Share

سیراک ملکونیان یکی از نقاشان بنام در میان نسل اول نقاشان نوگرای ایرانی و ارمنی است. او در سال ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد و از کودکی به نقاشی دل بست و در پانزده سالگی در یک آتلیه عکاسی به کارآموزی مشغول شد و در همین دوره پس از آشنایی با مارکو گریگوریان پایش به محافل هنری باز شد.

سیراک ملکونیان، شیفته‌وار در کنار درس‌های مدرسه طراحی و نقاشی می‌کرد و برای اولین بار آثارش در کنار هنرمندانی نامدار در انجمن فرهنگی ایران و شوروی به نمایش درآمد.

nmelk01

سال ۱۳۲۹ گریگوریان برای ادامه تحصیل راهی رم شد، اما رابطه ملکونیان با او قطع نشد. گریگوریان در نامه‌هایی که به سیراک می‌نوشت او را درجریان جنبش‌های هنری روز قرار می‌داد.

سیراک ملکونیان در همین سال‌ها وارد دانشکده هنرهای زیبا شد، اما خیلی زود از فضای دانشکده دلسرد شد و ترک تحصیل کرد.

در سال ۱۳۳۳ پس از بارگشت گریگوریان به ایران، سیراک ملکونیان یار دیرینه‌اش را باز یافت و به همراه او و سهراب سپهری با انرژی بیشتری کار کرد. در این دوره آن‌ها با چند هنرمند دیگر مرتب از روی مدل زنده طراحی می‌کردند.

 

سیراک ملکونیان در ابتدا علاوه بر منظره و طبیعت، علاقه‌ای بسیار به نقاشی فیگوراتیو و به تصویر کشیدن مردمان اطراف خود، زنان چادری و مردمان بی‌بضاعت داشت. او از لحاظ تکنیک، تحت تأثیر اکسپرسیونیست‌ها بود اما به‌تدریج عنصر خط در کار‌هایش اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد. او سوژه‌ها و موضوع‌هایش را با خطوط ساده اما قوی و با چند رنگ به تصویر می‌کشید. خط و رنگ در کار‌هایش محدود و خلاصه اما قدرتمند بودند.

او خود درباره طراحی از آدم‌های پیرامونش گفته است: «در محله عزیز خان حسن‌آباد تهران زندگی می‌کردم و تمام سوژه‌های من به سمت محیط زندگی‌ام رفته بود به طور کلی نقاشی‌هایم بازتاب تجارب و رودررویی مستقیم با محیط زندگی‌ام و انعکاس جنبه‌های تلخ و تراژیک زندگی عامه مردم شد، به‌گونه‌ای که گاهی کارهای من را با تلخی و پوچی حاکم در کارهای کامو مقایسه می‌کردند.»

سطوح دو بعدی با خطوط مرزی و رنگ‌های محدود کم کم مشخصه اصلی کارهای ملکونیان شد. او ظواهر را حذف می‌کرد و می‌کوشید تا آنجا که می‌توانست به سادگی برسد و از این رو، آثاری انتزاعی و متفاوت خلق کرد.

ایران درودی درباره این سری از کارهای او، که در سال ۱۳۵۵ در گالری ادرمات به نمایش درآمد، نوشته است: «او با نقاشی فیگوراتیو و طراحی محکم آکادمیک نقاشی را شروع کرد، طی سال‌ها، با بهره‌گیری از تجربیات در زمینه‌های مختلف به نقاشی تجریدی گرایید و در این سبک به چنان شخصیت قاطع و یگانه‌ای دست یافت که امروز نه تنها از با ارزش‌ترین نقاشان ما به‌شمار می‌رود، بلکه با استناد به نقدهایی که منتقدان و هنر‌شناسان معتبر درباره نمایشگاه او در پاریس نوشته‌اند، می‌توان به جرأت او را در ردیف بهترین نقاشان سبک تجریدی جهان قرار داد.»

یکی از مهم‌ترین دوره‌های کارهای او آثاری را در برمی‌گیرد که تحت عنوان «ارتعاشات» شناخته می‌شود. او این مجموعه را در دهه هشتاد، زمانی که در تورنتو زندگی می‌کرد خلق کرده است.

او خود در باره این کار‌ها گفته است: «برای من امروز خط‌ها، ارتعاشات، زیبا‌ترین پدیده‌هایی هستند که به موسیقی، به نت، به آهنگ، و به ریتم می‌رسند، مانند ریتم اعصاب انسان؛ ریتمی که اگر صحیح بیان شود، جزوی از زندگی ما می‌شود.»

چشم ذهن و دلواپسی‌های درونی ملکونیان دنیای جدیدی را خلق کرده است که به هیچ‌کدام از جریان‌های رایج روز شباهت ندارد. او با برداشت‌های بنیادین و بینشی متقاوت میل به ساده دیدن دارد تا در جهان مدرن ضرورت سادگی را با رمز و رازی وحدت یافته بگسترد.

جایزه نخست دوسالانه پاریس، چهار مدال در دوسالانه‌های تهران، مدال هنرمند مدرن ایران در پاریس و نمایشگاه بین‌المللی هنر و جایزه نخست دوسالانه تهران از جمله جوایزی است که او تاکنون به دست آورده است.

آثار سیراک ملکونیان در نمایشگاه‌ها و گالری‌های معتبر ایران و کشورهای مختلف جهان از جمله گالری استتیک در آمریکا به نمایش در آمده است.

از جمله کسانی بود که به همراه مارکو گریگوریان، فرامرز پیلارام، عبدالرضا دریابیگی، مسعود عربشاهی، مرتضی ممیز و غلامحسین نامی گروه نقاشان آزاد را در سال ۱۳۵۴ بنیان گذاشت.

سیراک ملکونیان گفته است: «اگر یک هنرمند، صادقانه کار کند حتی اگر در یک جزیره‌ى دورافتاده باشد، به عقیده‌ من می‌تواند هنرمندی اصیل، محکم و امروزی باشد. هیچ احتیاجی به این نیست که هنرمند به سنت‌های خود بازگردد. هنرمند امروز برای یک جزیره یا مملکت یا دین کار نمی‌کند چون ادیان و زبان‌ها یکسان شده و رابطه‌ها گسترده شده است. هر هنرمند با دید خاص خود چیزهای به خصوصی را می‌گیرد که با آن خود را می‌سازد و ممکن است اقلیمی یا جهانی شود که هر کدام از جایگاه خود برخوردارند.»

Share