Share

باید هرچه‌ سریع‌تر یک نظام مالیاتی منصفانه‌تر ایجاد شود تا ثروتمندانی نظیر من تنها از وضعیت کنونی سود نبرند، بلکه به از میان بردن پیامدهای منفی آن نیز کمک کنند.

ثروتمندان با خروارها پولی که تازه به‌دست آورده‌اند چه خواهند کرد: خرید سهام، اوراق قرضه، طلا، زمین و خانه‌های بیش‌تر. من از این بابت مطمئن‌ام، چراکه آنها بعد از بحران‌های سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱ نیز دقیقا با پول‌های تازه‌ از زیر چاپ درآمده‌شان همین کار را کردند.
عکس: Nick Starichenko-shutterstock

در دوران بحران بدهی یونان، وقتی که ۲۴ سال داشتم، اولین یک میلیون دلارم را درآوردم.

در سخنرانی یکی از اقتصاددانان ارشد سیتی‌بانک شرکت کرده بودم؛ سخنران توضیح داد که بدهی‌هایِ دولتیِ بزرگ‌ترین اقتصاد‌های جهانی تا حد خطرناکی افزایش یافته، و هم‌چنان درحال رشد‌ هستند. او هشدار داد که بازارها ممکن است دادن وام به برخی دولت‌ها را قطع، و به اقتصاد‌های از‌پیش در‌هم‌شکسته آنها دور جدیدی از ریاضت ویرانگر را تحمیل کنند.

گذران امور این دولت‌ها، درست مثل اکثریت شهروندان‌شان، وابسته به ‌وام بود. اما چه‌کسانی طلبکار این‌همه بدهی‌ بودند؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال، نیاز به کنکاش زیادی نداشتم. در سالن سیتی‌بانک، میلیونرها، از هر طرف، نگاه‌های آزمند خود را به ارقام سبز و قرمزی دوخته بودند که در شش صفحه‌ کامپیوتریِ پیشِ روی‌ ایشان به‌سرعت در حرکت‌ بودند. آن‌ها با خرید سهام به دولت‌ها و و بانک‌ها پول قرض می‌دادند. درواقع، عرضه‌کننده اصلی تمام وام‌های مزبور این آدمها هستند، و البته کسانی که مدیریت پول خود را به‌دست‌ آنها سپرده‌اند. هم‌زمان با انباشتِ بدهیِ دولت‌ها و کارگران، آنها در حال انباشت ملک، سهام، و شمش طلا بوده‌اند. چنین پولی به چرخه نظام تولیدی باز نمی‌گردد و منجر به بالا رفتن دستمزد‌ها نمی‌شود، بلکه درعوض، قیمت تمامی این دارایی‌ها را افزایش می‌دهد.

از آن‌جا که دولت‌ها هیچ اقدامی جهت متوقف کردن این چرخه نابرابری فزاینده انجام نمی‌دهند، این معضل نه تنها تاکنون حل نشده، بلکه زین‌پس وخیم‌تر هم خواهد شد. بله، من روی آینده اقتصاد شرط بستم. شرط بستم که در طول سه‌سال آینده، بانک‌های مرکزی جهانی قادر به عادی‌سازی وضعیت اضطراری نرخ سود نخواهند بود، چراکه اقتصادهایی که این نابرابری فزاینده تضیعف کرده، نخواهند توانست تحت چنین شرایطی دوام بیاورند. تا پایان سال ۲۰۱۱،  من از تمامی معامله‌گران سیتی‌بانک در سطح جهان، سود بیشتری کسب کرده و میلیونر شدم. من همین شرط‌بندی را دوباره در سال ۲۰۱۲ تکرار کردم. و در سال ۲۰۱۴ بازنشسته شدم.

از سال ۲۰۰۸ به‌بعد، بانک‌های مرکزی و اقتصاددانان هر سال به‌اشتباه افزایش نرخ سود را پیش‌بینی کرده‌اند. آن‌ها هم‌چنان متوجه نیستند که بدهی‌های روبه‌رشد و نابرابری فزاینده تبدیل به یک وضعیت عادی شده و اقتصاد از آن رهایی نخواهد یافت. و تمامی نشانه‌ها حاکی از آن‌اند که ویروس کرونا این نابرابری را حتی عمیق‌تر نیز خواهد کرد. دولت‌ها با رفتن زیر بار بدهی‌های بسیار، به کارمندان و خویش‌فرمایانی که به‌علت قرنطینه قادر به کار کردن نیستند کمک می‌کنند و دستمزد می‌پردازند. کسب و کار‌ها نیز به‌کمک وام به‌زحمت خود را سرپا نگه می‌دارند. این وام صرف پرداخت قبوض و اجاره‌ افرادی می‌شود که صاحب دارایی‌اند.

نمی‌توان پیش‌بینی کرد که آیا دولت‌ها برای پرداخت این بدهی‌ها به ریاضت اقتصادی متوسل خواهند شد یا خیر، اما می‌توان پیش‌بینی کرد که ثروتمندان با خروارها پولی که تازه به‌دست آورده‌اند چه خواهند کرد: خرید سهام، اوراق قرضه، طلا، زمین و خانه‌های بیش‌تر. من از این بابت مطمئن‌ام، چراکه آنها بعد از بحران‌های سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱ نیز دقیقا با پول‌های تازه‌ از زیر چاپ درآمده‌شان همین کار را کردند. این را می‌دانم، زیرا این کاری است که خودم هم انجام می‌دهم.

از ۱۸ مارس امسال شروع کردم به خریدن طلا؛ در کم‌تر از دو ماه، ارزش آن به دلار آمریکایی (نسبت به‌حداقل قیمتش در آن روز) ۱۴٪ درصد افزایش یافته است. در همین مدت زمان، سهام‌های آمریکا بیش از ۲۷٪ افزایش پیدا کرده‌اند. عصر همان روز چهارشنبه، شاخص سهام بورس فوتسی ۱۰۰ لندن نیز تقریبا ۱۸٪ افزایش یافت. بسیار محتمل است که شاهد افزایش قیمت مسکن  نیز باشیم. چنان‌چه وضعیت سال ۲۰۰۸ –که با دوبرابر شدن قیمت ملک همراه بود— تکرار شود، خرید خانه از طریق دستمزدهای معمول به خاطرات خواهد پیوست.

این درست نیست که ثروتمندترین افراد جامعه از این بحران بهره ببرند، درحالی‌که میلیون‌ها نفر به قهقرای فقر سقوط می‌کنند. من خود را جدا از این وضعیت نمی‌بینم. باید هرچه‌ سریع‌تر یک نظام مالیاتی منصفانه‌تر ایجاد شود شود تا ثروتمندانی نظیر من تنها از وضعیت کنونی سود نبرند، بلکه به از میان بردن پیامدهای منفی آن نیز کمک کنند. اقتصاددانانی نظیر گابریل زوکمان و امانوئل سائز روی این مسئله کارهای ارزشمندی کرده‌اند. طرح‌های پیشنهادی ایشان برای مالیات‌بردارایی می‌تواند با تمرکز ویژه بر ثروتمندترین افراد جامعه، به‌شکل منصفانه‌ای این نابرابری فزاینده و پیچ‌درپیچ را کاهش دهند. نیاز به چنین طرح‌هایی، هرگز  به‌اندازه دوران کنونی احساس نشده‌ است؛ دورانی که  شرایطی بحرانی است و ثروتمندترین‌ها از بحران پول درمی‌آورند، درحالی‌که بسیاری دیگر دارند جان می‌کند.

منبع: گاردین


بیشتر بخوانید:

کرونا وسیله است، نابرابری می‌کشد

Share