Share

چگونه یک مرد سالخورده ۷۴ ساله می‏تواند با اعتصاب غذا برای مبارزه با فساد دولتی، دولت یک کشور را به چالش بکشاند؟ این کاری است که آقای «آنا هزاره» در هند، بزرگ‏ترین دمکراسی دنیا آغاز کرده است.
بعد از بهار عربی در تونس، مصر، لیبی، یمن، سوریه و بحرین، اینک تابستان هندی، بدون دست زدن به خشونت، میلیون‏ها نفر را به خیابان‏ها کشانده است.

روز گذشته ۲۹اوت، بازار و شرکت‏های تجاری دهلی‏نو به پشتیبانی از آنا هزاره کار خود را تعطیل کردند. دولت هند روز شانزدهم اوت، آنا هزاره را بازداشت کرد، اما تظاهرات اعتراضی مردم باعث شد او را آزاد کنند. او پس از آزادی به «ملیلا میدان» محل تظاهرات برگشت.


آقای هزاره به رسانه‌ها گفته است تا مرز مرگ به اعتصاب غذای خود ادامه می‏دهد تا قوانین سخت‏تری برای مبارزه با فساد دولتی که باعث فقیر شدن میلیون‏ها نفر در هند شده است، به اجرا گذاشته شود. این درحالی است که آقای مان ماهانسین، نخست‏وزیر هند و رهبران احزاب سیاسی از آقای هزاره خواسته‏اند به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

آنا هزاره در حالی‏که شش کیلوگرم از وزن خود را از دست داده، می‏گوید قوانین کنونی مبارزه با فساد در هند، به ۴۰ سال پیش برمی‏گردد و برای مبارزه با فساد گسترده کنونی در دولت کافی نیست.

از آنا هزاره به عنوان یک گاندی دیگر نام می‏برند که بدون توسل به خشونت، کاری کرده که گفته می‏شود تابستان داغ‏تری در انتظار هند و دولت آن است.

برای بررسی حرکتی که این گاندی جدید آغاز کرده است و می‏تواند سرمشقی برای مردم کشورهای دیگر، به‏ویژه کشورهایی چون ایران، افغانستان، پاکستان و کشورهایی در آفریقا و آمریکای جنوبی باشد، با دکتر حسین لاجوردی، جامعه‏شناس و رئیس انجمن پژوهشگران ایران در پاریس گفت‌وگو کرده‌ام.

 

نگاه شما به کاری که آنا هزاره آغاز کرده، چگونه است؟

 

حسین لاجوردی: تصور من بر این است که زمینه‏های اجتماعی- سیاسی در هر جامعه‏ای، این امکان را فراهم می‏کند که برخی افراد و همان‏طور که شما اشاره کردید، گاندی دومی، سال‏ها پس از گاندی اول پیدا بشود. چرا چنین امکانی به‏وجود می‏آید؟ چرا آنا هزاره می‏تواند اقدام به چنین کاری کند؟ این‏ها همه سئوالاتی است که باید در بستر اجتماعی- سیاسی یک کشور به دنبال آن گشت.

یکی از ویژگی‏هایی که آنا هزاره را به چنین اقدامی و دنبال کردن راهی برای آینده مملکت‏اش واداشته، این است که خود او آدم فاسدی نیست و در مجموعه فساد قرار ندارد.

از طرف دیگر این زمینه اجتماعی- سیاسی هم وجود دارد که امروز ۹ حزب موجود هند به دنبال آنها هزاره هستند و این قضیه را دنبال می‏کنند که دولت هند را که یکی از بزرگ‏ترین دمکراسی‏های جهان است، وادار کنند تا قوانین کشور را از طریق پارلمان عوض کند.

این مسئله بسیار حساسی است که می‏تواند سرمشقی برای همه کشورها، ازجمله کشور خود ما باشد.

 

از سوی دیگر در هنگامه اعتصاب غذای آنا هزاره ۷۴ ساله در هند که به تیتر مهم خبری رسانه‏های جهانی مبدل شده، سازمان بازرسی کل کشور جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که موفق به کشف فساد میلیاردی در استانداری تهران، در زمان کامران دانشجو، وزیر علوم کنونی شده است؛ آن‌هم در زمانی که او استاندار تهران و برگزارکننده انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بوده است. ارزیابی شما چیست؟

برآوردی که در مورد آقای کامران دانشجو کرده‏اند، دقیقاً چندروز بعد از آن است که اعلام کردند در استان هرمزگان و ساحلی چند میلیارد دلار اختلاس شده است و گفتند شهرام جزایری‏های دیگر در این بازی وجود ندارند. چون رقم بسیار بالا است.

