ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

ایران در وضعیت تعلیق، روان‌شناسی بلاتکلیفی در آستانه جنگ یا توافق

اکرم اسدی - ایران امروز در تعلیق کامل فرو رفته: میان جنگ یا توافق، میان امید و اضطراب. اخبار ضدونقیض مذاکرات ژنو، تهدیدهای نظامی آمریکا و شایعات توافق پشت‌پرده، جامعه را در حالت انتظار فرسایشی نگه داشته است. این بلاتکلیفی فقط سیاسی نیست؛ یک بحران روانی جمعی است که خواب، روابط و تصمیم‌های روزمره میلیون‌ها ایرانی را مختل کرده. در این مه غلیظ نامعلومی، پرسش اصلی دیگر «چه خواهد شد» نیست؛ بلکه «در این فاصله چگونه زیست می‌کنیم؟»

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، جامعه ایران در وضعیتی از تعلیق روانی فرو رفته است؛ وضعیتی میان جنگ و مذاکره، میان فروپاشی و توافق، میان امید و اضطراب. اخبار ضدونقیض درباره سرنوشت مذاکرات میان ایران و آمریکا، تهدیدهای نظامی، تحریم‌های تازه و هم‌زمان شایعات مربوط به توافق‌های پشت‌پرده، ذهن میلیون‌ها ایرانی را در داخل و خارج از کشور درگیر کرده است. پرسشی که در ذهن‌ها تکرار می‌شود ساده، اما فرساینده است: «چه خواهد شد؟» این پرسش صرفاً سیاسی نیست؛ عمیقاً روانی است.

زندگی در مه؛ اضطرابِ نامعلومی

انسان بیش از آنکه از «خطر قطعی» بترسد، از «نامعلومیِ مداوم» رنج می‌برد. وقتی خطری مشخص باشد، ذهن می‌تواند خود را برای آن آماده کند؛ اما زمانی که آینده در مه فرو رفته، سیستم عصبی در حالت آماده‌باش دائمی باقی می‌ماند. آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، نشانه‌های همین اضطراب مزمن است؛ نوعی انتظار فرسایشی که پایانی برایش متصور نیست.

مفهوم «اضطراب وجودی» که در آثار ویکتور فرانکل روان‌پزشک و عصب‌شناس اتریشی و  نویسنده کتاب، انسان در جستجوی معنا، که روایت تجربیات او در اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی است، مطرح شده، فرانکل توضیح می‌دهد که وقتی انسان احساس کند کنترلی بر آینده ندارد، دچار بی‌ثباتی درونی و خلأ معنا می‌شود.

 بسیاری از ایرانیان امروز چنین حسی را تجربه می‌کنند؛ گویی زندگی‌شان به تصمیم‌هایی گره خورده که در جایی دور از دسترس آنان گرفته می‌شود. این وضعیت تنها به نگرانی‌های سیاسی محدود نیست؛ بر خواب، روابط خانوادگی، تصمیم‌های مالی و حتی برنامه‌ریزی‌های ساده روزمره سایه انداخته است.

جامعه ریسک؛ وقتی بحران عادی می‌شود

جامعه‌شناس آلمانی اولریش بک، در نظریه «جامعه ریسک» توضیح می‌دهد که در جهان مدرن، انسان‌ها با خطرهای نامرئی و پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی می‌کنند و اضطراب به بخشی از زیست روزمره تبدیل می‌شود. ایران اما نمونه‌ای تشدیدشده از این وضعیت است. سال‌ها تحریم، بحران اقتصادی، نوسان شدید ارز، اعتراضات، سرکوب، مهاجرت گسترده و تهدید نظامی، جامعه را در معرض تنشی مداوم قرار داده است.

نتیجه این استمرار بحران، نوعی عادی‌سازی تهدید است. شوخی‌های تلخ در شبکه‌های اجتماعی، میم‌های طنز درباره جنگ، یا بی‌تفاوتی ظاهری در برابر اخبار نگران‌کننده، همگی می‌توانند سازوکارهای دفاعی برای کاهش فشار روانی باشند. اما عادی شدن بحران به معنای بی‌هزینه بودن آن نیست. زیر پوست این عادت ظاهری، فرسودگی عمیقی شکل گرفته است.

جامعه‌ای خسته؛ فرسودگی زیر پوست شهر

می‌توان از نوعی «فرسودگی اجتماعی» سخن گفت؛ جامعه‌ای که انرژی روانی‌اش تحلیل رفته است. نسلی که از کودکی بحران را تجربه کرده، امروز با آینده‌ای روبه‌روست که همچنان نامطمئن است. بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی به تعویق افتاده‌اند. ازدواج، فرزندآوری، سرمایه‌گذاری، راه‌اندازی کسب‌وکار یا حتی خریدهای بزرگ، همگی در سایه این بلاتکلیفی قرار دارند. تصمیم نگرفتن به یک استراتژی بقا تبدیل شده است؛ گویی مردم در حالتی از انتظار تاکتیکی زندگی می‌کنند.

