Share

پژوهشی که داده‌های ژنتیکی نزدیک به نیم میلیون انسان را با توجه ویژه به ژن یا ژن‌های گرایش جنسی به همجنس بررسی کرده است، این نتیجه را گرفته که ژن گرایش جنسی به همجنس وجود ندارد. پژوهش این احتمال را مطرح کرده که گرایش جنسی به همجنس رفتار پیچیده‌ای باشد که به مجموعه‌ای از ژن‌های مختلف مرتبط است و نه یک ژن منحصر به فرد.

ژن گی – کاری از آرون ادواردز

این پژوهش که در ۳۰ اوت ۲۰۱۹ در مجله علمی “ساینس” منتشر شده، اولین پژوهش در مورد معماری ژنتیکی رفتار جنسی سکس با همجنس نیست. پیش از این نیز پژوهش‌های دیگری که به دنبال یافتن “ژن همجنس‌گرایی” بوده‌اند موفق نشده‌اند که رفتار جنسی سکس با همجنس را با یافتن یک یا چند ژن توضیح بدهند.

پژوهش اخیر از این نظر اهمیت دارد که در مقیاس بزرگ آماری این پرسش را به سنجش گذاشته است.

محققانی از دانشگاه‌های هاروارد و‌ ام‌آی‌تی برای یافتن ژن‌هایی که در گرایش جنسی فرد به همجنس نقش دارند تصمیم گرفتند که ژنوم (کل داده‌های ژنتیکی) نزدیک به نیم میلیون انسان را باهم مقایسه کنند.  آنها داده‌های ژنیتیکی مربوط به ۴۰۹ هزارنفر را که ژنوم‌شان در پروژه Biobank بریتانیا ثبت شده بود به اضافه ۶۸ هزار و پانصد نفر که ژنوم‌شان در شرکت بررسی‌های وراثتی 23andMe در ایالات متحده آمریکا ثبت شده بود بررسی کردند.

محققان از کسانی که ژنوم آنها را باهم مقایسه می‌کردند پرسیدند: “آیا با  همجنس رابطه جنسی داشته‌اید؟” هم کسانی که با همجنس رابطه دارند و هم کسانی که در روابط جنسی دوجنس‌گرا با دوجنس رابطه جنسی دارند در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند.

تعداد نیم میلیون داده‌های ژنتیکی فردی که باهم مقایسه تطبیقی شده‌اند دلیل اهمیت این پژوهش از نظر آماری است. چرا که در نمونه بزرگ می‌توان در مورد اهمیت آماری هر ژنی که در بین گروهی که با همجنس رابطه جنسی دارند مشترک باشد تصمیم گرفت؛ اینکه آیا آیا این ژن یا این قطعه از DNA از زاویه موضوع پژوهش مهم است و منطقا مرتبط به این گروه آماری است یا نه.

نتیجه: ژن همجنس‌گرایی یافت می‌نشود

این پژوهش به محققان نشان داد که در کل مجموعه ژن‌های بررسی شده در ژنوم این افراد، داده‌های ژنتیکی می‌تواند در حدود ۸-۲۵ درصد در انتخاب‌های رابطه جنسی با همجنس دخیل باشد.

پژوهشگران پنج نقطه در DNA افرادی که گفته بودند با همجنس رابطه دارند را مشترک یافتند. اما بررسی‌های بیشتر این پنج نقطه (یا ویراسیون‌های ژنی) نشان داد که با اینکه قطعات DNA مرتبط به هورمون‌های جنسی، استشمام بو و احساسات هستند اما لزوما ژن های همجنس‌گرایی نیستند.

در بررسی پنج نقطه خاص در گروه آماری‌ای که با همجنس رابطه داشتند این پژوهشگران متوجه شدند که از نظر آماری این پنج نقطه اهمیتی کمتر از یک درصد در رفتار جنسی افراد دارند و نمی‌توان گفت که این پنج نقطه چیزی به اسم مجموعه ژن‌های فعال در ایجاد رفتار علاقه جنسی به همجنس هستند.

یعنی چه که ژن همجنس‌گرایی وجود ندارد؟

موضوع یافتن ژن گرایش جنسی به همجنس موضوع پژوهشی تازه‌ای نیست. ایده همیشه این بوده که اگر می‌شود چیزی مانند رنگ چشم فرد را به قطعه یا قطعاتی فیزیکی بر DNA فرد ارتباط داد و گفت اینها ژن‌هایی هستند که در تعیین رنگ چشم فرد موثر هستند پس چرا نشود ژن همجنس‌گرایی را یافت.

