Share

چند روز پیش وقتی کاربران و کنشگران مدنی با هشتگ #اعدام_نکنید در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه توییتر فعال بودند تا جلوی اعدام سه معترض اعتراضات آبان ۹۸ را بگیرند، کنشگران افغانستانی با کارزار «به طالبان باج ندهید» به کمپین «اعدام نکنید» ایرانی‌‌ها پیوستند. پس از آن کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی نیز به کارزار کنشگران افغانستانی پیوستند و همبستگی خودجوشی میان افغانستانی‌ها و ایرانی‌ها شکل گرفت.

«زمانه» درباره کارزار «به طالبان باج ندهید» با یکی از نویسنده‌ها و کنشگران مدنی زن افغانستان گفت‌وگو کرده است. او که نامش به دلایل امنیتی نزد زمانه محفوظ است، دلیل همزمانی این دو کارزار را به طور خلاصه اینگونه توضیح می‌دهد: «زبان مشترک، درد مشترک می‌آورد.» 

همزمانی کارزار اعدام نکنید و به طالبان باج ندهید

این کنشگر مدنی تجربه زندگی در ایران و در افغانستان را دارد و به کارزار «به طالبان باج ندهید» و «اعدام نکنید» نیز پیوسته است. او درباره درد مشترک میان ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها به زمانه گفت:

«درد فرد اعدامی و دردی که مردم ایران از نظام دیکتاتوری مذهبی می‌کشند برایم قابل لمس است و این درد از همان نوع دردی است که ما از دوره طالبان می‌کشیم؛ از حکومت‌‌هایی درد می‌کشیم  که به دنبال واپس‌گرایی هستند و دنبال منافع مردم نیستند.»

او به شباهت‌های میان نظام ولایت فقیه و طالبان نیز پرداخت. به نظر این نویسنده افغانستانی دو شباهت عمده این دو نظام مذهبی دیکتاتوری، زن‌ستیزی و سرکوب اقلیت‌های مختلف است. به گفته او هر دو نظام دوام خود را با سیاست حذف دیگران چه حذف فیزیکی، چه حذف هویتی دنبال می‌کنند. 

برای حفظ امنیت، نام این کنشگر مدنی برای زمانه محفوظ است. گفت‌وگوی زمانه با او را بخوانید:

▪️ نسیم روشنایی: چند روز پیش هشتگ «به طالبان باج ندهید» در شبکه‌های اجتماعی فعال بود. خطاب این هشتگ به کیست و چه مطالباتی را دنبال می کند؟ مشخصا منظور از باج چیست؟ 

ــ خطاب این هشتگ تیم مذاکره کننده‌ای است که با طالبان وارد بحث می‌شود و در واقع حکومت افغانستان است. در مورد باج به طالبان دادن باید بگویم که نگرانی مردم از دست دادن همین دستاوردهای نوظهوری است که در طی این دو دهه به خاطر حضور جامعه جهانی به آن دست یافتند، مثل آزادی‌های نسبی زنان، مساله حکومت دموکراتیک و مشخصا دوری از دیکتاتوری‌های مذهبی که برای مردم شهرنشین افغانستان خیلی مهم هستند.

پیشرفت‌های نسبی که تا امروز انجام شده مدیون همین آزادی‌های نسبی است. مردم افغانستان تجربه امارت طالبانی را دارند و می‌دانند که در چنین نظام مذهبی دیکتاتوری نمی‌شود مردم به حقوق‌شان برسند و امکان نفس کشیدن و پیشرفت برای خیلی از مردم وجود ندارد. 

هرچند بسیاری از مردم شاید خیلی این سواد را نداشته باشند که موضوع را به شکل آکادمیک بیان کنند اما تجربه حکومتی واپس‌گرا را داشته‌اند. امارت طالبانی یک حکومت مذهبی واپس‌گرایی بوده که با انواع و اقسام پیشرفت‌های جهان امروزی مخالفت داشته. دیدید که آمریکا که حتی خودش صحبت از آزادی‌های بیان، آزادی‌های زنان و حقوق بشر می‌کرد با همین گروه ضد زن، ضد حقوق بشر و ضد تمام نمادهای پیشرفت‌های جامعه جهانی مخالفت داشت، با چنین گروهی وارد مذاکره شد فقط به این دلیل که این مساله را برای مردم آمریکا حل شده جلوه دهد.

