Share

قربانی کردن در ایران امروزی متأسفانه همچنان رسمی همگانی است. چون بسیاری از توده‌های مردم به همین آسانی نمی‌توانند از آن دل بکنند. این رسم تنها به اجرای سنت‌ها و مراسم دینی محدود باقی نمی‌ماند بل‌که بسیاری از مردم قربانی کردن را در ‌آداب و رسوم غیردینی نیز به کار می‌بندند. با تمامی این احوال هرگز رنگ و بوی آیینیِ قربانی کردن را نمی‌توان نادیده گرفت. چون بنا به سنتی قدیمی از فرآیند آن به ظاهر برای دفع شر و بلاگردانی آیینی از حریم انسان سود می‌جویند.

گروه‌هایی از مردم در جشن‌های عروسی بر خود واجب می‌دانند تا گوسفندی را زیر پای عروس قربانی کنند. گویا چنین رسمی در نهایت از آینده‌ی عروس و داماد بلاگردانی به عمل خواهد آورد. آنان خوشبختی و سعادت خود را در آن می‌بینند که خون حیوان بی‌چاره‌ای را بر زمین بریزند. قسمتی از خون گوسفند را هم به در و دیوار خانه‌ای می‌مالند که قرار است عروس‌خانم زندگی مشترک خودش را در آن آغاز کند. در نمایش‌هایی از این نوع کسی به روزگار حیوانی که او را می‌کشند، نمی‌اندیشد. شکی نیست انسان‌ها با تماشای رفتارهایی از این دست بدون تردید نسبت به قتل و اعدام آدم‌ها هم بی‌تفاوت باقی می‌مانند. چون پس از تکرار و عادت، جدای از حیوان چه‌بسا مرگ و جان باختن انسان‌ها نیز برایشان ارزشی نخواهد داشت.

عکس یادگاری با گوسفند قربانی

عکس یادگاری با گوسفند قربانی

قربانی کردن گوسفند در معابر عمومی و آن هم مقابل چشمان مردمی که کنجکاوانه به تماشا ایستاده‌اند، اتفاق می‌افتد. اما در جمع این تماشاچیان بی‌تفاوت و سهل‌انگار کودکان خردسال نیز کم نیستند. بزرگترها چنان فکر می‌کنند که کودکان همانند آنان از دیدار چنین صحنه‌هایی لذت خواهند برد. همچنان که واکنش منفی روانی و درونی کودک را جایی به حساب نمی‌آورند. حتا قربانی کردن را فرصت و فرجه‌ای مناسب می‌بینند که کودکان نیز ماجرای آن را از ابتدا تا انتها به تماشا بنشینند. گویا جشنی دارد برگزار می‌گردد که تکرار آن در محله و خانواده، شاید تا ماه‌ها و سال‌ها زمان ببرد.

قربانی کردن گوسفند در معابر عمومی و آن هم مقابل چشمان مردمی که کنجکاوانه به تماشا ایستاده‌اند، اتفاق می‌افتد. اما در جمع این تماشاچیان بی‌تفاوت و سهل‌انگار کودکان خردسال نیز کم نیستند.

جدای از مراسم عروسی در جشن‌های دیگری هم مردم از رسم قربانی کردن سود می‌جویند. برای نمونه کسی که اتومبیلی می‌خرد به حتم باید گوسفندی را زیر چرخ‌های آن قربانی کند. آنوقت ضمن رویکردی عوامانه خون گوسفند بی‌چاره را همانند جنگجویان قرن‌های میانی به چرخ و سپر اتومبیل می‌مالند. مردم چنان تصور می‌کنند که این خون‌ها از اتومبیل و جان ایشان بلاگردانی به عمل خواهد آورد. در مراسم‌هایی همانند این به واقع جشنی برای خرید اتومبیل راه می‌افتد که در فرآیند آن خون حیوان وامانده‌‌ای را هم بر زمین می‌ریزند. در باوری همگانی مردم چنان می‌پندارند که اگر چنین رسمی اتفاق نیفتد به حتم حادثه‌ی ناگواری برایشان پیش خواهد آمد. حتا اکثر تحصیل‌کرده‌ها و دانشگاه رفته‌های کشور نیز در این خصوص چیزی کم نمی‌گذارند و اجرای آن را بی‌کم و کاست باور دارند. آنکه چنین دنیایی را برمی‌تابد، به واقع در جامعه پدیده‌ای غیر طبیعی به حساب خواهد آمد.

