Share

زلزله و جلوه‌گری بحران اعتماد. چنین پدیده‌ای با زلزله کرمانشاه بروز نکرده است. به شکل آشکاری در اواخر دوران سلطنت هم با این پدیده مواجه بوده‌ایم.

ایران با سابقه طولانی بلایای طبیعی چون سیل ها و زلزله های ویرانگر قاعدتا بایستی برپایه تجارب کافی از مقابله با پیامدهای این بلای طبیعی، دارای پروتکلی سازمان یافته برای مدیریت بحران درچنین شرایطی باشد ولی زلزله های چند دهه اخیر چون بوئین زهرا و طبس در پیش از انقلاب و زلزله های رودبار و بم و اینک نیز منطقه کرمانشاه و سرپل ذهاب، نشان داده است که هربار در بر همان پاشنه می چرخد.

«جهان پهلوان تختی، برای زلزله زدگان بوئین زهرا کمک تهیه می‌کند»، «گروه های دانشجویان به کمک زلزله زدگان طبس شتافتند»، «کنسرت شجریان برای کمک به زلزله زدگان بم»، «کانون نویسندگان ایران برای کمک به زلزله زدگان استان کرمانشاه شماره حساب اعلام کرد»، «علی دائی، نیکی کریمی و صادق زیباکلام به یاری آسیب دیدگان زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب می روند»… این گونه خبرها در کشوری که دولت در آن وظایف متعارف خود را در شکلی قانون و کنترل شده انجام دهد، نشان از توانایی جامعه مدنی و حس همیاری در میان مردم است. اما در ایران به دلیل تقابل دولت و مردم، یک معنای حرکت مدنی بی‌اعتمادی به دولت و ارگان‌های آن نیز هست. مردم خواهان مشارکت و نظارت هستند، و آنجایی که دولت استبدادی عمل کند و نظارت را برنتابد، و با اینکه در یک کشور بسامان درست آن است که از طریق نهادهای تخصصی و کارآزموده امور را پبش برد، شهروندان خود دست به کار می‌شوند.

میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی که در بحبوحه انقلاب به ایران سفر کرده بود و برای نشریه کوریه ره دلاسرا گزارش تهیه می کرد، درآن هنگامه که زلزله طبس هم اتفاق افتاده بود، سفری به آن منطقه داشت. او در گزارشش نوشت «مردم بی اعتماد به حاکمیت، پس از زلزله به جای اقامت درخانه های جدیدی که ارتش احداث کرده، خود شهرکی ساخته و درآن اقامت گزیده اند».

گفت‌وگو درباره بحران اعتماد

چرا چنین است؟ چرا حکومت ها نمی توانند بحران به وجود آمده را مدیریت کنند؟ و چرا درکشور ما، حکومت ها مدام با بحران بی اعتمادی مردم نسبت به آنها دست به گریبانند؟  نقش نهادهای مردمی دراین میانه چیست؟ اعتماد به نهادهای مردمی تا چه اندازه است؟

با طرح چنین پرسش‌هایی با چند صاحب نظرکه برخی خود درکمک رسانی در بلایای طبیعی شرکت داشته اند، گفت و گو کرده‌ایم:

اصغرسلیمی، کارشناس ارشد اقتصاد و فعال سیاسی، ساکن شهرکلن درآلمان که خود پیش از انقلاب در زلزه ناغان درچهارمحال بختیاری، زلزله طبس و نیز سیل های شیراز و سرچشمه کرمان، فعالانه در کمک رسانی به آسیب دیدگان شرکت داشته است و به همین خاطر نیز بازداشت شده بود، از خاطرات و تجاربش برای زمانه می گوید:

رضا علیجانی، تحلیل‌گر سیاسی و فعال ملی-مذهبی ساکن پاریس، دراین باره به زمانه می گوید: «بی اعتمادی شدید مردم به دستگاه های رسمی، سبب می شود که مردم کمک‌های شان را مستقیم به آسیب دیدگان برسانند.» درعین حال او این را زنگ خطری برای نهادهای مدنی هم می داند. زیرا بی اعتمادی به نهادهای حکومتی با بی اعتمادی به نهادهای مردمی همراه است؛ اعتماد عمومی به افراد سرشناس هنری فرهنگی بیشتر است تا به نهادهای مردمی که فعالانه درعملیات کمک رسانی شرکت کرده اند و این تفرد و تفرق از شکل گیری نهادهای مدنی قوی ممانعت می کند.

علی کشتگر، فعال سیاسی ساکن پاریس، در زلزله طبس با همسرش به همراه گروهی از دانشجویان و دانش آموختگان به کمک مردم رفته بودند. اودر گفت‌وگو با “زمانه” از خاطراتش می گوید و به یاد می آورد که واعظ طبسی که او نیز به همراه گروهی از روحانیون برای کمک رسانی آمده بود، به او اعتراض می کند که چطور اجازه می دهد همسرش سوار بر ترک موتور به جاهای دور برای کمک می رود.

بهزاد کریمی، فعال سیاسی ساکن هلند، دراین باره به زمانه می گوید: حرکت فعال افراد و نهادهای مردمی در این زلزله، نقش مردم و نیز استفاده مردم از یک ابزار مردمی را به روشنی به نمایش گذاشت. ازیک طرف نوعی همبستگی ملی و درکنار آن بی اعتمادی به سیستم مدیریتی و حکومتی کشور را در درون و بیرون کشور نشان داد. این نشانگر تجلی روح ملی مثبت و سازنده است که بین مردم رشد کرده، آن هم درشرایطی که در چند دهه اخیر، بدبینی، تفرقه، یأس و عدم اعتماد عمومی به وجود آمده بود. نمونه آن زلزله رودبار بود که با وجود نزدیکی به مرکز، شاهد همچو حرکاتی نبودیم. استفاده ازشبکه های مجازی اجتماعی نیز به عنوان ابزار مردمی درکنار کمک به خبررسانی، کمک کرد تا این عزم واراده مادیت یابد و به یک کنش جمعی تبدیل شود.

در همین زمینه

Share