Share

 بهروز روستا – در برنامه‌ پیش گفتیم که برای همسر دگرجنسگرای‌مان وقتی آشکارسازی می‌کنیم باید بدانیم که با مسائل سخت و خشنی روبه‌رو خواهیم شد: به هم خوردن رابطه‌ همسری، زندگی جداگانه، تنهایی، طرد شدن و این‌که همسر ما شاید ثبات عاطفی ما را زیر سئوال ببرد یا بگوید که ما شایستگی کافی برای پدر یا مادربودن نداریم.

 

 

نکاتی را هم در این زمینه مطرح کردیم. سعی نکنید تنهایی با این موقعیت روبه‌رو شوید یا بخواهید که به‌تنهایی همه‌ مشکلات را حل کنید. از همسرتان توقع نداشته باشید که حمایت‌تان کند. روشن و صادقانه به سئوال‌های همسرتان جواب دهید. با صداقت صحبت کنید. از خودتان و خانواده‌تان حفاظت کنید.

 

اگر همسرتان از رابطه‌های جنسی شما پرسید، به او حقیقت را بگویید. ممکن است همسرتان احساس کند که از نظر جنسی جذاب نیست و ممکن است اعتماد به نفس و عزت نفس‌اش را از دست بدهد. ممکن است فکر کند جذاب یا ارزشمند نیست. به او کمک کنید تا بفهمد چنین چیزی اصلاً حقیقت ندارد.

 
مراحل پنج‌گانه‌ آشکارسازی برای همسر دگرجنسگرا
 
هرکسی تغییرات زندگی را به‌طور شخصی و به‌شیوه‌ خودش تجربه می‌کند، اما مسیری که همسران دگرجنسگرا پس از آشکارسازی همسر همجنسگرای‌شان می‌روند معمولاً مشترک است. آن‌ها نگرانی‌ها و دغدغه‌ها و عواطف خاص خودشان را در این مسیر نشان می‌دهند.
 
۱. شوک‌شدن، طردشدن یا یقین حاصل کردن
 
واکنشی که همسرتان به همجنسگرابودن شما نشان می‌دهد، بستگی به خیلی چیزها دارد:
– چه نوع شخصیتی دارد؟ (این‌که از نظر بهداشت عاطفی در چه سطحی است، آیا توانایی کنارآمدن با مسئله را دارد یا نه؟)
 
– نوع روابطی که با شما دارد چگونه است؟ (آیا رابطه‌ سالم و حمایتی دارد یا رابطه‌ای شکست‌خورده و آزارگر؟)
– شما را چه نوع انسانی می‌داند؟ (آیا شما را معتمد و صادق می‌داند یا خودبین و تزویرگر؟)
– خودش را در پیوند با شما و در رابطه با زندگی مشترک‌تان چگونه می‌بیند؟
– فکر می‌کند همجنسگرابودن شما چه تغییری در زندگی وی ایجاد می‌کند؟
 
همسرتان ممکن است بسیار خشمگین یا دچار غم شدیدی شود؛ حتی اگر از قبل هم بو برده باشد که شما همجنسگرا هستید. انسان‌ها خیلی راحت می‌توانند حقیقت را بفهمند، اما بعضی‌ها ترجیح می‌دهند آن را خیالی و وهمی بدانند تا طعم تلخ حقیقت را نچشند. اگر همسرتان از این دست آدم‌هاست، پس به زمان نیاز دارد تا شرایط را درک کند، حتی اگر اولین واکنش‌اش خیلی عصبی و دفعی باشد.
 
در ایران با توجه به فرهنگ همجنسگراستیز و البته زن‌ستیزی که سال‌هاست گریبان همه‌ مردم- اعم از زن و مرد، همجنسگرا و دگرجنسگرا، کودک و میان‌سال- را گرفته، امکان‌های دیگری هم پیش پای همسر شما قرار خواهد گرفت؛ این‌که مثلا برود دادگاه و شکایت کند، یا نزد خانواده‌اش برود و همه‌ جریان را تعریف کند.
 
مسئله‌ اصلی این است که همسر شما تا چه اندازه به شما نزدیک است و اعتماد دارد؟ شما چطور؟ آیا به همسرتان نزدیک بوده‌اید؟ آیا آنقدر صمیمی بوده‌اید که بتوانید باهم گفت‌وگو کنید؟ این‌ها شرط اصلی و ضروری برای حل مشکلات ناشی از آشکارسازی است. اگر همسرتان یکی از دشمنان قسم‌خورده‌ شما باشد، بی‌درنگ سراغ خشن‌ترین و سرکوب‌گرانه‌ترین ابزاری می‌رود که در فرهنگ جامعه‌ ایرانی به وفور یافت می‌شود.
 
البته همه واکنش عصبی نشان نمی‌دهند. ممکن است اندوهگین شوند و با شما حرف بزنند تا توافق کنید که ازدواج‌تان را به هر قیمتی هست حفظ کنید و به‌اصطلاح از خر شیطان پایین بیایید. بعضی دیگر ممکن است احساس کنند که از شر آن‌همه شکی که در این مدت به شما داشتند خلاص شده‌اند.هیچ همسری دلش نمی‌خواهد از همسرش بشوند که همجنسگراست، اما بالاخره این خبر باید به گوش‌اش برسد و باید از نگرانی و تردید دربیاید.
 
