Share

لغو مجازات اعدام کار آسانی نیست اما برای مبارزه با اعدام چه باید کرد و تجربه کشورهایی که صدور حکم اعدام را لغو کرده‌ یا در عمل دیگر آن را اجرا نمی‌کنند چه بوده؟ آیا می‌توان از این تجربیات در جوامعی استفاده کرد که اعدام به شکل گسترده و برای مدتی طولانی اعمال و تبدیل به عرفی جدا نشدنی از نظام کیفری‌ شده و ترس از خلاء کیفری حاصل از لغو این مجازات، عملا مقاومت نظام‌های قضایی این کشورها را برای حذف این مجازات به دنبال داشته است؟

عکس از آرشیو

زمانه برای توجه جدی‌تر به این موضوع با اصرار بر «حق زندگی» به عنوان اساسی‌ترین حق بشری، قصد دارد بر تجربه شخصی کسانی تمرکز کند که به «مساله اعدام» فکر کرده‌اند و می‌کنند. بر همین اساس مجموعه‌ای از گفت‌و‌گوها با عنوان «اعدام فکر و فکر به اعدام» آماده شده است با این ایده که فکر به اعدام در ادامه مقابله با اعدام فکر رشد می‌کند و ثمر می‌دهد؛ یعنی پیامد خواست آزادی، آزادی اندیشه و بیان و در نهایت دفاع از حق زندگی است.

در این گفت‌و‌گوها از افراد مختلف خواسته شده تا خودشان را به مخاطبان زمانه معرفی کنند و بگویند در مورد مجازات اعدام چه فکر می‌کنند؟ چه مسیری را طی کرده‌اند تا به این فکر رسیده‌اند؟ به نظرشان استدلال‌های نوعی در دفاع از مجازات اعدام چه هستند و پاسخ‌ آن‌ها به این استدلال‌ها چیست؟

نقی محمودی: اعدام را نه مجازات بلکه تقاص مدرن می‌دانم

نقی محمودی

نقی محمودی، متولد تبریز، لیسانس حقوق قضایی خود را در تبریز و فوق لیسانس حقوق جزا و جرم‌شناسی‌اش را در تهران گرفته است. مشاور حقوقی چندین شرکت بوده و حدود ۱۰ سال به طور متناوب در دانشگاه‌های مختلف از جمله مراغه، هشترود و تبریز به تدریس دروس حقوقی خاصه حقوق کیفری اشتغال داشته. به مدت ۱۰ سال نیز وکیل دادگستری بوده و در این مدت وکالت قریب به ۸۰ نفر از فعالان سیاسی، دانشجویی، زنان، روزنامه‌نگاران و کارگران را بر عهده داشته است. او در سال ۹۰ پس از تهدیدها، ابطال و ضبط پروانه‌ی وکالتش و یورش ماموران اطلاعات به دفتر کارش مجبور به خروج از کشور شده و در حال حاضر، مقیم آلمان است.

■ شما در مورد مجازات اعدام چه فکر می‌کنید؟

من اساسا اعدام را نه مجازات بلکه تقاص مدرن می‌دانم. هدف اصلی از مجازات، اصلاح و بازگرداندن مجرم به جامعه است، در حالی که با اعدام مجرم، چنین هدفی از مجازات محقق نمی‌شود. صرف‌نظر از این که به علل مختلف که بعدا اشاره خواهم کرد، حتی ممکن است خود مجازات اعدام با موازین حقوقی کشور مجری اعدام، منطبق نباشد. مجازات‌هایی همچون حبس‌های طویل‌المدت و ابد را بهترین جایگزین اعدام می‌دانم.

■ چه مسیری را طی کردید تا به این فکر رسیدید؟

با تحصیل در رشته‌ی حقوق، تحقیق و تدریس به این اندیشه دست یافتم. در همین ارتباط کتاب‌ها و مقالات متعدد مطالعه کردم و تمام این مسائل، باعث قطعیت مخالفتم با اعدام شد. هر چند که در دوران نوجوانی نیز با مشاهده‌ی اتفاقی و گاه کنجکاوانه‌ی اعدام در ملا‌ء عام، رفته رفته نسبت به این امر احساس انزجار پیدا کرده بودم.

■ به نظر شما استدلال‌های نوعی در دفاع از مجازات اعدام چه هستند؟

موافقین اعدام خاصه در جرائم خشونت‌بار معتقدند اعدام باعث اخافه‌ی دیگران شده و در نتیجه باعث کاهش جرائم خشونت‌بار می‌شود؛ تعبیر و تصور عامیانه‌ای که گاه از زبان مسئولان سیاسی و قضایی نیز شنیده می‌شود. اما حداقل سابقه‌ی ۴۰ سال اعدام در جمهوری اسلامی پیش چشم همه است. هم من، هم شما، هم مردم و هم مسئولان.

