Share
اتحادیه اروپا دور تازه ای از تحریم‌ها علیه ایران را از دهم آذرماه به‌اجرا می‌گذارد. تحریم‌هایی که پس از انتشار گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نظام بانکی ایران را به صورت کامل نشانه گرفت تا همزمان مانع معاملات خارجی بانک‌های ایرانی در خارج از کشور و پولشویی سیستم بانکی در داخل کشور شود.

آن گونه که کارشناسان اقتصادی پیش بینی می‌کنند این تحریم‌ها بیش از گذشته اقتصاد نفتی و دولتی ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد و آثار آن نه تنها بر پیکره اقتصاد دولتی نمایان خواهد شد، بلکه زندگی روزمره و معاش شهروندان هم از پیامدهای آن در امان نخواهد بود.
 
در باره چرایی این تحریم‌ها و آثار و پیامدهای آن  با مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا، گفت و کرده‌ام. او معتقد است که آثار این تحریم‌ها به شدت بیشتر از تحریم‌های اعمال شده در نه ماه گذشته است و چنانچه حاکمیت جمهوری اسلامی تن به قواعد بین المللی ندهد، ادامه تحریم‌ها اقتصاد ایران را زمینگیر و فلج خواهد کرد و جامعه با موج تورم و بی‌کاری رو‌به‌رو خواهد شد.
 
دور تازه تحریم‌ها علیه ایران بسیار شدید تر از تحریم های قبلی است. چه شد که اتحادیه اروپا چنین تحریم‌هایی را اعمال کرد؟
 
گزارشی که آژانس [بین‌المللی انرژی اتمی] منتشر کرد نکاتی داشت؛ برای اولین‌بار نگرانی‌های جدی درباره تلاش ایران برای دست‌یابی به سلاح اتمی و همچنین موشک‌های دوربرد کنارهم قرار گرفت که نشان‌می‌داد ایران یک برنامه تهاجمی را دنبال می‌کند.
 
این موضوع، ادعایی را که عنوان می‌کرد ایران در سی‌ودو سال  گذشته تمایلی برای نفوذ نظامی نداشته‌است،‌ تقریبا باطل کرد و این نگرانی را تشدید کرد که ایران به سمت تهاجم نظامی حرکت می‌کند. همچنین این گزارش نشان داد که بانک‌های ایرانی در تامین سخت افزارهایی که برای این دو پروژه به کار گرفته شده‌است، نقش اساسی داشته اند و با توجه به این که بانک‌ها در معاملات خارجی نیازمند ضمانت بانک مرکزی برای گشایش اعتبار ارزی هستند، غرب و به‌ویژه اتحادیه اروپا به این نتیجه رسید که گام اول برای کم کردن سرعت معاملات مالی و تجاری بانک‌های ایرانی، کنترل بانک مرکزی است که بانک‌های دولتی و خصوصی را در معاملات خارجی ضمانت می‌کند.
 
علاوه‌بر‌این، باید برای اولین‌باراشاره کنم که از دو سال پیش گزارش‌هایی از آسیای مرکزی دریافت شد که بیانگر فعالیت‌های ایران در قاچاق مواد مخدر در کشورهایی چون آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان و ترکیه بود. درهمین‌رابطه بعد از دو سال ثابت شد که سه نفر از اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر در آذربایجان که دستگیرشدند وابسته امنیتی سفارتخانه جمهوری اسلامی بودند.
گزارشی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی منتشر کرد ادعایی را که عنوان می‌کرد ایران در سی‌ودو سال  گذشته تمایلی برای نفوذ نظامی نداشته‌است،‌ تقریبا باطل کرد زیرا تلاش ایران برای دست‌یابی به سلاح اتمی و همچنین موشک‌های نشان‌می‌داد ایران یک برنامه تهاجمی را دنبال می‌کند
این‌موضوع در واقع نشان می‌دهد که سپاه برای کسب درآمدهای بیشتر فعالیت‌های غیرقانونی می‌کند و از طریق نظام بانکی ایران این درآمدها را پولشویی می‌کند. این گزارش‌ها وقتی کنار هم قرار گرفتند نمی‌شد آثار منفی آن را  نادیده‌گرفت.
 
مجموعه این گزارش‌ها درکنارهم یک توافق فکری روانی درغرب ایجاد کرد مبنی بر این که مساله ایران  به طور مستقیم امنیت اقتصادی و ملی کشورهای اروپایی و همچنین متحدان امریکا در منطقه را با خطر روبه‌رو می‌کند. برای همین تصمیم گرفته‌شد که در دور تازه تحریم‌ها تمام بانکهای دولتی و خصوصی و همچنین تمام نهادها و شرکت‌های وابسته به این بانکها که شامل شرکت‌های سرمایه‌گذاری، بیمه‌ای وتجاری هم می‌شود تحت تحریم قرار بگیرند.
 
