت زندگی‌اش می‌گوید: «یک سال است که مصاحبهی کشوری شدهام و هنوز منتظرم پروندهام از سوی آمریکا بررسی شود …. در استانبول کار دیگری جز سکس برای من وجود ندارد. چند ماه پیش در یک بار مشغول به کار شدم و بعد از دو ماه کار کردن، صاحبکار حقوقم را نداد و با کتک از بار بیرونم کرد. از او شکایت کردم ولی پلیس به من گفت اصلاً حق ماندن در استانبول را ندارم و در صورتی که سریعاً به شهرم برنگردم، پروندهی پناهندگیام بسته میشود و به ایران دیپورت میشوم

  • ناآشنایی با زبان ترکی

نویسنده این گزارش با مرور خاطره‌های خود می‌نویسد: «وقتی من در سال ۲۰۱۲ برای معرفی خودم به پلیس شهر دوزجه در کرانهی دریای سیاه مراجعه کردم، مأمور پلیس مسئول با لحن بدی از من خواست به جای انگلیسی به زبان ترکی حرف بزنم و بعد مرا که هیچ چیز از حرفهای او متوجه نشده بودم، از دفترش بیرون انداخت. مشکل زبان که در برخی موارد به گرایشات ملیگرایانهی ترکها مرتبط است البته مشکل فراگیر همهی خارجیهایی‌ست که در ترکیه زندگی میکنند.

بررسی جداگانهی خشونت علیه زنان، اقلیتهای جنسی و اقلیتهای مذهبی در کشوری مانند ترکیه کار آسانی نیست. 

طبق اصول کنوانسیون ژنو، بررسی پروندهی پناهجویان بایستی به دور از قضاوت نژادی، محل تولد و گرایشات آنان اعم از سیاسی، جنسی و … انجام شود، اما آنچه در واقع دیده میشود بسیار پایین‌تر از حد استاندارد است:


در سال ۲۰۱۳، بررسی پروندهی پناهجویان افغانستانی برای مدت نامعلومی متوقف شد. هزارهها، یکی از اقلیتهای قومی افغانستان هستند که چه در کشورشان، چه در ایران و چه در ترکیه مورد ستم نژادی قرار میگیرند. در میان زنان هزاره هستند زنانی که علاوه بر تحمل این ستمهای نژادی، مجبور به تحمل ستم مضاعف از سوی همسران‌شان هم هستند و به ندرت حتی اجازه مییابند از خانه خارج شوند.


جایگاه ویژهی زنان و اقلیتهای جنسی در کشور ترکیه آنان را نسبت به همهی انواع خشونت سازمانیافته آسیبپذیرتر میکند اما شاید شدیدترین نوع این آسیبها، خشونت جنسی است که به صورت فردی و سازمانیافته علیه زنان و دگرباشان جنسی صورت می‌گیرد و گاهی آنان را تا مرز خودکشی میبرد. موقعیت ویژهی پناهندگان به نحویست که در صورت بروز چنین خشونتهایی امکان مراجعه به پلیس، سفارت کشور خودشان و حتی بازگشت به کشور خود را ندارند.

مهتاب و مهتابها در ترکیه بسیارند. انسانهایی که حداقل حقوق انسانیشان هم ضایع میشود و به دلیل وضعیت ویژهشان عموماً تمایل و توانی برای اعتراض سازماندهی شده به سازمانهای حقوق بشری ندارند. هر چند سازمانهای حقوق بشری هم اصولاً در پیگیری شکایتهایی که به سازمان ملل میشود قدرت چندانی ندارند. سازمان ملل حتی به شکل لازم و کافی پاسخگوی سؤال‌های پناهجویان نیز نیست چه رسد به رسیدگی به وضعیت اسفناک آنان.

سازمانها و نهادهایی که به صورت حرفهای به وضعیت فاجعهبار زنان پناهجو در کشورهای میانه همچون ترکیه و یونان میپردازند، عموماً راهکاری جز جمعآوری اعانه برای انجام برنامههای سالانهی خود در شهرهایی که تجمع این قشر از پناهجویان در آنها بیشتر به چشم میخورد ندارند. از جمله در جنوب شرقی ترکیه که در شرایط بسیار خاص سیاسی و نظامی به سر می‌برد.

اهرم فشار سازمانهای حقوق بشر حافظ منافع پناهجویان و پناهندگان، عموماً قدرت چانهزنی آنها با سازمانهایی همچون UNHCR (کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان) و سازمان IOM (سازمان بینالمللی مهاجرت) است، اما در شرایطی که خود این سازمانها در قبال سیاستهای کلی اتحادیه اروپا، آمریکا و سازمان ملل عملاً قدرت اجرایی خود را از دست دادهاند، با این پرسش روبهرو هستیم که فعالان حقوق بشر چگونه میتوانند نقش مفیدی در حمایت از ضعیفترین قشر بیخانمانشدهها و نیازمندان به پناه ایفا کنند؟

برای پاسخ به این پرسش باید دید میزان حساسیت نسبت به وضعیت پناهندگان و پناهجویان چه‌قدر است و هر کدام از ما چه سازمانهایی را برای کمک به پناهجویان میشناسیم و از چه راهکارهایی میتوانیم برای اعمال فشار بیشتر به دولتها برای جذب بیشتر پناهنده و رسیدگی به وضعیت پناهجویان استفاده کنیم.


در همین زمینه

بلاتکلیفی پناهجویان و پناهنده‌های ایرانی در ترکیه

Share