ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

زبان مادری و جغرافیایِ پاره‌پاره‌یِ کوردستان

روز جهانی زبان مادری برای ملت کورد تنها یک مناسبت نمادین نیست؛ بازخوانی تاریخی از زخمِ سرکوب و مبارزه برای بقاست. از کلاس‌های درسی که زبان مادری را «نامعتبر» می‌خوانند تا تمسخر لهجه در بزرگسالی، تبعیض زبانی چگونه هویت را نشانه می‌گیرد؟ کانی کرم‌پور در این مقاله از رنجِ تحمیل‌شده، «لکنت هویتی» و خشونت پنهان سخن می‌گوید. و از این حقیقت که زبان مادری، آخرین دژِ مقاومت در برابر یکسان‌سازی اجباری است.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در آستانه‌ی ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری، سخن گفتن از حقِ نوشتن و خواندن، برای بسیاری از ملل جهان یک یادآوری نمادین است، اما برای ملت کورد، این روز بازخوانی یک زخم عمیق و یک مبارزه‌ی ناتمام برای بقاست. کوردستان، این جغرافیایِ کهن که در قلب خاورمیانه و بر شانه‌های استوار زاگرس ایستاده است، قرن‌هاست که شاهدِ یکی از بزرگ‌ترین بی‌عدالتی‌های تاریخی بشریت است. سرزمینی واحد که با نقشه‌های کشیده‌شده در اتاق‌های تاریکِ سیاستِ پساجنگ جهانی اول، به چهار پاره تقسیم شد تا هویتِ منسجمِ ملتی بزرگ در میان مرزهای مصنوعیِ چهار دولتِ مدرن به مسلخ برود. این تقسیم‌بندی تنها یک جدایی فیزیکی نبود، بلکه تلاشی سیستماتیک برای قطعه‌قطعه کردنِ روح یک ملت بود که از طریقِ ممنوعیت یا محدودیتِ زبان مادری اعمال شد؛ سیاستی که هولناک‌ترین اثرات خود را در همان سال‌های نخستین زندگی، یعنی در لحظه‌ی ورود کودک به دنیای آموزش، بر جای می‌گذارد.

تراژدی واقعی زمانی آغاز می‌شود که کودکِ کورد، پس از گذراندن سال‌های شیرین کودکی در آغوش لالایی‌ها و قصه‌های مادری، قدم به آستانه‌ی مدرسه می‌گذارد. او که تا آن روز جهان را با کلماتِ کوردی لمس کرده، ناگهان خود را در محیطی می‌بیند که زبانِ عاطفه و فکرش در آن نه‌تنها غایب، بلکه گاه «نامعتبر» شمرده می‌شود. این مواجهه با زبانی بیگانه در حساس‌ترین سنِ رشد، ضربه‌ای سهمگین بر روح و روان کودک وارد می‌کند. او که باید با اشتیاق به دنبال کشف جهان باشد، ناگهان در حصارِ سکوتی اجباری گرفتار می‌شود؛ چرا که کلماتش دیگر خریدار ندارند. این فرآیند، کودک را دچار یک «لکنتِ هویتی» می‌کند؛ او در کلاس درس احساسِ بی‌کفایتی می‌کند، نه به این دلیل که توانایی ذهنی ندارد، بلکه چون ابزارِ بیانِ آن را از او ستانده‌اند. این بیگانگیِ تحمیلی، بذرِ اضطراب و کاهش اعتمادبه‌نفس را در وجود او می‌کارد و باعث می‌شود آموزش، به جای آنکه مسیری برای آگاهی باشد، به تجربه‌ای از رنج و انزوا تبدیل شود که تا پایان عمر بر حافظه‌ی او سنگینی می‌کند.

