Share

خبر استعفای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان انعکاس یافت. برخی از تحلیلگران اعتقاد دارند که با استعفای وزیر خارجه ایران، دوران ریاکاری نیز به سر می‌آید. اغلب تحلیلگران اما نگران خصمانه‌تر شدن روابط ایران و آمریکا هستند.

۲۱ مه ۲۰۱۶: محمد جواد ظریف در سفرش به نیویورک (عکس: آرشیو)

خبرگزاری رویترز در گزارشی به قلم پریسا حافظی نوشت که محمد جواد ظریف معمار توافق هسته‌ای استعفا کرد. در این گزارش ظریف مردی با نزاکت، تحصیلکرده آمریکا و معمار توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ توصیف شده که از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در ماه مه سال گذشته هدف حمله تندروهای ضد غرب در ایران بوده است.

واشنگتن پست نیز در یک گزارش نسبتاً مفصل تحلیلی به مسأله استعفای ظریف پرداخت و نوشت دلیل این استعفا اعلام نشده و روشن نیست که آیا مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی این استعفا را خواهند پذیرفت یا نه. تریتا پارسی از شورای ملی ایرانیان آمریکایی به واشنگتن پست گفت:

 “او استعفا داده، اما این پایان داستان نیست و مشاهده واکنش ایرانی‌ها به این تصمیم بسیارجالب خواهد بود. “

مایکل سینگ، مدیر اجرایی انستیتوی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک اما در گفت‌وگویی با واشنگتن پست گفت استعفای ظریف دور از انتظار نبود و سیاست‌هایی که که او مدافع آن بود از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای موسوم به برجام دیگر محبوبیت نداشت.

به گفته مایکل سینگ، رهبر جمهوری اسلامی پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، منتقد برجام بوده و ظریف هم چهره اصلی برجام و تعامل با غرب به حساب می‌آید.

سینگ معتقد است استعفای ظریف بیشتر ریشه در مسائل داخلی دارد تا سیاست خارجی، زیرا هیچ چشم‌انداز قابل ملاحظه‌ای برای مذاکره در زمینه برنامه هسته‌ای یا سایر نگرانی‌های اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها وجود ندارد. وی می‌گوید روحانی اکنون درگیر نبرد قدرت با تندرو هاست و ظریف ممکن است یکی از تلفات این نبرد باشد.

واشنگتن پست همچنین یادداشتی به قلم جیسون رضائیان درباره استعفای ضریف منتشر کرد. عنوان مطلب رضائیان این است: ” من هم مانند دیگران از محمد جواد ظریف خوشم نمی‌آید. اما رفتنش ممکن است خوب نباشد. ”

رضائیان در این مقاله می‌نویسد، واکنش اغلب ناظران ایران را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: طرفداران تغییر رژیم از خبر استعفای ظریف به عنوان یک پیروزی در تلاش برای پایان دادن به عمر جمهوری اسلامی از هر راه ممکن استقبال می‌کنند.

رضائیان در این یادداشت از گروه دیگری یاد می‌کند که به اصلاح داخلی از طریق سیاست‌گزارانی که از تعامل با جهان خارج حمایت می‌کنند، امید دارند و می‌نویسد که آن دسته ناامید خواهند شد. جیسون رضائیان اما خود به ظریف و میراثش از زاویه دیگری می‌نگرد و او را نه مثبت و نه منفی توصیف می‌کند. وی می‌گوید دو باور عمومی در مورد ظریف وجود دارد که او با هر دو آن‌ها مخالف است. یکی اینکه ظریف به آرمان‌های جمهوری اسلامی کاملا معتقد است و باور عمومی دیگری که می‌گوید او هیچ قدرتی ندارد. رضائیان در این یادداشت توضیح می‌دهد که چرا از نظر او هر دو این باورها حقیقت ندارند.

رضائیان می‌نویسد که او نیز مانند هر مفسر غربی دلایل بسیاری برای ناخشنودی از ظریف دارد اما در عین حال نگران آن است که خروج او از صحنه ممکن است پیامدهایی برای رابطه پرتنش آمریکا و ایران داشته باشد. در پایان این یادداشت آمده است: کسی دلش برای ریاکاری ظریف، رفتار خودپسندانه، حرف‌های دوپهلو و توجیه رفتار تنفرآور ایران تنگ نخواهد شد اما سکوت میان “آمریکا و آنها” که ممکن است متعاقب این ماجرا پیش آید بدتر خواهد بود.

