Share

"شورای هماهنگی راه سبز امید" برای روز سه‏شنبه بیست و پنجم بهمن، برای حضور خیابانی معترضان در تهران، فراخوان داده است.

 
از احسان مهرابی روزنامه نگار پرسیدم  به نظر ایشان ، حاکمیت در آستانه‏ فراخوان ۲۵ بهمن با چه تنگناهایی مواجه است، چه تضییقات و مشکلاتی را فراهم کرده و یا تا روز سه‏شنبه ۲۵ بهمن ماه، احتمالا چی تضییقاتی را فراهم خواهد کرد؟

 
 
احسان مهرابی: طبیعی است که در آستانه‏ انتخابات مجلس، حاکمیت ترجیح می‏دهد فضای کشور، فضای آرامی باشد. خصوصاً بعد از برگزاری راهپیمایی ۲۵ بهمن که آن‏ها در میان هواداران خودشان تبلیغات زیادی در ارتباط با این راهپیمایی انجام داده‏اند و هم‏چنین در سطوح خارجی تبلیغ کرده‏اند که مردم کماکان به این حاکمیت و این شرایط وفادار هستند.
 
بر این اساس، طبیعتاً خیلی نگران هستند که وضعیت قبل از انتخابات و بعد از راهپیمایی ۲۲ بهمن چه خواهد شد. با توجه به این‏که فشارهای بین‏المللی‏ هم مطرح است و سازمان‏های بین‏المللی از جمهوری اسلامی خواسته‏اند اجازه بدهد که  راهپیمایی مردم به صورت مسالمت‏آمیز و آرام برگزار شود.
 
از سوی دیگر وضعیت کشورهای منطقه و هم‏چنین وضعیت سوریه را داریم که برای حاکمیت خیلی نگران‏کننده است. به همین دلیل در ارتباط با راهپیمایی ۲۵ بهمن خیلی نگران هستند.
 
از جهتی هم ۲۵ بهمن نقطه‏ تاریخی‏ای برای حاکمیت است. یعنی زمانی که اعلام می‏کرد ما "۹ دی" را برگزار کرده‏ایم و "فتنه" را تمام کرده‏ایم و دیگر "فتنه‏ای" وجود ندارد، راهپیمایی ۲۵ بهمن اتفاق افتاد و دوباره تمام برنامه‏های حاکمیت و تمام تبلیغات او را به‏هم ریخت.
 
از این جهت، سالگرد این راهپیمایی باز هم مهم است. چون دقیقاً یک سال از آن حادثه می‏گذرد و در این مدت حاکمیت تلاش داشته بگوید که ۲۵ بهمن هم اتفاقی بوده که دیگر تکرار نمی‏شود و امکان تکرار خود موضوع ۲۵ بهمن تاوان سنگینی برای حاکمیت دارد و بی‏اعتباری زیادی را برای او به همراه می‏آورد.
 
با توجه به راهپیمایی  ۲۲ بهمن سازماندهی شده از سوی حاکمیت و سابقه‏ای که از توانایی تبلیغاتی و وارونه‏نمایی حاکمیت داریم، آیا ممکن است با فضای تبلیغاتی، حکومت به گونه‏ای فراخوان ۲۵ بهمن را تحت‏الشعاع خودش قرار بدهد؟

 احسان مهرابی: با توجه به این‏که در ۲۵ بهمن هیچ مناسبت دیگری نیست و تمام کسانی که در آن روز حضور پیدا کنند، قطعاً به دعوت شورای هماهنگی و دیگر تشکل‏های هواداران جنبش سبز در خیابان‏ها حاضر می‏شوند، بعید است حاکمیت بتواند هیچ نوع مصادره‏ای از آن راهپیمایی داشته باشد
بعید است بشود این راهپیمایی ۲۵ بهمن را تحت‏الشعاع قرار داد. چون راهپیمایی ۲۵ بهمن یک مراسم مناسبتی است.
 
یعنی حاکمیت در سال ۸۸ توانست راهپیمایی ۲۲ بهمن را تماماً به نفع خودش مصادره کند. چون هواداران جنبش سبز اعلام کرده بودند که راهپیمایی آرامی خواهند داشت، نمادهای خود را به آن شکل در این روز ارائه نکردند و با این‏که طرف‏داران جنبش سبز حضور بسیار زیادی داشتند، ولی بر اساس نوع برنامه‏ریزی‏شان حاکمیت توانست اعلام کند در آن روز اتفاقی نیافتاده بوده و تمام حاضران در راهپیمایی به دعوت او به خیابان آمده بودند.
 
