Share

در حالی که بانک مرکزی ایران روز پنجشنبه، پنجم خرداد، نرخ فروش دلار را ۱۰۶۴ تومان تعیین کرده بود، مردم برای خریدن دلار به قیمت بالای ۱۲۰۰ تومان، صف‏های طولانی‏ای در مقابل صرافی‏ها تشکیل داده بودند.

روز گذشته هفتم خردادماه سال جاری محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، این شایعه را که دولت ارز کافی در اختیار ندارد، تکذیب کرد و هم‏چنین وعده داد که تا دو میلیارد دلار ارز به بازار تزریق خواهد کرد تا قیمت کاذب دلار را بشکند.

رئیس بانک مرکزی گفت: «این بسیار بد است که در یک کشوری، مردم برای به‏دست آوردن ارز کشور دیگری صف ببندند.»

اما مشکل در کجاست؟ چرا در حالی‏که جهان با کاهش ارزش دلار مواجهه است، در ایران شاهد افزایش آن هستیم؟

در گفت‏وگو با دکتر پدرام سلطانی، عضو هیئت نمایندگان اتاق‏های بازرگانی صنایع و معادن تهران و ایران و هم‏چنین دکتر حمید احمدی، از فعالان اقتصادی و از اعضای سابق هیئت نمایندگی اتاق بازرگانی تهران به مسئله ارز و علت افزایش فعلی قیمت آن در ایران پراخته شده است.

 

پدرام سلطانی: این مسئله دوتا علت اصلی دارد: یک علت آن همین تحریم‏هاست که باعث دو نرخی شدن ارز شده است. یعنی ارزی که خارج از کشور خرید و فروش می‏شود یا امکان خروج از کشور را دارد؛ یعنی «اسکناس» که کسی می‏تواند توی جیبش بگذارد و با خود ببرد، افزایش پیدا کرده است.

برای تجارت بین‏الملل و برای گردشگری نیاز به این نوع ارز هست و به جهت محدودیت‏های ناشی از تحریم هم جابه‏جا کردن ارز مشکل شده و هم این شکاف قیمتی به‏وجود آمده است.

علت دوم هم همان «انتظار افزایش » است و نوعی سرمایه‏گذاری، به‌زعم کسانی که دلار خریداری می‏کنند.

 

این شایعه که دولت الان کمبود ارز دارد، درست است؟

 

چیزی که مسلم است، بانک مرکزی به واسطه افزایش چشمگیر قیمت نفت در چندسال گذشته و خرید ارز حاصله از دولت و دادن رالا به دولت، ذخایر ارزی خوبی دارد. بنابراین، جای سئوال و نگرانی وجود ندارد که به‏دلیل نبود ذخایر ارزی، قیمت آن افزایش پیدا کرده است. آن‏چه مثلاً در سال ۱۳۷۴ اتفاق افتاد، موضوع کاهش ذخایر ارزی کشور بود.

 

امروز آقای بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی گفته‏اند که افزایش مالیات بر ارزش افزوده، در مورد سکه و طلا، یکی از عوامل کمبود ارز در بازار است و گفته‏اند مردمی که برای نگهداری و پس‏انداز، سکه می‏‏خریدند، بعد از بالا رفتن قیمت سکه، ترجیح دادند که ارز نگهداری کنند.

 

بله این امر محتمل است. موضوع اعمال مالیات بر ارزش افزوده در معامله طلا و سکه، طبیعتاً سوداگران یا کسانی را که می‏خواهند نوعی سرمایه‏گذاری کنند، به سمت دلار سوق می‏دهد.

 

نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این کار لازم بود؟

 

به‏طور کلی آن اعمال مالیات بر ارزش افزوده به معامله طلا، به نظر من، کار درستی بود. البته من معتقدم که مالیات بر ارزش افزوده به کالاهایی که شبه‏نقد محسوب می‏شوند، مانند فلزات قیمتی، می‏بایست پایین‏تر از میزان مالیاتی باشد که بر کالاهای مصرفی تعلق می‏گیرد. چون به‏هرحال آن‏ها نوعی پول محسوب می‏شوند. شاید مالیات یک‏درصد و یا حداکثر دودرصد برای آن می‏توانست مناسب باشد. اما حالا چهاردرصد را گذا‏شته‏اند.

ولی نفس کار، کار درستی است. باید مالیات گذاشته شود که این‏‏گونه خرید و فروش‏ها از حالت سرمایه‏گذاری یا حالت احتباس دلار و شبه‏نقد خارج شود و به یک جریان عادی خرید و فروش تبدیل شود.
البته اگر این اعمال مالیات بر ارزش افزوده در شرایطی انجام می‏شد که ما مشکل تحریم نداشتیم، چنین اتفاقی نمی‏افتاد. یعنی اثری روی دلار نمی‏گذاشت؛ به جهت این‏که دلار را بانک مرکزی در هرجایی می‏توانست عرضه کند و مشکلی نبود. اما در این شرایط اتفاق افتاده و انتظار مردم هم این است که دلار مجدداً افزایش پیدا کند و طبیعتاً از طلا رفته‏اند به سمت دلار.

