Share

یرواند نهاپتیان، از پیشگامان نقاشی مدرن در ایران است که نوآوری‌ها و تلاش‌هایش به ویژه در دو دهه نخست قرن قابل توجه است.

یرواند در سال ۱۲۹۶ در محله جلفای اصفهان به دنیا آمد. نقاشی را از کودکی آغاز کرد و در فاصله سال‌های ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ هنگامی که سرکیس خاچاطوریان، نقاش ارمنی مقیم پاریس، برای نقاشی به اصفهان رفته بود، به شاگردی نزد او رفت. اندکی بعد، در دوران جنگ جهانی دوم، الکساندر نرسسیان، نقاش ارمنی ایتالیایی به اصفهان رفت و یرواند نزد او نیز شاگردی کرد.

ALAKSADG01

تحت تأثیر این دو، یرواند نهاپتیان از‌‌ همان ابتدا به نقاشی آبرنگ پرداخت. او نه تنها از پیشروان نقاشی آبرنگ در ایران است، بلکه از نظر توجه به مناظر طبیعی، زندگی روزمره و فرهنگ و عناصر بومی و محلی، همچون شمار دیگری از نقاشان ارمنی در اوایل قرن حاضر، نقاشی پیشگام محسوب می‌شود.

از نظر تکنیکی نیز، یرواند نهاپتیان جایگاهی خاص در میان نقاشانی که آبرنگ می‌کشیدند داشت و می‌کوشید با فراگیری و تلفیق شیوه نقاشی غربی و نقاشی سنتی ایرانی، پیرامون خود را با تصویر کردن کاروان‌ها در کویر، کوچ عشایر، کلیسا‌ها، مساجد، بازارهای و کارگاه‌های سنتی ماندگار کند.

یرواند نهاپتیان: اصفهان برای من همیشه تمامی دنیا بوده است.

او سه سال مداوم برای آموزش نقاشی مینیاتور، نزد حاج مصورالملکی از استادان مینیاتور در اصفهان رفت و بعد‌ها نمونه‌هایی از مینیاتور را در نقاشی‌هایش به‌کار گرفت.

 

مشخصه اصلی کارهای یرواند نهاپتیان را باید در رنگ‌های روشن و درخشانی که برمی‌گزید و نیز سوژه‌هایش جست‌و‌جو کرد.

 

یرواند نهاپتیان، تا پایان عمر مسافر بود و این مسیری بود که از‌‌ همان آغاز برگزیده بود. او از اولین تابلو‌ها تا آخرینشان دلبسته مناظر، مکان‌ها و مردم اطرافش ماند و با موج‌های تازه‌ای که نقاشی مدرن ایران را وارد مراحل تازه‌ای می‌کرد، همراه نشد.

 

شیوه‌ای که نهاپتیان در پیش گرفته بود، بعد‌ها پیروان زیادی پیدا کرد و در میانه تولید انبوه نقاشی‌هایی چنین، آنچه کمرنگ‌تر شد خلاقیت و نوآوری‌های هنرمندانه، هم در اجرا و هم در نگاه بود.

 

نهاپتیان در اواخر عمر و در یکی از معدود گفت‌و‌گوهایی که از او به جا مانده می‌گوید: «صد‌ها سال است که هر صبح خورشید در میدان نقش جهان طلوع می‌کند و من هرگاه از این میدان گذشته‌ام رنگ و بوی روزهای کودکی‌ام را احساس ‌کرده‌ام،‌‌ همان زمان‌هایی که همراه پدر و مادرم از آن عبور می‌کردیم. اصفهان برای من همیشه تمامی دنیا بوده است. من همه رنگ‌ها را در بازارهای نقش‌ جهان یافتم. اصفهان شهر من، رنگ‌ها را به من آموخت. اصفهان شهر زیبایی است. شهر مهربانی است. شهر خاک و آفتاب و آب است. شهر کوه صفه است. جلفا خانه من است. زندگی من با رنگ ساخته شده، زندگی بدون رنگ و بدون هنر، تاریک و بی‌مفهوم است. زندگی برای من با دیوار مساجد و با رزهای معطر و لباس‌های رنگارنگ دختران عشایر و انعکاس پل‌های آجری در زاینده‌رود، معنا پیدا می‌کند. درختان کاج و چنار و کاروان‌های شتر با بارهای میوه‌ که از باغ‌ها و مزارع اصفهان می‌آمد همه زیبا بوده و هست و همه نقاشی است. دوست دارم میدان نقش جهان را، میدان کهنه را با کوچه هارونیه و مسجد علی و منار بلند و آسمانی‌اش را. دوست دارم کلیسای وانک و حضرت مریم را با صدای ناقوس پُرطنینش که هر روز می‌نوازد. دوست دارم پل‌های رود را. پل‌های مارنان و سی ‌و سه ‌پل و خواجو و پل شهرستان را، دوست دارم دهکده گَورت و برج‌های کبوترش را.»

 

با این‌همه، آنچه کارهای نقاشانی چون نهاپتیان به ویژه در آغاز کارشان را متفاوت می‌کند، پیشگامی آنان در شیوه و اسلوبشان است.

 

تابلوهایی چون «مسجد شاه اصفهان» یا «کلیسای وانک جلفا»، نمونه‌هایی درخشان از کارهای یرواند نهاپتیان به‌شمار می‌آیند.

 

یرواند نهاپتیان، در بهار ۱۳۸۵ در زادگاهش اصفهان، شهری که عاشقانه دوستش داشت، درگذشت.
ویدئو: پاره‌ای از آثار یرواند نهاپتیان

Share