Share
پس از چند هفته داغ تحت تاثیر نوسانات ارز و طلا، یک هفته نیمه تعطیل کمی آرامش‌بخش بود و بعضی روزنامه‌ها هم ترجیح دادند در رزوهای بین تعطیل منتشر نشوند. برای مرور روزنامه‎های تهران در هفته‌ای که گذشت، به سراغ سرمقاله‌ها رفته‌ایم. ستونی که قرار است اصلی‌ترین نگاه و پیام هر روزنامه را به خواننده منتقل کند.

 
 
هاشمی در نقش الکس فرگوسن
 
"هاشمی رفسنجانی و سرالکس فرگوسن" عنوان سرمقاله روز شنبه روزنامه روزگار است. صادق زیباکلام در این مقاله با اشاره به این که به طور اتفاقی بارها درباره سرمربی مشهور منچستر یونایتد شنیده و این که هنر بزرگ او "جمع کردن بازی" است، به دنبال پیدا کردن معنای سیاسی این اصطلاح و نمونه مشابهی در سیاست ایران می‌گردد.
 
او که در روزهای گذشته و در پی بحث تغییر ریاست دانشگاه آزاد، مقالات متعددی را در دافاع از هاشمی رفسنجانی نوشته بود، این بار نیز رفسنجانی را در توانایی انسجام بخشی و قوت دادن به نیروها با الکس فرگوسن مشابه‌سازی می‌کند:
 
" شاید برخی معتقد باشند اگر هم بالفرض آقای هاشمی رفسنجانی از چنین توانمندی برخوردار باشد، این امر مربوط به گذشته می‌بوده. او در گذشته می‌توانسته الکس فرگوسن سیاست ایران باشد اما مدت‌هاست که ما از آن مقطع عبور کرده‌ایم. مدت‌هاست که دیگر عصر و زمانه هاشمی‌رفسنجانی سپری شده است. قطار سیاسی جامعه ایران مدت‌هاست که مسافری به نام هاشمی‌رفسنجانی را پیاده کرده است.
 
صادق زیبا کلام که دو سر مقاله روزگار و شرق را نوشته، در روزگار با تشبیه کردن هاشمی رفسنجانی به الکس فرگوسن، هنر او را جمع‌کردن بازی توصیف کرده است
 
{…} به علاوه ممکن است عده‌ای معتقد باشند اساساً ما مشکلی نداریم. مگر چه شده که به هاشمی‌رفسنجانی نیاز پیدا کرده باشیم؟ قطاری که هاشمی‌رفسنجانی را مدت‌ها قبل پیاده کرد محکم، قاطع، استوار و با سرعت دارد به پیش می‌رود و اساساً نیازی به هاشمی‌رفسنجانی ندارد.
 
ای بسا آنان استدلال کنند که گرفتن دانشگاه آزاد از هاشمی‌رفسنجانی به مثابه آن بود که یکی دو تا از چمدان‌هایش که در قطار باقی مانده بود هم از قطار بیرون گذاشته شوند. البته برخی از آنان که سوار بر قطار هستند طبیعی است که اینگونه بیندیشند.
 
اتفاقاً در فوتبال هم همینطور است. آنان که خود در میانه میدان هستند معمولا ضعف‌ها را کمتر متوجه می‌شوند چون علی‌الدوام در حرکت و تلاش و به دنبال توپ (بخوانید قدرت) هستند.
 
اما آنان که روی نیمکت ذخیره و تماشاچی هستند ضعف‌ها را بیشتر می‌بینند."زیباکلام به دنبال یادآوری این نکته است که انسجام مدیرتی در کشور وجود ندارد و تازه اگر مشکل به همین منحصر می‌شد باز کنار ماندن هاشمی قابل پذیرش بود، اما این بار "بازیکنان تیم مقابل در حال گرم کردن خود هستند و "الکس فرگوسن"دارد شاگردانش را به تدریج در برابر تیم ما وارد زمین می‌کند."
 
اما نکته جالب اینجاست که سرمقاله همین روز شرق را هم صادق زیباکلام با موضوع نفع تیرگی روابط ایران و غرب برای ترکیه و برخی دیگر از کشورها.
 
او می‌نویسد: "هیچ‌کس نمی‌تواند منکر نقش ایران در جایگاهی که امروز ترکیه در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای پیدا کرده، شود. مشکلات و مسایلی که غرب در ارتباط با ایران دارد را ترک‌ها به زبان بی‌زبانی می‌گویند که برایتان حل و فصل می‌کنیم یا دست‌کم آشکارا به غرب‌ها می‌گوید که بگذارید من با ایران صحبت می‌کنم. بالاخره هرچه باشد ما زبان یکدیگر را بهتر می‌فهمیم.
 
