Share

روزی و روزگاری قرار بر آن بود که از قم اسلام ناب محمدی به سرتاسر جهان صادر گردد اما اکنون صادرات آن به جای اسلام، به انتقال ویروس کرونا محدود باقی مانده است. اینک مدیران خودخوانده‌ی جمهوری اسلامی، مدارس شهر قم را تعطیل کرده‌اند تا به ظاهر از شیوع ویروس در پهنه‌ی شهر قم و فضای بیرون از آن جلوگیری کنند.

خیریه‌های وابسته به دفتر مراجع، خود را از مسئولیت‌پذیری در موضوع کرونا کنار کشیده‌اند. مراجع حتا حاضر نمی‌شوند که یک قران از وجوهات خود را هم در این راه هزینه کنند. همچنان که نظامیان و امنیتی‌های حکومت هم پای خود را از مسئولیت‌پذیری در این حادثه‌ی ملی کنار می‌کشند. آنان بدون کم و کاست به کاسبی پررونق خود در مافیای حکومت می‌اندیشند، بدون آنکه بخواهند دوام و بقای زندگی توده‌های مردم را در جایی به حساب بیاورند.

اما گروهی از قمی‌ها راهی شهرهای شمالی کشور می‌شوند. همراه با چنین تصمیم نابخردانه‌ای است که این بار شمالی‌ها در چالش با قمی‌ها قرار می‌گیرند. چون مراکز تجاری و خرید عمومی را بر روی قمی‌ها می‌بندند تا شاید از ویروس کرونا در امان بمانند. شمالی‌ها مسافران قمی را از شماره‌ پلاک خودرو شناسایی می‌کنند.

 از سویی رسانه‌های دولتی هیچ‌گونه آموزشی را برای مردم لازم نمی‌بینند. چون کسی به مردم یاد نداده است که تعطیلی مراکز آموزشی را برای آن لازم دیده‌اند تا همگی از تیررس ویروس کرونا در امان بمانند. چنانکه گروهی از شهروندان قمی تعطیلی را فرجه‌ای مناسب برای سفر به سایر شهرها یافته‌اند. به طبع همراه با چنین رفتاری تصمیم‌های دولت هم جنبه‌ی نمایشی و تبلیغی به خود می‌گیرد. چون مدیران جمهوری اسلامی آموزش‌های شهری و شهروندی مردم را جایی به حساب نمی‌آورند و نادانی و جهالت توده‌های عادی مردم را پشتوانه‌ای محکم و مناسب برای دوام و بقای حکومت خود می‌بینند.

قم: حرم را ضدعفونی می‌کنند. اما این کافی نیست. حرم هم باید ماسک بزند، یعنی در آن باید بسته باشد تا مشکل حل شود. (Photo by MEHDI MARIZAD / FARS NEWS AGENCY / AFP)

حکومت خرافه

 دولت و نیروهای وابسته به دولت به جای آموزش‌های شهری، آموزه‌های خرافی را بین عوام‌الناس دامن می‌زنند. چنانکه مراجع دولتی فرصت را غنیمت شمرده‌اند و چنان تبلیغ می‌کنند که مردم برای پیشگیری از ویروس کرونا دعای “حدیث کسا” بخوانند. عده‌ای از این مراجع هم خواندن دعای عاشورا را برای دفع هر بیماری و مرضی کارساز یافته‌اند. ولی معلوم نیست چرا کرونا علی‌رغم این همه دعاهایی که از فضای حوزه‌های قم به آسمان فرستاده می‌شود، باز هم در پهنه‌ی همین شهر لانه کرده است؟

