Share

بهروز روستا -در برنامه‌ قبل گفتیم که بعضی از همجنسگرایان در گنجه احساس امنیت بیشتری می‌کنند. همه مدارس و محیط‌های کاری امن نیستند. اگر ترجیح داده‌اید که "در گنجه" بمانید، به خودتان بگویید که این موقتی است. گفتیم درست است که در گنجه بودن امن است، اما بهداشتی و سالم نیست. وقتی مخفی هستید خیلی از حقوق زندگی آزاد را از دست می‌دهید و متحمل استرس می‌شوید و اعتماد به نفس‌تان را از دست می‌دهید. اگر در حال حاضر باید در گنجه بمانید، به این فکر کنید که چه زمانی برای "آشکارسازی" مناسب و امن است. 

امروز از این حرف می‌زنیم که مخفی‌ماندن چه تاثیراتی بر زندگی ما دارد و چگونه می‌توانیم امنیت بیشتری در گنجه داشته باشیم.

 
تاثیرات گنجه بر فرد
 
وقتی مخفی هستید و اصطلاحاً توی گنجه هستید، از دوستان و اعضای خانواده‌تان جدا می‌افتید. از سوی دیگر مجبور می‌شوید که رفتارها و فعالیت‌ها و روابط‌‌تان را توضیح دهید و گاهی توجیه کنید. حتماً شده است که خودتان هم متوسل به داستان‌های خیالی از روابط دگرجنسگرایانه‌ای شوید که هرگز نداشته‌اید و آن‌ها را برای دوستان‌ یا همکاران‌تان تعریف کنید. یا فراتر از آن، با دوستان یا همکاران دگرجنسگرا‌تان هم‌زبان شوید و درباره اعضای بدن و نحوه پوشش جنس مخالف‌تان نظر بدهید.
 
دیده شده است که برخی از همجنسگرایان برای این‌که توجه و شک دیگران را از خود دور کنند شروع به انتقاد از افراد همجنسگرا می‌کنند (این به‌خصوص برای این دسته از همجنسگرایان دردآور هم هست). گاهی ما عکس‌ها و نامه‌ها و یادداشت‌ها و مجله‌هایی را که می‌تواند اشاره‌ای به گرایش جنسی‌مان داشته باشند، پنهان نگه می‌داریم. ما وقتی در گنجه هستیم نقش و جایگاه والدین‌مان را به "دوست" یا مثلاً پسرعمو و دخترخاله کاهش می‌دهیم. یعنی دیگر نمی‌توانیم آن صمیمیت و همدلی‌ای که ممکن است یک دگرجنسگرا با والدین‌اش داشته باشد را تجربه کنیم.
 
آشکارسازی عزت نفس را افزایش می‌دهد
 
ما برای این‌که در سلامت روانی و ذهنی و جسمی باشیم باید خودمان را بپذیریم. ما برای داشتن زندگی‌ای سالم و خلاق باید از شر هرگونه همجنسگراستیزی درونی‌شده رها شویم. این همجنسگراستیزی درونی‌شده همان ترسی است که از خودمان در خودمان داریم. این ترس‌ها می‌توانند نگذارند که ما توانایی‌ها و امکان‌های انسانی خودمان را شکوفا سازیم.
 
ما قبل از این‌که بتوانیم عاشق کسی شویم، باید عاشق خودمان باشیم؛ در غیر این صورت احتمالاً احساس‌های منفی‌ای که در درون ما در جنگ و ستیز هستند را به آن‌ها، یعنی کسانی که دوست‌شان داریم، تحمیل می‌کنیم. البته پذیرش خویشتن و رسیدن به عزت نفس هم‌چون مسافرتی درازمدت است. با این همه گاهی برخی از افراد قادرند از همان سنین نوجوانی مسائل مهم را تشخیص دهند و روی‌ آن فکر و کار کنند.
 
آشکارسازی یا برون‌آیی از گنجه، بخش مهمی برای رسیدن به عزت نفس و پذیریش خویشتن است. آشکارسازی روندی است که می‌تواند احساس‌ها و عواطف زیادی را برانگیزد. بسیار نیز اتفاق می‌افتد که به تنهایی نتوان با این احساس‌ها و عواطف کنار آمد و مدیریت‌شان کرد. مثلاً پایین‌بودن اعتماد به نفس یا ترس از طردشدن و محروم‌شدن، احساس‌هایی هستند که فرد شاید قادر نباشد به‌تنهایی از پس‌شان بربیاید و با آن‌ها کنار بیاید. خوب است که شبکه‌ای از دوستان و اعضای خانواده و مشاوران معتمدی داشته باشید تا در این مواقع دشوار از شما حمایت کنند.
 
