Share

ایرج ادیب‌زاده – «شبی استثنایی در پاریس» نام یک نمایش کمدی با مایه‌های خنده‌آوری است که پس از آنکه در چند شهر آلمان و همچنین در لندن به نمایش درآمد، این روزها در پاریس نیز روی صحنه آمده است. این نمایش را «منوچهر نامور آزاد» از چهره‌های قدیمی تئا‌تر ایران نوشته، کارگردانی کرده و همراه با «فرشته نصر» رقصنده‌ای که برای نخستین بار روی صحنه‌ی تئا‌تر ظاهر شده است، بازی می‌کند.

کمدی «شبی استثنایی در پاریس» گونه‌گونی زندگی ایرانی‌های مهاجر را بر صحنه‌ی تئا‌تر بازتاب می‌دهد؛ داستان یک زن و شوهر ایرانی در یک شب. ماجراهایی بین یک زن و مرد و مسائل و مشکلاتی که برای آن‌ها پیش آمده است، در دنیای تازه‌ای که به آن پای گذاشته‌اند و سنت‌ها و رفتاری که از دنیای پیشین با خود همراه آورده‌اند.گفت‌وگو‌ها همان‌هایی هستند که بین بسیاری از زن و شوهرهای ایرانی در خارج، البته نه همه‌ی آن‌ها، جریان دارند و تماشاگر نیز می‌تواند خود را یکی از آن‌ها فرض کند و به ماجرا‌ها بخندد. البته باید دید آیا تماشاگر با این زن و شوهر ارتباط برقرار می‌کند یا نه؟
 

در آخرین روز تمرین نمایش «شبی استثنایی در پاریس» به دیدار این نمایش رفتم و با منوچهر نامور آزاد و فرشته نصر، بازیگران آن گفت‌وگو کردم. منوچهر نامور آزاد نویسنده، کارگردان و بازیگر مرد نمایش داستان را اینگونه روایت می‌کند:
 

منوچهر نامور آزاد – داستان نمایش «شبی استثنایی در پاریس» زندگی یک زن و شوهر ایرانی‌ست در غربت، در پاریس. آن‌ها در لحظه‌ای که داستان روایت می‌شود، آن شب مهمان دارند و برای همین هم سر تهیه‌ی‌ غذا و آماده کردن خانه برای ورود مهمان‌ها باهم درگیرند. این درگیری‌ها می‌‌‌رود به عمق جاهایی که در آغاز هیچ تصور نمی‌کردند که کار به آنجا برسد. اجازه دهید همه‌ی داستان را تعریف نکنم. در مجموع نمایش یک حادثه است به بهانه‌ی یک مطلب بسیار ساده: میهمانی دو نفر از دوستان یک زن و شوهر ایرانی مهاجر.
 

ایرج ادیب‌زاده – منوچهر نامور آزاد می‌گوید، موضوع گفت‌وگو‌ها همان‌هایی‌ست که بین زن و شوهرهای ایرانی رایج است.
 

منوچهر نامور آزاد – واقعیت این است که من این داستان را از واقعیت‌های موجود در اطراف خودم گرفتم. باورتان نمی‌شود، بسیاری ازحرف‌هایی که اینجا روی صحنه زده می‌شود، روابط این زن و شوهر، مجموعه‌ای است از حوادثی که خودم شاهدش بودم. اما خُب، متأسفانه یا خوشبختانه خودمان نمی‌دانیم این کارهایی که در زندگی اجتماعی یا خانوادگی می‌کنیم، چه قدر بانمک‌اند!
 

ایرج ادیب‌زاده – گفتید خودتان شاهد این ماجراها بودید. آیا یک پای قضیه هم خودتان هستید؟
 

منوچهر نامور آزاد – نه، من خودم شخصاً به این بانمکی نیستم. دوستان هستند در کمال جدی بودن (خنده.)
 

ایرج ادیب‌زاده – یعنی شما با همسرتان یا دوستتان یا با کسی که زندگی می‌کنید، هیچکدام از این برخورد‌ها را نداشتید؟
 

منوچهر نامور آزاد -چرا، ممکن است. شاید من هم چنین برخوردهایی داشتم و در ضمیر ناخودآگاه من هم بوده، اما به آن توجه نکردم. مثل‌‌ همان دوستانی که من این نمایش را از آن‌ها ساخته‌ام، وقتی می‌آیند و می‌بینند، باورشان نمی‌شود که خودشان یکی از قهرمانان این داستان هستند.
 

ایرج ادیب‌زاده – نویسنده جای تئا‌تر ایرانی در میان تماشاگران ایرانی را بسیار خالی می‌بیند.

