Share

گالری آران در تهران از ۲۴ خرداد تا ۱۱ تیرماه میزبان آثار نقاشی محمد اسکندری، نقاش جوان بود که پس از سه سال ۱۱ اثر جدید خود را در معرض تماشای عموم گذاشت.

کاری از محمد اسکندری در مجموعه «دشت آهو»

کاری از محمد اسکندری در مجموعه «دشت بدون آهو»

نمایشگاه «دشت بدون آهو» به گفته خود محمد اسکندری حاصل «توازنی ناکوک» میان امید و یأس است که به اعتقاد نقاش به «انفعالی پویا» می‌رسد. اما چه‌طور پویایی و انفعال می‌توانند در یک کفه ترازو قرار گیرند؟

نمایشگاه «دشت بدون آهو» به گفته خود محمد اسکندری حاصل «توازنی ناکوک» میان امید و یأس است که به اعتقاد نقاش به «انفعالی پویا» می‌رسد.

این تضادی است که نه تنها در این نمایشگاه بلکه در آثار قبلی اسکندری نیز دیده می‌شود. او مرکز بسیاری از آثارش را به تصاویر آشنایی اختصاص می‌دهد که پیش از این بارها آن‌ها را دیده‌ایم. عکس‌هایی مشهور از انقلاب ایران، از جنگ، از موتور‌سوارانی پرهیبت که در خیابان‌ از آن‌ها ترسیده و فرار کرده‌ایم، یا عکس‌هایی از سردر مشهور سینما آزادی و یا کسانی که در حال سنگ‌پرانی هستند. اما این تصاویر آشنا که بارها و بارها در رسانه‌های مختلف تکثیر شده‌اند در آثار محمد اسکندری بازنمایی تازه پیدا می‌کنند. آن‌ها از متن و بستر اصلی خود یکسره جدا شده و در میان رنگ‌هایی آبی و ارغوانی معلق می‌شوند و معنایی تازه می‌یابند. به این ترتیب مردی که به کپسول گاز اشک‌آور لگد می‌زند، به سیاوشی تبدیل می‌شود که انگار از درون آتش گذر خواهد کرد.

محمد اسکندری، هنرمند ایرانی

محمد اسکندری، هنرمند ایرانی

عکس مشهور جوانی که در اعتراضات مشغول سنگ‌پرانی بوده حالا مانند یک هیکل سبک و معلق در هواست که سنگ خود را رو به جنگلی خیال‌انگیز و رؤیاگون پرتاب کرده است.

موتورسوارانی که زمانی از پیروزی انقلاب شاد بودند و تصویر آیت‌الله خمینی را به سینه داشتند حالا انگار در یکی از رؤیاهای سوررئالیست‌ها و پشت به سینما آزادی تصویر شده‌اند.

مردی که در صحنه مشهور اعتراضات میدان «تیان آن من» در پکن مقابل تانک‌های ارتش چین ایستاده بود، حالا در برابر تانک‌هایی قرار دارد که با روبان و بادکنک تزیین شده‌اند.

اسکندری در کارهای پیشین خود نیز این تضادها را بارها تصویر کرده است. به خصوص زمانی که به سراغ شهر تهران رفته بود؛ شهری که به گفته خود او نمادی از تمام تضادهاست. ساختمان‌هایی بلند در کنار ساختمان‌های حقیر و آجری، سینمای آزادی که سوخت و جای آن را یک آزادی دیگر اما پنج برابر بزرگ‌تر گرفت، شهری که رنگ‌ها در آن محدود و مذموم هستند.

فضاهای نسبتاً تک‌رنگی که او در کارهایش نمایش می‌دهد، یک پرسپکتیو تیره و مه‌آلود به‌وجود می‌آورد که زمان و مکان در آن از حالت قطعیت‌اش خارج می‌شود و خصلتی رؤیاگونه و رمزی می‌یابد.