 

تصمیم دولت برای تزریق دلار به بازار، آیا تصمیم صحیحی است؟

 

صحیح بودن آن برمی‏گردد به رویکرد بانک مرکزی. یعنی اگر بانک اصرار داشته باشد که قیمت ارز را کنترل کند، صحیح قلمداد می‏شود، اما اگر فکر کند که در شرایط فعلی، افزایش قیمت ایرادی ندارد، بحث دیگری است. خود من معتقدم که نیازی به کنترل ارز نیست. چون طبیعتاً ارز گران‏تر باعث می‏شود که صادرات ما توجیه اقتصادی بیشتری داشته باشد، واردات توجیه کمتری پیدا کند و در واقع تراز ارز حاصل از گردشگری و ورودی و خروجی ماست.

ولی بانک مرکزی ما بر این اعتقاد است که باید نرخ را کنترل کند. بنابراین ارز را به بازار تزریق می‏کند و این کاری است که بانک‏های مرکزی در کشورهای دیگر دنیا هم بر مبنای سیاست خودشان و جهت‏گیری‏شان انجام می‏دهند.

 

بخش خصوصی و همین‏طور شخص شما، همیشه انتقاداتی به سیاست‏های اقتصادی آقای احمدی‏نژاد داشته‏اید. امروز آقای احمدی‏نژاد از جانب متحدین دیروز خود نیز مورد این انتقاد قرار دارد. آیا انتقاداتی که بخش خصوصی داشت، همان انتقاداتی است که امروز همراهان سابق آقای احمدی‏نژاد دارند؟

 

انتقاداتی را که من از جانب مسئولین و قوای دیگر شنیده‏ام و در روزنامه‏ها و جراید خوانده‏ام، به نظرم خیلی نزدیک است به انتقادات بخش خصوصی. یعنی در عمل بخش خصوصی مشکلات را خیلی در قانون نمی‏بیند. بنابراین با مجلس در ارتباط با مسائل اقتصادی اختلاف‏نظر زیادی ندارد؛ با قوه قضاییه هم همین‏طور.

چون بخش خصوصی معتقد است که باید شفافیت افزایش پیدا کند؛ فساد اداری و همین‏طور رانت‏ها کاهش پیدا کنند. قوه قضاییه هم، حداقل در اظهارات مسئولان آن شنیده‏ام که این موارد را تأیید می‏کند. بنابراین من فکر می‏کنم که انتقادات بخش خصوصی‏، ارتباط‏های قابل توجهی به انتقادات دیگر مسئولین در قوای دیگر دارد.

 

یعنی امیدوار هستید که بعد از این نظریات بخش خصوصی، در تدوین سیاست‏های کلان، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد؟

 

نه! نمی‏توانم بگویم که امیدوار هستم. به جهت این‏که این تأییدها و موافقت‏ها و یا تشابه نظرها قبلاً هم وجود داشته است. شاید الان به جهت بعضی از رویکرد‏های سیاسی دولت، مجلس و بقیه‏‏‏ قوا نسبت به همدیگر، قدری پررنگ‏تر به‏نظر می‏رسد.

این‏ها بازی‏های سیاسی هستند، ولی این نوع انتقادات قبلاً وجود داشته است. در مجلس، در تصویب بودجه‏ سنواتی، در تصویب برنامه پنجم، در ا‏ظهارنظرهای سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، قوه قضاییه و … این انتقادها را به کرات می‏دیدیم. اما به تازگی انگار تنور آن مقداری داغ‏تر شده است.

 

منظورتان این است که به معنای بهبود وضعیت بخش خصوصی در آینده نخواهد بود؟

 

اگر باعث بشود که اصلاحاتی به‏عمل بیاید و رویه‏های موجود قدری تعدیل بشود، قطعاً خوب است. ولی اگر صرفاً بخواهد فضایی باشد برای این‏که نیروهای مختلف و مسئولین مختلف همدیگر را متهم کنند، به نفع بخش خصوصی نیست.

حتی شاید دودش هم در چشم بخش خصوصی برود. یعنی اگر التهابات بالا بگیرد، امکان دارد ثبات، حداقل در فکر و روان بخش خصوصی! خدشه‏دار بشود.

 

دولت باید در بازار دخالت کند!

 

بخش خصوصی در ایران به پایین نگاه داشتن قیمت ارز توسط دولت همیشه معترض بوده است، اما دکتر حمید احمدی، فعال اقتصادی و عضو سابق اتاق بازرگانی تهران، خلاف این فکر می‏کند.

 

حمید احمدی: من ابتدا دوتا نکته را توضیح بدهم: یکی این‏که قیمت ارز آیا پایین است، یعنی پایین نگه داشته شده یا نه؟ واقعیت امر این است که این‏طور نیست. ما در کشور قیمت مدیریت شناور داریم و دلاری که چهار سال پیش ۸۵۰ تومان بود، امروز در بازار آزاد ۱۲۰۰ تومان است.