بلومبرگ هم مطلب مفصلی را به استعفای ظریف اختصاص داد. الی لیک، یادداشت نویس بلومبرگ در زمینه مسائل سیاست خارجی و امنیت ملی می‌نویسد با رفتن ظریف ممکن است غرب با واقع‌بینی بیشتری به نیت‌های بدخواهانه ایران بنگرد. الی لیک می‌نویسد ظریف انگلیسی را روان صحبت می‌کند و روابط نزدیکی با روزنامه‌نگاران و دیپلمات‌های غربی ایجاد کرده. او میانه‌رویی است در دریایی از تندروها. آمریکا و غرب مدخلی را که به درون رژیم گشوده شده بود از دست دادند. این تئوری غالب است. اما درست نیست. به باور الی لیک استعفای ظریف معنای چندانی در روابط ایران با غرب ندارد و در عمل موقعیتی روشنگرانه برای اروپا فراهم می‌آورد. زیرا وظیفه اصلی ظریف این بود که هر که با او هم‌سخن می‌شود را متقاعد کند ایران یک کشور عادی است و نه یک یاغی غارتگر. در ادامه این مطلب الی لیک مثال‌هایی از توانایی‌ها و مهارت‌های ظریف در دفاع از چهره ایران طی سال‌های گذشته، در کنفرانس‌ها، مصاحبه‌ها و نیز در عرصه سیاست می‌‌آورد و در ادامه می‌نویسد راز موفقیت ظریف در این است که او هرگز فرد تصمیم گیرنده نبوده، بلکه همیشه مردی در خط مقدم بوده است.

در پایان این یادداشت، الی لیک می‌نویسد استعفای ظریف خبر خوش‌آیندی است. او هرگز قصد متعادل کردن رژیم ایران را نداشت. وظیفه او فریب غربی‌ها بود تا فکر کنند رژیم ایران به سوی میانه‌روی می‌رود. با رفتن او دنیای متمدن بهانه کمتری برای ندیدن آنچه در جلوی چشمانش می‌گذرد، دارد.

در نشریه فارن پالیسی مایکل هرش در مطلبی تحلیلی با عنوان ” ایران آخرین زنجیر ارتباطی‌اش با غرب را از دست می‌دهد” می‌نویسد، استعفای محمد جواد ظریف ممکن است در را برای رادیکالیسم جدید ایرانی باز کند.

مایکل هرش می‌نویسد: محمد جواد ظریف یک خدمتکار وفادار و خالص جمهوری اسلامی است و همواره در چشم غرب چهره‌ای مشکوک بوده و غریب اینجاست که در نگاه رادیکال‌های کشور خودش حتی مظنون‌تر جلوه می‌کند.

در ادامه هرش به مهارت‌های زبانی و ظرافت‌های رفتاری ظریف می‌پردازد و او را دیپلماتی ماهر توصیف می‌کند و می‌نویسد برای آن دسته از دیپلمات‌های آمریکایی که با ظریف کار کرده‌اند و گذشته او را می‌شناسند کنار رفتن او از صحنه نشانه شومی است که یک‌سال پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای ایران روابط ایران و آمریکا به سوی وخیم‌تر شدن پیش می‌رود. بااین وجود هرش در این مقاله به نظر دیگر کارشناسانی نیز اشاره می‌کند که معنقدند ظریف در نهایت در ایجاد مصالحه ناموفق بوده و توفیق چندانی نداشته است.

در اولین واکنش‌ها به خبر استعفای ظریف بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در صفحه توئیتر خود نوشت:

«ظریف رفت: از دستش راحت شدیم. مادامی که من این‌جا هستم، رژیم ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد رسید.»

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا نیز شامگاه دوشنبه در پیامی در توئیتر به خبر استعفای محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران واکنش نشان داد و نوشت: ‌

«او و حسن روحانی مردان خط مقدم مافیای فساد مذهبی‌اند.»

پمپئو همچنین افزود [در جمهوری اسلامی] «همه تصمیم‌های نهایی را آیت‌الله علی خامنه‌ای می‌گیرد.»

محمدجواد ظریف دوشنبه شب اعلام کرد که از سمت خود استعفا می‌دهد. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «از ناتوانی برای ادامه خدمت و تمام کاستی‌ها و کوتاهی‌ها در دوران خدمت صمیمانه پوزش می‌خواهم.»

بیشتر بخوانید:

“دولت در سایه”، یک نشانی غلط در تحلیل‌های سیاسی

Share