Share

ایرج ادیب زاده – بودجه سال آینده ایران به شدت انقباضی خواهد بود. این را رحیم ممبینی یک مقام مسئول دولتی می‌گوید که معاون بودجه در دولت احمدی‌نژاد است. کاهش شدید وابستگی کشور به نفت هم دیگر خبری‌ست که رحیم ممبینی در مورد بودجه ‌۹۲ داده است. به گفته وی، توجه ویژه به درآمدهای غیرنفتی و به طور خاص مالیات‌ها ازجمله منابع بودجه‌ سال ۱۳۹۲ خواهد بود.

 

یکی از دلایل مهم تاخیر در ارائه بودجه سال آینده ایران، تاثیر تحریم‌های بین‌المللی و افت شدید فروش نفت ایران توصیف می‌شود. ایرج ندیمی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس و از نمایندگان نزدیک به احمدی‌نژاد گفته است: «ایران به دلیل تحریم‌ها امکان درآمد نفتی را ندارد و چاره‌ای جز کاهش سهم نفت در بودجه نخواهد داشت». پرسش‌های جاری در این زمینه را با جمشید اسدی استاد اقتصاد در فرانسه در میان گذاشته‌ام.

 

 

 

 

آقای اسدی این بودجه به شدت انقباضی چه معنایی دارد؟

 

جمشید اسدی: از آغاز جمهوری اسلامی و به‌ویژه از زمان آقای رفسنجانی، پول بسیار زیادی به دور از هر توجیه منطقی به اقتصاد ما تزریق شد. روش این تزریق پول هم به این صورت بوده که خارج از بودجه، پول نفت وارد اقتصاد شود و دیگر آن که اعتبار بدون پشتوانه داده شود. این‌ها باعث می‌شوند که حجم پول در گردش بسیار زیادتر از پشتوانه‌ تولیدی باشد. می‌دانید که در یک شرایط ایده‌آل، باید مقدار پول موجود در یک اقتصاد، به اندازه ارزشی باشد که تولید شده است؛ در غیر این صورت گرانی و تورم ایجاد می‌شود.

 

این روند، علی‌رغم تمام توصیه‌هایی بود که اقتصاددانان به دولت‌های مختلف می‌کردند، به‌ویژه به آقای احمدی‌نژاد که پیش از هر کس دیگری در این مورد بی‌توجهی نشان داد. از گسترش بی‌رویه واردات گرفته که او همین طوری با پول نفت می‌داد تا استفاده‌ی بی‌رویه از درآمدهای ارزی که در هیچ دولتی به اندازه‌ زمان آقای احمدی‌نژاد این درآمدها رشد پیدا نکرده بود. مسئولان به این مسئله هیچ وقت اعتنا نکرده و به کارهای خود ادامه دادند و این باعث گرانی فوق‌العاده شد. در عین حال در مورد اعتبارهای بی‌پشتوانه می‌شود به وام مسکن مهر، وام امام رضا، وام‌های زودبازده و تمام این‌ها اشاره کرد که هیچ فایده‌ی اقتصادی نداشت جز افزایش تورم.

 

حال می‌گویند ما می‌خواهیم به سیاست انقباضی برگردیم. در معنی اقتصادی یعنی آن‌که پول‌ها را جمع کنیم. یعنی دست‌کم نگذاریم پول بیشتر از گذشته شود. اما این سیاست اقتصادی در حقیقت از سر ناچاری‌ست. چون کفگیرشان به ته دیگ خورده و پولی برای ریخت و پاش و مرید پروری ندارند، صحبت از سیاست انقباضی می‌کنند.

 

دلیل این که فاز اول یارانه‌ها هم به درستی انجام نشد این بود که پول صنعت را ندادند. در فاز اول حدود ۳۰ درصد سهم صنعت بود که قرار بود بدهند. اما ندادند، چون پول نداشتند. فاز دوم را هم اجرا نکردند، چون پول نداشتند. بارها هم اشاره کردند که پولی در صندوق ذخیره‌ ارزی نمانده است که الان به آن می‌گویند صندوق توسعه‌ ملی. در هرحال پول گذشته را ندارند و دست و پای‌شان گیر است و طبق معمول وقتی که در بن‌بست هستند و گرفتاری دارند، به جای آن که به بن‌بست و گرفتاری اعتراف کنند و با مردم در میان بگذارند، یک اسمی می‌گذارند که بگویند نخیر این سیاست خودمان بوده است. حالا می‌گویند سیاست انقباضی تصمیم گرفته‌ایم ایجاد کنیم.