■ پاسخ شما به این استدلال‌ها چیست؟

قدر متقن این است که اعدام در ایران انتظارات مردم مدافع اعدام و مسئولان را برآورده نکرده است و همچنان جرائم خشونت‌بار رو به تزاید هستند. نمایش خیابانی اعدام، صرف‌نظر از عوارض زیان‌بار برای کودکان، حتی برای عده‌ای به مایه‌ی سرگرمی و تفریح بدل شده است. در چنین وضعیتی چگونه می‌توان انتظار تنبه دیگران را داشت؟! از سویی در کشورهایی که اعدام به عنوان یک مجازات در قوانین کیفری تعریف شده است، مثل ارتکاب تمام جرائم از سوی مجرمین و حساب و کتاب و سبک-سنگین کردن منافع و زیان ارتکاب جرم، مجرم با ارتکاب جرم، خود را برای مرگ آماده می‌کند و با مرگ، جان خود را خلاص می‌کند! نه از مجازات متنبه می‌شود و نه بعد از تنبه امکان بازگشتش به جامعه فراهم می‌شود.

از سوی دیگر، به لحاظ متعدد ممکن است مجازات اعدام حتی با موازین حقوقی یک کشور در تعارض باشد. بدین شرح که امکان اشتباه قاضی در صدور حکم وجود دارد، امکان دارد اقرار تحت شکنجه کسب شده باشد، متهم از سوی افرادی به اقرار ارتکاب جرم تهدید یا تطمیع شده باشند، شهود شهادت کذب داده باشند، پلیس به لحاظ اشتباه یا تهدید و تطمیع گزارش خلاف واقع داده باشد و قس علی‌ هذا ….

هومن عزیزی: اعدام، قتل دولتی و شبه قانونی است و به همین دلیل با آن مخالفم

■ لطفا خودتان را برای مخاطبان زمانه بیشتر معرفی کنید.

هومن عزیزی هستم. شاعر، نویسنده و بازیگر.

■ در مورد مجازات اعدام چه فکر می‌کنید؟

اعدام قتل دولتی و شبه قانونی است و به همین دلیل به شدت با صدور حکم و اجرای آن مخالفم.

■ چه مسیری را طی کردید تا به این فکر رسیدید؟

مهاجرت و مقایسه‌ی میزان جرم و جنایت، خشونت و شدت مجازات‌ها در ایران و اروپا -به عنوان مثال سوئد که به ملایمت در مجازات شهرت دارد و در قوانین آن مجازات اعدام و حتی زندان ابد و صد البته مجازات‌های وحشیانه‌ای مانند شلاق، قطع عضو و سنگسار وجود ندارد و با وجود این در مقایسه با ایران که دارای یکی از بالاترین رتبه‌ها از نظر سرانه اعدام در جهان است و اغلب مجازات اعدام را در ملاءعام به اجرا درمی‌آورد.

همچنین با وجود سایر مجازات‌های وحشیانه‌ای که ذکر شد با این حال میزان جرم و جنایت و آمار قتل و خشونت در ایران سر به فلک می‌کشد ….

■ به نظر شما استدلال‌های نوعی در دفاع از مجازات اعدام چه هستند؟

۱- اشتباه گرفتن انتقام با عدالت.

۲- این تصور که مجازات اعدام باعث ترس از ارتکاب جرم می‌شود.

۳- این تصور که نباید هزینه‌ی محل نگهداری و غذای یک قاتل یا قاچاقچی مواد مخدر یا کلاهبردار و … بر دوش جامعه باشد.

■ پاسخ شما به این استدلال‌ها چیست؟

۱- عدالت با انتقام متفاوت است. اگر شخصی به هر دلیلی کسی را که برای شما عزیز است به قتل برساند، احتمالا خواست شما تلافی و اعدام قاتل است؛ اما چنین خواسته‌ای بر پایه‌ی احساسات و بدون در نظر گرفتن عوامل بروز جرم و شرایط وقوع جنایت است و انجام آن نه تنها به داغدار شدن افراد بیشتری می‌انجامد که چرخه‌ی خشونت عریان و فرهنگ انتقام‌گیری را ترویج کرده و به نظر موجه جلوه می‌دهد و هر کسی می‌تواند به همین شیوه بر اساس احساساتش قتل دیگران را -چه از طریق سیستم حکومتی و چه شخصا- روا یا واجب تصور کند و در صورتی که امکان دست‌یابی قانونی به آن وجود نداشته باشد، شخصا و با تصور اجرای عدالت، احقاق حق، دفاع و … دست به قتل دیگری بزند.