مردم رسم قربانی کردن را جدای از خرید اتومبیل در جشن خرید خانه و آپارتمان هم به اجرا می‌گذارند. ولی در سنت‌های اسلامی ارج و قرب بیش‌تری برای آن قایل هستند. چنانکه پس از بازگشت حاجی از مکه دوستان و خانواده‌اش هریک به سهم خود برایش گوسفندی را قربانی می‌کنند. در سال‌های اخیر این رسم را به کسانی که از زیارت کربلا برمی‌گردند نیز تعمیم داده‌اند. با همین عرف نه چندان انسانی، گوسفند را زیر پای حاجی و کربلایی می‌کشانند و سپس با ذبح آن در انظار عمومی جشن و سور راه می‌‌‌‌‌ اندازند.

نشانه فرهنگ: ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ، پروفسور دکتر محمود احمدی‌‌نژاد به دانشگاه علم و صنعت باز می‌گردد. قدوم با خون یک گوسفند قربانی متبرک می‌شود.

نشانه فرهنگ: ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ، پروفسور دکتر محمود احمدی‌‌نژاد به دانشگاه علم و صنعت باز می‌گردد. قدوم استاد با خون یک گوسفند قربانی متبرک می‌شود.

روز عید قربان هم در ایران چنان رسم است که تمامی افرادی که از سال‌ها قبل مکه رفته‌اند و حاجی شده‌اند گوسفندی را قربانی کنند. جدای از این در روزهای تاسوعا و عاشورا نیز دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی در محله‌ها راه می‌افتند تا گوسفندهای نذری مردم را از ایشان بگیرند. این گوسفندها پس از ذبح در معابر عمومی، به عنوان اطعام عزاداران و خیرات بین مردم مورد استفاده قرار می‌گیرد. گویا می‌خواهند انتقام خون حسین را از گوسفند و گاو پس بگیرند. با این همه می‌توان انتظار داشت که مردم عادی و طبقه‌ی متوسط شهری نیز در رویکردی دینی و مذهبی جهت برآورده شدن حاجت و نیاز خویش گوسفند نذر می‌کنند. گویا نذر بهانه‌ای بیش نخواهد بود تا خداوند به اعتبار کشتار و خون ریختن، از حریم صاحب نذر بلاگردانی به عمل آورد. چنانکه همین خونریز‌‌ی‌ها قرار است سرآخر برایش شادمانی و شادکامی را تضمین نماید. انگار هر دو سوی این ماجرای غیر اخلاقی و ضد انسانی چه خداوند و یا بنده‌ی او به خونریزی و کشتار نیاز دارند و آنان تنها با کشتار حیوانات بی‌دفاع به هدف خویش دست می‌یابند.

در سال‌های اخیر با گران شدن گوشت و گوسفند، معیشت و زندگی مردم بیش‌ از هر وقتی به سختی می‌گذرد. همچنان که مردم طبقات پایین و متوسط شهری همیشه جهت قربانی کردن در تنگنای مالی به سر می‌برند. چون خرید گوسفندی با قیمت یک و نیم تا دو میلیون تومان برای همگی کاری مشکل خواهد بود. در نتیجه گروهی از مردم به عنوان جایگزینِ گوسفند، خروسی را قربانی می‌کنند. این موضوع به باوری عمومی بازمی‌گردد که همواره خروس را خوش‌یمن می‌دانند. چنانکه کسی به نقش مرغ در این ماجرا نمی‌اندیشد. از این‌رو همگی بنا به سنتی قدیمی پدیده‌ی شگون داشتن را با حذف مرغ و دیگر پرندگان خانگی به پای خروس می‌نویسند.

اکنون مردم تهران پس از خرید اتومبیل راهیِ خیابان مولوی می‌شوند تا در آنجا خروسی جهت قربانی کردن بخرند. سپس فروشنده خودش دست به چاقو می‌برد، رو به قبله‌ می‌ایستد ابتدا به خروس آب می‌نوشاند و با گفتن بسم‌الله سرش را می‌برد. آنوقت خریدار نیز خون خروس را در ظرفی می‌ریزد و آن را به چرخ‌های اتومبیل‌اش می‌مالد تا این چرخ‌ها به گمان خرافی او همیشه به نیکی بچرخند و هرگز تصادف و مرگی را به دنبال نداشته باشند.

