Share

حسین نوش‌آذر – گئورگ بوشنر، نمایشنامه‌نویس، و نویسنده آلمانی در «وویتسک»، نخستین نمایشنامه‌ای که نوشت، تراژدی زندگی یک انسان را که از محروم‌ترین و فرودست‌ترین لایه‌های اجتماعی‌ست نشان می‌دهد. این نمایشنامه یکی از پرخواننده‌ترین متون ادبیات نمایشی در جهان است و می‌گویند بیش از هر متن نمایشی دیگری روی صحنه تماشاخانه‌های جهان به نمایش درآمده است.

 
 ورنر هرتسوگ، فیلمساز سرشناس آلمانی بر اساس این متن در سال ۱۹۷۹ فیلمی ساخت و در این فیلم ماندگار کلاوس کینسکی، بازیگر نامدار آلمانی، درماندگی و بیچارگی «وویتسک» را به بهترین وجهی به نمایش گذاشت. در ایران هم یکی از کارگردانان جوان ما به نام ناصر حسینی مهر چندی پیش این نمایش را در تالار مولوی روی صحنه برد. همین‌جا به این نکته اشاره کنیم که در ایران متأسفانه به غلط نام بوشنر را «گئورگ بوخنر» تلفظ کرده و ثبت کرده‌اند.

 

در مجموعه برنامه‌های ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه که با هومر آغاز شد و با فیلیپ راث به پایان می‌رسد، امروز به گئورگ بوشنر، منتقد اجتماعی و نویسنده انقلابی می‌پردازیم.
 

آلفرد دوبلین، نویسنده آلمانی که با رمان «برلین، میدان آلکساندر» سبک رمان شهری را پدید آورد، درباره بوشنر گفته است: «این بوشنر، خیلی زبل بود. ۲۳ یا ۲۴ سالش بود که داوطلبانه از موجودیتش استعفا داد و مُرد. ظاهراً زندگی به نظرش موضوع احمقانه‌ای آمده بود.»
 

«وویتسک»، ساخته ورنر هرتسوگ با بازی کلاوس کینسکی. این متن بیش از هر نمایش‌نامه دیگری روی صحنه رفته است.

این نویسنده زبل که در ۲۳ یا ۲۴ سالگی مرگ را به زندگی ترجیح داد، از نوجوانی یک ذهنیت سیاسی داشت. پس از آنکه در دارمشتات که شهر کوچکی در نزدیکی‌های فرانکفورت است دبیرستان را به پایان رساند، به استراسبورگ رفت و در رشته پزشکی شروع به تحصیل کرد. در فرانسه بود که با برنامه‌ها و هدف‌های گروه‌های مارکسیست و احزاب کمونیست آشنا شد. بوشنر در آن زمان به این باور رسید که ریشه همه مشکلات اجتماعی و سیاسی در سرکوب مردم نهفته است. پدر بوشنر که اصولاً مرد سختگیری بود، در سال ۱۸۳۳ از فرزندش خواست که تحصیل را رها کند و به آلمان برگردد. 
 

باید دانست که از قدیم شهرها و روستاهای آلمان محیط خفقان‌آوری داشتند. هنوز با وجود پیشرفت‌های مدنی و گسترش امکانات اجتماعی، زندگی در شهرستان‌های آلمان بسیار نامطبوع است. بوشنر در نامه‌هایی که به نامزدش مینا ژاگله (Mina Jaglé) نوشته، مدام از زندگی در شهرستان و محیط شهرستانی گلایه دارد. این بلاتکلیفی در زندگی بوشنر ادامه داشت تا اینکه او گروهی بنیان گذاشت با نام ساده «گروه حقوق بشر» که در واقع یک سازمان زیرزمینی بود متشکل از دانشجویان و کارگران متخصص و در آن زمان بود که نشریه سیاسی « هسیشه لندبوته» ( Hessische Landbote) منتشر کرد. مخاطبان این نشریه سیاسی روستائیان بودند. طبعاً این فعالیت‌ها از چشم پلیس پنهان نماند و چنین بود که بوشنر سرانجام تحت تعقیب قرار گرفت، مجدداً به فرانسه گریخت و در استراسبورگ در اثر تیفوس درگذشت.

 

نمایی از مرگ دانتون، نوشته بوشنر. چگونه یک انقلاب منحرف می‌شود و به قتل و غارت می‌انجامد.

در همان سال که بوشنر تحت تعقیب قرار گرفت، یعنی در سال ۱۸۳۵، دو سال پیش از درگذشتش «مرگ دانتون را منتشر کرد. مرگ دانتون تنها کتابی‌ست که در زمان حیات بوشنر منتشر شده. بوشنر در این نمایشنامه، در چهار پرده به رویدادهای انقلاب فرانسه از ۲۴ مارچ تا پنجم آوریل ۱۷۹۴ که در تاریخ از آن به عنوان دوران ترور یاد شده می‌پردازد و تصویری به دست می‌دهد از اختلافات و درگیری‌های گروه‌های انقلابی که سرانجام به قتل و غارت انجامید.
 

