ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

نه به حملۀ نظامی و مداخلۀ خارجی در ایران ـ زنده باد مبارزه

امضاکنندگان این بیانیه، که خود را جزو مخالفان نظام فعلی می‌دانند، معتقدند که هیچ نفرتی از جمهوری اسلامی توجیهی برای قبول یا همراهی با سناریوی امپریالیستی و ویرانگر جنگ‌طلبان نیست.

زیست اکثریت جامعۀ ایران به وضعیت بغرنجی درافتاده است. سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی که طی دهه‌ها سفرۀ مردم را روزبه‌روز کوچک‌تر و اقلیت سرمایه‌دار مورد حمایتش را فربه‌تر ساخته، امروز عموم مردم را به فقر و فلاکتی بی‌سابقه کشانده و قدرت خرید مزدبگیران و زحمت‌کشان را محدودتر از همیشه کرده است.

جمهوری اسلامی که از همان آغاز بر سرکوب تشکل‌های انقلابی و کشتار مبارزان و دگراندیشان قد علم کرد، در سرتاسر حیات خود نیز، صرف‌نظر از جناح‌های حاکم در هر دوران، تنها با سرکوب و حذف مخالفان و تشکل‌زدایی از جامعه بقا یافت؛ از سرکوب خونین انقلابیون در سال‌های پایانی دهۀ پنجاه، تا تعرض به سازمان‌های انقلابی و قتل‌عام ده‌ها هزار مبارز در دهۀ شصت، از قلع‌وقمع جنایت‌بار مردم معترض به فقر حاصل از سیاست‌های تعدیل ساختاریِ دهۀ هفتاد در مشهد و اسلامشهر و شیراز و قزوین و اراک و…، تا به خاک‌وخون کشیدن اعتراضات کوی دانشگاه و قتل‌های ننگین زنجیره‌ای، از کشتار مردم معترض به فلاکت‌ تحمیلی در دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸، تا سرکوب زنان و مردان برابری‌طلب با شعار مترقی «زن زندگی آزادی» در اعتراضات ۱۴۰۱ و بالاخره کشتار بی‌سابقۀ مردم جان‌به‌لب‌رسیده در دی‌ماه همین سال.

در طول پنج دهۀ اخیر اما جنبش‌های مترقی اقشار گوناگون جامعۀ ایران لحظه‌ای متوقف نشده‌ است. دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، زنان و طبقۀ کارگر، سال‌هاست باوجود سرکوب هرگونه فعالیت جمعی و خفه کردن هرگونه تلاش برای سازمان‌یابی و تشکل‌سازی، در هر فرصت ممکن و به‌قیمت شکنجه و زندان و تبعید و مرگ، علیه ارتجاع و استثمار و استبداد به پا خاسته و برای احقاق مطالبات جمعی به‌حق خود مبارزه کرده‌اند.

امروز اما در کنار فقر و عزا و فلاکت تحمیل‌شده به اکثریت جامعۀ ایران، سایۀ جنگی ویرانگر نیز بر سر مردم رنج‌کشیدۀ این کشور افتاده؛ هنوز چند ماه از حملات رژیم نسل‌کش اشغال‌گر اسرائیل به ایران و قتل بیش از هزار انسان بیگناه نگذشته، دولت آمریکا با سابقۀ کشتار میلیونی مردم افغانستان و لیبی و سوریه و عراق، دیگربار به دروغی بی‌شرمانه متوسل گشته و با شعار وقیحانۀ «نجات مردم ایران» و «کمک» به آنان برای سرنگونی جمهوری اسلامی و «بازیابی شکوه پیشین»، در پی آن است تا راه بمباران و ویرانی و سلب جان و مال و امنیت و کرامت مردم این کشور را برای خود هموارتر سازد.