یافتن ژن‌های ویژگی‌هایی که بر بدن نمود فیزیکی دارند معمولا مربوط به تولید پروتئین‌هایی است که مواد اولیه ساخت آن ویژگی خاص هستند. ژن‌هایی را که اطلاعات لازم برای تولید یک پروتئین خاص مانند رنگدانه چشم را به عهده دارند بر روی DNAی انسان جا و مکان دارند. می‌توان در ژنوم انسان به نقطه‌ای اشاره کرد و گفت اینجاست؛ ژن یا ژن‌های تولید پروتئین رنگدانه چشم اینجا در این نقطه قرار دارد. اما این کار برای یافتن ژن هایی که در انتخاب‌های رفتاری افراد نقش دارند به مراتب دشوارتر است.

آنها که پژوهش‌های ژنومی می‌کنند – یعنی به دنبال ژن‌های مشخص برای تولید پروتئین‌های مشحص بر DNA می‌گردند –  مدت هاست که مشخص کرده‌اند که یک ناحیه خاص در کروموزوم ۱۵ نقش عمده‌ای در تولید رنگدانه‌های چشم دارد. آنها به شکل فیزیکی ژن‌های دخیل در تولید رنگدانه‌ها را یافته‌اند و آنها را نام گذاری هم کرده‌اند.

حالا اگر با پژوهش‌های ژنومی می‌شد یک یا چندین ژن را مرتبط به رفتار همجنس‌گرایی پیدا کرد و آنها را به شکل فیزیکی و مجزا بر DNA یافت، گفتن این گزاره که “گرایش جنسی به همجنس موضوعی بیشتر وراثتی است و به ژن خاص مرتبط است،” آسان تر می‌شد.

اما پژوهش اخیر نشان می‌دهد که گفتن چنین گزاره‌ای در مورد رابطه جنسی با همجنس قابل اثبات نیست – به عبارتی شواهد علمی بررسی آماری و تطبیقی نزدیک به نیم میلیون اطلاعات ژنتیکی انسان‌ها نشان نمی‌دهد که یک یا چند قطعه بر DNA انسان وجود دارد که مسئول همجنس‌گرا کردن انسان‌هاست.

پس یعنی همجنسگرایی وراثتی و ژنتیکی نیست؟

این پژوهش چنین ادعایی نمی‌کند. پژوهش‌های پیش از این که بر رفتار جنسی دوقلوها متمرکز بوده نشان داده است که موضوع گرایش جنسی به همجنس می‌تواند موضوعی وراثتی باشد. آنچه نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد این است که چگونگی این وراثتی بودن حداقل از طریق نشان دادن یک یا دو ژن ممکن نیست.

نتیجه‌گیری اصلی این پژوهش این است که “رفتارهای جنسی با همجنس تحت تأثیر نه یک یا چند ژن بلکه بسیاری از آنهاست.”

تأثیرات ژنتیکی که منجر به انتخاب رابطه جنسی با همجنس می‌شود ممکن است که با سایر صفات رفتاری هم‌پوشانی داشته باشد. به عبارتی موضوع انتخاب‌های جنسی یک فرد برای سکس با فردی دیگر پیچیده‌تر از آن است که یک یا دو یا چند ژن را بتوان انتخاب کرد و گفت اینها منجر به این رفتار می‌شوند.

موضوع “طبعیت” و “پرورش” هم مانند هر موضوع وراثتی دیگری مطرح است. همان‌گونه که رفتارهای جنسی و انتخاب‌های جنسی افراد می‌تواند مرتبط به آرایش ژنتیکی کلی آنها باشد متأثر از پیرامون اجتماعی فرد هم هست.

موضوع وراثتی بودن یا نبودن همجنسگرایی به نوعی به گفتمان تبعیض‌آمیز “طبیعی بودن” یا نبودن رابطه جنسی با همجنس گره خورده است و برای “طبیعی بودن” در جهانی که گویا علم حرف نهایی را می‌زند، مدرک علمی خواسته می‌شود. با توجه به این نکته است که پژوهشگران مقاله مورد بحث با این توضیح منتشر کرده‌اند:

“موضوع این پژوهش پیچیده است و با سکسوالیته، هویت و جذب جنسی در ارتباط است و به طور بالقوه دارای پیامدهای مدنی و سیاسی برای گروه‌های اقلیت جنسی است. ما می‌خواهیم آشکار این مسئله را روشن سازیم که نتایج ما به طرز چشمگیری به گوناگونی تمایلات جنسی انسان اشاره دارد. نتایج ما برای تبعیض بر اساس هویت جنسی یا جذب جنسی نیست، و همچنین نتایج ما حرفی قطعی درباره میزان تأثیرگذاری «طبیعت» و «پرورش» بر ترجیح جنسی ندارد.”

Share