Share

وقتی خطری جدی ایران و ایرانیان را تهدید می کند، آن تهدید را باید به صد زبان بازگو و تحلیل کرد تا شاید همه خطر را ببینند و کاری بکنند. وضعیت خطرناک کنونی، ایرانیان را میان استبداد دینی فقیهان و راست افراطی آمریکا – با پایگاه اجتماعی اونجلیست‌های مسیحی- گیر انداخته است. در این شرایط خطرناک، آیت الله خامنه ای به جای آن که به خاطر ایران و ایرانیان دست به اقدامات اساسی بزند، راه حل را در حکومت یکپارچه و جامعه مدنی سرکوب شده می بیند.

نماد ترکیب دین و دولت: رهبر نظام، امام جمعه، تکیه بر تفنگ

عصای دست رهبر

ابتدا به دو شاهد زیر توجه کنید:

آیت الله خامنه ای در ۱۱ اردیبهشت ۹۸ گفت: «مسئولین کشور و آحاد توانا و آحاد مردم باید در مقابله‌ با این دشمن هر کاری که می توانند [انجام دهند]. در هر بخشی، در هر رشته‌ای که می توانند، بایستی خودشان را آماده کنند، وارد میدان باشند. احساس مسئولیّت کنند. آرایش دشمن آرایش جنگی است؛ از لحاظ اقتصادی آرایش جنگی گرفته؛ از لحاظ سیاسی آرایش جنگی گرفته؛ فقط از لحاظ نظامی علی‌الظّاهر آرایش جنگی ندارد که آن هم البتّه حواس نظامی‌های ما  جمع است؛ همان‌ طور که عرض کردم از لحاظ فضای مجازی آرایش جنگی گرفته؛ در مقابل این دشمنی که آرایش جنگی در مقابل ملّت ایران گرفته، ملّت ایران بایستی آرایش مناسب بگیرد، باید خودش را آماده کند در همه‌ بخشهای مختلف.»

سرلشکر محسن رضایی- دبیر مجمع تشخیص مصلحت نطام- در ۱۱ اردیبهشت ۹۸ گفت: «آمریکایی‌ها برنامه‌هایی دارند تا از تمام توانایی ضد انقلاب طی امسال و سال آینده استفاده کنند. نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما آماده هستند تا با تمام قوا در مقابل آنها بایستند.» رضایی ضمن انتقاد از عملکرد دولت، گفت:«دولت و مجلس آینده، انقلابی‌تر از گذشته تشکیل خواهد شد.»

اکبر گنجی

مطالب دیگر از همین نویسنده

سیاست رسمی دولت دونالد ترامپ «فشار حداکثری بر ایران» به منظور «مذاکره» بر سر ۱۲ شرط طرح شده از سوی مایک پامپئو و «تغییر رفتار جمهوری اسلامی» است. خروج از توافق هسته ای، اعمال شدیدترین تحریم های تاریخ، «تروریستی» اعلام کردن سپاه پاسداران، تحریم مطلق نفتی برای به صفر رساندن صادرات نفتی ایران، و…؛ بخشی از این استراتژی است که تاکنون دنبال شده و در ماه های آینده شاهد فشارهای بیشتری از سوی دولت آمریکا خواهیم بود (البته بسیاری از کارشناسان نظامی و سیاسی و امنیتی نظر دیگری دارند. به عنوان نمونه، توماس فریدمن در نیویورک تایمز ۳۰ آوریل ۲۰۱۹ نوشت که هدف ترامپ از این اقدامات «رژیم چنچ» در ایران است. هاوارد لافرنچی در کریسچین ساینس مانیتور ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ نوشت که دولت آمریکا به دنبال «رژیم چنچ» در ایران و ونزوئلا» است).

سیاست رسمی جمهوری اسلامی که از سوی آیت الله خامنه ای اعلام شده، «مقاومت در برابر زورگویی های آمریکا و عدم مذاکره با دولت ترامپ» است. چند روز پیش نیز سرلشکر قاسم سلیمانی اعلام کرد که ملت ایران زیر بار ذلت مذاکره نخواهند رفت.