همین باعث شده تا ترکیه از یک کشور دست‌چندم به یک بازیگر مهم منطقه‌ای بدل شود. در بسیاری از پروژه‌های سازندگی در افغانستان، ترک‌ها هستند؛ در تاجیکستان، آسیای مرکزی، جمهوری آذربایجان، عراق و اخیرا هم در سوریه.
 
ترک‌ها هم همانند روس‌ها هم ما را دارند، هم آمریکا و اروپا را. نه ما را فدای غرب می‌کنند و نه منافع و مصالح گسترده‌ای که با غرب دارند را فدای ما."
 
دعوت مسوولان به گفت‌وگو با غرب
 
روزگار جز معدود روزنامه‌هایی بود که روز دوشنبه منتشر شد و سرمقاله خود را در اختیار الهه کولایی قرار داده بود تا ضرورت پاسخ مثبت به درخواست کاترین اشتون برای مذاکره جدی ایران و غرب را مورد بررسی قرار دهد. این استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس نوشته بود: "در آغاز ماهی که سالگرد انقلاب اسلامی ایران در آن قرار دارد، بی‌تردید دفع تهدیدهایی که جنگ‌سالاران در امریکا و اسرائیل آن را تدارک می‌بینند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
 
پیشنهاد کاترین اشتون رئیس کمیسیون سیاست خارجی اروپا در مورد آغاز گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران، فرصتی است برای بازسازی روابط همه‌جانبه با جامعه‌ جهانی و ایجاد شرایط مناسب برای همکاری‌های همه‌جانبه با کشورهای جهان در جهت اعتلای مادی و معنوی زندگی مردمی که سرمایه‌های اصلی جمهوری اسلامی هستند.
 
الهه کولایی در سرمقاله روزگار: اروپایی‌ها و حتی جریان‌های عقلگرا در امریکا تلاش می‌کنند از ابزارهای دیپلماتیک برای اعتمادسازی متقابل استفاده کنند و زمینه برای جنگ‌سالارانی که برای تامین منافع نامشروع یا پیشبرد برنامه‌های خسارت‌بار خود می‌کوشند، مهیا نشود
 
 {…} اروپایی‌ها و حتی جریان‌های عقلگرا در امریکا تلاش می‌کنند از ابزارهای دیپلماتیک برای اعتمادسازی متقابل استفاده کنند و زمینه برای جنگ‌سالارانی که برای تامین منافع نامشروع یا پیشبرد برنامه‌های خسارت‌بار خود می‌کوشند، مهیا نشود. بر مدیران دیپلماسی کشور است که این مجال را به درستی شناخته، بر اساس منافع ایران و ایرانیان آن را به چنگ آورند."
 
بازنده تحریم؛ ایران یا اروپا؟
 
روز چهارشنبه، نویسنده ستون "یادداشت اول" تهران امروز، با مقایسه دوران ملی شدن صنعت نفت و تلاش انگلیس برای تحریم ایران با شرایط حاضر معتقد است: "پس از انقلاب و بعد از پایان جنگ تحمیلی بسیاری از برنامه‌ریزان تلاش کردند اقتصاد و مخصوصا بودجه جاری و عمومی دولت را از وابستگی و اتکای محض به نفت رها کنند چه در دنیایی که کالاهای استراتژیک مثل نفت هر روز سیاسی‌تر می‌شوند خود آنها تبدیل به اهرم فشار بر ملت‌ها می‌گردند.
 
به همین خاطر در طول سال‌ها و بخصوص در برنامه چهارم توسعه که دولت نهم می‌بایست آن را اجرا می‌کرد، دولت‌ها مکلف شدند که سالانه و ابستگی خود را به نفت کاهش دهند. متاسفانه این مقوله مهم و اساسی نه‌تنها مورد توجه دولت‌ها و مخصوصا دولت نهم و دهم قرار نگرفت بلکه برعکس بر حجم واردات به میزان بسیار زیادی افزوده و اتکای بودجه به درآمدهای نفتی بیشتر هم شد.
 
بی‌توجهی به برنامه توسعه و برخورد تزئینی با آن به گسترش بی‌مبالاتی بودجه‌ای انجامید و عملا بسیاری از بایسته‌ها فراموش شد.
 