در ارزیابی آثار بوشنر باید توجه داشت که در دورانی که او در آن زندگی می‌کرد، ادبیات جهان به‌تدریج از رمانتیسم فاصله می‌گرفت و به واقع‌گرایی یا رئالیسم گرایش پیدا می‌کرد. از ویژگی‌های دوره گذار از رمانتیسم به رئالیسم، مخالفت نویسندگان با فئودالیسم، ضدیت آن‌ها با عرف و اخلاق مسلط در اجتماع، و همچنین اندیشه‌های آزادیخوانه و لیبرال است. نویسندگان در این دوره از جامعه مدنی و حقوق فرد دفاع می‌کردند و خواستار برابری زن و مرد و نیز طرفدار حقوق مدنی یهودیان، به عنوان لایه‌ای از اجتماع بودند که در آن زمان در آلمان انواع تبعیض‌ها نسبت به آن‌ها اعمال می‌شد. بوشنر فرزند خلف این دوران گذار است و برای همین هم هست که آثار او برای ما ایرانی‌ها و اصولاً مردمانی که خواستار آزادی بیان، برابری حقوق زن و مرد، رفع تبعیض‌های اجتماعی و مذهبی هستند، بسیار جالب و به‌اصطلاح روزآمد است. 
 

بوشنر از پیشگامان سبک واقع‌گرایی در آلمان است. در مکتب رئالیسم آلمانی، هنرمند می‌بایست جهان و انسان‌ها، طبیعت و زندگی را به گونه‌ای نشان دهد که روح شخصیت‌ها و ذات اشیاء از تاریکی و ابهام بیرون آیند و آشکار گردند. دوری از خداوند، و از خودبیگانگی و نداشتن تعلق خاطر از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیت‌های آثار ادبی در مکتب رئالیسم آلمانی هستند.

 

برخلاف نویسندگان رمانتیک فرانسوی، نویسندگان واقع‌گرای آلمان که بوشنر پیشتاز آن‌ها بود، نمی‌خواستند بین نیروهای متخاصم در اجتماع سازش و آشتی به وجود آورند. بوشنر اعتقاد داشت که انسان‌های دردمند و فقیر مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی هستند و سرنخ آن‌ها در دست اشرافزادگان است.

«وویتسک» ۴۲ سال بعد از مرگ بوشنر منتشر شد
 

از این نظر هم آثار بوشنر برای ما ایرانی‌ها می‌تواند آموزنده باشد. با تکیه بر دستگاه زیباشناختی مکتب رئالیسم در آلمان می‌توان به‌خوبی سویه‌های رمانتیک اسلامی‌نویسی را برملا کرد و نشان داد که چگونه شاخه‌ای از ادبیات شهری ما که ظاهراً به تجدد نظر دارد، از این نظر که به دلیل سلطه‌ ممیزی و با توجه به اقتصاد بازار تضادهای اجتماعی را ندیده می‌گیرد، دقیقاً برخلاف آثار واقع‌گرایانه‌ای مانند «وویتسک»، در پوشش واقع‌گرایی به واقعیت خیانت می‌کند. بوشنر در «وویتسک» همه این دینامیسم‌های پیچیده اجتماعی را نشان می‌دهد.

 

«وویتسک» اما بی‌تردید مهم‌ترین و ماندگارترین اثر بوشنر است. این اثر ۴۲ سال پس از مرگ بوشنر منتشر شد و برای نخستین بار در ۸ نوامبر ۱۹۱۳، یعنی ۷۶ سال پس از پیدایش آن روی صحنه رفت. «وویتسک» نقطه صفر پیدایش درام اجتماعی در تاریخ ادبیات نمایشی جهان به‌شمار می‌آید. بوشنر برای نخستین بار با «فرانتس وویتسک» مردی را روی صحنه می‌آورد که از محروم‌ترین و درمانده‌ترین و در همان حال خشن‌ترین لایه‌های اجتماع است.
 

فرنتس وویتسک سربازی‌ست بسیار بی‌چیز که با زنی به نام ماری زندگی می‌کند و او را عاشقانه دوست می‌دارد و از این زن یک فرزند نامشروع هم دارد. او برای گذران زندگیش تن می‌دهد به گماشتگی یک سرهنگ ارتش آلمان و انواع حقارت‌ها را برای لقمه نانی متحمل می شود. عشق به ماری تنها دلخوشی اوست. وقتی یک روز سرزده به خانه برمی‌گردد، در راهرو خانه ماری را در آغوش یک سرگرد ارتش غافلگیر می‌کند و در آن لحظه است که خیال می‌کند صدایی در گوش او طنین می‌اندازد و به او تحکم می‌کند که ماری را به قتل برساند. او که پول کافی برای تهیه یک اسلحه ندارد، ماری را با خود به بهانه‌ای به جنگل می‌برد و با چاقو او را به طرز فجیعی به قتل می‌رساند.