آثار این تحریم ها بر اقتصاد ایران در بعد کلان و اقتصاد خانوار شهروندان چگونه خواهد بود؟
 
بدون شک این تحریم‌ها برخلاف تحریم‌های اعمال شده در گذشته، آثار شدیدتری به‌جا خواهد گذاشت. این بار تحریم‌ها فقط متمرکز بر روی سپاه و چهارتا شش بانک ایرانی و نهادها و شرکت های مرتبط با فعالیت انرژی اتمی نخواهد بود. بلکه  متاسفانه تمام سیستم بانکی ایران در این تور خواهد افتاد. وقتی که سیستم بانکی یک کشور به طور کامل تحت تحریم قرار بگیرد، این کشور راهکاری برای تامین منابع مالی در تجارت خارجی ندارد.
پرداخت‌های هند و قرارداد انرژی پاکستان که نتوانسته‌ایم طلب‌هابمان را دریافت کنیم نشان می‌دهد که چه مقدار درآمدهای نفتی ما آسیب‌پذیر است
شاید راههای فراری برای این مساله وجود داشته باشد، مثل معاملات تهاتری و پایاپای که در برابر فروش نفت، به ایران کالا بدهند اما این کالاها بی‌کیفیت خواهد بود. همانطور که تکنولوژی که به ایران می‌رسد، تکنولوژی دست‌اول و باکیفیت نخواهد بود.
 
این تحریم‌ها علاوه براین که درآمد ارزی ایران را به‌شدت کاهش خواهد داد، ورود کالای سرمایه‌ای به ایران را محدود و حتی ممکن است مسدود کند. این عدم ورود کالای سرمایه‌ای بسیاری از واحدهای صنعتی ایران را در قطب‌های صنعتی دچار مشکل خواهد کرد و تعداد زیادی از کارگران شاغل در این شرکت ها شغل خود را ازدست‌ خواهند داد.
 
همچنین در آغاز این تحریم ها شاهد یک شوک اولیه خواهیم بود که درنهایت، مردم خود را با آن تطبیق خواهند داد. در چهار ماه تا شش‌ ماه بعد از این تحریم‌ها ، شاید شاهد کمبود کالای اساسی در کشور شویم  و ذخیره سازی‌هایی که دولت انجام داده، به پایان می‌رسد و جامعه دچار یک تورم در مورد کالاهای مصرفی  خواهد شد.
 هزینه بسیار فوری فوری این تحریم‌ها این است که دریافت‌های ارزی‌مان کاهش ناگهانی و بی‌سابقه‌ای خواهد داشت. تردید ندارم شوک پولی ودرآمد ارزی این  تحریم‌ها اقتصاد ما را به شدت فلج خواهد کرد
همچنین کاهش درآمدهای ارزی موجب افزایش شدید قیمت ارز و کمبود آن در داخل خواهد شد و بدون شک یک اثر تورمی شدید در کشور به وجود خواهد آمد که تمامی طبقات اجتماعی را تحت فشار قرار خواهد داد. منتها متاسفانه بیش از همه طبقه حقوق بگیر و ضعیف‌تر جامعه را تحت فشار قرار خواهد داد.
 
آیا چشم اندازی وجود دارد که این تحریم‌ها سرانجام حاکمیت ایران را مجبور به نشستن بر سرمیز مذاکره در داخل و خارج کند؟
 
این که حاکمیت ایران تن به مذاکره بدهد یا خیر بستگی به شرایط روز داخلی ایران دارد. من تصورم این است که در ایران یک طیف یکدست وجود ندارد که تصمیم‌های سیاسی را می‌گیرد. درست است که آقای خامنه ای در راس هرم است و بر همه تصمیم‌گیری‌ها نفوذ و دخالت دارد و به همه ارکان دستور می‌دهد که چه تصمیمی بگیرند، اما پائین‌تر از آقای خامنه‌ای تعبیر این پیام‌ها و تفسیرها می‌تواند خیلی متفاوت باشد.
 
می‌دانیم که در ایران طیفی وجود دارد که به دنبال افزایش بحران در داخل ایران و حتی ایجاد بحران نظامی مدیریت شده است که این موارد را به کانال هدایت از کشور بیاندازد، من معتقدم که در این حالت نه تنها ایران هیچ تمایلی به حل مشکل ازراه زبان دیپلماتیک و کانال سیاسی نخواهد داشت بلکه سعی می‌کند بحران را در منطقه و از مرزهای ایران به بیرون گسترش دهد. برخلاف ادعایی که ممکن است در تهران این بحران را برای کشور خوب بداند، من این سناریو را یک فاجعه و بدترین سناریو برای امنیت ملی و بقای کشور ایران است.
گزارش‌هایی از آسیای مرکزی دریافت شد که بیانگر فعالیت‌های ایران در قاچاق مواد مخدر در کشورهایی چون آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان و ترکیه بود. بعد از دو سال ثابت شد که سه نفر از اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر در آذربایجان وابسته امنیتی سفارتخانه جمهوری اسلامی بودند
طیف دیگری هم وجود دارد که آگاه بوده و یا در این سال‌ها از عمق بحرانی که ایران را نه‌فقط تهدید کرده، که در حال بلیعدن ایران است، آگاه شده. به اعتقاد این‌ها ایران باید به‌سرعت تغییر مسیر بدهد و به کانال دیپلماتیک بازگردد. درها را برای داد و ستد پیام‌های سیاسی و یافتن راه‌حل‌ها برای مساله انرژی اتمی وبرنامه موشکی و پولشویی بازکند. به گمان من همه این‌ها قابل حل است. هرگاه سیستم رهبری ایران و بازهم تاکید می‌کنم در راس آن، آقای خامنه ای، متوجه شوند که این گروه نگرانی‌هایشان مبتنی بر واقعیت است که در پشت در ایران اتفاق می‌افتد، شاید یک مقدار باعث شود ما به سمت یافتن راه حل غیرنظامی برای ایران باشیم.
 