 امام جمعه‌ی قم هم شیوع کرونا را به پای “امریکای جنایتکار” می‌نویسد. او مدعی است که امریکای جنایتکار می‌خواهد همراه با انتقال این ویروس اسلام را به زانو در بیاورد، اما طرفداران حکومت این بار هم به اتکای اسلام امریکا را شکست خواهند داد. با این همه او هم باطل‌السحر حقه‌های امریکا را در همان اوراد و دعاهایی می‌جوید که مراجع دولتی به کار بردن آن‌ها را برای همگان واجب دانسته‌اند. بی‌دلیل نیست که کسی را یارای آن نیست تا از تعطیلی حرم معصومه و مجموعه‌ی زیارتی جمکران سخن بگوید. چون به گمان حکومت این اماکن باید باز بمانند تا بنا به توصیه‌ی مراجع، پروژه‌ی دعا کردن و دعا خواندن عوام‌الناس را به پیش ببرند.

 از همین اماکن زیارتی است که گروه‌های پرشماری از زایران، ویروس کرونا را برای همشهریان خود تا فراسوی مرزهای ایران هم سوغات برده‌اند. آلودگی قم نه تنها به تمامی شهرهای ایران راه یافته است بل‌که گروهایی از زایران و مسافران، آن را به همه‌ی کشورهای همسایه‌ی ایران رسانده‌اند. این گروه از زایران، همان‌هایی هستند که در طول اقامت خود در قم از تکرار زیارت عاشورا و حدیث کسا چیزی کم نگذاشته‌اند. آنان آمده بودند تا از “خانوم” یا “آقا”‌ی خود حاجت بجویند. ولی حاجت‌جویی آنان تنها در انتقال ویروس کرونا محدود باقی ماند. شاید هم همین آقا و خانوم، دانسته و آگاهانه این همه ویروس را به جانشان انداختند تا بیش از این لاف نزنند و بین مردم جهان دروغ و چاخان نبافند. گفتنی است که بین شیعیان چنان رسم است که ضریح را ببوسند و دستان خود را به هر جایی از حرم که بخواهند بمالند و آنوقت با همین دستان آلوده به انواع و اقسام ویروس، صورتشان را لمس می‌کنند. چیزی از نوع “جادوی لمسی” که نمونه‌های فراوانی از آن را پیروان ادیان دیگر هم به کار می‌گیرند. اما داستان شیعیان، داستان دیگری است. بی‌دلیل نیست که هرروزه امامزاده‌های جدیدی در پهنه‌ی کشور پا می‌گیرند تا همگی رسم و رسوم‌هایی از این دست را بیش‌تر به اجرا بگذارند.

مقاومت در برابر لزوم بستن در مراکز زیارتی

دولتی که خواست و اراده‌ی خود را به مشیت الهی پیوند می‌زند، چندان هم پیشگیری از شیوع کرونا را لازم نمی‌بیند. چون به گمان کارگزاران همین دولت همه چیز در فضایی از مشیت الهی توجیه می‌پذیرد. دولت به سهم خود در الگویی از مراجع حکومتی تقدیرگرایی دین را بین عوام‌الناس تبلیغ می‌کند و کارکرد خرافی آن‌ها را در گستره‌ی جامعه ترویج می‌دهد تا از وظیفه‌ی قانونی خود در خصوص تأمین بهداشت همگانی و سلامت عمومی مردم بکاهد.

 در چنین حال و هوایی است که باز ماندن مراکز زیارتی توجیه می‌شود تا باور عمومی عوام‌الناس در خصوص حاجت‌جویی از امام‌ و امامزده‌ دوام بیاورد. آنوقت مردم هم ضریح و دیواره‌های حرم‌ها را لمس می‌کنند و بر چهره‌ی خود می‌مالند. حتا از مهرها و تسبیح‌های مشترکی استفاده می‌کنند که از قبل به انواع و اقسام ویروس آلوده شده‌اند. جدای از این، بدون شک نادرترین ویروس‌ها در فرش‌های همین اماکن مذهبی خانه کرده‌اند. به همین دلیل هم در مسجدها و مکان‌های زیارتی بیش از هرجایی، عطر، گلاب و مواد خوشبو کننده مصرف می‌شود. چون قرار است همراه با عطر و گلاب بوهای تعفن و کثافت را از فضای این اماکن دور کنند. به طبع با چنین ترفندی کثافت‌های فضای آن‌ها بدون کم و کاست به قوت خود باقی خواهد ‌ماند.

