Share

همزمان با برگزاری هفتاد و دومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، مسأله هسته‌ای ایران و موضوع برجام بار دیگر به سرخط خبرها بازگشته است،

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مدتهاست وعده داده از واکنش و اقدام نهایی‌اش در قبال این پیمان بین‌المللی پرده‌برداری کند. ۱۵ ماه اکتبر موعدی است که دولت ترامپ باید سرانجام در مقابل کنگره گواهی دهد که آیا ایران به تواقفنامه پایبند بوده است یا نه. پیشتر این احتمال وجود داشت که آمریکا در ماه سپتامبر  تعلیق تحریم‌ها را لغو کند، اما حالا همه چیز به ماه آتی موکول شده است. دولت او از مدتها پیش در حال بررسی پرونده و تدوین یک سیاست جدید در قبال ایران است؛ اما فارغ از وعده‌ها آنچه در عمل می‌توان مشاهده کرد، نشانه‌های فقدان یک استراتژی کلان در دستگاه دیپلماسی ترامپ در قبال خاورمیانه است.

در غیاب یک استراتژی کلان منطقه‌ای، آمریکا درصدد است پرونده برنامه‌های موشکی ایران را به سرنوشت برجام گره بزند.

ترامپ: ایران به روح برجام وفادار نیست

دوستان و دشمنان، حاضر در نیویورک

حسن روحانی محمدجواد ظریف و تعدادی از اعضای کابینه دولت، برای شرکت در هفتاد و دومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده‌اند، و دستور کار اصلی آنها در این سفر، مذاکره و رایزنی در مورد برجام در آستانه اکتبر سرنوشت‌ساز است. در آستانه سفر به نیویورک، و در فرودگاه، روحانی، بار دیگر با بیان اینکه آمریکا هم می‌تواند سر سفره برجام بیاید، اظهار داشت که توافق‌نامه اتمی ژوئیه ۲۰۱۵ میان ایرا ن و کشورهای پنج به علاوه یک (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) «به نفع امنیت، ثبات و توسعه منطقه و جهان است.»

مقرر است روز چهارشنبه ۲۰ سپتامبر، نشستی در مورد برجام میان وزرای خارجه کشورهای پنچ به‌علاوه یک و ایران، به ریاست فدریکا موگرینی، برگزار شود. همچین این احتمال وجود دارد که ملاقاتی دوجانبه میان رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، صورت پذیرد؛ این دیداری است که می‌تواند امیدهای زیادی را در تهران زنده کند؛ به ویژه از آن جهت که موضع رکس تیلرسون با ترامپ در خصوص برجام کاملاً یکسان نیست؛ وزیر خارجه آمریکا علناً اذغان کرده که در زمینه سیاست خارجی به خصوص توافق اتمی ایران با ترامپ  اختلاف نظر دارد. نه فقط از شکاف رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه آمریکا، ایرانی‌ها امیدوار‌اند از شکافهای موجود میان اروپا و آمریکا نیز بهره‌برداری کنند، به ویژه آنکه رابطه اقتصادی ایران و اروپا دوباره رونق گرفته است. به تازگی شرکت توتال فرانسه در راس یک کنسرسیوم بین‌المللی شامل شرکت ملی نفت چین، قراردادی ۴.۸ میلیارد دلاری را با ایران امضا کرده است.

امید ایران به هم‌پیمانان جدید تجاری‌اش دراروپا است. روز دوشنبه، ژان-ایو لو دریان، وزیر خارجه فرانسه، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک به صراحت اعلام کرد که حفظ برجام برای تداوم پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای ضروری است. فرانسه درصدد است علاوه بر قانع کردن ترامپ برای حفظ توافق هسته‌ای، مذاکراتی را نیز برای تکمیل و تقویت این پیمان پس از پایان دوره آن در سال ۲۰۲۵ کلید بزند.

این البته تنها ایران نیست که به قصد مذاکره و رایزنی، با هیأتی بلندپایه راهی نیویورک شده است. رقبا و دشمنان ایران نیز از جمله عربستان سعودی و اسرائیل در نیویورک حاضر و فعال هسند.
در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، روز دوشنبه بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، با یکدیگر ملاقات کرده، و  احتملاً آخرین هماهنگی‌ها را در آستانه حمله  به برجام با یکدیگر انجام دادند.