در تابلوی «مادر صدایت می‌زند»، عکس مشهوری از سرباز نوجوانی را می‌بینیم که تفنگ در دست روی زمین و میان گل و لای سینه‌خیز می‌رود. اما این‌بار در اطراف او ماهیان رنگی و حباب‌ها در فضایی اثیری شناورند؛ فضایی که مانند کودکی بسیاری از هم‌نسلان اسکندری بین کابوس جنگ و رؤیای بی‌رنگ آن سال‌ها گذشت.

محمد اسکندری در سال ۱۳۶۱ و در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد و تحصیلاتش را در زمینه نقاشی در دانشگاه هنر به پایان رساند. موضوع پایان‌نامه‌اش در دوران کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۷ در زمینه بررسی تأثیر انقلاب اسلامی بر نقاشی معاصر ایران بوده است.

ترمینال شرق در گالری هما

سحر مختاری، عکاس زنجانی، در نمایشگاه جدیدش در گالری هما، تاریخ عکاسی ایران را از زاویه‌ تازه‌ای روایت کرده است.

کاری از سحر مختاری در مجموعه «ترمینال شرق»

کاری از سحر مختاری در مجموعه «ترمینال شرق»

این نمایشگاه حاصل فتومونتاژ‌های اوست که شخصیت‌هایی از تاریخ عکاسی ایران را از دل عکس‌های سیاه و سفید قدیمی بیرون کشیده و سوار بر وسایل امروزی در شهرهای ایران به گردش درآورده است.

سحر مختاری درباره چگونگی شکل‌گیری این نمایشگاه گفته که ایده اولیه آن را از دیدن یک عکس قدیمی از روسی خان و زنش الهام گرفته است.

مهدی ایوانف، ملقب به روسی خان، یکی از تکنیسین‌های عکاسخانه عبدالله میرزای قاجار بود که در تهران عکاسخانه و یکی از اولین سالن‌‌های نمایش فیلم را دایر کرد.

سحر مختاری، هنرمند ایرانی

سحر مختاری، هنرمند ایرانی

سحر مختاری می‌گوید در عکسی که منبع الهام او بوده، روسی خان و زنش در یک استودیوی عکاسی سوار هواپیمای کوچکی شده بودند و پشت سر آن‌ها نیز عکسی از صحنه آسمان قرار داشت.

حالا در این ۱۰ عکس فتومونتاژ که در گالری هما قرار دارند، شخصیت‌های دیگر تاریخ عکاسی ایران زنده شده‌‌اند و از قاب‌های ابدی خود بیرون آمده‌اند تا نقشی متفاوت را در قابی جدید بازی کنند. این شخصیت‌ها بیشتر سوار ماشین‌ها، قطار، اتوبوس و وسایل اسباب‌بازی و پلاستیکی هستند.

ناصرالدین شاه قاجار، پادشاهی که به عکاسی عشق می‌ورزید و آن را به ایران آورد و خودش نیز به عکاسی پرداخت، یکی از شخصیت‌های مهم فتومونتاژهای مختاری است که این‌بار به همراه زنان قاجار سوار بر ماشینی پلاستیکی در یکی از پالایشگاه‌های مدرن ایران امروزی قرار دارد.

شاید هنرمند این سئوال را پیش کشیده باشد که اگر پیشگامان عکاسی ایران امروز به سفر به گوشه‌های مختلف این کشور می‌رفتند، چه زاویه‌ دیدی را برای بیان حرف‌های امروزی انتخاب می‌کردند.

سحر مختاری متولد ۱۳۶۲ در زنجان و دانش‌آموخته عکاسی از دانشکده هنرهای زیبا در سال ۱۳۸۶ است و از هفت سال پیش تاکنون با مطبوعات ایران همکاری دارد.

نمایشگاه «ترمینال شرق» از روز ۲۱ تیر تا اول مرداد در گالری هما در خیابان کریمخان زند تهران برپا خواهد بود.

گالری زمانه:

آثار محمد اسکندری و سحر مختاری

Share