۲. واکنش همسر به خبر آشکارسازی شما
 
همسرتان ممکن است وارد بحران عاطفی شود و علایمی مانند خشم، کم‌شدن اعتمادبه‌نفس و شک نسبت به شما از خودش نشان دهد. ممکن است همه‌ خاطرات زندگی مشترک‌تان را مرور کند و همه‌ آن‌ها را ساختگی و نمایشی بداند، یا فکر کند از او سپر بلا ساخته‌اید و به این خاطر با وی ازدواج کرده‌اید تا کسی به همجنسگرابودن‌تان پی نبرد.
 
ممکن است از خودش بپرسد: "چرا زودتر نفهمیدم که در اطرافم چه می‌گذرد؟" یا "چرا الان؟ آیا من باعث این تغییر در همسرم شده‌ام؟" همسر دگرجنسگرا گذشته‌ها را می‌کاود تا "سرنخی" برای سئوال‌هایش پیدا کند. ممکن است از شما بخواهد که به خیلی چیزهای مربوط به گذشته جواب بدهید.
 
اگر نگرانی ندارید و دوست داشتید جواب بدهید، پس جواب بدهید، اما به‌طور محدود. یعنی نگذارید که همسرتان عادت کند سر هر اتفاقی شما را سئوال‌پیچ کند و از شما جواب بخواهد. در واقع، اگر برای هر اتفاقی که در گذشته روی داده بخواهد از شما سئوال‌جواب کند، گفت‌وگوی شما دیگر موثر و کارآمد نخواهد بود. یعنی به جای این‌که دردی را دوا کند، هر دوی شما را اذیت خواهد کرد.
 
بیشتر این سئوال‌ها در واقع در یک سئوال خلاصه می‌شوند: "آیا زندگی مشترک ما واقعی بود؟" اگر شما با عشق و از صمیم قلب و تمایل خودتان ازدواج کرده‌اید پس به او بگویید که زندگی مشترک‌تان واقعی بوده است. شما فقط به این درک و یقین رسیده‌اید که چه کسی هستید و این مسئله هیچ خدشه‌ای به صمیمت و رابطه‌ عاشقانه‌ شما با همسرتان در گذشته وارد نمی‌سازد.
 
همسرتان در این مرحله (یعنی مرحله‌ واکنش نشان دادن) سعی می‌کند معنی خبر (همجنسگرابودن شما) را هضم کند و ممکن است خشمگین شود یا کینه‌ورزی کند. اگر همسرتان بتواند معنی گرایش جنسی شما را به‌طور کامل و شایسته‌ای بفهمند، می‌تواند در تصمیمی که خواهد گرفت آینده‌ شما و خودش را لحاظ کند. پس بهتر است اطلاعات و تصمیم‌های شخصی‌تان را در اختیارش بگذارید. چون اگر اعتماد وی سلب شود شاید بازسازی‌اش ناممکن باشد. اعتماد خیلی مهم است، حتی اگر تصمیم به طلاق گرفته باشید.
 
۳. تصمیم‌گیری
 
وقتی همسرتان پذیرفت که همه‌چیز برای همیشه تغییر کرده است، می‌تواند وارد مرحله‌ بعد شود. یعنی می‌تواند درباره‌ آینده تصمیم بگیرد. اگر تمایل دارید که به زندگی مشترک‌تان ادامه دهید، باید هردوی شما بنشینید و به مسائلی بیاندیشید که بعدها زندگی مشترک و نقش زناشویی هردوی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد؛ مسائلی مثل تعهد، اعتماد، سکس و …
 
اگر تصمیم به طلاق گرفته‌اید، همسرتان باید موارد مهمی را مورد بررسی قرار دهد. در مرحله‌ تصمیم‌گیری قرار نیست همسرتان دیگر عصبانی یا اذیت نشود، همسرتان در مرحله‌ تصمیم‌گیری آماده می‌شود تا درباره‌ تصمیمی بگیرد که درباره‌ شماست. ممکن است هنوز ذهن مشوشی داشته باشد یا شکاک باشد، باید به وی کمک کنید تا آماده تصمیم‌گیری شود.
 
۴. درک جدید و بهبود رابطه
 
در مرحله‌ درک جدید و بهبود رابطه، همسرتان خواهد فهمید که شما همجنسگرا نشده‌اید، بلکه همیشه و از کودکی همجنسگرا بوده‌اید. او اندک‌اندک به این درک خواهد رسید که هردوی شما از زاویه‌ خاصی به رابطه نگاه کرده‌اید و وارد رابطه شده‌اید.
 
همسرتان وقتی از این امر آگاه شد، می‌تواند درک جدیدی از وقایع گذشته و حال حاضر داشته باشد. می‌تواند هویت و اعتمادبه‌نفس زخم‌خورده‌ خودش را بهبود دهد. اگر در مراحل قبل خودش را سرزنش می‌کرد، حالا در این مرحله آماده است تا از این درد خلاص شود.
 
۵. ادامه‌ زندگی مشترک
 
وقتی همسرتان آماده شد تا قدم مثبتی در ساختن مسیر تازه‌اش بردارد یا آماده شد تا رابطه‌ خودش را با شما از نو تعریف کند، بدانید که او با کل قضیه کنار آمده است.
 
بعضی از همسرها مدت زمان کوتاهی طول می‌کشد تا با شرایط جدید سازگار شوند و بعضی دیگر سال‌ها طول می‌کشد، اما اگر از فرضیات و حدس‌های گذشته‌شان خلاص نشوند قادر نخواهند بود که به زندگی نگاه مثبتی داشته باشند. همسرتان زمانی می‌تواند نگاه مثبتی داشته باشد که باور کند شما هم در قبال زندگی وی احساس مسئولیت می‌کنید و می‌توانید به زندگی‌اش رنگ شادی بپاشید.
Share