اما این رنج به دوران کودکی ختم نمی‌شود؛ این تبعیض در سایه‌ی زبانی که به «زبانِ برتر» تبدیل شده، در بزرگسالی به شکلی عریان‌تر خود را در قالبِ تحقیر و تمسخر نشان می‌دهد. وقتی جوانِ کورد برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه‌های مرکز می‌رود، یا برای انجام امور اداری و روزمره ناچار به استفاده از زبان رسمی می‌شود، «لهجه» او که نشان از هویت و ریشه‌ی اوست، به ابزاری برای قضاوت و ریشخند تبدیل می‌گردد. تمسخرِ لهجه در ادارات، مراکز خرید و فضاهای آموزشی، لایه‌ای از خشونتِ پنهان است که می‌کوشد فرد را به خاطرِ «کورد بودن» شرمسار کند. این برخوردها، فرد را ناچار می‌کند تا مدام میانِ حفظِ اصالت و فرار از قضاوت، در کشمکش باشد. تلخ‌تر آنکه، این ستمِ آشکار حتی در میان برخی جریانات مدعیِ برابری، با برچسبِ «ناسیونالیسم» سرکوب می‌شود. اما باید صراحتاً پرسید: ناسیونالیستِ واقعی کیست؟ آنکه زبانِ خود را به عنوان تنها معیارِ «تمدن» و «صحیح سخن گفتن» بر دیگران تحمیل می‌کند، یا آنکه با تمامِ فشارها، هنوز به آهنگِ زبانِ مادری‌اش وفادار مانده است؟

اما در لایه‌لایه‌ی این تاریخِ پر از رنج، جریانی قدرتمندتر به نام «مقاومت» جاری است. ملت کورد هرگز قربانیِ منفعلی نبوده است. مقاومتِ کوردها، نبردی است که از کوهستان‌ها تا سنگرهای مدنی، از لایِ سطورِ کتاب‌های ممنوعه تا نغمه‌های زیرزمینی تداوم یافته است. این مقاومت، تنها یک مبارزه‌ی سیاسی نیست، بلکه یک ایستادگیِ وجودی است؛ تلاشی برای زنده ماندن در برابر طوفان‌هایِ یکسان‌سازیِ اجباری. کوردستان اگرچه در نقشه پاره‌پاره گشت، اما در اراده‌ی فرزندانش، وطنی واحد و تسخیرناپذیر است که مرزهایش را نه سیم‌های خاردار، بلکه کلماتِ مادری تعیین می‌کنند.

در این میان، تنها راهِ رهایی و صیانت از این هویت، آگاهی و پایداریِ جمعی است. اگرچه مرزهای سیاسی، کوردستان را به چهار بخش تقسیم کرده‌اند، اما زبان کوردی به عنوانِ وطنِ معنوی، این پاره‌ها را به هم پیوند می‌زند. وظیفه‌ی امروز، فراتر از گلایه‌مندی و سوگواری بر مزارِ تاریخ است، تلاش برای تولیدِ اندیشه و ادبیات به زبان مادری و ایستادگی در برابر فرهنگی است که «تنوع» را به مثابه‌ی «نقص» می‌بیند. لهجه‌ی ما، نشانه‌یِ غنایِ حنجره‌ای است که به بیش از یک زبان مجهز است و نباید اجازه داد نگاه‌هایِ کوته‌فکرانه، این افتخار را به حقارت بدل کنند. روز جهانی زبان مادری برای ما، روزِ ایستادن در برابرِ یکسان‌سازی‌های اجباری و میثاق دوباره با کلماتی است که بویِ بلوط‌های زاگرس می‌دهند. ما باید به یاد داشته باشیم که زبان، آخرین دژِ مقاومت است؛ دژی که تا زمانی که قلم‌ها به کوردی می‌چرخند و حنجره‌ها با افتخار به صدایِ مادری می‌تپند، فرو نخواهد ریخت و هویتِ این ملتِ بزرگ را در برابر طوفان‌های تاریخ زنده نگاه خواهد داشت. لهجه‌ی ما، نشانه‌یِ غنایِ ماست؛ گواهی بر این حقیقت که ما وارثان تمدنی هستیم که زیر بارِ هیچ استبدادی کمر خم نکرده است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.