منوچهر نامور آزاد – مسئله‌ی من نیست. عموماً ایرانی‌ها ارتباط زیاد نزدیکی با تئا‌تر ندارند. بیشتر کنسرت را دوست دارند و یا میهمانی‌ها را. دلیلش هم این است که فکر می‌کنند تئا‌تر حرکت خیلی روشنفکرانه‌ای است. به دلیل مشکلات زندگی در غربت و گرفتاری‌هایی که دارند، حوصله ندارند بروند جایی بنشینند و کمی بیشتر بر غم‌هایشان اضافه شود. این تجربه‌ی من و گروهی است که با آن‌ها همکاری می‌کردم و می‌کنم، اینکه مردم ایران اگر بخواهند تئا‌تر ببینند، ترجیح می‌دهند تئاتری را ببینند که از آن لذت ببرند و بخندند. به همین دلیل من سبک تئا‌تر «بلوار فرانسه» را انتخاب کردم. تئاتری که هیچ درگیری ذهنی برای تماشاگر به‌وجود نمی‌آورد. تماشاگر را با واقعیت‌هایی انتقادآمیز و کمیک روبه‌رو می‌کند و سرانجام تماشاگر سالن را با خوشحالی ترک می‌کند. بنابراین سعی کردم که در ابتدا بتوانم پلی باشم بین تماشاگر ایرانی با تئا‌تر. اینکه با خیال جمع می‌داند که امشب می‌آید که لذت می‌ببرد، خوشش می‌آید و می‌رود.

 

ایرج ادیب‌زاده – فرشته نصر از دنیای رقص آمده، همشهری زنده یاد ارحام صدر است و در نمایش «یک شب استثنایی در پاریس» برای نخستین بار روی صحنه‌ی تئا‌تر ظاهر شده است.
 

فرشته نصر – همان‌طور که گفتید حرفه‌ی اصلی‌ من رقص است و سالیان سال است که در این حرفه فعالیت دارم. «شبی استثنایی در پاریس» تجربه‌ی خیلی خوبی برای من بود که با آقای نامور آزاد این نمایش را اجرا کردیم و خوشبختانه با موفقیت هم روبه‌رو شده است. تا جایی که یادم می‌آید من از بچگی چهارچشمی تئا‌تر یا فیلم‌ می‌دیدم. به عمق بازی ها نگاه می‌کردم و حرکات بازیگران را یاد می‌گرفتم. بازی‌هایم با خودم همیشه این حالت را داشت. به شکل یک بازیگر روی صحنه‌ی تئاتر برای خودم بازی می‌کردم. علاقه داشتم به بازیگری. خُب، اینجا، در خارج از ایران چون رقصم خوب بود، در این زمینه فعالیت کردم. رقص‌های مختلفی را که ریشه‌اش با رقص‌های ایرانی یکی بود، فراگرفتم. رقص و رقصندگی را خیلی دوست داشتم، چون می‌دیدم که چقدر متأسفانه رقص ایرانی ناشناخته است. برای همین سعی کردم، طوری رقص را عرضه کنم که مردم آن را بشناساند. وقتی آقای نامور آزاد به من پیشنهاد داد که در نمایش «شبی استثنایی در پاریس» بازی کنم، خیلی مشتاق بودم که امتحان کنم و ببینم در تئا‌تر چه کاری از من برمی‌آید.
 

ایرج ادیب‌زاده -از فرشته نصر می‌پرسم آیا در زندگی خصوصی خودش هم با اختلافات و مشاجرات خانوادگی از نوع مشاجرات «شبی استثنایی در پاریس» روبه‌رو شده است؟
 

فرشته نصر – (خنده). راست بگویم یا دروغ. من که خیلی خوبم و هیچ ربطی به … (خنده). ولی خُب، بهتر است از اطرافیانم بپرسید. روی صحنه البته همه چیز کمی اغراق‌آمیز است است و برای خنده این داستان‌ها کمی عمیق‌تر و اغراق‌آمیز بیان می‌شود و به ماجرا شاخ و برگ بیشتری می‌دهیم. ولی فکر می‌کنم همه‌ی ما کم و بیش این خصوصیات را داریم. من از آقای آزاد خیلی ممنونم، چون بعد از عمری با این نمایش توانستم بفهمم که چه طوری می‌شود از مرد‌ها کار کشید (خنده)
 

ایرج ادیب‌زاده – بسیار خب. فکر می‌کنید این خصوصیاتی که در این نمایش است، خصوصیات یک خانم ایرانی‌ست یا ممکن است هر خانم دیگری هم با این مسائل روبه‌رو باشد؟
 

فرشته نصر – فکر می‌کنم بیشتر خانم‌های ایرانی با اینگونه مشکلات درگیر باشند. چون زن‌های فرانسوی یاد گرفته‌اند که کار‌ها تقسیم شود و خیلی وقت‌ها می‌بینیم که آقایان حتی بیشتر از خانم‌ها در خانه کار می‌کنند و هیچ نیازی به فیلم بازی کردن یا زور گفتن ندارند. مشارکت در کار خانه برایشان خیلی عادی است. ولی خانم‌های ایرانی مجبورند فیلم بازی کنند یا تهدید کنند و از این حرف‌ها.
 

