Share

ایرج ادیب‌زاده − با نزدیک شدن روز اول ژوئیه (یکشنبه‌ی آینده) و اجرای تحریم واردات نفت ایران و قراردادهای بیمه‌ی مربوط به حمل و نقل نفت این کشور توسط اتحادیه‌ی اروپا، جمهوری اسلامی خواهان تجدیدنظر و بازنگری تحریم‌های نفتی این اتحادیه شده است. 

 
علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه‌ی جمهوری اسلامی، در قبرس آغاز تحریم‌ها را مسیری اشتباه دانسته و خواستار «عقلانیت» و تجدیدنظر اروپا به عنوان شریک قابل اتکا برای ایران شده است.
 
رستم قاسمی، وزیر نفت هم روز پنجشنبه بیست و هشتم ژوئن، در مصاحبه با روزنامه‌ی «شرق» ابراز امیدواری کرده که «اروپایی‌ها عاقلی کنند و این اتفاق نیافتد».
 
گفت‌وگو با جمشید اسدی
 
در تماس با دکتر جمشید اسدی، استاد استراتژی اقتصاد در دانشگاه‌های فرانسه، از ایشان می‌پرسم:
اروپایی‌ها با بی‌نتیجه ماندن مذاکرات استانبول، بغداد و مسکو، قصد ندارند «عاقلی کنند» و به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل، واردات نفت اتحادیه‌ی اروپا از ایران و قراردادهای بیمه‌ی آن، از یکشنبه‌ی آینده به طور کامل متوقف خواهد شد. به نظر شما این تحریم‌ها که از یکشنبه آغاز می‌شود و هم‌زمان با اروپا و امریکا، کره‌ی جنوبی هم خرید نفت خود از ایران را متوقف می‌کند، چقدر با تحریم‌های قبلی تفاوت دارد؟
 
جمشید اسدی: اجازه بدهید قبل از هرچیز به بخش اول پرسش‌تان پاسخ بدهم و بعد به طور مستقیم به این پرسش؛ و آن این‌که چگونه بود که اتحادیه‌ی اروپا علی‌رغم تهدیدهایش در اوایل سال میلادی بر علیه جمهوری اسلامی، باز سه شانس جدید به جمهوری اسلامی برای حل پرونده‌ی اتمی در استانبول، در بغداد و در مسکو داد.
 
من فکر می‌کنم با نگاهی به گذشته (می‌دانید که این مذاکرات از سال ۲۰۰۳ میلادی شروع شده است و تقریباً ۱۰ سال ادامه داشته و بی‌نتیجه بوده است) کم‌تر کسی در مورد روی باز جمهوری اسلامی برای حل این مشکلات توهمی داشت. پس چرا باز جامعه‌ی جهانی، با ابتکار به‌ویژه اروپا، دور دیگری از مذاکرات را با جمهوری اسلامی آغاز کردند؟ به نظر من، دلیل اصلی این بوده است که از یک سو به علت این تحریم‌های زیاد‌تر، مخالفتی در درون کشورهای خودشان در زمان رأی‌گیری‌ها نشود و به‌ویژه به جامعه‌ی جهانی نشان بدهند که تمام آزمایش‌ها را برای حل این مشکل با جمهوری اسلامی انجام داده‌اند و باز این مذاکرات بی‌نتیجه بوده است.
 
جمشید اسدی:
«این‌که می‌بینید امروز بسیاری از کشورها، چون کره‌ی جنوبی، تقریباً داوطلبانه به این تحریم‌ها می‌پیوندند، به این علت است که همگان متوجه شده‌اند که بر خلاف تبلیغاتی که جمهوری اسلامی می‌کند، این فشاری نیست که مثلاً استعمار، استثمار و استکبار بر سر یک کشوری می‌‌آورد، بلکه آن این کشور است که به دلیل استراتژی دقیقش برای دست‌یابی به توانش سلاح اتمی، هیچ‌یک از این مذاکرات را نمی‌پذیرد.»
 