از ماه گذشته به وپژه، اسرائیلی‌ها هم در سطح دیپلماتک و هم در سطح رسانه‌ای بسیار فعال و پرکار شده‌اند. روزنامه هاآرتص، هفته گذشته گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه آژانس اتمی، علیرغم دریافت اطلاعاتی درباره سایت‌های مشکوک در ایران، هیچ اقدامی برای بازدید آنها صورت نداده و کوتاهی کرد؛ ادعایی که آژانس آن را رد کرد.
چنین گزارشهایی را می‌توان زمینه‌سازی برای ایجاد ابهام در موضع روشن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خصوص پیابندی ایران به برجام دانست. مدیر کل آن، یوکیا آمانو، بار دیگر روز دوشنبه در کنفرانس عمومی آژانس تأکید کرد که ایران به تعهداتش در قبال برجام پایبند بوده است.

از زمان انعقاد توافق در ژوئیه ۲۰۱۵، ایران همه ذخایر اورانیوم غنی‌شده بالای ۳,۶۷ درصد خود را از بین برد و تعداد سانتریفیوژها نیز تحت نظارت آژانس از ۱۹۰۰۰ به ۶۰۰ کاهش یافته است. کمسیونی مشترک نیز به ریاست هلگا اشمید، کلیه فعالیتهای هسته‌ای ایران را تحت نظارت و کنترل دارد. همه این شواهد و مدارک اما برای ترامپ راضی کننده نیست، به خصوص اینکه پرونده هسته‌ای ایران در چشم دولت او به سادگی دیگر محدود به فعالیتها و تأسیسات هسته‌ای ایران مربوط نمی‌شود، و دامنه‌ گسترده‌تری دارد.

دولت ترامپ در کشاکش انباشت انتظار و فقدان استراتژی

دونالد ترامپ از زمان مبارزه‌های انتخاباتی برجام را «بدترین توافقنامه تاریخ» دانسته و وعده لغو آن را داده است. او همچین از ماه ژوئیه صراحتاً اعلام کرده اعتقاد دارد ایران به «روح» توافقنامه پایبند نیست.

دولت آمریکا باید هر ۹۰ روز یک بار در گزارشی به کنگره پایبندی ایران به توافق را تصدیق یا رد کند. این نوبت در نیمه ماه اکتبر فرا می‌رسد. و آن طور که ترامپ، در مصاحبه با وال استریت ژورنال، در ۲۵ ژوئیه، اعلام کرده، دولت او قصد دارد با سر باز زدن از «تأیید» پایبندی تهران به توافق پایان دهد. گفته می‌شود، ترامپ همزمان تیمی را در کاخ سفید مأمور کرده که شواهد و استدلال‌ها و زمینه‌های قانونی لازم برای اعلام نقض برجام توسط ایران را فراهم آورند.

در چهاردهم سپتامبر و در جریان سفر به مناطق آسیب دیده، ترامپ بار دیگر توافق با ایران را «بدترین توافقی» برشمرد که «تاکنون دیده» است و تکرار کرد که ایران روح برجام را نقض کرده است.

وعده‌های مکرر و تکرار یک موضع کلی تهدیدآمیز از جانب ترامپ بدون تدقیق و تشریح آن، باعث ایجاد نوعی فضای انباشت انتظار شده است و موقعیت دراماتیکی ساخته که می‌توان آن را وضعیت «تعلیق پیش از کنش قهرمانانه» نامید: حالا بسیاری منتظر حضور ترامپ روی صحنه و انجام اقدام نهایی، یعنی همان «پاره کردن» قرارداد، باشند؛ چیزی که او بارها قولش را داده و البته هربار به تعویق افتاده است.

قطب مخالف و روی دیگر این فضای انباشت انتظار، که ترامپ را به سوی یک واکنش قاطع و قطعی در اکتبر پیش می‌راند، سردرگمی استراتژیک آمریکا در قبال خاورمیانه در سطح کلان است. در سایه فقدان یک استراتژی کلان، طبیعتی است همه چیز همان طور که هست، بدون هیچ عمل قهرمانانه‌ و ماجراجویانه‌ای، تداوم پیدا کند. تدوام وضعیت موجود، اما نه فقط تداوم تعلیق تحریم‌ها، بلکه تدوام بحران و ابهام نیز است. طبعاً همه چیز در این تداوم، موقتی و تا اطلاع ثانوی است.