۲- حتی اگر برای جرائم بسیار جزیی مثلا ماهیگیری بدون مجوز هم مجازات اعدام تعیین شود، باز به صرف وجود این قانون نمی‌توان گفت کسی مرتکب آن جرم نخواهد شد. مثلا زندان‌های آمریکا به دلیل قوانین «حداقل محکومیت اجباری» پر از افرادی است که به دلیل همراه داشتن چند گرم مواد مخدر به زندان‌های ابد یا مثلا ۵۰-۶۰ سال محکوم شده‌اند و این امر نه تنها تاثیری در کاهش میزان جرائم مرتبط با مواد مخدر نداشته، که بیش از مواد مخدر به افراد و خانواده و نزدیکان‌شان صدمه زده است.

بسیاری از قاچاقچیان مواد مخدر خود را مجبور به ارتکاب جرم می‌بینند و راه دیگری برای زنده‌ ماندن و تامین نیازهای خود و خانواده‌شان پیش ‌روی خود نمی‌بینند.

در مورد قتل هم همین طور است و افراد یا تصور می‌کنند شناسایی و دستگیر نخواهند شد یا مثلا در حالت خشم و جنون ‌از زندگی گذشته‌اند و …. در هر صورت حتی اگر به جای اعدام با طناب دار، زنده سوزاندن و در دیگ جوشاندن یا هر مجازات ترسناک دیگری را هم تصویب و اجرا کنیم، تاثیری بر میزان قتل نخواهد داشت. تصور کنید تا سرحد مرگ عصبانی هستید و قصد جان کسی را دارید. آیا برای شما اهمیتی دارد که مجازات آن مرگ است یا ابد یا ۵۰ سال زندان؟ ضمنا آیا مجازات زندان ابد دردناک‌تر و شدیدتر نیست؟ به جای لحظاتی ترس و درد و مرگ در برابر چشمان وحشت‌زده‌ی مردم، همه‌ی عمر را پشت میله‌های زندان گذراندن و هر لحظه را در برزخ امید و یاس سپری کردن هزاران ‌بار دردناک‌تر است.

۳- این تصور پیش از هر چیز به این نکته دلالت دارد که جامعه هیچ راه‌کاری برای بازپروری مجرم در نظر ندارد و تنها راه را کشتن او می‌بیند و از درک این حقیقت عاجز است که مجرمان تمام نخواهند شد و تا علل بروز جرم بررسی، یافته و ریشه‌کن نشوند، شاید حتی هر روز بر تعدادشان افزوده شود و اتفاقا مجازات اعدام امکان بررسی و یافتن و چاره‌جویی در برابر علل جرم را از بین می‌برد.

زندانی می‌تواند در زندان کاری انتخاب کرده و هزینه‌های خود را تامین کند و با اعدام نشدن او خانواده و بستگان او، به خصوص همسر و فرزندان او هم از نظر اقتصادی، اجتماعی و هم از نظر عاطفی و روانی آسیب نمی‌بینند و به مجرمان بعدی بدل نمی‌شوند ….

مجازات اعدام اغلب -به خصوص در کشورهایی که فرایند دادرسی کاملا قانونی و به شکلی کامل و فراگیر انجام می‌شود، مثلا آمریکا- هزینه‌‌ای بسیار فراتر از مجازات طولانی‌مدت زندان دارد. خشونت را ترویج و چرخه‌ی شیطانی را تقویت کرده، به بستگان و خانواده‌ی محکومان آسیب می‌رساند، امکان بررسی دلایل و ریشه‌یابی و پیشگیری جرائم مشابه را از بین می‌برد و تاثیر بازدارنده‌ای بر میزان جرائم ندارد.

مزدک نظافت: ما در جایگاهی نیستیم که زندگی انسانی دیگر را از او بگیریم

■ لطفا خودتان را برای مخاطبان زمانه بیشتر معرفی کنید.

مزدک نظافت، شاعر، ترانه‌سرا و نقاش گیلانی. در حال حاضر پناهنده‌ی کشور آلمان هستم.

■ در مورد مجازات اعدام چه فکر می‌کنید؟

در مورد مجازات اعدام باید گفت یکی از ضد بشری‌ترین کارهایی‌ست که انسان امروز هنوز نتوانسته خود را از آن جدا کند. ما در جایگاهی نیستیم که زندگی انسانی دیگر را از او بگیریم آن هم با توجیه اینکه او، جان کس دیگر را گرفته است.

اعدام هیچ چیز را حل نمی‌کند و فقط باعث گسترش خشونت خواهد شد.