ما امضاکنندگان این بیانیه، که خود را جزو مخالفان نظام فعلی می‌دانیم، معتقدیم که هیچ نفرتی از جمهوری اسلامی توجیهی برای قبول یا همراهی با سناریوی امپریالیستی و ویرانگر جنگ‌طلبان نیست. ما شاهد نتایج فاجعه‌بار دخالت‌های نظامی آمریکا در افغانستان و سوریه و لیبی و عراق بوده‌ایم و هیچ وعدۀ «آزادی‌خواهانه» و «انسان‌دوستانه‌ای» نمی‌تواند کشتار مردم خاورمیانه و نابودی جنبش‌های مترقی این کشورها در اثر جنگ را از یاد ما ببرد.

ما معتقدیم که اگر خواست جنگ و تحریم برای بسیاری از نیروهای فعال در صحنهٔ امروز، تلاشی برای ورود به صحنۀ سیاست و سهم‌خواهی و تحمیل حاکمیت خود با کشتار، زجر و شکنجۀ رقبا و مخالفان است، برای ما هرگز جز مرگ و تکه‌تکه شدن عزیزانمان، جز ویرانی زیرساخت‌های اساسی کشور و محرومیت از آب و برق و سوخت و خدمات عمومی، جز تحقیر و فقر و گرسنگی شدیدتر و سفره‌های خالی‌تر به ارمغان نخواهد آورد.

ما اعتقاد داریم که جنگ، بنیان‌های زندگی اجتماعی ما را نابود خواهد کرد و جنبش‌های اعتراضی ما شامل جنبش کارگری، جنبش زنان، دانشجویان و معلمان و بازنشستگان را دهه‌ها عقب خواهد راند و مبارزاتی را که خود با خون دل پیش برده‌ایم به کام تباهی خواهد کشید و زندگی‌مان را صرفاً به تلاش برای «زنده ماندن» تقلیل خواهد داد. ما می‌دانیم که رهایی از چنگال استثمار و استبداد، با دخالت خارجی و تکیه بر وعدهٔ سرنگونی حکومت فعلی ممکن نیست و باور داریم که برابری و آزادی میوۀ مبارزه و تلاش جوامع است، نه مفاهیمی وارداتی و قابل تجارت.

ما از تمام مردم آزادی‌خواه ایران می‌خواهیم بی‌لکنت و ترس از فحاشی‌ و تهدیدهای جنگ‌طلبان، شعار «نه به جنگ» را به جمع خانواده و دوستان و محلات کار و زندگی خود ببرند و نگذارند در غیاب رسانه‌های مستقل مترقی، صدای مخالفان با جنگ و جنگ‌طلبی خاموش شود. ما معتقدیم که مقابله با دخالت نظامی خارجی و گسترش شعار «نه به جنگ» در سطح جامعه، نه‌تنها جدا از تمام شعارهای جنبش‌های مترقی تاریخ ایران نیست، که پایه و مبنای هر مبارزه‌ای است که آرمان کرامت و برابری و زیستی انسانی‌تر دارد.

نه به جنگ
زنده باد مبارزات مترقی توده‌های مردم

نام برخی از امضاکنندگان این بیانیه:

ارغوان فراهانی، اسد گلچینی، پروین اردلان، اکبر معصوم بیگی، امیرعباس آذرم‌وند، امین بزرگیان، بنفشه رنجی، بهاران فراهانی، بیژن صباغ، حامد کیایی، خسرو صادقی بروجنی، سالومه رحیمی، سما اوریاد، سیامک امینی، شقایق نوروزی، علی معظمی، کامران معتمدی، کاوه عباسیان، لیلا منصور، محسن حکیمی، محمود فارس، نیما توتکابنی، یاسمین میظر.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • Kyan