ولی واقعیتش این است که مردم نمی‌خواهند دستاوردهای امروز از دست برود. با وجود اینکه آمریکا هم دیگر به آن معنا حامی چنین پیشرفت‌هایی نیست و می‌خواهد که مردم به یک حکومت نیمه مذهبی یا دیکتاتوری تن بدهند. مردم اکنون به آمریکا و شعارهایش بی‌اعتمادند ولی در عین حال می‌خواهند دستاوردهایی که ایجاد شده را حفظ کنند.  

▪️ دلیل این که بسیاری از کاربران افغانستانی و همزمان با کارزار «به طالبان باج ندهید» از هشتگ «اعدام نکنید» استفاده می کردند چه بود؟

ــ اینکه چرا کاربران شبکه‌های اجتماعی افغانستان همزمان با کارزا «به طالبان باج ندهید» از هشتگ «اعدام نکنید» استفاده ه کردند به این برمی‌گردد که خیلی از کاربران افغانستانی تجربه زندگی در جامعه ایران و افغانستان را دارند. وجه مشترک دیکتاتوری‌های مذهبی از بین بردن مخالفان با شدیدترین شکل ممکن یعنی اعدام کردن معترضان است. این تجربه زنده مردم افغانستان در دوره طالبان بوده است.

در عین حال ما مساله زبان مشترک را داریم. زبان مشترک درد مشترک می‌آورد. در عین حال، ما چندان همراهی و همدلی از کابران ایرانی شبکه‌های اجتماعی با مسائل افغانستان ندیدیم. اما از آنجایی که کاربران افغانستانی خیلی وقت‌‌ها در ایران هم زندگی کرده‌اند و تجربه هر دو کشور را دارند، مسائل ایران برایشان بیشتر قابل لمس است و به هر نحو هر دو گروه از یکدیگر الگو برداری می‌کنند.

من خودم هم در این کمپین شرکت کردم به خاطر اینکه درد فرد اعدامی و دردی که مردم ایران از نظام دیکتاتوری مذهبی می‌کشند برایم قابل لمس است و این درد از همان نوع دردی است که ما از دوره طالبان می‌کشیم. دردی می‌کشیم از حکومت‌‌هایی که به دنبال واپس‌گرایی هستند و دنبال منافع مردم نیستند. 

▪️ اگر طالبان بر مسند قدرت بنشیند چه اتفاقی می‌افتد و آیا شباهتی با جمهوری اسلامی دارد؟

ــ بهتر است درباره شباهت ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران با طالبان بگوییم. ما در افغانستان هم جمهوری اسلامی داریم اما شباهتی به ولایت فقیه ایران ندارد. در جمهوری اسلامی افغانستان چیزی به نام امارت اسلامی که طالبان آن را می‌جوید، وجود ندارد. من شخصا در زیر نظام سیاسی ولایت فقیه جمهوری اسلامی زندگی کردم و در عین حال با امارت طالبانی تاحدودی آشنایی دارم.

 چون من زن هستم بگذارید به اولین شباهت این دو نظام اشاره کنم که زن‌ستیزی است. حضور و وجود و هویت زنانه در دیکتاتوری‌های مذهبی مثل ولایت فقیه و امارت طالبانی تابو است، خط قرمز است. زن نباید خودش را نشان دهد، آواز بخواند، بخندد و نبایدهای بی‌شمار. سوال کلیدی که باید هم در نظام طالبانی بپرسیم و هم در نظام ولایت فقیه این است: اصلا چرا زن زنده است؟ زن در این نظام‌ها گناه و اشتباه و یک هویت شیطانی و تابو است که تا آنجایی که می‌شود باید نقضش کنند. 

دومین شباهت این دو نظام دینی سرکوب‌ها هستند. نظام مذهبی نمی‌تواند جامعه دموکراتیک را بپذیرد. ما نمی‌توانیم از طالبان انتظار داشته باشیم که برای تمام مردم افغانستان حق شهروندی قائل شود. شما هم در نظام ولایت فقیه با سرکوب اقلیت‌ها مواجه هستید. اقلیت‌ها در ایران و افغانستان گروه‌های مختلفی را تشکیل می‌دهند و تفاوت‌هایی دارند؛ گاه مذهبی هستند و گاه قومی و زبانی هستند. در افغانستان علاوه بر زنان اقلیت‌های دیگر نیز جرات نفس کشیدن ندارند.

شباهت‌های بسیاری بین ولایت فقیه و نظام طالبانی وجود دارد و اگر پای عربستان در میان نبود، ایران یکی از حامیان طالبان بود. در یک کلام، این نظام‌ها دوام خودشان را با سیاست حذف دیگران چه حذف فیزیکی یا حذف هویتی جست‌وجو می‌کنند.


در همین زمینه:

Share