ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

ایران پس از کشتار ۱۴۰۴

مراقبت جمعی چیست و چه کارکردی در بهبود ترومای جمعی دارد

در روزهایی که جامعه ایران زیر ضربات سهمگین سرکوب اعتراضات ۱۴۰۴، شوکی بی‌سابقه و تروماهای عمیق جمعی را تجربه می‌کند، پرسش حیاتی این است: چگونه می‌توان از فروپاشی عاطفی و انزوای تحمیلی جان به در برد؟ طوبی زکی‌پور در این نوشتار با نگاهی به مفهوم «مراقبت جمعی هدفمند»، به بررسی راهکارهایی می‌پردازد که نه برای تسکین آنی رنج، بلکه برای بقای جامعه در برابر خشونت عریان، زنده نگه داشتن یاد قربانیان و بازسازی پیوندهای گسسته میان داخل و خارج از مرزها طراحی شده‌اند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

سرکوب اعتراضات ۱۴۰۴ که حالا به یقین می‌توان گفت در نوع خود بی‌سابقه بوده، جامعه ایران را در شوکی بزرگ و سوگی عمیق فرو برده است.

 ناظران و فعالان حقوق بشر می‌گویند این سرکوب در نوع، گستردگی و روش‌های سرکوب، آنهم در بازه زمانی چند روزه، در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است. در چنین شرایطی که جامعه دچار تروما، شوک و بهت شده چه باید کرد تا اندکی از بار سنگین اندوه کم شود. آنها که در این سوی مرزها پشت دیوارهای خاموشی اینترنت بی‌خبر از عزیزانشان مستاصل مانده‌اند چه کنند.

این نوشتار توضیحی مختصر است درباره مراقبت جمعی هدفمند به عنوان راه‌کاری موثر برای سرپا نگه داشتن جامعه‌ای که خشونت را به طور گسترده و‌اینگونه عمیق تجربه کرده و با در نظر گرفتن ویژگی‌‌ها و شرایط خاص کنونی نوشته شده است.

مراقبت جمعی چیست

وقتی خشونت در مقیاسی به این بزرگی در جامعه تجربه می‌شود، دیگر سوگ امری فردی نیست، بلکه تجربه‌ای است جمعی؛ و دیگر مراقبت و هم‌دلی و هم‌دردی نه راهی است، تنها، برای تسلی بخشیدن و التیام دردها، که ابزاری است جمعی برای جان به دربردن از تروما و آسیب عظیم وارد آمده بر جامعه. مراقبت جمعی هدفمند در شرایط پسا کشتار جمعی قرار نیست همه چیز را یک‌شبه «درست» کند، و یا غم و اندوه را به یک‌باره پاک و ظلم بی‌عدالتی را برطرف کند. بلکه قرار است شرایطی را فراهم کند که جامعه با درد و رنج خود تنها رها نشود.

آنهم در شرایطی که سیستم خشنِ سرکوب‌گر همه امکانات مادی و تبلیغاتی خود را به کار می‌گیرد تا افراد جامعه را به انزوا بکشاند، میان آنها دو دستگی و ترس ایجاد کند و حس هم‌دردی و هم‌دلی را از آنها بگیرد.

مراقبت جمعی هدفمند یعنی با هم بودن در همه‌ی غم، خشم و استیصال و فرسودگی‌ای که در حال تجربه آن هستیم، بدون روی برگرداندن از یکدیگر. یعنی مقاومت در برابر فراموشی و مداومت در ثبت و زنده نگه داشتن یاد و خاطره قربانیان حتی در شرایطی که این کار دشوار، خطرناک و دردناک است.

مراقبت جمعی هدفمند چه نیست

در مراقبت جمعی هدفمند از رویکردهایی که هر کدام خود به نوعی خشونت را بازتولید می‌کنند پرهیز می‌شود.

به گونه‌ای که از قربانیان/بازماندگانِ سوگ‌وار برای اهداف سیاسی بهره‌بردای نمی‌شود و هیچ نوع بار مسئولیت عاطفی‌ای بر دوش آنها گذاشته نمی‌شود؛ در حالی‌که خاک عزیزانشان/عزیزانمان هنوز گرم است.

در رویکردهایی که در مراقبت جمعی هدفمند به کار برده می‌شود از داغ‌دیدگان ( بخوانید همه ایران) خواسته نمی‌شود شتاب‌زده دست از سوگواری بردارند و با موج‌های جامعه (حال این موج هر چه باشد) همراه شوند. مراقبت جمعی هدفمند تزریق تحمیلی خوش‌بینی در جامعه نیست. فعالیت‌های نمایشی و یا دعوت به مقاومت در برابر سرکوب‌گران بدون ارائه حمایت هم و یا رمانتیزه کردن درد و رنج بازماندگان هم نیست.