 

مسئله دیگر که می‌توان گفت از سر ناچاری است، اعلام کاهش شدید وابستگی کشور به نفت است. اصولاً برای کشوری چون ایران امروز امکان دارد که وابستگی‌اش به نفت را کاهش دهد؟

 

همچنان که اشاره کردید، گفته‌اند که ما می‌خواهیم وابستگی به نفت را کم کنیم. البته این را پیش از انقلاب می‌گفتند و در زمان انقلاب هم می‌گفتند؛ اما وابستگی ما به نفت بیشتر از گذشته و تولیدمان کمتر از گذشته شده است. چون به علت تنش‌های بین‌المللی و تحریم‌ها امکانات ندارند. ولی وابستگی بیشتر از گذشته شده است. اولاً این حرف ممکن نیست. غیرممکن است که بتوانند چنین کاری کنند، کمااینکه تمام واحدهای تولیدی ما بیکارند، ورشکسته‌اند، تعطیل شده‌اند و توان رقابتی ندارند. اگر اشتباه نکنم، خود آقای غلامرضا مصباحی مقدم می‌گوید ۶۰ تا ۷۰ درصد کارخانه‌ها در ایران یا با ظرفیت کم کار می‌کنند یا کار نمی‌کنند.

 

خب حالا اگر نفت نباشد، با چه چیزی می‌خواهند مایحتاج مردم را تهیه کنند؟ این روایت خودشان است. آقای غلامرضا مصباحی مقدم رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس است. اما نکته‌ دیگری هم هست در مورد پرسش‌ شما که در پاسخ به سوال اول نیز اشاره کردم: این که بازهم آقایان هر وقت در تنگنا و بن‌بست قرار می‌گیرند، به‌جای اعتراف به شکست و تقصیر، توضیح به مردم و شفافیت، یک اسمی بر شکست خودشان می‌گذارند. مثلاً جنگ را نعمت می‌دانند یا می‌گویند ما اینجا تصمیم گرفته‌ایم که اقتصاد بدون نفت داشته باشیم. خب برای فروش نفت به دلیل تحریم‌ها مشکل دارند.

 

اگرهم نفت را به کسی نسیه دهند، به علت تحریم‌‌ها در مقابلش نمی‌توانند پول دریافت کنند. حالا می‌گویند ما می‌خواهیم اقتصاد بدون نفت داشته باشیم. واقعاً این حرف‌ها بسیار تأسف‌بار است و از مرحله خنده‌‌ گذشته. این‌ها کاری را که نمی‌توانند انجام دهند، می‌گویند تصمیم خودمان بوده و ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم. خاطرتان هست که همین چندی پیش صحبت این بود که تا ۲۰ سال نفت مجانی بدهند که بتوانند امکاناتی در اردن داشته باشد. این‌ها در این شرایط هستند. حالا می‌گویند ما می‌خواهیم اقتصاد غیرنفتی داشته باشیم.

 

«آقایان هر وقت در تنگنا و بن‌بست قرار می‌گیرند، به‌جای اعتراف به شکست و تقصیر، توضیح به مردم و شفافیت، یک اسمی بر شکست خودشان می‌گذارند. مثلاً جنگ را نعمت می‌دانند یا می‌گویند ما اینجا تصمیم گرفته‌ایم که اقتصاد بدون نفت داشته باشیم. خب برای فروش نفت به دلیل تحریم‌ها مشکل دارند. اگرهم نفت را به کسی نسیه دهند، به علت تحریم‌‌ها در مقابلش نمی‌توانند پول دریافت کنند. حالا می‌گویند ما می‌خواهیم اقتصاد بدون نفت داشته باشیم.»

 

اولاً ۳۳ سال فرصت داشتید، اگر می‌خواستید چنین کاری کنید در این فرصت می‌کردید. ساختار تولید ایران را از بین بردید. به‌ویژه در زمان آقای احمدی‌نژاد با این گسترش بی‌رویه واردات. حالا اگر بخواهید به اقتصاد نفت کماکان متکی باشید، چه خواهید کرد؟ به چه می‌فروشید، پولش را از کجا می‌گیرید؟

 

انتقاداتی که شما مطرح می‌کنید، خود مجلس و برخی نمایندگان هم برای بودجه‌ ۹۲ عنوان کرده‌اند. کار به جنجال هم کشیده است. در این مورد چه می‌گویید؟

 

این انتقادات مجلس اولین بار نیست که انجام شده. اما چه وقت بوده که مجلس، موضعی سفت و سخت در مقابل آقای احمدی‌نژاد گرفته باشد؟ این بودجه از روز اولی که آقای احمدی‌نژاد آن را معرفی کرد، تنش‌‌افروز بود. یک مرتبه هم گفت ما بودجه را آسان کرده‌ایم که الان از یاد همه رفته است. آسان کرده‌ایم یعنی چه؟ یعنی این حساب‌ها را جوری باهم مخلوط کرده‌ام که امکان بازرسی برای کسی نباشد. این طور مطرح می‌کرد. هیچ وقت مجلس در مقابل این‌ها موضع گرفت؟ هیچ وقت شد مجلس بودجه را تصویب نکند؟ هیچ وقت و در عین حال، یک بار هم نشده که آقای احمدی‌نژاد به همان بودجه‌ای وفادار باشد که به مجلس تحمیل کرده است. بازهم هزینه‌هایش از آن بالاتر رفت. یک مرتبه شده که مجلس به این هزینه‌های بالاتر انتقاد کند و نپذیرد؟

 

مجلس پشتیبان آقای احمدی‌نژاد بوده، گیرم انتقاداتی هم در سطح روزنامه‌ و رسانه‌ها بکنند. ولی مجلس چه زمانی جلوی آقای احمدی‌نژاد ایستاده است؟ می‌خواهم یادآوری کنم که رهبر جمهوری اسلامی دولت احمدی‌نژاد را در دو دوره حمایت جدی کرده و جلوی طرح سوال از او را هم گرفت و مجلس بلافاصله پذیرفت. این هم شکل مجلس مستقل است در جمهوری اسلامی.

