Share

چرا از سخنرانی بی‌رحمانه‌ لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس و وقاحت و خونسردی‌اش در بیان اینکه او دستور کشتار مردم معترض به فرمانداری را داده شوکه شدیم؟ آیا تا به‌حال از زبان مردان سیاستمدار یا روحانیون نشنیده بودیم که معترضان را قتل عام کنند؟

لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس تهران

شوکه شدن از قساوت این زن بر این صحه می‌گذارد که بسیاری از ما می‌پنداریم اگر زنی بر مسند قدرت بنشیند نقشش را انسانی‌تر، بااخلاق‌تر، عادلانه و با همدلی ایفا می‌کند. مشکل چنین رویکردی این است که « ذات‌گرایانه» است. ذات‌گرایی یعنی فکر کنیم هر موجود، مجموعه ویژگی‌های ذاتی خاصی دارد و هویت او بر اساس این ویژگی‌ها تعریف می‌شود و کنش‌‌ها و اعمالش هم از همین ویژگی‌ها برمی‌خیزند. این پیش‌فرض که زنان به نسبت مردان مهربان‌تر و همدل‌تر، صلح‌طلب‌تر و دلسوزترند نیز در همین رویکرد ریشه دارد.

اگر فرض کنیم افراد با جنسیت‌های مختلف ویژگی‌های ذاتی خاصی دارند، با رویکرد «ذات‌گرایی جنسیتی» به مسئله نگاه می‌کنیم. برخی فمینیست‌ها این رویکرد را باور دارند اما فمینیست و پژوهش‌گرهای بسیاری نیز این نظریه را رد کرده‌اند. به نظر من ممکن است برخی از ویژگی‌های رفتاری ما از آرایش هورمونی ما تاثیر گرفته باشد اما ویژگی‌های شخصیت در رابطه‌ای پویا و چندسویه با شرایط زیستی، اجتماعی و فرهنگی و … از کودکی تا بزرگسالی در ما شکل می‌گیرند و تغییر می‌کنند.

 جامعه را ساختارها و افراد تشکیل می‌دهند. ما در جامعه شکل می‌گیریم. افراد در ساختارهای اجتماعی عاملیت دارند. ساختارها و افراد در هر جامعه نیز یکدیگر تولید و بازتولید می‌کنند. و ساختارها و افراد ماهیتی ثابت و ابدی ندارند. اگر با توجه به کارنامه چهل ساله رژیم جمهوری اسلامی بخواهیم ساختار سیاسی- اقتصادی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را با چند کلمه توصیف کنیم می‌توانیم آن را با مشخصه‌هایی مانند دیکتاتوری مذهبی، تمامیت خواهی، سرمایه‌داری نفتی، رانت‌خواری، دگراندیش‌ستیزی، زن‌ستیزی، پدرسالاری، اقلیت قومی ستیزی، اقلیت جنسی و اقلیت مذهبی ستیزی، مهاجرستیزی و… توصیف کنیم. این رژیم را حتی می‌شود با دو واژه‌ی «استثمار و سرکوب غیرخودی‌ها» توصیف کرد.

لیلا واثقی انسانی است که زن به دنیا آمده، سال ۵۱ در مازندران متولد شده، درس خوانده، گویا دکترایی از  روسیه و تاجیکستان گرفته و از مهر سال ۹۸ از وزیر کشور دولت روحانی حکم فرمانداری را هم دریافت کرده و اکنون نقش فرماندار شهر قدس تهران را ایفا می‌کند. فرماندار بودن لیلا واثقی، امتیازی است که طبقه‌‌ی حاکم به او داده است. البته او هم برایش تلاش و احتمالا لابی کرده است. به هر حال، امتیاز مقام سیاسی فرماندار بودن برای او قدرت و اتورویته، مقام، ثروت، شهرت و حتی میان شماری از مردم محبوبیت هم به همراه دارد.

اگرچه او به عنوان یک فرد عاملیت دارد و می‎تواند در رابطه‌اش با قدرت، مثل چرخ‌دنده‌ چرخی بزرگ عمل نکند، اما او با دستیابی به منصب فرمانداری در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی، نقشی را پذیرفته که در مواقع بحران حتی این اختیار را به او داده که دستور قتل مردم معترض هموطنش را بدهد و مردم را «دزدها و غارت‌گران و اغتشاشگران» بنامد.

تصمیم آگاهانه لیلا واثقی برای اجرای چنین نقش سرد و خشنی در ساختار دیکتاتوری- سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، اگرچه برای بسیاری از ما نفرت‌انگیز است اما برای او جاه و مال و منال به همراه داشته است. مطمئن نیستم او در گذشته چه جایگاه طبقاتی و باورهای مذهبی و ایدئولوژیکی داشته، اما همین عاملیت و انتخاب او برای اجرای چنین نقشی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی او را به طبقه‌ حاکم و امتیازاتش متصل کرده و او از اجراگری چنین منصبی منفعت می‌برد.

آیا حضور بیشتر زنان در قدرت به توانمندی زنان می‌انجامد یا به سود تمام زنان است؟ نه لزوما. حضور زنان بیشتر در قدرت، نه به سود «تمام زنان» است و نه به سود «تمام مردم»، حتی در مواردی به ضرر بیشتر زنان و مردم جامعه است. هرچه ساختار قدرت فاسدتر، استثمارگرتر و سرکوب‌گرتر باشد، حضور زنان بیشتر برای ایفای نقش در مقام‌های والا در این ساختار هیچ فایده‌ای برای زنان دیگر ندارد.

حضور بیشتر زنانی مانند لیلا واثقی در ساختار قدرت پدرسالار و زن ستیز موجود در ایران، پیش از هرچیز، به جیب خود آن زنان سود می‌رساند. و در وهله بعدی، سرسپاری و خوش‌خدمتی‎ امثال لیلا واثقی باعث می‌شود سرکوب و استثمار و کشتار مردم ایران تداوم یابد.

گفتمان فمینیسم لیبرال و بوروژا در تمام جهان به شکل‌ها و فرم‌های محلی داعیه ‎دار مطالبه‎ «حضور زنان بیشتر در قدرت» است. اما درحقیقت در این مطالبه، ارزش‌های مهم در فمینیسم همچون عدالت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، آزادی سیاسی و حقوق و امنیت برابر بین تمام انسان‌ها لزوما وجود ندارند، بلکه مسئله بر سر سهم خواهی زنان جاه‌طلب از قدرت و ثروت طبقه‌ الیت است. به نظر من در این سهم‌خواهی هیچ اصالت و ارزش فمینیستی وجود ندارد و زنانی را که در این سهم‌خواهی شریک‌اند، به هیچ وجه خواهران آزادی و برابری خواهم نمی‌دانم.


بیشتر بخوانید

مشارکت زنان در بازتولید و تداوم مناسبات تبعیض جنسیتی

Share