    هیچ چیزِ فی نفسه‌ای (قائم به ذات) وجود ندارد؛ این عبارتی است که نیچه در تبارشناسی اخلاق در پی اثبات آن می‌کوشد و ریشه‌های ذاتی اخلاق را به عنوان فریبِ زیرکانه‌ی بشر برای رسمیت دادن به کردارِ مورد نظرش، نشانه می‌رود. اگرچه در کتاب تبارشناسی اخلاق ابژه‌ی این واکاوی فلسفه‌ی کانت است اما در کتاب دجال (Antichrist) به شیوه‌ای نمایان به مفهوم خدا به عنوان ستون اصلی مفهوم ذاتِ فی نفسه می‌پردازد. هدف این نوشتار پرداختن به فلسفه‌ی نیچه نیست بلکه بر آن است تا بر پایه‌ی بی اعتبار دانستن مفهومِ شیئ فی نفسه، دیدگاه‌های هم‌سو و ناهم‌سو با نقشِ دخالت نظامی در سرنگونی جمهوری اسلامی را مورد سنجش قرار دهد. در اینجا باید این موضوع را روشن ساخت که جامعه‌ی داخلی ایران حتا در صورت مخالفت با دخالت نظامی آمریکا نیز بار جنگ را بر دوش دارد و باید به آن مبارزه تن دهد چرا که ساختار سیاسی و نظامی و همین‌طور تمرکز قدرت و پول در یک نقطه به نام سپاه، و میل به برهم زدن این ساختار خود دلیلی بر ضرورت جنگ است همچنان که تاکنون دیده شده است. موضع گیری جبهه‌ی چپ در برابر آمریکا بیش از آنکه نماینده‌ی خواست مردم ساکن در ایران باشد، روشی است که بر حول یک محور پدیدار می‌شود و آن مخالفت با ارکان سیاسی آمریکا است و به نظر می‌رسد که در وهله‌ی نخست نمی‌تواند مبنای تحلیلی عمیقی داشته باشد، مبنایی که صرفن به موضوع ایران و مردم آن برگردد چرا که اگر جز این می‌بود می‌بایست با در نظر گرفتن جنگ بین مردم و حکومت شیوه‌ی پابرجایی حکومت را بررسی کند و دریابد که سرنوشت جامعه همچنان با کشتارِ مهیب بعدی گره خورده است مگر آنکه بپذیریم که راه سرنگونی بسیار طولانی‌تر است و آن هم زمانی رخ می‌دهد که افراد از درون ساختار نظامی فرو بریزند. هرچند که وقوع چنین فرضی مستلزم ایجاد آگاهی در مقیاسی بسیار گسترده است اما باید دانست که یک جامعه در آن شرایط به میزان مطلوبی از آگاهی جمعی دست یافته است و این خود شرایطی را رقم خواهد زد که پس از آن، بازگشت به چیزی همانند جمهوری اسلامی‌ ناممکن خواهد بود. اما باید پرسید که آیا گذشتن از مسیر آگاهی ممکن است؟ پاسخ این پرسش را باید در تاریخ ایران پس از انقلاب 57 جست و خفقانی که به طور مداوم در حال افزایش است و از عواقب آن همین است که در وضع کنونی هر اپوزیسیونی بی اعتبار است مگر پادشاهی‌خواهی و جریان چپ تنها به مثابه‌ی یک موضع انتقادی می‌تواند در برابر آن اعلام موجودیت کند. (هرچند که باید در جای دیگر به این موضوع پرداخت که آیا در شرایطی که هزاران هم‌وطن پای چوبه‌ی دار قرار دارند چنین ابراز وجودی می‌تواند کمک کننده و راهگشا باشد یا خیر). از دیگر نشانگرهای روند افزایشی خفقان و نا امیدی از امکان فراهم آمدن مسیر آگاهی جمعی، زبان اعتراض است؛ یعنی همان شیوه‌ای که در تمام دوره‌های اعتراض تداوم داشته و دچار فرگشت شده است. فرگشت نه تنها یک انتخاب آزادانه نیست بلکه آشکارا بر ضد آن است و برآیند اوضاع پیش از خود است و در این مورد نشان دهنده‌ی آن است که دست بردن به خشونت در جنبش پادشاهی‌خواهی نه یک عمل به قصد درگیری مسلحانه، بلکه شیوه‌ای از اعتراض جمعی است که با در نظر گرفتن پاسخ حکومت به اعتراض‌های مسالمت‌آمیز در دوره‌های پیشین و همین‌طور بهای گزافی که بر دوش جامعه‌ی پس از اعتراض بوده است، دگرگون شده است. این دگردیسی در زبانِ گفتگو بین حکومت و مردم جامعه به خودی خود نشانه‌ای است از وقوع جنگ در قیام‌های پیش رو و کشتار و زخم عمیق بر روانِ جامعه‌ی آزادی‌خواه. پرسش این است که اگر جنگ گریزناپذیر باشد آیا مداخله‌ی نظامی را می‌توان بر ترازوی اخلاق سنجید؟ اگر آری باز باید پرسید که آیا اخلاق همه‌ گروه‌های جامعه را در نظر می‌گیرد؟ طبیعتن خیر و اعتبار اخلاق در این موضوع از دست می‌رود و موضوع مهم دیگری سر بر می‌آورد به این صورت که گروه‌ها و کشورهای ذی‌نفع کدام‌اند که این موضوع را می‌توان از دریچه‌ی هم‌سویی با دخالت نظامی مورد بررسی قرار داد. دخالت نظامی احتمالن پیش از آنکه بخواهد نیازهای عامل آن را برآورده سازد یک‌سره توان انقلابی جامعه را به چالش می‌کشد زمانی که به طور ضمنی نشان می‌دهد که براندازی جمهوری اسلامی نیازمند توانی است بیش از نیرویی که در خیابان دیده می‌شود که از قضا در ارتباط با سرنگونی حکومت‌ها از اهمیت بالایی نیز برخوردار است. انقلاب نشان‌دهنده‌ی آن است که نیروی جامعه فراتر از نیروی بی حد و مرز دستگاه قدرت است و زمانی که به هدف دست یابد به تایید نیز می‌رسد و خود این امر تبدیل به بنیانی خواهد شد که همواره در برابر ساختارهای احتمالیِ ناکارآمدِ بعدی قد علم می‌کند. مداخله‌ی خارجی می‌تواند اثبات کند که یا نیروی جامعه از بن و بنیاد فراتر از ساختار قدرت نیست و توان رویارویی با آن را ندارد و یا اگر هم به صورت نیرویی نهفته در لایه‌های جامعه موجود باشد قابلیت تحقق ندارد. درست است که مداخله‌ی نظامی می‌تواند این هر دو یا یکی از آنها اثبات کند اما باید در نظر گرفت که آیا به خودی خود ممکن است یکی از این دو حالت درست از آب درآید بی آنکه مداخله‌ای صورت گرفته باشد؛ زمانی که هیچ تضمینی برای به ثمر نشستن انقلاب وجود ندارد این برداشت ضروری است که چیرگیِ زور مردم بر حکومت یا حکومت بر مردم هرگز پیش‌بینی‌پذیر نخواهد بود و همواره باید پیامدهای شکستِ جنبش انقلابی را نیز در نظر داشت -به ویژه اینکه در همین لحظه افراد زیادی از هم‌وطنانِ گرفتار در بندِ دژخیمان در معرض همان پیامدهای فاجعه‌بار قرار گرفته‌‌اند بی‌آنکه هیچ تشکلی به طور رسمی بخواهد و بتواند به آنان یاری برساند- ضمن اینکه اگر بتوان وقوع این قیام را برآیند نیروی جمعیِ بیدار شده در نظر گرفت یعنی به عنوان ضرورتی تاریخی و اجتناب ناپذیر، آنگاه دست‌کم یکی از آن دو حالت مصداق می‌یابد تا لحظه‌ای که انقلاب به ثمر نشیند ولی با همه‌ی این اوصاف همچنان ممکن است که نیروی جمعی در این نبردِ به راستی نابرابر جز در صورتی که زبان مبارزه‌اش را تغییر دهد یعنی دست به دامن برخی از شیوه‌هایی شود که خود حکومت برای بقایش از آنها بهره می‌برد هرگز نتواند انقلاب را به ثمر برساند آن‌هم بدون در نظر گرفتن دخالت‌های پنهانی و پلید کشورهای همسایه و شرق. مداخله‌ی نظامی در چنین شرایطی تنها وجهی آشکار از جنس همان وقایعی است که همواره به صورت ناپیدا بر سرنوشت ما مردم ایران تاثیرِ بازدارنده و نابودگر داشته‌اند با این تفاوت که این اقدام به ظاهر قرار است به سود مردم تمام شود و این نیز حقیقتی آشکار است که برقراری ارتباط بین ایرانِ پسا جمهوری اسلامی و آمریکا و غرب موجب تغییر در تقسیم منافع به صورت جهانی خواهد شد.