ولی با توجه به این‏که در ۲۵ بهمن هیچ مناسبت دیگری نیست و تمام کسانی که در آن روز حضور پیدا کنند، قطعاً به دعوت شورای هماهنگی  و دیگر تشکل‏های هواداران جنبش سبز در خیابان‏ها حاضر می‏شوند، بعید است حاکمیت بتواند هیچ نوع مصادره‏ای از آن راهپیمایی داشته باشد و هر اتفاقی در آن روز بیافتد، به هر شکل‏اش، طبیعتاً به زیان حاکمیت خواهد بود و بحث راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات مجلس را تحت‏الشعاع قرار خواهد داد.
 
آیا ممکن است در آستانه‏ انتخابات نهمین دوره‏ مجلس شورای اسلامی که نقش مشروعیت‏زایی برای حاکمیت بازی خواهد داشت، حاکمیت به‏گونه‏ای دست به عصا عمل کند و اعمال خشونت گسترده‏‏ای را در مقابل تظاهرکنندگان ۲۵ بهمن به نمایش نگذارد؟
 
درست است که موضوع انتخابات مجلس برای حاکمیت خیلی مهم است، ولی مهم‏ترین مسئله این است که حاکمیت اجازه ندهد جنبش سبز دوباره نمود پیدا کند و این از هر بحثی برای‏اش مهم‏تر است.
 
می‏توان گفت حتی با این‏که انتخابات مجلس را پیش رو داریم، حاکمیت حتی اگر لازم باشد به خشونت متوسل بشود، تا حدی که می‏تواند اجازه نخواهد داد که این راهپیمایی شکل بگیرد و ملاحظه‏ی انتخابات مجلس را هم نخواهد داشت.
 
به نوعی می‏توان گفت که آن‏ها موضوع انتخابات تهران را برای خودشان جدا کرده‏اند. یعنی با توجه به شناختی که از فضای کشور و فضای تهران دارند، شاید از ماه‏های قبل توقع مشارکت چندان گسترده‏ای در تهران برای خودشان متصور نباشند.
 
حاکمیت همان مشارکت نیروهای خود را در تهران متصور است و برای انتخابات مجلس، آمار نهایی را مهم می‏داند و با توجه به اعتماد به نفس و دستگاه تبلیغاتی‏ای که در داخل دارد، در نهایت به این نتیجه رسیده‏ که اعلام خواهد کرد این درصد از مردم در انتخابات مشارکت کرده‏اند و این‏که چه درصدی در تهران و چه درصدی در شهرهای دیگر باشد، خیلی برای‏شان تفاوتی نخواهد داشت و آن‏ها درصد کل را ملاک قرار خواهند داد.
 
برای همین، موضوع انتخابات مجلس در تهران، باعث نخواهد شد که آن‏ها در روز راهپیمایی ۲۵ بهمن از سرکوب صرف‏نظر کنند و طبیعتاً هر نوع راهپیمایی‏ای که بخواهد بشود، برنامه‏ حاکمیت این است که برخورد کند. این‏که تا چه حد موفق بشود، بحث دیگری است، ولی قطعاً این‏طور نخواهد بود که به‏خاطر انتخابات مجلس، چشم‏پوشی کند و اجازه بدهد راهپیمایی شکل بگیرد.
 
اگر هم اتفاقاتی بیافتد، راهپیمایی شکل گیرد و راهپیمایان اقداماتی انجام بدهند، از این باب نخواهد بود که حاکمیت چشم‏پوشی کرده‏ است، بلکه از این باب خواهد بود که نتوانسته‏ است. آن‏ها  تمام توان و امکاناتی را که در اختیار دارند به‏کار خواهند گرفت تا مانع راهپیمایی بشوند و با راهپیمایی هم قطعاً برخورد خواهند کرد.
 