پدر همه بمبها، ضمیمه پرونده هسته‌ای

همزمان با اعلام تداوم تعلیق تحریما، بحثهایی از جانب طرف آمریکایی‌ها در مورد احتمال مذاکره مجدد و رسیدن به یک توافق بهتر نیز مطرح شده است؛ ایده‌ای که وزیر خارجه ایران روز پنجشنبه در حساب کاربری‌اش در توئیتر به آن واکنش نشان داد و نوشت: «برجام، قابل مذاکره (مجدد) نیست. توافق بهتر خیال‌پردازی محض است. وقت آن است که آمریکا تحریف واقعیت را کنار گذاشته و همانند ایران پایبندی به برجام را آغاز کند.»

آنچه مشخص است، نگرانی اصلی آمریکایی امروز بیش از فعالیتهای هسته‌ای ایران، مربوط به فعالیتهای موشکی ایران و نفوذ نظامی این کشور در منطقه است.

ترامپ به ویژه درصدد است مسأله موشکهای بالستیک و موضوع انرژی هسته‌ای را به هم پیوند بزند؛ راهکاری که می‌تواند صلاحیت و ابتکار رسیدگی به پرونده ایران را از آژانس بین‌المللی اتمی بگیرد و دوباره حتی پای شورای امنیت را به پرونده ایران باز کند.

اظهارات نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، مبنی عدم وجود تمایز میان بازدید از سایت هسته‌ای و یک سایت نظامی در متن توافق برجام را باید درهمین راستا تلقی کرد. نیکی هیلی در دیدار با نمایندگان آژانس بین المللی انرژی اتمی مدعی شد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طبق توافقنامه برجام می‌تواند بر مراکز نظامی مشکوک ایران نظارت کند و از آنها بازدید کند؛ این اظهارنظر واکنش تند مقامات نظامی در ایران را در پی داشت.

آمریکای ترامپ نسبت به «ایران موشکی» درست به اندازه «ایران هسته‌ای» حساس است. یک روز پس از پرتاب موشک ماهواره‌بر سیمرغ، وزارت خزانه‌داری آمریکا، تحریم‌های جدیدی علیه برنامه موشک‌های بالستیک ایران تصویب کرد.

آمریکا مشخصاً پرتاب موشک را نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت می‌داند که در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ برای ضمانت توافق میان قدرت‌های بزرگ جهانی و ایران تصویب شد؛ بنا به این قطعنامه، ایران ملزم است که طی یک دوره هشت ساله، «هیچ فعالیتی در زمینه توسعه موشکی که بتواند در جهت حمل کلاهک‌های هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرد، انجام ندهد.» ایران معتقد است برنامه توسعه موشک‌های بالستیک آن ربطی به حمل کلاهک‌های هسته‌ای ندارد و از این بابت ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ نیست.

آمریکا در نخستین گام، سعی خواهد کرد آژانس را تحت فشار قرار دهد که بازرسی از مکان‌های نظامی در ایران را در دستور کار قرار دهد. با این کار، راه را برای مهار و کنتر ایران موشکی باز خواهد شد؛ در صورت عدم موافقت تهران نیز (که بسیار محتمل است)، مسئولیت نقض برجام را به دوش ایران خواهد افتاد، و  اذهان و افکار عمومی جهانی، برای برهم زدن برجام آمادگی بیشتری پیدا خواهند کرد.

بر اساس مواد مورد مصالحه قرارداد وین، آژانس بین‌المللی هسته‌ای می‌تواند درخواست دسترسی به تمام مکان‌ها و تأسیسات نظامی –فراتر از تأسیسات هسته‌ای اعلام‌شده— را داشته باشد، به شرط آنکه این شک و ظن وجود داشته باشد که در این تأسیسات فعالیتی مرتبط با چرخه سوخت هسته‌ای صورت می‌پذیرد. بنابر توافق، در صورت رد درخواست بازرسان آژانس، ماجرا به کمیسیون مشترک ارجاع داده خواهد شد و در صورت موافقت ۵ عضو از ۸ عضو کمیسیون، ایران چاره‌ای جز پذیرش درخواست بازرسی نخواهد داشت. این دستورالعمل مربوط به مکان‌های نظامی‌ای می‌شود که دسترسی و بازدید از آنها در تأیید پایبندی و تعهد ایران مؤثر باشد.