سیدجواد سیدپور در تهران امروز: ایران با تحمل‌فشارها آبدیده‌تر و استوارتر می‌شود و این لبه تیز و برنده اقتدار ملی ایرانیان خواهد بود چه به فرموده رهبر معظم انقلاب "ما در شرایط بدر و خیبریم" و پیروزی با ماست
 
آنچه آن روز تدبیر شده بود راهگشای امروز اقتصاد ایران بود تا بتواند در برابر فشارهای ناصواب آمریکا و اروپا به درستی بایستد و واهمه‌ای از تحریم‌های جورواجور آنها نداشته باشد." سیدجواد سیدپور در ادامه می‌نویسد:
 
"قطعا ایران پس از تحریم، ایرانی مقتدرتر، توانمندتر و قوی‌تر خواهد بود. آنان باید بدانند که ایران با تحمل‌فشارها آبدیده‌تر و استوارتر می‌شود و این لبه تیز و برنده اقتدار ملی ایرانیان خواهد بود چه به فرموده رهبر معظم انقلاب "ما در شرایط بدر و خیبریم" و پیروزی با ماست."
 
سرمقاله‌نویس روزنامه جمهوری اسلامی هم همین موضوع را دستمایه قرارداده و نوشته است: "تحریم‌ها در عین حال که با شکست مواجه خواهند شد، هزینه‌هائی نیز برای اقتصاد کشور خواهند داشت. مردم برای تحمل این هزینه‌ها آمادگی دارند، اما هزینه عدم مدیریت مسئولان را که به هرج و مرج اقتصادی، گرانی و تورم بی‌مهار و بی‌ثباتی‌های ضربه زننده منجر می‌شود، نمی‌توانند تحمل کنند.
 
در شرایطی که دشمنان از هر طرف مشغول توطئه علیه ایران هستند، فقط با تکیه بر مدیریت قوی و کارآمد است که می‌توان با این توطئه‌ها مقابله کرد نه با شعار و وعده‌های فاقد پشتوانه عملی. هرج و مرج بی‌سابقه‌ای که این روزها در بازار سکه و ارز و عوارض ناشی از آن وجود دارد، بیش از آنکه برای مردم مشکل اقتصادی پدید آورد، آنها را دچار ناامیدی نسبت به مدیریت‌های اجرائی و اقتصادی کشور می‌کند، ضربه‌ای که بسیار خطرناک است و درست همان چیزی است که دشمن خواستار آنست. بنابر این، برای ناکام ساختن دشمن، قبل از هر چیز باید مشکل مدیریتی را در داخل برطرف کرد."
 
جمهوری اسلامی : هرج و مرج بی‌سابقه‌ای که این روزها در بازار سکه و ارز و عوارض ناشی از آن وجود دارد، بیش از آنکه برای مردم مشکل اقتصادی پدید آورد، آنها را دچار ناامیدی نسبت به مدیریت‌های اجرائی و اقتصادی کشور می‌کند
 
مدیرمسوول روزنامه سیاست روز اما بحث تحریم‌ها را از زاویه دیگری مورد بررسی قرار داده و به دنبال این سوال است که "جسارت اتحادیه اروپا از کجاها آب می‌خورد". او ضرورت توجه به ریزش از قطار انقلاب را مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌نویسد:
 
"امروزه به نظر می رسد راهبرد کارزار نرم‌افزاری دشمن، متمرکز روی تک‌تک اعضای خانواده انقلاب شده و جداسازی هر یک از نیروهای انقلاب به مفهوم فتح یک خاکریز توسط دشمن و نفوذ آنان در قلب ایران اسلامی است. گواه این ادعا تعداد نفرات جدا شده از دامن انقلاب است که غالب آنها به جهت برخوردهای یکطرفه و نامناسب ما، خود را در مقابل و رویاروی نظام تصور کرده و راه خود را جدا کرده‌اند.
 
برخوردهای اخیر با یادداشت‌ احدی از همین نیروهای انقلاب و یکی از خواص، فارغ از نقد جدی که به ادبیات نویسنده وارد است، از همین دست است که متاسفانه موجب تهیه خوراک برای رسانه‌های خارجی شد."
 
دولت و بی‌اعتنایی به اقتصاد و اقتصاددانان
 
سرمقاله روز پنج‌شنبه تهران امروز بار دیگر امضای سیدجواد سیدپور دارد و عنوان "تو قهرمان نیستی خواب بودی!". نویسنده به سخنگوی اقتصادی دولت انتقادات شدید دارد که چرا در سخنانش مسوولیت "سونامی ارز و سکه" را به گردن دیگران انداخته و همچون همیشه از زیر بار عذرخواهی کردن شانه خالی می‌کند:
 
"آن‌چه رخ داده است مصداق شعب ابی‌طالب نیست، گویای شعب بی‌کفایتی و بی‌تدبیری برخی ساده‌اندیشان یا فریب‌خوردگانی است که پیش از هر نبردی دست‌ها را برای تسلیم بالا برده‌اند.
 
