ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

روایت یک بازداشت؛ از حضور در اعتراضات دی‌ماه تا چهار روز بازجویی و فشار برای اعتراف اجباری

یک جوان آهنگساز و خواننده موسیقی رپ از آستارا، در گزارشی جزئیات حضور خود در اعتراضات سراسری دی‌ماه، نحوه بازداشت، بازجویی، ضرب‌وشتم و فشار برای اخذ اعترافات اجباری را تشریح کرده است.

امیرمهدی رجبی، ۲۱ ساله، ترانه‌سرا، آهنگساز و خواننده موسیقی رپ (معروف به بنگارد) و کارگر ساختمانی، ساکن شهرستان آستارا در استان گیلان و فعال موسیقی رپ با نام هنری «بنگارد»، در شهادتی مکتوب، جزئیات حضور خود در اعتراضات سراسری دی‌ماه و آنچه پس از آن در بازداشتگاه بر او گذشته است را روایت کرده است.

بنا به این روایت، او در روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه (۱۷، ۱۸ و ۱۹ دی) در تجمعات اعتراضی آستارا حضور داشته است. رجبی توضیح می‌دهد که در روز چهارشنبه تجمع مقابل فرمانداری با استفاده از گاز اشک‌آور متفرق شد. در روز پنج‌شنبه، نیروهای امنیتی به معترضان با ساچمه شلیک کردند و افراد زیادی مجروح شدند. به‌گفته او، در روز جمعه، برخلاف روزهای قبل، خبری از نیروهای بسیج و انتظامی نبود و نیروهای سپاه در محل حضور یافتند و با تیر جنگی به معترضان شلیک شد و شماری کشته و بازداشت شدند.

رجبی در ادامه روایت می‌کند که در روز سه‌شنبه ۳۰ دی تماسی از شماره‌ای با عنوان «Private Number» دریافت کرد. تماس‌گیرنده خود را مأمور اداره اطلاعات معرفی کرده و از او خواسته بود ساعت یک ظهر برای «یک گفت‌وگوی رسمی» مراجعه کند و اطمینان داده بود که پس از پایان گفت‌وگو به خانه بازخواهد گشت. رجبی می‌گوید با اعتماد به این وعده، در محل حاضر شده است.

روایت او که به ایران وایر نیز رسیده است را می‌توانید از زبان او بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

به‌گفته او، پس از ورود، مأموران دژبانی تمام وسایل شخصی‌اش را ضبط کرده و بازرسی بدنی شدید از او انجام داده‌اند. بلافاصله دستبند زده شده و به اتاقی کوچک منتقل شده است؛ اتاقی که به‌گفته او، در اطراف آن مبل‌های موسوم به «سلطنتی» قرار داشته و تصاویر روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای به‌همراه پرچم جمهوری اسلامی بر دیوار نصب بوده است.

در این اتاق، به او دستور داده شده روی یک نیمکت مدرسه که رو به دیوار قرار داشت بنشیند، به عقب برنگردد و به اطراف نگاه نکند. رجبی می‌گوید با شنیدن صدای باز شدن در، به‌صورت ناخودآگاه به عقب برگشته و در همان لحظه مورد ضربه شدید به صورت قرار گرفته است؛ ضربه‌ای که باعث دررفتگی فک او شده و به حدی دردناک بوده که قادر به صحبت کردن نبوده است. با وجود این، از او خواسته شده صحبت کند و وقتی قادر به پاسخ نبوده، مورد توهین و فشار قرار گرفته است.

پس از آن، فرمی برای ثبت اطلاعات شخصی مقابل او قرار داده شده که آن را تکمیل کرده است. سپس مأموران از او خواسته‌اند به‌صورت مکتوب و با جزئیات توضیح دهد که در روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه کجا بوده و چه اقداماتی انجام داده است. رجبی می‌گوید تمام آن‌چه رخ داده را نوشته است.

در ادامه، بازجویان به تماسی از یک شماره با پیش‌شماره ۰۹۹۱ اشاره کرده‌اند که شب جمعه با او تماس گرفته و گفته شده «ساچمه خورده است». رجبی تأیید می‌کند که این تماس از سوی یکی از دوستانش بوده، اما در بازجویی از معرفی فرد تماس‌گیرنده، نام و آدرس او خودداری کرده و اصل تماس را انکار کرده است.

به‌گفته این شاهد، پس از این امتناع، یکی از مأموران از پشت یقه کاپشن او را کشیده، باعث برخورد سرش با زمین شده و پس از آن با چشم‌بند به اتاق دیگری منتقل شده است. در آن اتاق، مأمور دومی حضور داشته که پس از شنیدن گزارش بازجو گفته است: «بندازینش بازداشتگاه، همه‌چی یادش می‌آد.»

رجبی می‌گوید چهار روز در بازداشت بوده و در این مدت، به‌طور روزانه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته است. او تأکید می‌کند که با وجود فشارهای جسمی و روانی، حاضر به ارائه اطلاعات نشده است. به‌گفته او، بازجویان با تهدیدهایی از جمله انتساب اتهام محاربه و تکرار جمله‌هایی نظیر «می‌دونی حکمت چیه؟ اعدام» و «از زندگی و پدر و مادرت خداحافظی کن» تلاش کرده‌اند او را وادار به اعتراف اجباری درباره اقداماتی مانند آتش زدن بانک، ساخت کوکتل مولوتف و درگیری فیزیکی با مأموران کنند.

به‌گفته رجبی، این اتهامات به‌صورت مکتوب و با دست‌خط بازجویان مقابل او گذاشته می‌شده و از او خواسته می‌شده آن‌ها را امضا کند. او می‌گوید هر بار که از امضا خودداری کرده، با سیلی و ضربه مواجه شده است.

او همچنین وضعیت تغذیه در بازداشتگاه را «بسیار محدود» توصیف کرده و گفته است که روزانه تنها یک وعده غذا در حد یک تکه نان بربری به اندازه کف دست به او داده می‌شده است.

به‌گفته این شاهد، او در نهایت آزاد شده، اما آزادی‌اش مشروط به امضای تعهدنامه‌ای بوده است که بر اساس آن، متعهد شده «اقدامی علیه جمهوری اسلامی انجام ندهد» و در صورت درخواست نهادهای امنیتی و انتظامی، با آن‌ها همکاری کند. او می‌گوید این تعهد را «به‌اجبار» امضا کرده و پس از تحویل وسایل شخصی، آزاد شده است.

رجبی در پایان شهادت خود تأکید می‌کند که در تمام مدت بازداشت، حق تماس با خانواده را نداشته و خانواده‌اش از وضعیت او بی‌اطلاع بوده‌اند. به‌گفته او، پس از آزادی متوجه شده که پدر، مادر و دوستانش هر روز به اداره اطلاعات مراجعه کرده‌اند، اما مسئولان مربوطه بازداشت و حضور او را انکار می‌کرده‌اند.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.