 

«هسیشه لندبوته»، روزنامه‌ای انقلابی برای دهقانان و کارگران

پنهان‌ترین اما محوری‌ترین موضوع در «وویتسک» ساز و کار جامعه‌ای‌ست سادیست که با دگرآزاری، خود را از انواع فشارها تخلیه می‌کند. این‌گونه سادیسم شاید فقط در آلمان وجود داشته باشد، اما سویه‌های خفیف‌تری از آن را بی‌تردید در ایران هم در چارچوب رابطه ارباب و رعیتی یا اخیراً در زندگی شهری و در مناسبات بین مردم مرفه با نوکرها و کلفت‌هاشان می‌توان یافت. هرگاه آزار و تحقیر از حدی فراتر رود، بسیار طبیعی و حتی لازم است که انسان تعادل روحی خود را از دست بدهد و معمولاً فرد در این شرایط به همان شکل که با او رفتار شده، با دیگری که از او ضعیف‌تر است رفتار می‌کند.
 

«فرانتس وویتسک» ما به‌ازای بیرونی دارد و در تاریخ قضایی آلمان واقعاً شخصی به این نام وجود داشته است. یوحان کریستین وویتسک در تابستان ۱۸۲۱ زنی را در یک کوچه بن‌بست در لایپزیک به قتل رساند و او که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا بود و توهمات صوتی داشت، در یک محکمه جنایی محکوم شد و او را در میدان لایپزیک به دار آویختند. در هر حال مهم این است که بوشنر این جسارت را داشت و سرگذشت یک چاقوکش دیوانه را موضوع نمایش‌نامه‌اش قرار داد. این کار در آن زمان سابقه نداشت و تحولی در ادبیات نمایشی به‌شمار می‌آمد. علاوه بر این بوشنر نخستین نویسنده‌ای‌ست که از طریق ساختار روحی یک جنایتکار به ساختار قدرت سیاسی در زمانه‌اش راه پیدا می‌کند.
 

نکته اینجاست که بوشنر نتوانست «وویتسک» را به پایان برساند، بلکه به‌تدریج دیگران در طول تاریخ صحنه‌هایی به آن افزودند و آن را کامل کردند، چنانکه حتی در برخی متن‌هایی که از این نمایش‌نامه در دست است، اسناد بازجویی و انواع گواهی‌های پزشکی هم در متن نمایش ادغام شده است. چگونگی پیدایش «وویتسک» و تاریخ آن نشان می‌دهد که یک متن انقلابی ممکن است سال‌ها در محاق بماند و هرگاه که موضوعیتش را تا حدی از دست بدهد، چنان‌که دیگر خطرناک و گمراه‌کننده تلفی نشود، به‌خاطر ارزش‌های ادبی و زیباشناختیش از محاق بیرون می‌آید و رسمیت پیدا می‌کند. بعید نیست که امروز هم در ایران متونی تحول‌آفرین توسط نویسندگان جوان اما گمنام آفریده شده باشند که نسل‌های بعدی از آن‌ها مطلع شوند و به ارزش آن‌ها پی ببرند. بر مبنای همین ادبیات آپارتمانی و بی‌خاصیتی که دولت به آن اجازه انتشار می‌دهد، نمی‌توانیم به داوری درستی نسبت به ادبیات معاصر کشورمان برسیم. نخستین بار، تا آنجا که به یاد دارم، در اوایل سال های دهه ۱۳۷۰ خورشیدی زنده‌یاد احمد شاملو این موضوع را به‌عنوان یک احتمال مطرح کرد.

 

«لئونس و لنا» Leonce und Lena نمایش‌نامه دیگری از بوشنر است که به سبک کمدی نوشته شده و در واقع هجویه‌ای‌ست بر ضد دو نازپروده مرفه که زندگی به‌ظاهر مرفه‌ای در یکی از شهرهای کوچک آلمان دارند اما از فساد و تباهی و بدبختی رنج می‌برند.
 

در آلمان جایزه معتبری هم به نام گئورگ بوشنر وجود دارد که هر سال از طریق استان هسن( Hessen)، زادگاه او به نویسنده‌ای اعطاء می‌گردد.
 

به دلیل گستردگی موضوع، متن نوشتار اندکی مفصل‌تر از گفتار رادیویی‌ست .

 

در همین زمینه:
::ادبیات غرب در ده دقیقه در رادیو زمانه::

::متن کامل نمایشنامه "مرگ دانتون" نوشته گئورگ بوشنر به زبان آلمانی در پروژه گوتنبرگ (کاپی رایت آزاد)::
 

پیش‌پرده «وویتسک» ساخته ورنر هرتسوگ با بازی درخشان کلاوس کینسکی

Share