ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

زبان تصویری جنبش: دگرگونی از نمادهای عاشورایی به وطن‌محوری

در موج تازه اعتراضات ایران، شهروندان با خلق ویدیوآرت‌های اعتراضی که بسیاری از آن‌ها با کمک هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، خشم و آرمان جمعی را به زبان بصری ناسیونالیستی ترجمه می‌کنند؛ این آثار، هرچند در بسیج ملی بسیار مؤثرند، گاه از منظری ناسیونالیستی ـ شهری روایت می‌کنند که ممکن است مبارزه طبقاتی و صدای حاشیه‌نشینان و کارگران و گروه‌های مبارز زبانی و اجتماعی را در سایه وحدت ملی انتزاعی قرار دهد.

هنر اعتراضی و انقلابی، پیش از هر چیز زبان تصویری یک خواست جمعی است که در قالب نماد، استعاره و روایت، احساس و پیامی را بیان می‌کند که گفتار صرف یا شعار مستقیم گاه از انتقال عمق آن ناتوان است. این هنر نه صرفاً جهت‌دهنده یا یادآور اهداف جنبش است، بلکه به معنای آفرینش جهانی‌ مشترک است: جهانی که در آن درد امروز معنا می‌یابد، آرمان فردا تصویر می‌شود و مخاطب در نقش کنشگر بازشناسی می‌شود. خاصیت اصلی هنر انقلابی در همین توان دگرگون‌سازی ادراک است؛ با تبدیل شعار به تصویر، تاریخ به اسطوره، و فرد به جمع، فضایی نمادین می‌آفریند که در آن مبارزه نه یک عمل گذرا، بلکه بخشی از هویت و خاطره جمعی می‌شود. در واقع، هنر اعتراضی آیینه‌ای است که وضعیت موجود را می‌شکند تا در پشت آن، تصویر امکان‌های رهایی‌بخش را نشان دهد.

ما در ایران از ۱۳۸۸ تا امروز هنر اعتراضی غنی‌ای داریم با انواع سرودها و ترانه‌ها و تصاویر. در ۱۴۰۴ اتفاق تازه‌ای که افتاده تغییر جهت از نمادهای عاشورایی به سمت نمادهای ناسیونالیستی و تأکید بر مفهوم وطن با تکیه بر امکانات تصویری هوش مصنوعی است. برای مثال در شبکه‌ها تصاویری دست به دست می‌شود که مردم با یک پرامپت یکسان و با عکس خودشان می‌سازند. آنها نقشه ایران همچون فرزندی بغل می‌کنند.

تغییر جهت از نمادهای عاشورایی به سوی نمادهای ناسیونالیستی و تاکید بر «وطن»، یک تحول استراتژیک و معناشناختی عمیق در گفتمان اعتراضی ایران است. این پدیده صرفاً نمایانگر تغییر نمادها نیست، بلکه به معنای بازتعریف هویت جمعی و تغییر کانون تعلق‌خاطر از یک ایدئولوژی دینی به یک جغرافیا و تاریخ مشترک است.

هنر اعتراضی آیینه‌ای است که وضعیت موجود را می‌شکند تا در پشت آن، تصویر امکان‌های رهایی‌بخش را نشان دهد.

 پرامپت‌های یکسان که مردم را به درج عکس شخصی خود در قالب یک الگوی نمادین (مثل در آغوش گرفتن نقشه) دعوت می‌کند، خود یک عمل انقلابی است. این کار، هنر را از انحصار هنرمندان حرفه‌ای خارج کرده و هر شهروند را به یک کنشگر هنری تبدیل می‌کند. در مجموع از ویدیوهایی که تاکنون شهروندان با استفاده از هوش مصنوعی ساخته‌اند چنین برمی‌آید که جنبش اعتراضی در حال ترجمه خشم و رنج خود به یک پروژه ملی است؛ پروژه‌ای که هدف آن نه فقط اعتراض به حاکم، بلکه پس‌گیری وطن از کسانی است که آن را به گروگان گرفته‌اند. این هنر، زبان بصری برای یک قرارداد اجتماعی نوین است.

