Share

این روزها از تلویزیون جمهوری اسلامی به دفعات کارتونی پخش می‌شود که ضمن آن یکی از شخصیت‌های کارتونی به بینندگان خود یادآور می‌گردد: “بچه‌ها علی و حسین پدرشان از مدافعان حرم هستند. آن‌ها در سوریه به سر می‌برند و علیهِ دشمنان اسلام می‌جنگند. آن‌ها همان کارهایی را انجام می‌دهند که روزگاری امام حسین انجام می‌داد. علی و حسین برای جان مدافعان حرم دعا می‌کنند …”.

یک شخصیت کارتونی ولایی که جلوی “زینب” زانو زده است.

جمهوری اسلامی در فضای همین کارتون‌ها آگاهانه رفتار شخصیت‌های داستانی آن را به عنوان رفتار قدیسان شیعه جا می‌زند تا از اعمال تجاوزکارانه‌ی خود در کشورهای همسایه توجیه به عمل آورد. ولی مدافعان حرم در این قصه‌های کارتونی همانند رابین‌‌هودهایی ماجراجو ظاهر می‌گردند که گویا قصد دارند به یاری تهی‌دستان و بی‌نوایان جامعه بشتابند.

  بنگاه‌های تبلیغی جمهوری اسلامی ایران، فیلم‌هایی هم از عملکرد مدافعان حرم می‌سازند. این فیلم‌ها نیز در سینماهای کشور به نمایش گذاشته می‌شود. حتا در مدارس کشور کودکان را به دیدن آن‌ها مجبور می‌کنند. حجم تولید آن‌ها به حدی بالا گرفته است که همه ساله “جشنواره‌ی فیلم مدافعان حرم” راه می‌اندازند.

سیمای جمهوری اسلامی ایران ده‌ها فیلمِ کارتونی با موضوع مدافعان حرم تهیه دیده است که آن‌ها را شبانه‌روز برای کودکان کشور پخش می‌کند. “قصه‌ی بابا”، “ما نمرده‌ایم حرم جای حرامی بشود” و “بدون آن‌ها” از جمله‌ی همین کارتون‌ها به شمار می‌آیند. پخش آن‌ها از سیمای جمهوری اسلامی موجب شده تا کودکان بیزاری همیشگی خود را از تلویزیون دولتی اعلام نمایند. به همین دلیل هم بازار فروش سی‌دی‌های کارتون‌ خارجی در ایران بیش از هر کشوری رونق گرفته‌ است. همچنان که هر کودک ایرانی ده‌ها نمونه از همین سی‌دی‌ها را به همراه دارد. کودکان جدای از این تماشای کانال‌های خارجی را هم غنیمت می‌شمارند. کانال‌هایی که در آن‌ها کارتون‌های ویژه‌ای برای کودکان نمایش داده می‌شود. گفتنی است که کودکان در فضای همین داستان‌ها حتا با ریاضیات و زبان خارجی آشنا می‌شوند و همچنین ناآموخته‌های خود را از جامعه و دنیای پیرامون در همین کارتون‌ها فرامی گیرند.

بنگاه‌های تبلیغی جمهوری اسلامی ایران، فیلم‌هایی هم از عملکرد مدافعان حرم می‌سازند. این فیلم‌ها نیز در سینماهای کشور به نمایش گذاشته می‌شود. حتا در مدارس کشور کودکان را به دیدن آن‌ها مجبور می‌کنند. حجم تولید آن‌ها به حدی بالا گرفته است که همه ساله “جشنواره‌ی فیلم مدافعان حرم” راه می‌اندازند. جدای از فیلم داستانی و کارتون، کتاب‌هایی نیز در همین راستا نشر می‌یابند. رمان “رنج مقدس” از همین گروه کتاب‌ها به شمار می‌آید که آن را نرجس شکوریان فرد نوشته است. جمهوری اسلامی تبلیغ و تشویق این نوع تولیدات فرهنگی را بر خود واجب می‌بیند. در عین حال ساخت و پرداخت ده‌ها کلیپ تبلیغی مستند یا داستانی را هم باید به مجموع این تولیدات به ظاهر فرهنگی افزود. تولیداتی که هرگز از دایره‌ی تنگ و تاریک حکومت پا بیرون نمی‌گذارد.