ملتی که هشت سال جنگ تحمیلی را با آن همه فشارها و دشمنی‌ها سربلند بیرون آمده و لحظه‌ای به فکر تسلیم هم نیفتاده غمی از جنگ اقتصادی دشمنان ندارد و می‌تواند بهتر از هر زمان دیگری به پاسداری از حریم زندگی اقتصادی آحاد جامعه بپردازد. مردم می‌دانند و واقفند اگر با این روش مدیریت هشت ماهه سکه و ارز قرار بود هشت سال جنگ را مدیریت کرد، قطعا بسیاری از پیروزی‌ها نصیب ملت ایران نمی‌شد و ای بسا سرنوشت به‌گونه‌ای دیگر نوشته می‌شد.
 
نه اینکه چون خواب‌ماندگان رویازده پس از هشت ماه غفلت و دست روی دست گذاشتن در برابر میکروفن‌ها چهره قهرمانانه گرفته و این و آن دست پنهان را به مقاومت نشانه رفته و یکسره قصورها را گردن دیگران انداخته و آنگاه از تدابیر خویش برای کنترل و سامان‌دهی بازار سخن بگویند."
 
محمد صادق جنان صفت در روزگار: اگر دولت به داوری و دانش اقتصاددانان باور داشت و دیدگاه آنها را اجرا می‌کرد و اجازه می‌داد نرخ سود بانکی در بازار آزاد تعیین شود، شاید این میزان هجوم به بازارهای موازی رخ نمی‌داد
 
"کاش به دانش اقتصاد زودتر احترام می‌گذاشتید" عنوان سرمقاله روز پنج شنبه روزگار است. محمد‌صادق جنان‌صفت نوشته است: "اقتصاد مردمی از جمله وعده‌هایی بوده و هست که شماری از سیاستمداران به ویژه رئیس دولت نهم و دهم بارها وعده آن را داده‌اند.
 
با توجه به اینکه اقتصاد مردمی هرگز تعریف نشد، اما تحولات چند هفته گذشته در بازار سکه و ارز راه تازهای گشود و مردم اقتصادی شدند. به این معنی که این روزها اکثریت شهروندان پایتخت نشین و احتمالا مراکز استان‌ها یکسره از نرخ ارز، قیمت سکه و نرخ سود بانکی، آثار تحریم اقتصادی بر کسب و کار ایرانیان و… می‌پرسند."
 
او معتقد است: "اگر دولت به داوری و دانش اقتصاددانان باور داشت و دیدگاه آنها را اجرا می‌کرد و اجازه می‌داد نرخ سود بانکی در بازار آزاد تعیین شود، شاید این میزان هجوم به بازارهای موازی رخ نمی‌داد."
 
 
در همین زمینه شهرام صدوقی در سرمقاله مردمسالاری طرح سوال کرده است که "آیا با واکنش دیر هنگام دولتمردان نسبت به ساماندهی نقدینگی در کشور و اصلا ح یک تصمیم اشتباه در ابتدای سال جاری می توان آثار به جامانده از اتفاقات گذشته را در بخشهای صنعت و تجارت جبران کرد؟
 
آیا واحدهای تولیدی خسارت دیده از وضعیت به وجود آمده در چند ماه اخیر جبران خسارت خواهند شد؟ آیا کالا ها و خدماتی که از شرایط حاکم برنرخ ارز با رشد قیمت تمام شده مواجه شده اند به شرایط سابق بازخواهند گشت؟ این چند سوال و معضلا ت و مشکلا ت مربوط به بیکاری، کاهش قدرت خرید مردم، صدمه  دیدن صنعت توریسم و صنایع وابسته به آن و چندین ابهامات دیگر مواردی هستند که مسوولین اقتصادی کشور در کنار یک تصمیم سازی جدید برای کنترل دیرهنگام نقدینگی کشور مجبور به پاسخگویی در مورد آن هستند."
 

سرمقاله سیاست روز هم به موضوع اقتصاد می‌پردازد و محمد صفری پرسیده است: "آیا یک جنگ اقتصادی میان ایران و غرب آغاز شده است؟ این نبرد اقتصادی به سود کدام یک از طرفین خواهد بود؟ تبعات آن دامن کدام یک از اقتصادها را خواهد گرفت؟

 

آیا اقتصاد سرمایه‌داری یا اقتصاد اسلامی را؟" او پاسخ روشنی به این سوال نمی‌دهد اما مشکلات اقتصادی اروپا و آمریکا را یادآوری می‌کند و می‌نویسد: "اکنون که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران افزایش یافته است، برگ برنده در دست ایران است. این برگ برنده شامل اهمیت نفت ایران در اقتصاد جهانی از یک سو، قرار گرفتن در منطقه استراتژیک خاورمیانه از سوی دیگر و همچنین سرمایه‌گذاری بر روی کشاورزی کشور از عواملی هستند که می‌تواند اثرات این تحریم‌ها را کمتر کند." 

Share