بعضی‏ها معتقدند که تورم خیلی بیشتر از این بوده، اما نکته‏ای که برخی به آن توجه نمی‏کنند، قدرت خرید خود دلار است. پنج سال پیش، قیمت یک دلار ۸۰ سنت اروپا (یورو) بود، اما الان قدرت خرید یک دلار به‏شدت کاهش پپدا کرده است. یعنی ۷۰درصد از قدرت خریدش را در تمام دنیا از دست داده است…

 

… و از آن‏جایی که مبادلات ایران با یورو است، دلار خودبه‏خود گران‏تری را دارد مصرف می‏کند.

 

اگر توجه کنیم، دلاری که ما ۱۲۰۰ تومان می‏خریم، قدرت خرید آن نصف زمانی است که ۸۰۰ تومان بود. با در نظر گرفتن این نکته، دلاری که الان معامله می‏شود را باید ۲۴۰۰ تومان حساب کرد و نه ۱۲۰۰ تومان.
با توجه کردن به قیمت یورو، مسئله بیشتر مشخص می‏شود. یوروی ۷۰۰ تومانی، امروز ۱۷۰۰ تومان است. یعنی در عرض چهار یا پنج سال گذشته، هر یورو، ۱۰۰۰ تومان گران‏تر شده و نرخ مبادله‏اش تغییر کرده است.

بانک مرکزی نرخ مبادله را بر اساس سبد ارزی دارد تعیین می‏کند و نه بر اساس نرخ دلار و این کار را تقریباً از شش سال پیش آغاز کرده است، اما هنوز که هنوز است بخش خصوصی و خیلی از افرادی که با مسائل اقتصادی شاید ‏آشنا نیستند، عنوان می‏کنند که نرخ دلار ثابت بوده و یا تغییراتش کمتر از تورم موجود بوده است.

در واقعیت این‏طور نیست. قدرت خرید یک دلار امروز، در سطح بین‏الملل، پنجاه درصد قدرت خرید یک دلار پنج سال پیش است.

 

به این ترتیب، با توجه به این‏که این اتفاق خارج از کنترل دولت افتاده است، آیا سیاست‏هایی وجود نداشت که نتایج بهتری را دربر داشته باشد؟

 

اگر ما کالاهای‏مان را از آمریکا می‏خریدیم و تحریم نبودیم، یک شانس بزرگ داشتیم. یعنی این‏که با همین دلار می‏توانستیم از آمریکا جنس بخریم و جنس آمریکایی برای‏مان ارزان می‏شد، اما چون ما بیشترین جنس‏مان را از خاور دور و بعد از آن، از اروپا می‏خریم، هم یورو و هم ارزهای خاور دور (یوان، ین و غیره) حدود پنجاه‏درصد، نسبت به دلار افزایش قیمت داشته‏اند.

نرخ واقعی دلار، با در نظر گرفتن قدرت خریدش و یا نرخ مبادله‏اش نسبت به یورو و ارزهای معتبر جهانی، در تمام دنیا کاهش پیدا کرده، اما در کشور ما نه تنها کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش هم داشته است. اگر این نکته را در نظر بگیریم، نرخ واقعی دلار ما، نسبت به قدرت خرید هشت سال پیش آن، ۲۴۰۰ تومان است و نه ۱۲۰۰ تومان.

 

به‏هرحال آن‏طور که در خبرها آمده، دولت تصمیم دارد تا دومیلیارد ارز وارد بازار بکند و از بالا رفتن بیشتر قیمت جلوگیری کند. بسیاری از کارشناسان بخش خصوصی، همان‏طور که می‏دانید، با دخالت دولت در این امر مخالفند. نظر شما در این مورد چیست؟

 

به‏هرحال مسئله عرضه و تقاضاست و مدیریت دولت باید از افزایش و یا سقوط چشمگیرش جلوگیری کند. یعنی حداکثر نوسانی که قابل قبول است، بین دو تا چهاردرصد است. اگر نوسان شدیدتر از این باشد، دولت باید در بازار دخالت کند. امروز نرخ ارز آزاد و نرخ ارز در بانک مرکزی، حدوداً ۱۳درصد اختلاف دارد و لازم است که عرضه ارز خارجی بیشتر بشود.

از طرف دیگر، اتفاق دیگری هم افتاده است و آن این‏که واردکنندگان، به‏خصوص تولیدکنندگانی که مواد اولیه از خارج وارد می‏کنند، هم دلار یا یورو گران‏تری دریافت می‏کنند و هم این‏که هزینه مبادله‏شان افزایش پیدا کرده است.

به این معنا که ما مستقیماً نمی‏توانیم از بعضی از کشورها و به‏خصوص کشورهای اروپایی خرید کنیم. بلکه باید بین ۵-۱۰ درصد پول بیشتری به دست‏ها در کشورهایی مانند ترکیه و امارات بدهیم و تازه اگر شانس بیاوریم، کالاهای‏مان را از این طریق از اروپا دریافت کنیم.

Share