مبارزه با فساد تنها شعاری است که از زمان آقای خمینی هم‏چنان زنده نگه داشته شده است.

مسئله‏‏ای که وجود دارد، این است که چطور می‏شود به‏رغم قوانینی که از روز نخست حکومت جمهوری اسلامی وضع شده بود، بعد از سال‏ها فرمان تشکیل ستاد مبارزه با فساد اقتصادی، در سال ۱۳۸۰ از طرف آقای خامنه‏ای داده شد. بعد از آن هم در سال ۱۳۸۵ پیشنهاد انحلال ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی طرح شد و این قضیه هم‏چنان ادامه دارد.

ناگزیر باید به عوامل فساد نگاه کنیم و ببینیم در کجا قرار دارند: من فکر می‏کنم عامل آن را باید در کل ارکان حکومت جست‌وجو کرد که یا خودشان در رأس فساد هستند یا چشم‏شان را بر فساد می‏بندند و یا آقازاده‏هایی که همزاد فساد هستند و پدران‌شان در حکومت عامل فساد بوده‌اند و هستند.

از سوی دیگر پنهان‏کاری و عدم شفافیت یکی دیگر از عوامل فساد شده‏اند. به عنوان مثال، هزینه‏ای را که باید در حمایت از تروریست صرف کنند، نمی‏توانند اعلام کنند.

عامل بعدی بنیادها هستند که از نظارت بودجه دولت خارج‏اند و گفته می‏شود بین ۳۵ تا ۴۰درصد درآمد سالیانه ایران از زیر نفوذ دولت خارج و پنهان است و اقتصاد پنهان نام می‏گیرد.

در بخش نفت که بزرگ‏ترین منبع درآمدی ایران را تشکیل می‏دهد، حتی وزیر نفت هم از قسمت‏هایی از آن بی‏خبر است. مجلس جمهوری اسلامی هم از درآمد نفت اطلاعی ندارد و خیلی جالب است که هیچ‏یک از دو جناح اصول‏گرا و اصلاح‏طلب حاضر نیستند به مجلس پاسخ بدهند که قراردادهای نفتی کجا هستند. نه زمان آقای موسوی، نه زمان آقای رفسنجانی، نه خاتمی و نه احمدی‏نژاد. یک قرارداد پنهان در این زمینه، بین همه این دولت‏های متفاوت وجود داشته است. از جمله عوامل دیگر فساد، قرار دادن نزدیکان و افراد مورد نظرشان در پست‏های کلیدی و قرار دادن افراد بدون صلاحیت و فاقد تخصص در مقامات و مسئولیت‏های مهم است.

این‏ها همه باعث شده که در کل حکومت سطوح متفاوتی برای فساد، از مقامات ارشد حکومت تا کارمندان به‏وجود بیاید.

 

بر اساس آمارهای بین‏المللی، فساد دولتی در ایران ۷۰درصد بیشتر از کشورهایی است که حتی خودشان وضعیت خوبی از نظر شفاف‏سازی اقتصادی ندارند. گزارش سازمان بین‏المللی شفاف‏سازی، جمهوری اسلامی ایران را یکی از فاسدترین حکومت‏ها، در میان ۱۸۰ کشور جهان ارزیابی کرده است. پیش‏بینی شما از این وضعیت چیست و فکر می‏کنید راه‏حل‏ها کدامند؟

 

بر اساس برآوردی که شما به آن اشاره کردید، در بین ۱۸۰ کشور دنیا، دانمارک و نیوزیلند در بالاترین رده قرار دارند و ایران، لیبی، کامرون، ساحل عاج و یمن، از نظر فساد بین‏المللی در یک رده قرار گرفته‏اند و این واقعاً برای ما ایرانی‏ها تأسف‏ برانگیز است.

نکته قابل توجه این است که در ایران به نوعی بر اساس پیشنهاد یک مدیر دولتی «بیمه فساد» به‏وجود آمده است. یعنی اولین نفری که آن بالا فساد می‏کند، به زیردست‏های خودش می‏رساند که همه یک مجموعه را به‏وجود بیاورند و این فساد را بیمه کنند. حالا راه‏حل چیست؟ من فکر می‏کنم وجود دو چیز در مملکت لازم است: یکی مطبوعات آزاد و نهادهایی که بتوانند فساد را افشا کنند.

دوم و مهم‏‏تر از هر چیزی (مانند امروز هند) وجود احزاب مخالف دولت است که بتوانند فساد و عوامل فساد را در مقابل دولت اعلام کنند. متأسفانه ما شاهد این هستیم که در ایران هردو جناح موافق و مخالف در این فساد شریک‏اند.

Share