مراقبت جمعی در ایران؛ بقا زیر سرکوب

مراقبت جمعی در ایران در فضایی کاملا سرکوب شده و پر خفقان اعمال می‌شود. سوگواری جمعی تحت نظارت شدید امنیتی و تهدید‌های بی‌امان صورت می‌گیرد. هرگونه هم‌‌یاری و همراهی با خانواده‌های قربانیان اغلب جرم‌انگاری شده و پر‌خطر است. به همین دلیل، مراقبت جمعی معمولاً به صورت آشکار و یا در سطحی گسترده انجام نمی‌شود؛ بلکه به صورت خاموش، محتاط و پنهانی صورت می‌گیرد. مراقبت جمعی در رفتارهای‌هایی مانند پناه دادن به معترضان گریزان از سرکوب‌گران، یاری رساندن به زخمی‌ها و تلاش برای رها کردن معترضان از چنگ ماموران و حتی در سکوت آگاهانه برای حفاظت از جان‌ها نمود می‌یابد.

سلب امکان سوگواری عمومی از جامعه‌‌ای که خشونت را در این سطح تجربه کرده آسیب‌های وارد شده بر آن را عمیق‌تر می‌کند. در چنین شرایطی دیدار خانواده‌های داغدار از یکدیگر و سوگواری در کنار هم و حمایت از خانواده‌هایی که عزیزانشان در بند هستند از مصادیق مراقبت جمعی هدفمند است. کنش‌هایی که البته همواره با خطر‌پذیری بسیار همراه بوده است.

 وقتی مراسم خاکسپاری و یادبود جان‌باختگان تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار می‌شود، و امکان برگزاری آیین‌های سوگواری از جامعه‌ی تروما‌زده، داغ‌دیده و دردمند دریغ می‌شود، مراقبت جمعی هدفمند در زنده نگه داشتن یاد جان‌باختگان و نه گفتن به فراموشی تبلور می‌یابد.

این زنده نگه داشتن نام‌ها و روایت‌های رنج و اندوه در حلقه‌های امن و قابل اعتماد، صرفا یک رفتار منفعلانه نیست، بلکه کنشی است آگاهانه برای نه گفتن به فراموشی و جلوگیری از عادی شدن خشونت. راه‌کاری برای مهار و مدیریت احساس اندوه، ترس و خشم برای جلوگیری از فراگیر شدن احساس سرخوردگی و فروپاشی عاطفی. این کنشگری در شرایطی که سرکوب‌گرانِ خشونت‌گر فعالانه برای ایجاد دو دستگی در جامعه تلاش می‌کنند از اهمیت بالایی برخوردار است. در مراقبت جمعی آگاهانه و هدفمند یاد می‌گیریم که گاهی باید از کار و فعالیت سیاسی بیش از اندازه و یا در معرض مداوم اخبار و تصاویر دلخراش قرار گرفتن دست برداریم. با این کار خود را از خطر فرسودگی و فروپاشی عاطفی دور می کنیم تا توان خود برای ادامه مسیر را بازیابی کنیم.

مراقبت جمعی در جامعه مهاجر

دیاسپورای ایرانی در موقعیتی متفاوت اما به‌شدت دردناک قرار دارد و فاصلهٔ جغرافیایی هرگز به معنای جدا بودن از جامعه و برخورداری از آرامش روانی نیست. دیدن و شنیدن سیل اخبار و تصاویر دلخراش از درون ایران برای بسیاری که در خارج از ایران زندگی می کنند بسیار دردناک است.

در چنین شرایطی دیاسپورای ایرانی اغلب احساسی عمیق از ناتوانی، استیصال، عذاب وجدان ناشی از دور بودن و دور ماندن و شاید حتی زنده ماندن را تجربه می‌کند.

افزون بر آن، بی‌خبری از عزیزان که اغلب در اثر قطع امکان ارتباط ناشی می‌شود، دیاسپورای ایرانی را دچار نوعی اضطراب و نگرانی فرساینده می‌کند. از سویی، مهاجرت (بخوانید آوارگی) همواره حسی از فوریت و از دست دادن زمان را در خود به همراه دارد؛ به این معنا که دور و یا جدا ماندن از فرهنگ و زبان و سرزمین مادری که اغلب ناخواسته و ناشی از شرایط نابرابر در جامعه ایران بوده، همواره دیاسپورا را دچار این اضطراب می‌کند که زمان برای بازگشت و پیوستن دوباره به سرزمین مادری، بقا و در نهایت برقرای عدالت در حال از دست رفتن است؛ این حس از جاماندگی در شرایط بحران، مانند آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ تجربه کردیم و می‌کنیم، باعث می‌شود زخم‌های کهنه تاریخی دوباره سرباز زنند؛ و همه این حس‌های توام با اضطراب مداوم می‌تواند به سرعت به ابزاری برای درگیری‌های درون‌گروهی و اختلاف‌های فرساینده بدل شود. مراقبت جمعی در دیاسپورا می‌تواند به ما کمک کند از یکدیگر در برابر فروپاشی و دو‌دستگی محافظت کنیم. هم‌زمان فضایی فراهم می‌کنیم که همه بدون قرار گرفتن در معرض قضاوت‌های جورواجورِ اخلاقی کنار هم باشیم؛ زیرا خشونت دولتی درون مرزها متوقف نمی‌شود و اغلب خود را از طریق شکاف‌ها و اختلاف‌های سیاسی بازتولید می‌کند.