ویروس اصلی در پستوهای دین حکومتی

 در ضمن موضوع کرونا در ایران به موضوعی سیاسی و حتا نظامی و امنیتی مبدل شده‌ است. همچنان که گروه‌هایی از نظامیان و امنیتی‌های حکومت فریاد برمی‌آورند که اجازه نمی‌دهند زیارتگاه‌ها را ببندند. در نمونه‌ای مشخص تبلیغ می‌شود که حرم حضرت معصومه نباید بسته بماند تا از آنجا اسلام به همه‌ی دنیا صادر شود. مراجع اندرونی حکومت هم ضمن همنوایی با دولتی‌ها، از به روز شدن احکامِ دیروزی دین می‌ترسند. آنان برای دوام و بقای خود کاربرد همان دستورهای دینی سابق را لازم می‌شمارند. پیداست که با این رویکردِ واپس‌گرایانه، در واقع ویروس اصلی در پستوهای دین جمهوری اسلامی به زندگانی خود ادامه خواهد داد. در چنین فضایی است که کرونا نیز بازتولید می‌شود تا زایران و طلبه‌هایی از سایر کشورها آن را به سرزمین‌های خود سوغات ببرند.

خست مراجع در امر خیر مبارزه با کرونا

خیریه‌های وابسته به دفتر مراجع، خود را از مسئولیت‌پذیری در موضوع کرونا کنار کشیده‌اند. مراجع حتا حاضر نمی‌شوند که یک قران از وجوهات خود را هم در این راه هزینه کنند. همچنان که نظامیان و امنیتی‌های حکومت هم پای خود را از مسئولیت‌پذیری در این حادثه‌ی ملی کنار می‌کشند. آنان بدون کم و کاست به کاسبی پررونق خود در مافیای حکومت می‌اندیشند، بدون آنکه بخواهند دوام و بقای زندگی توده‌های مردم را در جایی به حساب بیاورند.

انباشت بی‌اعتمادی

 اکنون این فقط شهروندان ایرانی نیستند که بی‌اعتمادی خود را از حکومت دوره می‌کنند بل‌که کارگزاران پرمزد و مواجب حکومتی نیز از بی‌اعتمادی نسبت به همدیگر رنج می‌برند. این بی‌اعتمادی‌های درون حکومتی شرایطی را برمی‌انگیزد تا دروغ‌های مدیران بالادستی جمهوری اسلامی هرچه بیش‌تر و به‌تر رو شود. شبکه‌های اجتماعی هم به برملاشدن این دروغ‌ها یاری می‌رسانند. بالایی‌ها برای همیشه توان خود را جهت حکومت بر پایینی‌ها از دست داده‌اند. به طبع نارضایتی عمومی و فقر همگانی نیز به گسترش این نارضایتی دامن می‌زند. ولی مدیران ارشد حکومت ناتوانی‌های مجموعه‌ی خود را در پاسخگویی به مطالبات عادی مردم هم به پای آمریکا و پدیده‌ی تحریم می‌نویسند. اینک نیز کرونا به یاریشان شتافته است که عدم حضور مردم در پای صندوق رأی را هم به پای فاجعه‌ی کرونا بنویسند. ولی علی‌رغم این فرافکنی‌های غیر مسئولانه، شکاف بین مردم و جمهوری اسلامی چنان بالا گرفته است که با هیچ سحر و باطل‌السحری ترمیم نمی‌پذیرد.


در همین زمینه

«مردم دیوانه شده‌اند… اما حق دارند» − گزارش از تأثیرات کرونازدگی

Share