در گزارش چند ویدیو را به عنوان نمونه‌هایی از انبوه تصاویر جنبش برگزیدیم:

زنده‌ایم مثل امید

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این ویدیو یک اثر هنری اعتراضی دیجیتال است که با ترکیب هوش مصنوعی، تایپوگرافی و موسیقی محسن چاوشی، پیام «ما زنده‌ایم مثل امید» را در بستر اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران بیان می‌کند. ترمه، هویت ایرانی را نشان می‌دهد و خونِ رنگین‌شده بر آن، هم یادآور خشونت و جانباختگان اعتراضات است و هم انرژی مقاومت را منتقل می‌کند. این اثر با اقتباس از شعر چاوشی که خطاب به «ابلیس‌زادگان پلید» سروده شده، روایتی از گذار از رنج به امید می‌سازد و در فضای اعتصابات گسترده و شعارهای ضدحکومت، بیانیه‌ای بصری برای پایداری و نوید تغییر است. این اثر در ادامه سنت هنر اعتراضی ایران قرار می‌گیرد و با به‌کارگیری فناوری روز (هوش مصنوعی) و عناصر سنتی (ترمه‌بافی، خوشنویسی)، بازتاب‌دهنده صدای نسلی است که با زبان هنر، هم خاطره کشته‌شدگان را زنده نگه می‌دارد و هم بر عقب‌نشینی‌ناپذیری مردم تأکید می‌کند.

پایان تبعید و دوری از وطن

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این اثر هنری با تکنیک آبرنگ خلق شده و تمرکزش بر فرودگاه است که به سبب بحران‌های سیاسی و اقتصادی سال‌های اخیر به مکانی برای وداع‌های اجباری و تبعید تبدیل شده، به نشانه‌ای از امید و آزادی بازگشت به ایران تغییر معنا می‌دهد. در فضای اعتراضات دی ۱۴۰۴، این اثر همچون یک بشارت عمل می‌کند. رنگ‌های سرد و آسمان ابری، فضایی از غم و ابهام را القا می‌کنند، در حالی که لکه‌های گرم رنگ ـ مانند قرمز دم هواپیما ـ همچون جرقه‌های امید و مقاومت در میانه تاریکی می‌درخشند. ترکیب‌بندی با نگاه از بالا، هم گستردگی فضا و هم انزوای انسان‌های کوچک در آن را نشان می‌دهد، گویای وضعیت گذار و انتظار. سبک سیال و لطیف آبرنگ، خود نماد تغییر و گذرا بودن این شرایط است.

خدارو چه دیدی شاید پر گرفتیم

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

در این ویدیو موتیف مهم و مدام تکرار شونده نقشه ایران این بار با تاکید بر تنوع قومی همراه با ترانه معروف علیرضا قربانی با عنوان «خدارو چه دیدی شاید پر گرفتیم» جلوه‌گر می‌شود و بیانیه‌ای بصری از آرزوی اتحاد و رهایی در فضای پرتنش اعتراضات دی ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد. نقشه ایران که با تأکید بر تنوع پوشش قومی (از لباس کردی و ترکی تا بلوچی) به تصویر کشیده شده، از نماد جغرافیایی صرف فراتر رفته و به عرصه‌ای برای نمایش همبستگی ملی تبدیل می‌شود. این ویدیو در ادامه سنت هنر اعتراضی دیجیتال ایران و از زبان ترکیبی موسیقی، نمادهای ملی و فناوری‌های نوین، هم واقعیت تلخ امروز را بازتاب می‌دهد و هم از منظری «مرکزگرا» افقی از فردایی متحد را ترسیم می‌کند.

بیزارم از دین شما

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این اثر هنری با تکیه بر طرح‌های ساده مدادی و استفاده هوشمندانه از نوحه معروف «ای کوفیان بی وفا» که در جنبش زن، زندگی، آزادی به شعار نمادین بدل شد بیانی تند و گزنده علیه سرکوب دینی حاکم است. ترکیب تصویر دو معترض در برابر پلیس ضدشورش، روایتی از تقابل نابرابر و مقاومت تسلیم‌ناپذیر را ترسیم می‌کند. لازم به یادآوری است که تصویر دو معترض در برابر پلیس یک موتیف تکرار شونده در ویدیوهای مشابه است. این اثر همچنان متکی بر رسم به جای مانده از جنبش زن، زندگی، آزادی با بازسازی یک نماد مذهبی سنتی (نوحه عاشورایی) و جهت‌دهی آن علیه نظام حاکم، در تلاش است از از میراث عاشورایی برای نقد ایدئولوژی حکومتی بهره بگیرد.  فضای سیاه‌وسفید و خام اثر، که یادآور طراحی‌های فوری و خیابانی است، بی‌واسطه‌گی و اضطراب شرایط را منتقل می‌کند. قرارگیری پلیس‌ها در بالا با هاله‌ای تیره، نماد قدرت سرکوبگر و بی‌چهرگی آن است، در حالی که دو معترض در پایین، با حالتی روشن و گشوده، نمایانگر انسانیت و پایداری هستند. این تقابل ساده اما قدرتمند، بدون نیاز به رنگ یا جزئیات اضافه، پیام اصلی را با وضوح کامل می‌رساند: رد رادیکال دینِ حاکم و فراخوان به مقاومت.  