 اگر چنین شود ما شاهد کمرنگ‌شدن نفوذ گروه‌های جنگ طلب در حاکمیت ایران خواهیم بود و در آن چارچوب ایران رفتار خودش را در چارچوب آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تغییر بدهد، در را به‌روی دوربین‌های آژانس باز کند و به نگرانی های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در باره شفافیت سیستم بانکی و نظام پولی خود پاسخ بدهد، همانند آن چه که در دولت پیشین اتفاق افتاده بود و ایران به نگرانی‌های بین‌المللی پاسخ داده بود.
 
من معتقدم اگر این سه مساله حل شود 70 درصد سوخت این فاجعه‌ای که ما به سمت آن حرکت می‌کنیم کم خواهد شد و ما از مرحله بحرانی و نظامی بیرون خواهیم آمد و به سمت گفت‌وگو و مذاکره خواهیم رفت. در این چارچوب من می‌توانم بگویم مانند آن چه که پیش از این هم بر آن تاکید شده، اتحادیه اروپا و غرب هم گام متقابلی برخواهد داشت و بخش زیادی از این تحریم‌ها ممکن است برداشته شود تا غرب و اتحادیه اروپا نشان دهندکه خواستار چالش نظامی و فلج کردن اقتصاد ایران نیست.
 
بلکه غرب نگرانی‌هایی دارد که اگر ایران حسن‌نیت، صداقت، شفافیت و راستی نشان دهد، نه این‌که مانند چهار سال گذشته زمان بخرد، باز هم درها باز خواهد شد. چرا که غرب همواره به ایران به‌عنوان یک شریک استراتژیک درمدیریت مسائل و منابع منطقه نگاه می‌کند و این ایران است که به دنبال حاد شدن مسائل میان خود و اتحادیه اروپا است.
در ایران طیفی به دنبال افزایش بحران در داخل ایران و حتی ایجاد بحران نظامی مدیریت شده است و سعی می‌کند به‌جای راه‌حل دیپلماتییک، بحران را در منطقه و از مرزهای ایران به بیرون گسترش دهد. من این سناریو را یک فاجعه برای امنیت ملی و بقای کشور ایران می‌دانم 
من معتقدم که ما هنوز به بن بست صددرصد کشیده نشده ایم. اما متاسفانه باهمکاری غیرسازنده گروه‌های جنگ‌طلب و بحران‌ساز ایرانی، به سرعت در حال حرکت به این سمت هستیم.
 
آیا این تحریم‌ها در نهایت به تحریم نفتی منتهی خواهد شد؟
 
طبیعتا، وقتی داد و ستد های بانکی ایران تحت تحریم قرار بگیرد، اولین اثر این تحریم‌ها این خواهد بود که فروش نفت و گاز ما به جز در چارچوب قرارداد پایاپای و تهاتری، فلج خواهد شد. حتی آن کشورهایی هم که از ایران نفت و گاز و حتی محصولات پتروشیمی می‌خرند، امکان پرداخت پول به ایران را ندارند و به جای بدهی‌های نفتی به شما کالا خواهند داد.
 
به‌عنوان نمونه پرداخت‌های هند و قرارداد انرژی پاکستان که نتوانسته‌ایم طلب‌هابمان را دریافت کنیم نشان می‌دهد که چه مقدار درآمدهای نفتی ما آسیب‌پذیر است. هزینه بسیار فوری فوری این تحریم‌ها این است که دریافت‌های ارزی‌مان کاهش ناگهانی و بی‌سابقه‌ای خواهد داشت. با توجه به این که 80 درصد درآمدهای ارزی ایران از محل فروش نفت و گاز است،  چهار پنجم درآمدهای ارزی‌ کشور از دست خواهد رفت.
 
همچنین با توجه به این که تجارت بخش خصوصی هم به‌شدت متکی به این ارز دولتی است  بعد از مدت کوتاهی، بازرگانان ما هم دچار شوک شدیدی می‌شوند که به شدت فلج کننده خواهد بود. با این شرایط من تردید ندارم شوک پولی ودرآمد ارزی این  تحریم‌ها اقتصاد ما را به شدت فلج خواهد کرد.
Share