در تمامی ماجراهای قربانی کردن، دولت و شهرداری تهران ضمن بهانه‌ نهادن باورهای خرافه‌آمیز و دینی مردم زمینه‌های کافی و وافی فراهم می‌بینند تا همگی بدون استثنا به هنجارهایی از این دست ادامه بدهند. چنانکه به تازگی در بازار میوه‌ی قزل‌قلعه نیز فروش خروس را برای قربانی کردن باب کرده‌اند. در نتیجه خروس‌هایی را در انظارعمومی سر می‌برند تا خون‌شان را به اتومبیل مشتریان خود بمالند. سپس با همان خون‌هایی که دور تا دور اتومبیل مالیده‌اند مفاخره‌آمیز در اتوبان‌ها و خیابان‌های شهر آمد و شد می‌کنند. طبیعی است که با هنجارهایی از این‌گونه خونریزی نیز قداست می‌یابد و زشتی آن هم برای همیشه از ذهن مردم پاک خواهد شد.

روز خونین عاشورا

روز خونین عاشورا

ناگفته نماند که در تهران خروس‌ و گوسفندی را که قربانی می‌کنند از مجاری رسمی نمی‌خرند. با این همه از مدیران دولتی کسی به آلودگی گوشت قربانی به انواع و اقسام بیماری‌ها نمی‌اندیشد. حتا رسانه‌های عمومی ضمن همسویی با فرهنگ دولتی آسیب‌های چنین گزینه‌ی ناصوابی را نادیده می‌انگارند. همچنان که مردم خیلی راحت و آسان گوسفند و خروس نذری خودشان را از گوشه‌ی خیابان و جاده می‌خرند و پس از ذبح، گوشت آن‌ها را بین دیگران خیرات می‌دهند. بدون تردید همراه با نمایش کشتار حیوانات در فضای عمومی شهرهای امروزی، آلودگی بصری برای عابران و شهروندان نیز فزونی می‌گیرد.

ضمن رویکردی تبلیغی و عوامانه عده‌ای از رسم و سنت قربانی کردن در انتخابات نیز سود می‌جویند. چنانکه در روستاها یا ایلات و عشایر کشور زیر پای کاندیداها گاو و گوسفند سر می‌برند. این رسم طی سال‌های اخیر به تهران نیز راه یافته است. همچنان که در دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری، مدیران ارشد شهرداری تهران، قالی‌باف را به محله‌های جنوبی تهران می‌کشاندند و زیر پایش گاو و گوسفند قربانی می‌کردند. بعدها معلوم شد که این گاوها و گوسفندها را از کشتارگاه به آنجا می‌کشانند و پس از ذبح نمایشی، دوباره به کشتارگاه  برمی‌گردانند. به عبارتی روشن‌تر گاو و گوسفند را پس از ذبح، بین مردن خیرات نمی‌کردند و از همانجا با کامیون به کشتارگاه می‌فرستادند. هرچند حقه‌هایی از این دست فقط از مدیران جمهوری اسلامی برمی‌آید، ولی رمزگشایی از کم و کیف آن‌ها برای مردم چندان هم مشکل نخواهد بود.

در کتاب‌های درسی جمهوری اسلامی همسو با رسانه‌های دولتی سنت‌هایی از این دست را قدر می‌دانند. چنانکه با تکرار مداوم و مستمر داستان ابراهیم پیامبر در کتاب‌های درسی، عملکرد او در کشتن گوسفند و قربانی کردن تحسین می‌شود. حتا در متن‌های درسی ضمن انعکاس باورهای دینی خوک و سگ را نجس می‌شمارند. پیداست که ضمن تبلیغ ناصواب چنین نگاه و دیدگاه تنگ‌نظرانه‌ای بین مردم، بسیاری از آموزه‌های زیست محیطی نیز نفی و طرد می‌گردد. تا آنجا که بر بستر همین تبلیغات غیر انسانی و خرافی، آزار و اذیت و ریختن خون این حیوانات هم ارج و قرب می‌یابد. حتا با تکرار آن‌، از کشتار و خون‌ریزی آدم‌ها نیز توجیه به عمل می‌آید.

بدون تردید با سلب علاقه‌ی شهروندان جامعه از طبیعت و محیط پیرامون، زمینه‌‌های کافی برای نابودی و تخریب محیط زیست انسان‌ها آماده می‌گردد. همچنان که بخشی از آسیب‌های امروزی زیست محیطی در ایران به آموزه‌هایی بازمی‌گردد که دین و سنت‌های ناصواب جامعه برآوردنِ آن‌ها را پشتیبانِ مطمئنی برای هنجارهای نادرست خویش می‌بیند. ولی طرد و نفی این هنجارهای نادرست به تغییر در رفتار ناصواب شهروندان و سالم‌سازی محیط زیست یاری می‌رساند. فرآیندی که ضمن آن همراه با ارج و قرب یافتن محیط زیست آدم‌ها، ادامه‌ی حیات و زندگی برای انسان‌ها ممکن خواهد بود.


مطالب دیگر از همین نویسنده

Share