ایران کثیف، ایران پاک

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این ویدیو، با بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری هوش مصنوعی، روایتی نمادین و عمیق از تولد دوباره و وحدت ملی را به تصویر می‌کشد. صحنه آغازین با نمایش یک فرش کثیف و آلوده که به شکل نقشه ایران بر زمین افتاده، استعاره‌ای روشن از وضعیت کنونی کشور تحت سیطره رنج و انحطاط است. عمل شستشوی فرش، نماد پالایش و زدودن این آلودگی‌هاست. با پاک شدن فرش، نقش‌های پنهان آن که نمادهای هویت ملی و فرهنگی هستند یکی پس از دیگری پدیدار می‌شوند و جان می‌گیرند. تمثیلی از احیای امید و هویت جمعی است که زیر بار مشکلات مدفون شده بود.

عمل احیا با ظهور سیمرغ، پرنده افسانه‌ای نماد جاودانگی و وحدت، به نقطه اوج خود می‌رسد. پرواز سیمرغ بر فراز نقشه ایران، پیام آشکار وحدت در عین کثرت را اعلام می‌کند. در ادامه، نمایان شدن اقوام مختلف ایران با پوشش سنتی و رنگارنگ خود بر پهنه این فرشِ اکنون درخشان، تأکیدی است بر این که قدرت و زیبایی ایران دقیقاً در همین گوناگونی و هم‌زیستی نهفته است. ویدیو با این تصویر، پیام نهایی خود را از یک منظر مرکز‌گرا و بدون در نظرداشت خواسته‌ها و مطالبات گروه‌های زبانی -اجتماعی القا می‌کند: رستاخیز ملی از دل پاکسازی رنج‌ها ممکن است و آینده‌ای درخشان در گرو اتحادی است که تنوع را به عنوان سرمایه خود می‌پذیرد.  

این اثر و انبوه آثار مشابه هرچند قدرتمند و تأثیرگذارند، اما متأسفانه از منظری مرکزگرا روایت می‌کنند و تنوع زبانی ـ اجتماعی ایران را بیشتر به عنوان «زیبایی رنگارنگ» در چارچوب یک ملت واحد نشان می‌دهند تا به رسمیت شناختن مطالبات سیاسی گروه‌های زبانی و اجتماعی که تاکنون بیشترین هزینه را در جنبش‌های اعتراضی متحمل شده‌اند. این رویکرد می‌تواند ناخواسته صدای فدرالیستی یا خودگردان برخی اقوام را کم‌رنگ کند.

میان ما و شما یک نه فاصله است

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

 این ویدیوی هنری، با استفاده از نمادگرایی قدرتمند و ساده، گزاره‌ای سیاسی را در قالب یک معادله بصری بیان می‌کند: «میان ما و شما یک نه فاصله است.» فرآیند تبدیل تدریجی یک تصویر نامشخص که ممکن است نمای انتزاعی از یک گذرگاه، خیابان یا حتی میله‌های زندان باشد به کلمه «نه»، هسته اصلی اثر است. این تبدیل، استعاره‌ای است از این که تمام فاصله‌ها، تفاوت‌ها و درگیری‌های بین «ما» (مردم) و «شما» (حکومت) را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: یک ردِ قاطع، یک نفیِ بنیادین. انتخاب رنگ قرمز برای کلمه «نه» نیز بسیار معنادار است. در حالی که در رفراندوم سال ۵۸، رنگ «آری» به نظام جدید آبی و رنگ «نه» به آن قرمز بود، این اثر با رنگ‌آمیزی معکوس، به بازتفسیر و بازپس‌گیری آن رفراندوم می‌پردازد.

تصویر مبهم نخست را می‌توان به نماد وضعیت پیچیده و اغلب غیرشفاف رابطه مردم و حکومت تعبیر کرد که در کف خیابان زبان و بیان اعتراضی پیدا می‌کند. اما هنرمند نشان می‌دهد که در دل این پیچیدگی ظاهری، پاسخ ساده و روشنی نهفته است. تبدیل نهایی این تصویر به کلمه «نه»، مانند نور افکندن به ساده‌ترین و رادیکال‌ترین حقیقت سیاسی زمانه است. در این ویدیو تمام مسئله به یک انتخاب تقلیل پیدا می‌کند: نه! آن هم به شکل‌های مختلف.

 جیره‌خور!

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این ویدیو یک اثر هنری اعتراضی تند و کنایه‌آمیز است که از نماد «ساندیس» به‌عنوان طعنه‌ای معروف به جیره‌خواران نظام برای افشاگری و تقبیح استفاده می‌کند. با تغییر بسته‌بندی ساندیس به شعار «ساندیس طعم خون، تهیه شده ۱۰۰٪ از خون مردم»، هنرمند مستقیم‌ترین اتهام ممکن را مطرح می‌کند: حاکمیت و حامیان آن، از رنج و خون مردم ارتزاق می‌کنند. این کار، با بیانی گروتسک و هشداردهنده، مفهوم «جیره‌خوری» را از سطح یک توهین سیاسی به تصویری فراموش‌نشدنی ارتقا می‌دهد که مدعی است نظام، خود را با سرمایه حیاتی ملت تغذیه می‌کند.