جمهوری اسلامی از موسیقی و سرود هم به عنوان تبلیغ عمل‌کرد ناصواب مدافعان حرم بهره می‌گیرد. این سرودها همراه با سودجویی از آهنگی حماسی و تهییجی در مراکز آموزشی و نظامی کشور تبلیغ می‌شوند. در متن سرودهایی از این نوع وطن اسلامی جای ایران و وطن ملی را پر می‌کند تا از حضور سربازان ایرانی در فراسوی مرزهای کشور توجیه به عمل آید. گویا چنین توجیهی به حتم قداستی مذهبی را با خود به همراه خواهد داشت. انگار در گستره‌ی دین چیزی به خطر افتاده است که همگی باید از سر وظیفه‌شناسی به دفاع از آن برخیزند.

از سویی دیگر این روزها نامگذاری اماکن فرهنگی به نام “مدافعان حرم” باب شده است. پیداست که جمهوری اسلامی ساختمان و بنای جدیدی نمی‌سازد، بل‌که همان مؤسسات فرهنگی قدیمی را با نام جدیدی از مدافعان حرم می‌شناساند. بیش‌ترین نامگذاری در این خصوص به حوزه‌ی مدارس کشور اختصاص یافته است. بدون شک همراه با چنین رفتاری ماندگاری مدیران آموزشی کشور بر کرسی مدیریت تضمین خواهد شد. به هر حال آن‌ها هم یاد گرفته‌اند که چه‌گونه از همین آب گل‌آلود به ماهی دلخواه خود دست یابند. مدیران مدارس کشور در پناه نامگذاری‌هایی از این دست با آرامش بیش‌تری خانواده‌ی دانش‌آموز را سرکیسه می‌کنند.

بسیاری از وزارت‌خانه‌ها هم ساختمان‌ اداری خودشان را مدافعان حرم نامیده‌اند. شهرداری نیز از این قافله جا نمی‌ماند. چون بلااستثنا در همه‌ی شهرها کم نیستند کوچه‌ها و خیابان‌هایی که “مدافعان حرم” نام گرفته‌اند. پل‌ها و جاده‌های برون شهری هم از این تبلیغ دولتی بی‌نصیب نمی‌مانند. اما مردان حکومت چشمان خودشان را بر نیشخند طعنه‌آمیز شهروندان می‌بندند و حاضر نیستند از خواست آنان در خصوص این نامگذاری اجق وجق نیازسنجی و نظرخواهی به عمل آورند.

آمارهای دولتی حکایت از آن دارد که تا کنون قریب دو هزار و سی‌صد نفر از نیروهای ایرانی در سوریه جان باخته‌اند. جمهوری اسلامی چنان تبلیغ می‌کند که نقش دفاع از حرم زینب را به ایشان سپرده است و کارشان از موضوع مستشاری برای ارتش سوریه فراتر نمی‌رود. ولی تا کنون آنان فراتر از همه‌ی این‌ها عمل کرده‌اند و در همه جای خاک سوریه علیه مخالفان حکومت اسد جنگیده‌اند. جمهوری اسلامی جدای از نیروهای ایرانی از مزدوران افغانی، پاکستانی و عراقی نیز جهت سرکوب مخالفان اسد سود می‌جوید. آنان ابتدا آموزش‌های لازم را در قرارگاه‌های سپاه پاسداران می‌آموزند و سپس به جبهه‌ی جنگ مخالفان اسد فرستاده می‌شوند. مرگ این گروه از مزدوران منافع فراوانی را برای خانواده‌هایشان در بر خواهد داشت. چون به خانواده‌ی ایشان شناسنامه‌ی ایرانی می‌دهند و آنان از مزایای بی‌حساب و کتاب بنیاد شهید جمهوری اسلامی هم برخوردار خواهند شد.

مدافعان حرم آب به آسیاب بیگانه می‌ریزند. چون اسرائیل چنین رویکردی را بهانه می‌گذارد و تجاوز به خاک سوریه را بر خود لازم می‌شمارد. روسیه نیز برای جبران حقارت سیاسی و نظامی خویش حضورش را در این مناقشات واجب می‌بیند. همچنان که کشورهای عربی حضور ایران را در کشورهای عربی منطقه بهانه‌ای برای مشارکت نظامی و حضور خود در این مناقشات یافته‌اند. از سویی امریکا و کشورهای غربی نیز در پوششی از مدافعان صلح و آرامش ظاهر می‌گردند تا از نقش‌آفرینی نظامی خود در سرزمین‌های منطقه و آب‌های آن توجیه به عمل می‌آورند.