چرا و چطور آشکارسازی کنیم؟

ممکن است وقتی گرایش جنسی خود را پذیرفتید، آسایش و شادابی بزرگی به‌تان دست بدهد، و اعتمادبه‌نفس‌تان افزایش یابد و فهم بهتری از کیستی خودتان داشته باشید، اما با این‌همه بازهم ما با مسائلی روبه‌رو می‌شویم که خیلی از دگرجنسگرایان هرگز تجربه‌اش نمی‌کنند.
 
دلایلی که ما برای آشکارسازی داریم زیادند: می‌خواهیم همه بدانند که چه کسی هستیم، از وضعیت مخفی‌بودن بیرون بیاییم و زندگی‌مان را با دیگرانی که برای‌مان خیلی مهم هستند قسمت کنیم. ما برای این‌که کسی را اذیت کنیم یا آسیبی به کسی بزنیم آشکارسازی نمی‌کنیم، حتی اگر آشکارسازی ما و مطرح‌شدن همجنسگرایی ما موجب خشم دیگران شود.
 
ما قبل از این‌که برای دیگران آشکارسازی کنیم، باید خودمان و هستی خودمان را آزادانه بپذیریم و به خودمان ارج بنهیم. ما باید برای خودمان هم "آشکارسازی" کنیم. گرچه آشکارسازی نسبت به افراد مختلف، شکل‌های مختلفی می‌گیرد اما غالباً این پنج مرحله را دارد:
 
الف: آگاهی و شناخت خود
 
۱. سئوال‌های زیادی وجود فرد را دربرمی‌گیرند.
۲. دنبال اطلاعات می‌گردد تا بتواند به سئوال‌ها جواب دهد
 
 

ب: گرایش جنسی خود را با دیگران مطرح می‌کند
 
۱. اولین کسی که ممکن است فرد به وی آشکارسازی کند دوست خیلی صمیمی‌اش است.
۲. اگر در دوران نوجوانی باشد، بعد از این‌که به دوست صمیمی‌اش گفت، گرایش جنسی خود را با یک بزرگسال (معمولاً والدین) مطرح می‌کند.
۳. اگر فرد در این مرحله تجربه منفی‌ای داشته باشد، بازمی‌گردد به مرحله اول و دوباره از خودش می‌پرسد و سعی می‌کند جواب سئوال‌ها را پیدا کند.
۴. بعضی از ما چنان حس آسودگی و شادابی می‌کنیم که می‌خواهیم به همه دنیا آشکارسازی کنیم، اما بعضی دیگر از ما می‌خواهیم که این مسئله را هم‌چنان محرمانه نگه داریم.
۵. بعضی از ما شروع می‌کنیم تا نگاه انتقادی به کلیشه‌هایی که درباره همجنسگرایان وجود دارد بیندازیم و تصمیم می‌گیریم که چه نسبتی با این کلیشه‌ها داشته باشیم. یعنی فکر می‌کنیم به این که کلیشه‌های یادشده چه محدودیت‌ها و جنبه‌های منفی‌ای دارد.
 
ج: فرد با مردان و زنان همجنسگرای دیگر آشنا می‌شود
 
۱. فرد شروع می‌کند تا کسانی را پیدا کند که شبیه او باشند.
۲. سعی می‌کند با گروه‌های همجنسگرایی که در شهر او ساکنند ارتباط برقرار کند.
د: فرد می‌خواهد با دیگر افراد همجنسگرا روابطی سالم برقرار کند
ه: و عزت نفس خود را افزایش می‌دهد و کاملا خود را می‌پذیرد
۱. وی نسبت به خودش گشوده است، یعنی خود را پذیرفته و در خودش چیز بدی نمی‌بیند که بخواهد از آن دفاع کند.
۲. می‌خواهد دیگران را کمک کند.
 
ممکن است وقتی گرایش جنسی خود را پذیرفتید، آسایش و شادابی بزرگی به‌تان دست بدهد، و اعتمادبه‌نفس‌تان افزایش یابد و فهم بهتری از کیستی خودتان داشته باشید، اما با این‌همه بازهم ما با مسائلی روبه‌رو می‌شویم که خیلی از دگرجنسگرایان هرگز تجربه‌اش نمی‌کنند.
 
جامعه، مشکلات و چالش‌های زیادی را بر سر راه ما قرار می‌دهد. جامعه با ایجاد تبعیض و پیشداوری و نگرش‌های منفی سعی می‌کند جلوی زندگی شاد و خلاق ما را بگیرد. این موانع ممکن است زندگی ما را دشوار کنند و برای همین است که گروه‌های مختلف اجتماعی به دفاع از همجنسگرایان و دگرباشان جنسی برمی‌خیزند و دست در دست یکدیگر می‌خواهند جامعه را برای زیستن گروه‌های ستمدیده و محروم‌مانده، سالم و آماده سازند.
 
هفته بعد به اولین قدم روند آشکارسازی خواهیم پرداخت و خواهیم گفت چطور می‌توانیم برای نزدیکان خود آشکارسازی کنیم. 
Share