ایستادگی و مقاومت در برابر «فشار حداکثری آمریکا» که به طور مداوم تشدید خواهد شد، اقتصاد ایران را گرفتار بحران های عظیم حل نشدنی خواهد کرد. کاهش شدید درآمدهای صادرات نفتی، رکود اقتصادی، رشد منفی ۵ تا ۷ درصدی، تورم ۳۰ الی ۵۰ درصدی، افزایش شدید بیکاری، و…؛ برخی از پیامدهای این وضعیت است(برآوردهای اخیر صندوق بین المللی پول) .

هزینه بسیار سنگین «فشار حداکثری آمریکا» را مردم ایران خواهند پرداخت. وقتی ده ها میلیارد دلار درآمد کشور کاهش می یابد، تورم تک رقمی به ۳۰ الی ۵۰ درصد می رسد، بیکاری افزایش می یابد؛ اکثریت مردم قادر نخواهند بود که حتی کالاهای اساسی مورد نیازشان را تأمین کنند. گوشت و میوه از زندگی ده ها میلیون انسان حذف خواهد شد و درمان بیماری- ویزیت پزشکان و هزینه دارو و بیمارستان ها- نیز امکان ناپذیر خواهد شد. بیماران باید با بیماری شان بسازند و برای مرگ لحظه شماری کنند.

پیشنهاد آیت الله خامنه ای برای این معضلات «اقتصاد مقاومتی»، «اتکای به داخل» ، «اقتصاد بدون نفت» و «افزایش حداکثری تولید» است. اما دست یابی به این شعارها اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است.

آیت الله خامنه ای و اصول گرایان ادعا می کنند که ایران می تواند با ۱۵ کشور همسایه روابط اقتصادی اش را گسترش دهد و همین برای گذار از این بحران کفایت می کند. اما او و نظامیان توجه ندارند که اولاً: کشورهای عرب حوزه خلیج فارس- به خصوص عربستان سعودی، امارات متحده و بحرین- بیش از اسراییل بر دولت ترامپ برای حمله نظامی به ایران فشار می آورند. ثانیاً: روابط ایران با کشورهایی چون آذربایجان، تاجیکستان، پاکستان، ترکیه، و…نیز همراه با تنش ها و تعارض منافع بوده و هست. ثالثاً: باقی کشورهای منطقه نیز حتی اگر بخواهند، قادر به نقض اساسی تحریم های آمریکا نیستند.

به تعبیر دیگر، سیاست خاورمیانه ای جمهوری اسلامی که از سوی آیت الله خامنه ای و سپاه پاسداران طراحی و اجرا می شود، به نزاع بسیاری از کشورهای منطقه با ایران منتهی شده است. بدین ترتیب، نمی توان از یک سو آن سیاست ها را دنبال کرد، و از سوی دیگر، خواهان روابط اقتصادی گسترده با عربستان سعودی، امارات متحده، بحرین، آذربایجان، و…شد.

عوامفریبان- نظامیان، ابراهیم رئیسی، و…- به مردم دائما می گویند که چرا دولت از ظرفیت های کشورهای همسایه و منطقه استفاده نمی کند. آیا با سیاست ها و اقدامات آنان امکانی برای استفاده از ظرفیت های کشورهای همسایه باقی می ماند؟

نظامیان و اصول گرایان افراطی شرایط را برای تسخیر کامل قدرت و «یکدست» و «یکپارچه» کردن حکومت مهیا می بینند. آنان دشمن «حاکمیت دوگانه» اند. چرا شرایط را مهیا می بینند؟ آنان ادعا می کنند:

الف- سیاست های لیبرالی دولت و مجلس غربگرا موجب این وضعیت اقتصادی شده است.

ب- نیروهای جهادی و انقلابی- سپاه، بسیج، حزب الهی ها، و…- تنها نیروهایی هستند که برای کشور جانفشانی کرده اند. آنها در منطقه برای ایران عقبه قدرتمند ساخته اند.

پ- سپاه و بسیج و آستان قدس و کمیته امداد امام خمینی در حوزه اقتصاد نیز در خدمت پروژه های ملی و محرومیت زدایی فقر از جامعه بوده اند.