  • ایرج علی نژاد

    از بیانیه حمایت کامل می کنم

  • Goli

    زنده باد صلح پایدار بدون جنگ

  • چوایران نباشد تن من نباد

    شماهایی که میگین نه به جنگ آیا اومدین برای سرنگونی این رژیم به خیابون جلوی دوشگا و مسلسل و دوربین دار وباتوم وغمه این جلادان وایسین؟!؟! یا فقط اون دور دورا وایسادین میگین لنگش کنن مردم؟؟ هیچ مس از جنگ خوشش نمیاد و میدونیم ویرانی و کشتار هم داره... اما تابه کی با دست خالی مردم کشته بدن عزیزاشونو گوشت دم توپ کنن تا بعد پیروزی همین شماها بیاین یقه پاره کنین برای سهم خواهی هاتون؟! اگه راست میگین شماها بیاین یه کاری بکنین یه راهی جلو بزارین که بشه بزاینها چیره شد که فقط مردم تنها هزینه ندن،،، اینها روهم نابود بشن؟؟!!! با دست خالی نمیشه به جنگ این جلادان تا به دندان مسلح رفت... وای بحال اینکه به بمب هسته ای دست پیدا بکنن دیگه از همین آمریکا هم کاری برنمیاد مث همین کره شمالی میشیم تا ابد الدهر میشیم برده این قوم ظالمین.... دو ضرب المثل داریم.. یکی (مرگ یه بار شیون هم یه بار) و (دیگه بالاترازسیاهی دیگه رنگی نیست) هرچه باداباد... ما از دست این ستمگران آزادبشیم هرکسی میخواد باشه دستشو می فشاریم... اولش شاید کمی سختی باشه ولی مامیتونیم دوباره کشور و بسازیم

  • اسد

    جنگ جز ویرانی و کشتار برای همه چیزی در بر نخواهد داشت. بدون جنگ هم میشود. نه به استعمار غرب نه به فساد نه تبعیض...

  • شراره

    لطفا به کار بردن "حکومت اسلامی" و یا " رژیم اسلامی" را به عوض"جمهوری اسلامی" در نوشتارها و گفتار تمرین کنیم. زیرا که ترکیب "جمهوری اسلامی" چه به لحاظ معنایی و چه به لحاظ عملکرد سیاسی اش درست نیست. و این ممکن است موجب رویگردانی عده ای از شهروندان نسبت به ضرورت ایجادجمهوری آینده در ایران شود.

  • حمید

    بله با مبارزات مترقی رقص و اواز میریم جلوی دوشکا و تک تیرانداز و رگبار گلوله جدا از این شما هنوز تو این امپریالیسم موندید؟ اون برای 50 سال پیش بود ما اصلا بدمون نمیاد جزو امپریالیست های جهان باشیم میخوایم ثروت زیادی داشته باشیم و هیچ علاقه ای به مبارزه برای ارمان های ملل مظلوم نداریم شما میتونید خودتون انجمن تشکیل بدید برید مبارزه کنید در برابر امپریالیسم جهانی ملت ایران علاقه ای به هزینه دادن نداره. باتشکر

  • بی نام

    گروهی که نه به دخالت نظامی برای سرنگونی جمهوری نکبت اسلامی می گوید ناخواسته به این رژیم استمرار می دهد .شما فقط لفاظی بلدید و تکرار احکام چپی ۵۰ سال گذشته و هیچی یاد نگر فته آید .