مگر این‏که  از عهده‏شان برنیاید و به تعبیری از دست‏شان دربرود، ولی به هیچ‏وجه ملاحظه‏ انتخابات مجلس و هیچ بحث دیگری را نخوهند کرد. چون ظاهر آرام خیابان‏های کشور و این بحث که بگویند دیگر هیچ تحرکی وجود ندارد، جنبش سبز تمام شده و هیچ تجمعی شکل نمی‏گیرد و ما توانسته‏ایم جنبش سبز را مهار کنیم، از هر امر دیگری برای حاکمیت مهم‏تر است.
 
در روزهای اخیر، کندی اینترنت و مشکلات عدیده در دسترسی کاربران به پست‏های الکترونیک را هم شاهد بودیم. در فضای سایبری چه اتفاقاتی می‏افتد، در آستانه‏ فراخوان ۲۵ بهمن؟
 
طبیعی است که حاکمیت با توجه به این‏که از قدیم‏الایام احساس می‏کرد که شبکه‏های مجازی و اینترنت ابزاری هستند که هواداران جنبش سبز می‏توانند از آن استفاده کنند، از همان سال ۱۳۸۸، در آستانه‏ هر تجمعی این اتفاق [کندی اینترنت و اخلال در فضای سایبری] رخ داده است. می‏‏توان گفت که حاکمیت این دو سال تمام برنامه‏ریزی و تلاش‏‏اش را کرده‏ که بتواند محدودیت اینترنت را به‏صورت کامل محقق کند.
 
در زمانی که من در ایران بودم، اخباری وجود داشت مبنی بر این‏که یک‏سری متخصصین چینی آورده‏اند و همکاری‏هایی با آن‏ها دارند برای این‏که بتوانند اینترنت را به‏طور کلی مهار کنند و یا از بین ببرند. بحث‏هایی هم که در حال حاضر تحت عنوان "اینترنت ملی" وجود دارد، در همین چهارچوب می‏گنجد و به نوعی می‏شود گفت تمام تلاش‏شان این است که ارتباط داخل و خارج کشور را در فضای مجازی قطع کنند.
 
چون می‏دانند که یکی از ابزارهای اطلاع‏رسانی هواداران جنبش سبز رسانه‏های اینترنتی و شبکه‏های مجازی است، حاضرند بابت قطع اینترنت هر هزینه‏ای را هم بدهند.
 
یعنی ممکن است رفع بخشی از نیازهای خود حاکمیت و یا نیازهای سازمان اداری کشور وابسته به اینترنت باشد، ولی موضوع برخورد با حرکت‏های اعتراضی و برخورد با جنبش سبز تا حدی برای حاکمیت ارجحیت و اولویت دارد که حاضرند در این‏باره هر هزینه‏ای را تحمل کنند تا بتوانند ارتباط مردم با فضای خارج از کشور را قطع کنند.
 
این قطعی اینترنت یا بستن پست‏های الکترونیکی، کند شدن اینترنت و تضییقات سایبری‏ای که حاکمیت ایجاد می‏کند، به خود سیستم اداری جمهوری اسلامی آسیب نمی‏زند؟
 
البته متأسفانه سیستم اداری جمهوری اسلامی، علی‏رغم تلاشی که در دولت‏های قبل شده بود که ما به نوعی دولت الکترونیکی را داشته باشیم و خیلی از کاغذ‏بازی‏هایی که در ساختار اداری وجود دارد، حذف شود، ولی در این سال‏ها خیلی برای این امر تلاشی نشده و تقریباً در همان حد متوقف بوده است.
 
برای همین، می‏توان گفت که خیلی از بخش‏های اداری ما کماکان به همان شکل سنتی رفتار می‏کنند و ممکن است قطعی اینترنت خیلی روی‏شان تأثیرگذار نباشد. حتی اگر این‏طور هم باشد، حاکمیت حاضر است این هزینه را بدهد و بحث فعالیت‏های اداری و حتی بحث پیشرفت کشور مختل بماند، ولی این امکان ارتباطی را از هواداران جنبش سبز بگیرد.
 
چون طبیعتاً برای آن‏ها حفظ شرایط فعلی نظام بر هر چیز دیگری اولویت و ارجحیت دارد و حاضرند حتی سازمان اداری کشور مختل بشود، ولی هواداران جنبش سبز از این امکان ارتباطی محروم بشوند. 
Share