ت- در سیل اخیر نیز سپاه و بسیج به کمک مردم رفته و آنان را نجات دادند و کمک های فراوانی به سیل زدگان کردند. این اقدام، چهره سپاه و بسیج را در جامعه بازسازی کرد.

ث- تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی دولت آمریکا نشان داد که سپاه و بسیج تنها نیروهای مدافع ایران هستند. هر انتقادی از سپاه و بسیج در این شرایط، همراهی و همکاری با دشمنان ایران زمین است.

تسخیر آرام قدرت

کمتر از ۱۰ ماه به انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر باقی مانده است. در گام اول نظامیان و أصول گرایان افراطی قصد دارند این دو را فتح کنند. در گام دوم، اگر حسن روحانی در این مدت استعفا ندهد یا عزل نشود، در انتخابات ریاست جمهوری یک جهادی/ انقلابی را جایگزین او خواهند ساخت.

این تسخیر آرام قدرت برای یکدست و یکپارچه کردن حکومت است. یعنی از سوی شورای نگهبان- مطابق معمول- نامزدهای مخالف، منتقد و رقبای جدی حذف می شوند. سپس انتخاباتی برگزار می شود که نتیجه اش مانند دوران احمدی نژاد خواهد بود. یعنی آیت الله خامنه ای، سپاه، بسیج و اصول گرایان افراطی؛ احمدی نژادهای جدیدشان را در قوه مجریه، مقننه و شورای های شهر خواهند گمارد. احمدی نژادهای مطیع محض رهبری.

در شرایط این چنینی، مردم سرخورده و به شدت ناراضی، بسیار بیش از انتخابات های گذشته در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

جمهوری اسلامی به دلیل نقض سیستماتیک حقوق بشر ، عدم التزام به قواعد دموکراتیک و «ولی سالاری»، فاقد «مشروعیت دموکراتیک» است. اما همه حکومت ها از راه حضور گسترده مردم در انتخابات، «مشروعیت نمایی» می کنند. اگر آیت الله خامنه ای همچنان خواهان «مشروعیت نمایی» باشد، نمی تواند به تیغ نظارت استصوابی مخالفان و منتقدان و رقبا را سر بزند. او باید درها را بگشاید، کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد سازد و امکان انتخابات آزاد با حضور مخالفان، منتقدان و رقبا را مهیا سازد. جمهوری اسلامی نیازمند اصلاحات بنیادین است و بدون تن دادن به آن نمی توان مسائل و مشکلات را حل و رفع کرد.

راه دیگر، تقلب است. در مصر و کره شمالی همه به ژنرال سیسی و «کیم جون اون» رأی می دهند. حکومت می تواند میزان مشارکت بالا و رأی بالا به نیروهای جهادی/انقلابی را اعلام کند.

سرکوب جامعه مدنی

بحران های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و امنیتی- خطر تروریسم و احتمال جنگ – زمینه و سیاق اعتراض های اجتماعی را بیش از گذشته آماده کرده است. اما در شرایط سخت «فشار حداکثری آمریکا» آیت الله خامنه ای نمی تواند همزمان شاهد اعتراض و تظاهرات و اعتصاب باشد.

اینک که حکومت یکدست و یکپارچه نیست، دانشجویانی که به سیل زدگان کمک های بسیاری کردند، بازداشت می شوند. چرا؟ برای این که: الف- این افتخار باید به نام سپاه و بسیج ثبت شود. ب- هیچ نهاد اجتماعی مستقل از حکومت/ دولت نباید شکل گیرد.

اگر حکومت یکدست و یکپارچه شود، سرکوب جامعه مدنی بسیار ساده تر خواهد بود. وقتی قوه مقننه، مجریه و شوراهای شهر هم به طور کامل به چنگ افراطیون بیفتد، کنترل جامعه ساده تر خواهد بود. وقتی در «بالا»(حکومت/ دولت) نزاع و درگیری و چند صدایی وجود نداشته باشد، برای «پایین»(جامعه مدنی) فضای تنفس و زندگی و فعالیت به وجود نمی آید.