این‌که می‌بینید امروز بسیاری از کشورها، چون کره‌ی جنوبی، تقریباً داوطلبانه به این تحریم‌ها می‌پیوندند، به این علت است که همگان متوجه شده‌اند که بر خلاف تبلیغاتی که جمهوری اسلامی می‌کند، این فشاری نیست که مثلاً استعمار، استثمار و استکبار بر سر یک کشوری می‌‌آورد، بلکه آن این کشور است که به دلیل استراتژی دقیقش برای دست‌یابی به توانش سلاح اتمی، هیچ‌یک از این مذاکرات را نمی‌پذیرد.
 
اما این‌که این تحریم‌ها چه تأثیراتی بر اقتصاد ایران خواهد داشت، متأسفانه تحریم‌هایی هم که تاکنون اعمال شده است، بسیار کمرشکن بوده برای اقتصاد ایران. می‌دانید که اقتصاد ایران در بدترین شرایط به سر می‌برد و بیکاری و تورم بالا رفته است که مورد اشاره‌ی خود آقایان و محافل رسمی در ایران هم هست. البته ستون فقرات اقتصاد ایران که نفت و گاز است، به علت این‌که خرید و فروش آن باید از طریق مؤسسات مالی صورت بگیرد و مؤسسات مالی نمی‌توانند با ایران دادوستد مالی داشته باشند، عملاً صدمه خورده بود، اما این‌بار دیگر حتی قرارداد جدیدی هم نمی‌تواند در مورد نفت و گاز منعقد بشود و این ضربه بسیار سهمگین‌تر و دهشت‌انگیزتر از تحریم‌های گذشته خواهد بود.
 
متأسفانه شرایط اقتصاد ایران به مراتب بدتر از گذشته می‌شود، گرانی‌ها و بیکاری‌ها بیشتر می‌شوند. مردم باید آگاهی داشته باشند به این دورنمای سیاهی که در جمهوری اسلامی بر آنها متصور است.
 
در همین حال، جمهوری اسلامی بارها گفته که تحریم‌ها اثری در اقتصاد این کشور ندارند و می‌توانند تحریم‌ها را دور بزنند. جمهوری اسلامی گفته که این غرب است که دچار مشکل می‌شود. این گفته چقدر واقعیت دارد؟
 
نه؛ اولاً اقتصاد ایران عملاً نشان داده است که از این تحریم‌ها سخت ضربه پذیرفته است و درست به همین دلیل هم هست که امروز فرستاده‌های جمهوری اسلامی به تمام کشورهای اروپایی می‌روند که بتوانند موافقتی جلب کنند.
 
این‌که این تحریم‌ها کمر اقتصاد ایران را شکسته، دیگر احتیاجی به حجت و دلیل ندارد، مورد اشاره‌ی خود جمهوری اسلامی است. یک نمونه آن را مثال می‌زنم: در میدان مشترک گاز با قطر، قطر تقریباً دو برابر ایران برداشت دارد. در حالی‌که اگر سابقه‌ی تاریخی قطر را در ارتباط با برداشت نفت و گاز بررسی کنیم، روشن می‌شود کشور ما در چه شرایطی به سر می‌برد.
 
«اقتصاد ایران عملاً نشان داده است که از تحریم‌ها سخت ضربه پذیرفته است و درست به همین دلیل هم هست که امروز فرستاده‌های جمهوری اسلامی به تمام کشورهای اروپایی می‌روند که بتوانند موافقتی جلب کنند. این‌که این تحریم‌ها کمر اقتصاد ایران را شکسته، دیگر احتیاجی به حجت و دلیل ندارد، مورد اشاره‌ی خود جمهوری اسلامی است. یک نمونه آن را مثال می‌زنم: در میدان مشترک گاز با قطر، قطر تقریباً دو برابر ایران برداشت دارد. در حالی‌که اگر سابقه‌ی تاریخی قطر را در ارتباط با برداشت نفت و گاز بررسی کنیم، روشن می‌شود کشور ما در چه شرایطی به سر می‌برد.»
 