در مراقبت جمعی هدفمند نمی‌گذاریم که درد و اندوه مشترکمان به آسیب متقابل تبدیل شود و به هم یادآوری می‌کنیم که تک تک ما توان و ظرفیت و محدودیت‌های متفاوتی داریم که هیچ‌کدام نافی تعلق (خاطر) ما به ایران نیست. پس در چنین شرایطی اگر کسی یا گروهی تصمیم بگیرد اندکی از فضای سیاسی فاصله بگیرد به معنای بی‌تفاوتی و یا کناره‌گیری از این فضا نیست. بلکه خود نوعی کنش سیاسی است برای بقا در درازمدت.

مراقبت جمعی فرامرزی: همبستگی بدون بهره‌برداری

رابطه بین جامعه درون ایران و دیاسپورا رابطه‌ای حساس و‌پیچیده است. به این دلیل که این دو در شرایط یک‌سان قرار ندارند. مراقبت جمعی هدفمند میان جامعه ایران در داخل و خارج اگرچه‌می تواند متقابل باشد اما همواره متقارن نیست. یکی زیر سرکوب‌های بی امان حکومتی باید مبارزه کند هرگونه حرکت و اعتراض، او را در معرض مستقیم خطر از دست دادن جان و آزادی قرار می دهد؛ در حالی که دیاسپورا، هرچند نگران و مستاصل، هرگز با چنین خطراتی مواجه نیست.

از سویی برخورداری از این موقعیت باعث می‌شود جامعه مهاجر (به درستی) مسئولیتی بسیار سنگین برای صدا بخشیدن به معترضان در ایران بر دوش خود احساس کند.

به همین دلیل مراقبت جمعی و آگاهانه، وقتی از دور و با فاصله صورت می‌گیرد، باید همراه با مسئولیت، صداقت و فروتنی، باشد. به عنوان جامعه مهاجر، باید بتوانیم صداهای درون ایران را با گوش جان و در نهایتِ صبوری بشنویم و آنها را همان‌گونه که هستند (نه دست‌کاری شده برای بهره‌برداری‌های سیاسی و گروهی و شخصی) بازتاب دهیم. ما مالک درد و رنج قربانیان نیستیم بلکه در بهترین حالت فقط می‌توانیم حامی آنها باشیم و مرهمی برای درد شان.

این به این معناست که درد و رنج و اندوه‌‌‌‌ داغ‌دیدگان را کالا‌انگاری و مصرف نکنیم. ثبت روایت‌ها بسیار ضروری و مهم است اما استفاده از ترومای بازماندگان برای اهداف تبلیغاتی درد و رنج بی‌نهایت بی‌دفاع‌ترین اقشار کف خیابان را به ابزار بهره‌برداری تبدیل می‌کند؛ که هم نا‌عادلانه و هم غیراخلاقی است. به کارگیری این توصیه به ویژه برای فعالان و روزنامه‌نگاران ضروری است.

در نهایت مراقبت جمعی هدفمند به ما می‌آموزد که برای همبسته و هم‌دل بودن لازم نیست باهم هم‌نظر باشیم. بلکه لازم است برای جلوگیری از آسیب بیشتر با صبوری و احترام و تعهد کنار هم بمانیم.

کارکرد مراقبت جمعی نه ارائه راه‌حل فوری برای تسکین درد بلکه تمرین مقاومتی است سرسختانه و در عین حال صبورانه برای اینکه هیچ کس بار سنگین درد و رنج و خشونتی در این سطح را به تنهایی بر دوش نکشد. مراقبت جمعیِ آگاهانه و هدفمند به معنا و در جهت التیام بخشیدن به زخم‌های جامعه نیست بلکه ابزاری است برای مراقبت از زخم‌های جامعه.

  • طوبی زکی‌پور، روزنامه‌نگار و فعال در حوزه مبارزه با خشونت علیه زنان

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.