شهید محسن حججی بین شهیدان مدافع حرم از امتیاز ویژه‌ای بهره‌ می‌برد. مدیران ادارات جهت تظاهر به دین دولتی تصویرهایی از او را در اتاقشان می‌آویزند. در نمازجمعه‌ها عکس‌هایی از او را بین مردم خیرات می‌کنند. همچنین صدا و سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ سجایای اخلاقی او را بر خود واجب می‌بیند. در همین راستا حتا ده‌ها فیلم مستند یا داستانی ساخته‌اند تا بین مردم شخصیتی قدیس‌مآبانه از او ارایه شود. چنانکه نام او بر سردرِ بسیاری از مؤسسات آموزشی و فرهنگی به چشم می‌آید. یعنی قرار است همگی در الگویی از او مدافع حرم باشند. اما این حرم امروزه تنها به خاک سوریه محدود باقی نمی‌ماند. گستره‌ی آن تمامی خاک لبنان، فلسطین، عراق و یمن را هم در بر می‌گیرد. برای نمونه نیروهای نظامی ایران را که در خاک یمن مستقر شده‌اند به حتم باید مدافعان حرم نامید!

مردم در خیابان‌ها و مراکز کار و تولید ایران مخالفت آشکار خود را با سیاست‌هایی از این دست فریاد می‌زنند. چون تاوان سیاست‌های موهومی را می‌پردازند که سیاستمداران جمهوری اسلامی آن‌ را دنبال می‌کنند. مردم هم به حق مشروعیت هدف‌هایی همانند آنچه را که گفته شد به چالش می‌گیرند.

ولی مدافعان حرم تا کنون به جای آنکه به خواست و اراده‌ی شهروندان ایرانی گردن بگذارند، تنها به خواست و نیاز رهبر جمهوری اسلامی یا خارجیان گردن گذاشته‌اند. در واقع مدافعان حرم آب به آسیاب بیگانه می‌ریزند. چون اسرائیل چنین رویکردی را بهانه می‌گذارد و تجاوز به خاک سوریه را بر خود لازم می‌شمارد. روسیه نیز برای جبران حقارت سیاسی و نظامی خویش حضورش را در این مناقشات واجب می‌بیند. همچنان که کشورهای عربی حضور ایران را در کشورهای عربی منطقه بهانه‌ای برای مشارکت نظامی و حضور خود در این مناقشات یافته‌اند. از سویی امریکا و کشورهای غربی نیز در پوششی از مدافعان صلح و آرامش ظاهر می‌گردند تا از نقش‌آفرینی نظامی خود در سرزمین‌های منطقه و آب‌های آن توجیه به عمل می‌آورند.

ایران به اعتبار نام “حرم” برای خود در کشورهای عربی “فضای حیاتی” پیش‌بینی نموده است. گویا مدافعان حرم به حتم باید در همین حرم‌ها حضور داشته باشند تا از منافع حیاتی حکومت دینی ایران دفاع به عمل آورند. در ضمن حرم نامی است که آن را برای مقبره‌ی امامان و امامزاده‌های شیعه برگزیده‌اند.  ولی در بسیاری از مناطقی که تحت پوشش نظامی آشکار و پنهان جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، هرگز نمی‌توان از مقبره‌ی امامزاده‌ها نام و نشانی  یافت. با این همه فضای حیاتی موهوم ایران گستره‌ای از باب‌المندب گرفته تا کرانه‌های جنوب شرقی مدیترانه را در بر می‌گیرد. حتا همین گستره از مدیترانه تا کرانه‌های بحرین و عراق در خلیج فارس ادامه می‌یابد. گویا این‌بار هیتلری جدید در منطقه به بازتولید خود می‌بالد. هیتلری که همانند هیتلرهای پیشین هرگز نخواهد توانست به رؤیاهای ناصواب و نامردمی خود جامه‌ی عمل بپوشاند. با این همه او ویرانی و تخریب را بهانه می‌گذارد تا شاید زیستن برایش آسان گردد.

مطالب دیگر از همین نویسنده

Share