Share

محمد مختاری، شاعر، نویسنده، مترجم و عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران آذر ۱۳۷۷ در جریان قتل‌های زنجیره‌ای سیاسی به دست مأموران وزارت اطلاعات ایران به قتل رسید.

مختاری پنج‌شنبه ۱۲ آذر آن سال از خانه خارج شد و دیگر هرگز بازنگشت.

مهرداد عالیخانی، از مأموران وزارت اطلاعات در قتل‌های زنجیره‌ای در شرح قتل او گفته بود: « مختاری برای خرید در حوالی محل سکونت خود بیرون آمده بود. حدود بیست‌دقیقه خریدش طول کشید. در حال برگشتن یک کوچه مانده به منزلش جلوی او را گرفته و سوار اتومبیل کردیم… داخل ساختمان شدیم. در همان اتاق اول از وی خواستند روی زمین بنشیند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه‌ سفید برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه‌ سفید گرفته بود تا از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخن‌ها تشخیص دادند که کار تمام شده است. در جاده‌ی افسریه یک مسیر فرعی به کارخانه‌ی سیمان تهران منتهی می‌شد. جنازه را بیرون گذاشتیم.»

مقام‌های قضایی بعد‌ها اعلام کردند که جسد محمد مختاری روز ۱۳ آذر در بیایان‌های امین‌آباد، پشت کارخانه سیمان ری از سوی عابران کشف و به عنوان مجهول الهویه به پزشکی قانونی تحویل شده بود.

او در امام‌زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

فیلمی از آرمان نجم حاوی خاکسپاری او چندین سال پیش منتشر شد:

همزمان با انتشار خبر پیدا شدن جسد بی‌جان مختاری، محمد جعفر پوینده مترجم و یکی دیگر از اعضای کانون نویسندگان هنگامی که برای قرار ملاقاتی عازم دفتر اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بود، ربوده شد. جسد بی‌جان پوینده نیز از سوی ماموران نیروی انتظامی در زیر پل راه آهن بادامک در حوالی شهریار پیدا شد.

علی خامنه‌ای، رهبر ایران در واکنش به این قتل‌ها گفته بود که «محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نویسندگانی شناخته‌شده نبودند که جمهوری اسلامی بخواهد برخوردی با آن‌ها بکند.» آنها اما نویسندگانی شناخته‌شده و هر دو از فعال‌ترین اعضای کانون نویسندگان ایران بودند.

از آثار محمد مختاری می‌توان به انسان و شعر معاصر، بر شانه فلات، وزن دنیا، سحابی خاکستری، خیابان بزرگ، تمرین مدارا، حماسه زال، رستم و سهراب و هفتاد سال عاشقانه اشاره کرد. ویدئوی زیر از شعرخوانی‌های اوست:

هوشنگ گلشیری، نویسنده سرشناس ایرانی در خاکسپاری او گفت: «متاسفانه آنقدر عزا بر سر ما ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم. پیام دقیق به ما رسیده است: خفه می‌کنیم.»

رضا براهنی، شاعر سرشناس ایرانی برای مختاری شعری سرود. می‌شنویم:

Share