ایرج ادیب‌زاده – یعنی شما، خودتان زور نمی‌گویید در زندگی خصوصی‌تان؟
 

فرشته نصر – سعی می‌کنم زور نگویم. چون همیشه طرفدار تساوی هستم. ولی خب، نمی‌دانم باید از طرفم بپرسید.
 

ایرج ادیب‌زاده – فکر می‌کنید کار تئاتر را ادامه دهید؟
 

فرشته نصر – امیدوارم. تا به‌حال که این نمایش چند بار در چند کشور اجرا شده.
 

ایرج ادیب‌زاده – به طور کلی تئا‌تر را؟
 

فرشته نصر – امیدوارم، بله حتماً. خیلی از این کار خوشم آمده و امیدوارم بتوانم بازیگری در تئاتر را ادامه دهم.
 

ایرج ادیب‌زاده – فرشته‌ی نصر می‌گوید این نمایش چه درسی به تماشاگران می‌دهد.
 

فرشته نصر – می‌توانم بگویم که می‌شود از این تئا‌تر درس گرفت و آن هم این است که قبل از اینکه بین زن و مرد کدروت پیش بیآید و سوءتفاهم پیش بیاید، خوب است به‌جای اینکه آدم بخواهد جبران کند یا عکس‌العمل بدی نشان دهد، حرفش را بزند. چون همین مسائل کوچک است که کار را به بحران‌های بزرگ‌تر می‌کشاند. حیف است؛ حیف این زندگی است.
 

ایرج ادیب‌زاده – منوچهر نامور آزاد مشکل تئا‌تر و جهانی شدن آن را زبان ملی آن می‌داند.

 

منوچهر نامور آزاد – تئا‌تر به نوعی مادر هنرهاست. یعنی مجموع تمام هنرهای دیگر را می‌شود در هنر تئا‌تر یافت. سینما، موزیک، رقص، نقاشی، مجسمه‌سازی یا نمی‌دانم، معماری و انواع و اقسام هنر‌ها، به زبان ویژه نیاز ندارند. اما تئا‌تر زبان ویژه‌ی ملی کشور خودش را دارد. البته الان با تکنولوژی جدیدی که آمده، امکان این هست که ما برای کار تئا‌تر زیرنویس بدهیم. البته این امر‌‌ همان‌قدر که می‌تواند کمک کند که تماشاگر خارجی نیز آشنا شود با کار تئا‌تر، مشکلی به وجود می‌آورد و آن هم این است که تماشاگر بالاخره باید یا صحنه را نگاه کند یا آن تیتر را بخواند. به‌هر روی این مشکل وجود دارد. تنها مطلبی را که قطعاً می‌خواهم بدون در نظر گرفتن منافع حرفه‌ای و صنفی خودم بگویم، این است که هنر تئا‌تر ایران از سال ۴۸ به سرعت پیشرفت کرد و الان می‌شود گفت که بازیگران و کارگردان‌های خوب ایرانی، چه در داخل و چه در خارج، دست‌ کمی از بازیگران خوب خارجی ندارند. این نمایش را ما در شهر کلن در «جشنواره‌ی تئا‌تر ایرانی‌ها در شهر کلن»، در شهر هامبورگ، لندن و پاریس اجرا کردیم و با چند کشور دیگر و چند شهر دیگر هم در حال گفت‌وگو هستیم که اگر بشود، برویم به آمریکا و کانادا.
 

ایرج ادیب‌زاده – منوچهر نامور آزاد در پایان این گفت‌و‌گو از تأثیر نمایش این گونه تئاتر‌ها روی زن و شوهرهای ایرانی می‌گوید.
 

منوچهر نامور آزاد – با توجه به گفت‌وگوهایی که بعداً با تماشاگرانم داشتم، گمانم واقعاً این نمایش تأثیرگذار بوده. تماشاگر‌ها، به‌ویژه خانم‌ها و آقایان، زن و شوهرهایی که برای دیدن این نمایش آمده بودند، گفتند واقعاً نمایش رویشان اثر گذاشته است. یعنی وقتی برگشتند به منزل از دید دیگری به زندگی زناشویی‌شان نگاه کردند.
 

عکس‌ها از: ایرج ادیب‌زاده

 

در همین زمینه:


::لاله‌زار، گهواره‌ی رشد تئاتر ایران، گفت‌و‌گوی ایرج ادیب‌زاده با تنی چند از هنرمندان تئاتر از جمله با منوچهر نامور آزاد، رادیو زمانه::
 

Share