این اثر در بستر هنر اعتراضی ایران، نمونه‌ای درخشان از بازتخصیص نمادها است. هنرمند، نمادی را که حکومت برای بسیج حامیان خود استفاده می‌کند (توزیع ساندیس) برمی‌گیرد، معنای آن را وارونه می‌سازد و به سلاحی نمادین برای ضربه زدن به مشروعیت همان حکومت تبدیل می‌کند. این تصویر نه تنها نفرت از فساد و چپاولگری را بیان می‌کند، بلکه با ظرافتی تحسین‌برانگیز، خطاب خود را به «جیره‌خور» معطوف می‌کند و او را با این پرسش اخلاقی روبرو می‌‌کند که آیا از طعم خون مردم آگاه است یا نه.

در تصویر دیگری که آن هم با هوش مصنوعی ساخته شده یک نیروی سرکوبگر را می‌بینیم که نان سنگک در دست دارد. نان او خونین است.

در فضای سیاسی کنونی ایران، چنین آثاری مانند یک آیینه شرم‌آور عمل می‌کنند و بار اخلاقی همکاری با ساختار سرکوب را به شکلی ملموس و انکارناپذیر به نمایش می‌گذارند.

قدرت جمعی

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این ویدیو با انتخاب هوشمندانه موسیقی محلی لری «دایه دایه، وقت جنگه» و مصرع «برارونم خیلین، هزار هزارن، خواهرونم خیلین»، یک بیانیه صریح و قدرتمند از هویت مقاومت محلی و قدرت جمعی ارائه می‌دهد. موسیقی که در اصل نوایی برای بسیج و آماده‌باش است، در اینجا معنایی دوچندان می‌یابد: هم احیاگر غرور قومی و منطقه‌ای (لرستان) است و هم فراخوانی فراگیر برای ایستادگی در «وقت جنگ» کنونی ملت ایران.

جمله «ما هزار هزاریم» در حالی که ریشه در فرهنگ جمع‌گرای لری دارد، به نمادی فراتر از مرزهای جغرافیایی تبدیل شده است. این شعار نه تنها بیانگر تکثیر مقاومت است بلکه بر برابری جنسیتی در صف مقدم مبارزه نیز تأکید می‌کند. این ویدیو با تفاخر به ریشه‌های لری، نشان می‌دهد که قدرت جنبش ملی ایران، دقیقاً از انباشت این مقاومت‌های محلی و تکیه بر هویت‌های بومی سرچشمه می‌گیرد. درخشش لرستان نه یک استثنا، که نمادی از ظرفیت سراسری است.

مراسم «چمری»  

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این ویدیو با مستندسازی مراسم «چمری» برای دو برادر کُرد شهید، «رسول» و «رضا کدیوریان»، فراتر از یک گزارش صرف، به یک بیانیه هنری ـ سیاسی عمیقاً تأثیرگذار تبدیل می‌شود. استفاده از آیین سنتی سوگواری کردی (چمری) نیروی همبستگی و پایداری جامعه را نشان می‌دهد که چگونه یک آیین جمعی، غم فردی را به خونی مشترک در رگ‌های جامعه تبدیل می‌کند و ماتم را به عزمی راسخ مبدل می‌سازد.

در بستر سرکوب خونین اعتراضات دی ۱۴۰۴، این تصاویر یک کارکرد حیاتی دیگر نیز دارند: شکستن سانسور و اعاده حیثیت از شهدا. حکومت می‌کوشد قربانیان خود را «اغتشاشگر» بنامد و خاطره آنان را محو کند، اما این ویدیو با نمایش انسانی و باشکوه این مراسم، آنان را به «شهیدان محله» و «فرزندان عزادار مردم» تبدیل می‌کند. حضور پرتعداد مردم در چمری، پاسخی آتشین به ادعاهای حکومت است و فریاد می‌زند که این کشته‌ها نه تنها فراموش نخواهند شد، بلکه به نمادهایی برای ادامه مبارزه بدل شده‌اند. این اثر، هنر را به سلاحی برای حفظ حافظه جمعی و تبدیل اندوه به قدرت تبدیل می‌کند.

بدون شرح

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

به اندازه کافی گویاست. آرزوی یک ملت. در پس‌زمینه موسیقی سریال «زخم کاری» درباره جنون و فساد و تباهی.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.