مسئول این وضعیت کیست؟

آیت الله خامنه ای و اصول گرایان کوشش فراوانی به خرج داده اند تا پیامدهای بسیار سنگین تحریم های فلج کننده بر وضعیت موجود را «ناچیز» قلمداد کنند. به ادعای آنان، به جای مربوط کردن این وضعیت به «عوامل خارجی»- تحریم ها- باید به «عوامل داخلی» توجه کرد. به ادعای آنها؛ بحران های فعلی نتیجه سوء مدیریت ها، فسادهای بزرگ، اشرافی گری، پیرسالاری، غربگرایی، نئولیبرالیسم، نگاه به آمریکا و اروپا، نیروهای غیر جهادی/غیر انقلابی و غیره و غیره است که همگی داخلی بوده و هستند(در دوران احمدی نژاد دشمن خارجی مسئول نابسامانی ها بود، اما در دوران حسن روحانی بی کفایتی داخلی مسئول قلمداد می شود).

آری این دولت فاقد لیاقت و کارآیی است. حسن روحانی که همیشه یکی از اصول گرایان بود، «باند باز» و «رفیق باز» است. او نیروهای جوان و متخصص و کارآمد را به کار نگرفت. نوبخت های گوش بفرمان را بر نیروهای متخصص ترجیح داد. از این نظر، او و مجلس هم مقصرند. او از نیروهای معتقد به اصلاحات ساختاری و بنیادین نه تنها استفاده نکرد، بلکه از آنان گریزان بود.

اگر در تحلیل وضعیت موجود، باید نگاه ها صرفاً یا بسیار بیشتر، به علل داخلی باشد، در تحلیل ریشه ای، باید به عناصر ثابت نگریست. عوامل ثابتی که این وضعیت را پدید آورده اند:

الف- استبداد دینی: استبداد دینی(استبداد حاکمان به نام خدا و پیامبر و ائمه) عنصر ثابت ۴۰ سال حکومت فقیهان بوده است. از این رو، تمامی بدی ها و پیامدهای منفی نیز باید به نام استبداد دینی ثبت شود و می شود.

ب- ولایت فقیه و ولی فقیه: اصل ولایت فقیه عنصر ثابت بعدی است. آیت الله خمینی مسئول دهه اول انقلاب است. آیت الله خامنه ای نیز مسئول ۳۰ سال بعدی جمهوری اسلامی است. خامنه ای در دهه اول انقلاب نیز، عضو شورای انقلاب، دولت، مجلس و رئیس جمهور بود. دیگران آمده و رفته اند. اما او سلطان مطلقه مادام العمر است. بدین ترتیب، آیت الله خامنه ای باید پاسخگوی کارنامه جمهوری اسلامی- حداقل در ۳۰ سال اخیر- باشد.

مسأله اصلی «ولی» و «قیم» سالاری به نام دین است. این پدیده انواع تبعیض ها را ساختاری و نهادینه کرده است.

با این همه، جهان واقع چون مومی در دست افراد نیست که به هر شکلی بخواهند درش بیاورند. آری آیت الله خامنه ای و سپاه به دنبال یکدست و یکپارچه کردن حکومت و جامعه هستند. اما تبدیل ایران به کره شمالی ناممکن است.

یک جمهوری سکولار ضد تبعیض های قومی و مذهبی و جنسی و طبقاتی و بهره کشی راه حل خروج از بحران است. به مقتضای عدالت، فقیهان باید حکومت را به اهل و صاحبش (مردم) واگذار کنند تا آنان آزادانه رژیم سیاسی دلخواه و مطلوبشان را بسازند. اگر آنان چنین نمی کنند، که نمی کنند، دموکراسی خواهان راهی جز قدرتمند کردن مردم از طریق سازمان یابی آنان در نهادهای مدنی و سیاسی و صنفی- از جمله اتحادیه های کارگری- ندارند.


از همین نویسنده

خامنه‌ای در برابر فشارهای حداکثری آمریکا چه خواهد کرد؟

خطر جنگ آمریکا و ایران چقدر است؟

بیانیه اخیر خامنه‌ای: اصرار بر یک سیاست ویرانگر

Share