■ چه مسیری را طی کردید تا به این فکر رسیدید؟

رسیدن به این فکر طی کردنِ مسیری عجیب و غریب نمی‌خواهد. کافی‌ست خود را جای کسی بگذارید که قرار است اعدام شود. از طرفی با مقایسه‌ی کشورهایی که اعدام در آن‌ها آزاد است و کشورهایی که مجازات اعدام در آن‌ها لغو شده، می‌شود نتیجه‌ی اعدام را دید.

■ به نظر شما استدلال‌های نوعی در دفاع از مجازات اعدام چه هستند؟

بعضی‌ها حتی از قشر نویسندگان و به اصطلاح روشن‌فکران بر این باورند که اعدام باعث می‌شود تا دیگران درس عبرت بگیرند و مرتکب جرم نشوند.

■ پاسخ شما به این استدلال چیست؟

باید از آن‌ها که این‌گونه استدلال می‌کنند پرسید آیا در کشوری مانند ایران، اعدام باعثِ کاهشِ جرم و جنایت شده؟

اعدام ثمره‌ای جز مضاعف کردنِ خشونت و حس انتقام‌جویی در مردم ندارد. موجود زنده، هر چه‌قدر پست، اجازه‌ی نفس کشیدن دارد.

مهشید راستی: اعدام، مجازات نیست جنایت است

■ لطفا خودتان را برای مخاطبان زمانه بیشتر معرفی کنید.

مهشید راستی (اسم مستعار) هستم. ۲۶ ساله، متولد تهران.

■ در مورد مجازات اعدام چه فکر می‌کنید؟

به نظر من اعدام مجازات نیست، جنایت است. اگر شخصى خطایی مرتکب شود باید مجازات شود ولی به نظر من این مجازات باید تاثیرى مثبت بر روى شخص و جامعه داشته باشد. حالا شما فکر کنید با اعدام یک شخص چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا آن شخص از خطایى که کرده پشیمان شده؟ آیا درس عبرتى برای مابقى شده است؟ آیا تاثیرى مثبت در جامعه گذاشته است؟

خیر! با اعدام آن هم از جمله در ملاء عام خشونت در جامعه ترویج مى‌شود و ترس از مجازات براى هر نوع جرمى از بین مى‌رود.

■ چه مسیری را طی کردید تا به این فکر رسیدید؟

من همیشه فکر مى‌کنم به شخصى که مرتکب جرمى شده؛ به عنوان مثال قتل عمد. آن شخص دچار چه آسیب‌هاى اجتماعى‌ای شده که این عمل را انجام داده؟ کسی که این کار را کرده چه آموزش‌هایی دیده و در چه فضایی رشد کرده؟ آیا از نظر روحی و روانی در وضعیتی عادی بوده؟

مطمئناً خیر. به نظر من شخصی که مرتکب چنین جنایتی شده یک انسان عادی نیست و کشتن و اعدام آن شخص نه تنها آن را مجازات نمی‌کند بلکه او را خوشحال هم خواهد کرد چون از زندگی بیزار شده، از جامعه و آدم‌ها متنفر بوده و یک مشکل روحی داشته و در نتیجه اعدام، مجازات او نخواهد بود.

■ به نظر شما استدلال‌های نوعی در دفاع از مجازات اعدام چه هستند؟

خیلی از آدم‌ها موافق اعدام هستند و فکر می‌کنند که چنین افرادی باید بمیرند تا در جامعه نباشند تا جرم دیگری مرتکب نشوند ولی این عمل که تنها در کشورهای جهان سوم مجازات به حساب می‌آید کمکی به کم کردن جرم و جنایت در جامعه نخواهد کرد. آیا در کشورهایی که مجازات اعدام دارند جرم و جنایت کمتر از کشورهایی‌ست که این مجازات را رد می‌کنند؟

مسلماً خیر. اعدام هیچ کمکی به جامعه نخواهد کرد.

■ پاسخ شما به این استدلال‌ها چیست؟

پاسخ من این است، به جای اعدام باید شخص آموزش ببیند. فضای زندان‌ها باید برای چنین افرادی تغییر کند. باید از روان‌شناس برای درمان این اشخاص استفاده شود و در آخر باید از این اشخاص در جامعه استفاده کرد. به عنوان مثال می‌توان در زندان محیط کاری درست کرد و آنها را به کار مشغول کرد. آنها را مجبور به خواندن کتاب کرد و به عنوان مثال با خواندن هر کتاب، یک روز از حبس آنها کم ‌شود تا در نهایت زمانی که شخص سالم و برای جامعه خطرناک نبود، از زندان آزاد شود.


  • در همین زمینه

اعدام فکر و فکر به اعدام- مجموعه‌ دوم از گفت‌و‌گوها

اعدام فکر و فکر به اعدام- مجموعه‌ اول از گفت‌و‌گوها

Share