آنومی؛ وقتی اعتماد فرسایش می‌یابد

مفهوم «آنومی» که جامعه‌شناس فرانسوی امیل دورکیم مطرح کرده، به وضعیتی اشاره دارد که در آن هنجارهای اجتماعی تضعیف می‌شوند و افراد احساس بی‌جهتی می‌کنند. بلاتکلیفی سیاسی می‌تواند چنین حالتی را تشدید کند. وقتی آینده روشن نباشد، اعتماد عمومی کاهش می‌یابد. افراد به دایره‌های کوچک و خصوصی خود پناه می‌برند. فردگرایی دفاعی تقویت می‌شود و سرمایه اجتماعی فرسایش می‌یابد.

این روند اگر طولانی شود، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر خواهند شد.

اضطراب مهاجران؛ فاصله‌ای که درد را کم نمی‌کند

این وضعیت تنها به داخل مرزهای ایران محدود نیست. میلیون‌ها ایرانی در خارج از کشور نیز این اضطراب را تجربه می‌کنند. آنان شاید در امنیت نسبی زندگی کنند، اما خانواده و عزیزانشان در ایران‌اند. فاصله جغرافیایی از شدت نگرانی نمی‌کاهد؛ بلکه آن را به نوعی درماندگی تبدیل می‌کند. احساس گناه از دور بودن، نگرانی دائمی برای خانواده و ناتوانی در تأثیرگذاری بر تحولات، لایه‌ای دیگر به این فشار روانی می‌افزاید.

اقتصاد روانیِ بلاتکلیفی

بلاتکلیفی سیاسی، اقتصاد روانی جامعه را نیز دچار اختلال می‌کند. رفتارهایی مانند تبدیل دارایی به ارز و طلا، احتیاط شدید در خرج‌کردن یا پرهیز از سرمایه‌گذاری، تنها واکنش‌های اقتصادی نیستند؛ بلکه بازتاب اضطراب جمعی‌اند. وقتی مردم به آینده اطمینان ندارند، ترجیح می‌دهند در وضعیت دفاعی باقی بمانند. این چرخه می‌تواند رکود را تشدید کند و خود به منبع تازه‌ای از نگرانی بدل شود.

رسانه‌ها و بازتولید ترس

در عصر شبکه‌های اجتماعی، هر شایعه‌ای می‌تواند ظرف چند ساعت فراگیر شود. تیترهای هیجانی و تحلیل‌های فاجعه‌محور، ذهن‌ها را به سمت بدترین سناریوها سوق می‌دهد. الگوریتم‌ها معمولاً محتواهای هیجانی‌تر را برجسته می‌کنند و این امر، فضای روانی جامعه را ملتهب‌تر می‌سازد. در چنین شرایطی، جامعه نه‌تنها با واقعیت بحران، بلکه با بزرگ‌نمایی مداوم آن نیز مواجه است.

چگونه می‌توان در تعلیق زندگی کرد؟

شاید نتوان فوراً بلاتکلیفی سیاسی را از میان برداشت، اما می‌توان نحوه مواجهه با آن را تغییر داد. محدود کردن مصرف بی‌وقفه اخبار، تمرکز بر حوزه‌های قابل کنترل فردی، تقویت پیوندهای اجتماعی و گفت‌وگوهای صادقانه، می‌تواند بخشی از فشار روانی را کاهش دهد.

ایران امروز میان دو سناریو معلق است؛ نه جنگ قطعی است و نه توافق تضمین‌شده. این وضعیت خاکستری، ذهن جامعه را فرسوده کرده است. اما آنچه آینده را تعیین می‌کند، تنها نتیجه مذاکرات نیست؛ بلکه کیفیت روابط اجتماعی و میزان تاب‌آوری جمعی نیز اهمیت دارد.

تعلیق همیشگی نیست، هرچند ممکن است طولانی شود. شاید مهم‌ترین چالش این روزها آن نباشد که «چه خواهد شد»، بلکه این باشد که در این فاصله چگونه زیست می‌کنیم. اگر این دوره به گسست، بی‌اعتمادی و انزوا بینجامد، آسیب آن ماندگار خواهد بود. اما اگر به فرصتی برای بازاندیشی، همدلی و تقویت پیوندهای انسانی تبدیل شود، جامعه می‌تواند از آن عبور کند.

در دل نامعلومی نیز می‌توان نوعی ثبات درونی یافت؛ ثباتی که نه از قطعیت سیاسی، بلکه از آگاهی و همبستگی اجتماعی سرچشمه می‌گیرد.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.