در ثانی، تمام نگرانی آقایان این است که «امیدواریم غرب عاقلی کند» و با همین فارسی شکسته بسته‌ای که آقایان صحبت می‌کنند، همه مؤید آن است که بسیار نگرانند که پیامدها بسیار دشوارتر از آن چیزی بشود که تاکنون بوده است.
 
در این میان، سقوط جهانی قیمت نفت هم به نگرانی‌های دیگر جمهوری اسلامی دامن زده است. شما نیز اشاره کردید که درآمد نفتی ایران بسیار کاهش خواهد یافت، فکر می‌کنید این کاهش چقدر خواهد بود؟
 
بدیهی است که قیمت نفت بستگی دارد به عرضه و تقاضای نفت. از آنجایی که جهان در سال ۲۰۱۲ با یک رکود اقتصادی در بعضی کشورها و با یک آهستگی رشد اقتصادی در دیگر کشورها روبرو است (مثل هند) بدیهی است که تقاضا برای سوخت پایین می‌‌آید. در سال ۲۰۱۳ هم پیش‌بینی‌هایی که کرده‌اند، نشان‌گر یا رشد بسیار ضعیف است یا تقریباً عدم رشد در برخی از کشورها. پس تقاضا برای سوخت در سال ۲۰۱۳ هم کم‌تر خواهد بود. وقتی تقاضا پایین باشد، بهای نفت هم سقوط می‌کند.
 
جمهوری اسلامی در شرایطی قرار گرفته که به علت این‌که میدان‌های نفتی بازسازی نشده‌اند و میدان‌های جدید به راه نیافته‌اند، تولیدش کم‌تر از تولید قبل از انقلاب است. علاوه بر این، شانسی که آقای احمدی‌نژاد در سال‌های اول زمامداری خود داشت، آن را هم از دست داده است. آن شانس افزایش بهای نفت بود که حالا این بهای نفت هم کاهش پیدا کرده است.
 
پس ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید پایین می‌آید، از سوی دیگر بهای نفت پایین می‌آید و برای کامل کردن نکبتی که اقتصاد ایران را فرا گرفته است، تحریم هم شده است. یعنی حتی آن تولید پایین را هم ایران نمی‌تواند به راحتی در بازار جهانی بفروشد که اصلاً نمی‌تواند بفروشد؛ مگر در بعضی جاها به شکل قاچاق. اما در این شکل قاچاق، دلیلی وجود ندارد که خریدار در شرایطی که بازار، بازار رکود است، نفت ایران را به قیمت بالاتر از بازار بخواهد بخرد، برعکس بسیار پایین‌تر از بازار نفت خواهد خرید.
 
«ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید پایین می‌آید، از سوی دیگر بهای نفت پایین می‌آید و برای کامل کردن نکبتی که اقتصاد ایران را فرا گرفته است، تحریم هم شده است. یعنی حتی آن تولید پایین را هم ایران نمی‌تواند به راحتی در بازار جهانی بفروشد که اصلاً نمی‌تواند بفروشد؛ مگر در بعضی جاها به شکل قاچاق. اما در این شکل قاچاق، دلیلی وجود ندارد که خریدار در شرایطی که بازار، بازار رکود است، نفت ایران را به قیمت بالاتر از بازار بخواهد بخرد، برعکس بسیار پایین‌تر از بازار نفت خواهد خرید.»
 
پس جمع‌بندی کنم: ایران در شرایطی قرار گرفته است که تولید نفتش کم‌تر از گذشته است، بهای نفت هم کم‌تر از گذشته است و ایران نمی‌تواند به علت تحریم‌ها نفت خود را بفروشد. وقتی ستون فقرات اقتصاد کشور به چنین روزی بیافتد، حال و روز بقیه‌ی اقتصاد چگونه می‌شود؟ ! اگر هم جمهوری اسلامی بخواهد از طریق مجاری غیرقانونی نفت خود را بفروشد، خریدار هیچ دلیلی ندارد که بخواهد بالاتر از قیمتی که بازار دارد بخرد، بلکه پایین‌تر می‌خرد. در نتیجه، درآمد جمهوری اسلامی بسیار بسیار کم‌تر از گذشته خواهد شد.
 