تا آنجا که به فضای رسانه‌ای و افکار عمومی مربوط می‌شود، یک  ایران موشکی می‌تواند درست به اندازه یک ایران هسته‌ای خطرناک جلوه داده شود، به ویژه آنکه همزمان از ایران خبر ساخت «پدر همه بمبها» به گوش می‌رسد: یک بمب ده تنی بسیار مخرب که قابلیت پرتاب و شلیک از جنگنده‌های هوایی را نیز دارد.

سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در سفر خود به تبریز اعلام کرده است: «اگر امریکایی‌ها مادر بمب‌ها را دارند، ما پدر بمب‌ها را ساخته‌ایم.» بمب عظیم انفجار هوایی جی‌بی‌یو-۴۳/بی معروف به «مادر همه بمبها»، قوی‌ترین بمب غیر هسته‌ای ساخته بشر است که ارتش آمریکا آن را در سال ۲۰۰۳ آزمایش کرد.

پدر همه بمبهای ایران شاید در عمل فرصت زورآزمایی با مادرهمه بمبهای آمریکا را پیدا نکند، اما مسلماً بهانه بیشتری به دست دولت ترامپ خواهد داد که درصدد پیوندزدن سرنوشت مسأله موشکهای بالستیک ایران به پرونده هسته‌ای به یکدیگر و قراردادن آنها در یک سبد است.

هراس از پیامدهای لغو جام

آنچه اما باعث شده تاحدی از سرعت وقایع کاسته و ترمز ترامپ کشیده شود، پیامدهای احتمالی لغو برجام است. به تازگی بیش از هشتاد نفر از مقامهای سابق آمریکایی و اروپایی به همراه گروهی از از کارشناسان و فعالان مسائل هسته‌ای در نامه‌ای ضمن حمایت از برجام به دولت ترامپ هشدار داده‌اند که خروج آمریکا از برجام، بدون نقض آشکار آن از سوی ایران، می‌تواند یک اقدام فاجعه‌بار باشد.

آیت‌الله علی خامنه‌ای نیز، روز یک شنبه ۱۷ سپتامبر، طی سخنانی در دانشگاه علوم انتظامی، درمورد  عکس‌العمل قاطع ایران در قبال هر «حرکت اشتباه نظام سلطه» در قضیه برجام هشدار داد. علاوه بر آیت الله خامنه‌ای، چهره‌هایی همچون آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد، سردار محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار مسعود جزایری، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح و سردار محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه از جمله مقامات ایرانی هستند که در چند وقت اخیر برای آمریکا رجز خوانده‌اند.

همانطور که پیشتر عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه، بدون بیان جزئیات اعلام کرده، هیأت نظارت بر برجام در ایران «طرحی را برای اقدام متقابل علیه آمریکا در ۱۶ بند تصویب کرده است.». مجلس نیز قرار است به زودی طرحی را در راستای تقویت برنامه موشکی ایران و نیروی قدس سپاه پاسداران تصویب خواهد کرد.

در شرایطی که نیروهای ایرانی و آمریکایی در عراق، یمن و سوریه در مجاورت یکدیگر مشغول عملیات‌اند، و ناوهایی آمریکایی و کشتی‌هایی ایرانی خلیج فارس دائماً در مسیر عبور و مرور همدیگر قرار دارند، بدیهی است کوچکترین حرکت اشتباهی از طرفین می‌تواند مخرب و خطرناک باشد. وضعیت از پیش در صحراهای جنوب شرقی سوریه و در مرز عراق و سوریه – مشخصاً در تنف— تنش‌آلود است. و حوداث دریایی میان ناوهای آمریکایی و کشتی‌های ایران در خلیج فارس رو به افزایش اند.

وانگهی، علاوه بر مسأله برافروخته شدن آتش جنگ، برهم زدن برجام می‌تواند سرآغاز جاده‌ای باشد که پایان آن به عدم‌اعتبار و حتی لغو پیمان NPT ختم شود– NPT پیمان‌ منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که از سال ۱۹۷۰ در فضای جنگ سرد منعقد شد و تا کنون ۱۸۸ کشور جهان به آن پیوسته‌اند.

تا اینجا، بازی هنوز به  این مراحل خطرناک نرسیده است. فعلاً باید به انتظار نشت و دید، در آستانه اکتبر سرنوشت ساز برجام، مذاکرات نیویورک چه دستاوردها و  ارمغانهایی خواهند داشت. به نفع صلح یا برای جنگ؟


در همین زمینه:

Share