 

پس می‌توان نتیجه گرفت که نه فقط احمدی‌نژاد، بلکه همه در بن‌بست ورشکسته اقتصاد ایران شریک و مسئول هستند. چون مجلس هفت سال فرصت داشت که اگر چنین سیاست اقتصادی را نمی‌پذیرد، جلوی آن را بگیرد، استیضاح کند، در مقابل آن بایستد و هزینه‌های مازاد بر بودجه را تصویب نکند. آیا امروز تقصیرها فقط بر گردن آقای احمدی‌نژاد است؟ چنین نیست. نه تنها مجلس بلکه دستگاه رهبری هم از این سیاست‌ها پشتیبانی کرده است و در نتیجه مسئول این شرایط همه در درون نظام هستند و نه فقط دولت.

 

و پرسش پایانی این است که ظاهرا فساد درون حاکمیت ایران وضعیت بودجه‌ی ۹۲ را سخت‌تر کرده است. درون حکومت است کار را سخت‌تر کرده. می‌دانید که ایران، افغانستان، تاجیکستان به‌عنوان فاسدترین حکومت‌ها در گزارش شفافیت بین‌المللی شناخته شده‌اند و ایران ۱۳ رده هم سقوط کرده است. ارزیابی شما چیست؟

 

اجازه دهید پیش از هر چیز بگویم معنی گزارش «Transparency International» یا «شفافیت بین‌المللی» چیست. ببینید امروز ما در عصر جهانی‌شدن هستیم. یعنی آنچه که دیگر کشورها در مورد کشور شما فکر می‌کنند بسیار مهم است برای داد و ستد، خرید و فروش، صادرات و واردات و به‌ویژه سرمایه‌گذاری. اگر فکر کنند کشوری امنیت ندارد، کشور همه‌اش فساد است، خب سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و این باعث می‌شود که در عصر جهانی‌شدن یک کشوری پس‌رفت کند.

 

کار سازمان غیردولتی شفافیت بین‌المللی این است که از دست‌اندرکاران اقتصادی دنیا می‌پرسد که در مورد این یا آن کشور چه فکر می‌کنید. آن وقت بر مبنای این ارزیابی، وضعیت کشورها را رده‌بندی می‌کنند. هر چه قدر یک کشوری شفاف‌تر و روشن‌تر باشد، بخت اقتصادیش بالاتر می‌رود. همه می‌خواهند با آن کشور کار کنند، سرمایه‌گذاری کنند و شاید مثلاً پول خودشان را از بانک خودشان بکشند بیرون که برای سودآوری در کشور دیگری سرمایه‌گذاری کنند و این باعث رونق می‌شود. اما هر چه قدر در شفافیت بین‌المللی رده‌ی کشوری پایین‌تر باشد، تردید می‌کنند که با این کشورها کار کنند. می‌گویند پولم چه طور می‌شود، نکند مصادره کنند، نکند نصف سرمایه‌گذاری را باید رشوه دهم؛ نکند کار نکنند… این معنی این گزارش است.

 

برگردم به پرسش شما. به طور مرتب از زمانی که آقای احمدی‌نژاد هست، رده‌ی ایران یک به یک سقوط کرده و پایین آمده. کشوری که قرار بود روزی جزو مقتدرترین کشورهای دنیا باشد، امروز به جایی رسیده که با افغانستانی که هنوز در آن جنگ هست، هم‌ردیف شده است. امروز صادرات الکترونیک و صنعتی کره جنوبی جزو پررشدترین صادرات به جهان است. می‌دانید که صادرات الکترونیک‌ کره جنوبی در زمینه‌ تلفن همراه، اولین علامت تجاری‌ در اروپاست.

این کشوری‌ست که عقب‌تر از ایران بود. حال ایران به جایی رسیده که رده‌ی شفافیت بین‌المللی‌اش به ته جدول رسیده است. یعنی فساد و رشوه. این را باید مردم بدانند که نه تنها وضع اقتصادی ما خوب نیست، بلکه آن‌هایی که امروز بر سر قدرت‌ هستند، علی‌رغم این که وضع مردم در حد گرسنگی‌ و زیر فقر است، برای هر کاری و برای هر کسی که بخواهد در ایران کار کند، هزار رشوه و درآمدهای شخصی برای خودشان دارند. باید به طور روشن گفت که کشور در بن‌بست اقتصادی قرار گرفته است. به‌هیچ عنوان در این شرایط وضع بهتر نمی‌شود. خانه از پای‌بست ویران است.

 

 

Share