تمام دلایلی که امروز در ارتباط با یارانه‌ها مطرح می‌کنند که مثلاً یارانه را باید به مستضعف بدهیم، به همه ندهیم و… همه به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. این که سهم نفت را نمی‌دهند، به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. این‌که بسیاری از پروژه‌ها خوابیده است، به این علت است که خزانه‌ی دولت خالی است. یعنی یکی از سه اهرمی را که جمهوری اسلامی برای برخورد با ناخرسندی مردم داشت و آن این بود که مردم را با پول دادن و خریدنشان، تبدیل به مرید بکنند، آن امکان هم به شدت دارد از دست می‌دهد.
 
پرسش پایانی‌ام در این مورد است که چین و هند گفته‌اند که پول خرید نفت ایران را نه به دلار، بلکه به پول داخلی خودشان – یوان و روپیه- می‌پردازند. حتی ترکیه هم گفته است که بدهی خود را به پول داخلیش به ایران خواهد داد. این مسئله بهای دلار در ایران را باز هم بالا نخواهد برد؟
 
اولاً این راه‌حلی بود برای گریز از تحریم جامعه‌ی جهانی بر علیه جمهوری اسلامی در مورد دادوستد‌های مالی. چون این دادوستدها باید از طریق مؤسسات مالی صورت بگیرد و چون این دادوستدها مورد تحریم قرار گرفته بود، پس ایران نمی‌توانست در ازای فروش نفت، پول آن را به دلار دریافت کند که با این دلار بتواند هرچه می‌خواهد از هرجای دنیا بخرد. راه‌حلی که پیدا کرده بودند این بود که پول خرید نفت ایران را به ارز ملی بعضی کشورها، مثلاً چین و هند بپردازند.
 
اما این راه‌حل هم به قبل از ماه ژوییه و تحریم‌های جدید برمی‌گردد، یعنی تا زمانی که خرید و فروش نفت با ایران، به استثنای این‌که پول آن چگونه پرداخت بشود، ممنوع نبود. اما فروش نفت ایران از اول ژوییه مورد تحریم قرار خواهد گرفت، یعنی این امکان هم از جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد و جامعه‌ی جهانی، کشورها و شرکت‌هایی را که در مورد نفت با جمهوری اسلامی به دادوستد ادامه بدهند، حال به هر طریقی که بخواهند پول آن را بدهند، زیر فشار قرار خواهد گذاشت.
 
برای این‌که به‌طور مستقیم‌تر به پرسش‌تان برگردم، مهم‌ترین مشکلی که ایران داشت، زمانی که در ازای فروش نفت، پول خودش را به ارز ملی چین و هند می‌گرفت، این بود که شما وقتی فروش می‌کنید، صاحب پول خودتان هستید، ولی ایران دیگر صاحب پول خودش نبود. چون باید با ارزی خرید می‌کرد که فقط در آن کشورها به او جنس می‌فروختند. یعنی ایران دیگر در حقیقت، صاحب اختیار درآمد نفت خودش نبود و باید کالایی را می‌خرید که در چین یافت می‌شد و کالایی را می‌خرید که در هند یافت می‌شد.
 

یعنی اگر مثلاً ایران به کالایی احتیاج داشت که باید در بازار جهانی به یورو و دلار بخرد، چون یورو و دلار نداشت و چون اعتبار نداشت که به او یورو و دلار بدهند، باید از آن کالای ضروری مورد احتیاجش صرف‌نظر می‌کرد و آن چیزی را می‌خرید که در چین و هند بتوانند به او بدهند. ولی من فکر می‌کنم که با آغاز تحریم‌ها علیه اصل دادوستد نفت و گاز، منفک از این‌که به چه پولی پرداخت بشود، این امکان هم از دست جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد.

Share