جنگ به زندانهای ایران رسید؛ چه کسی در سلولها را خواهد گشود؟
معین خزائلی، کارشناس حقوقی و فعال حقوق بشر در گفتوگو با ما تأکید کرد که در شرایط جنگی کنونی، مسئولیت جان هزاران زندانی مستقیماً بر عهده قوه قضائیه و دادستانی کل کشور است. او هشدار داد که با اعلام «شرایط جنگی» توسط مقامات قضائی، بیقانونی در زندانها چند برابر شده و زندانیان سیاسی بیش از هر زمان دیگر در معرض خطر اعدامهای فراقانونی، بمباران و مرگ خاموش در سلولها قرار دارند.

حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به تهران، ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ ۹ اسفند ۱۴۰۴ - منبع: AFP
رضا خندان، فعال مدنی و زندانی سیاسی در زندان اوین، در نامهای که اخیراً منتشر شده، هشداری تکاندهنده داده است. او میگوید در شرایط جنگ جاری، هزاران زندانی در ایران در معرض خطر مستقیم بمباران قرار دارند. این هشدار تنها یک نگرانی ساده نیست؛ او به فاجعه تلخ حمله به زندان اوین در جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ اشاره میکند که منجر به کشته شدن دهها زندانی و حتی خانوادهها شد.
امروز، گزارشها از زندانهای ایران وضعیتی بحرانی را نشان میدهند: قطع ارتباطات، اختلال در غذا و درمان، اصابت موشکهای نزدیک به زندانها، و نگرانی از تکرار فاجعه. فعالان حقوق بشر مانند شیرین عبادی هشدار دادهاند که زندانیان ممکن است به سپر انسانی تبدیل شوند یا در بیخبری مطلق ناپدید گردند. خانوادهها در تاریکی مطلق به سر میبرند و نهادهای بینالمللی از افزایش سرکوب داخلی در کنار خطر حملات خارجی خبر میدهند.
در این فاصله برخی زندانیان سیاسی را هم مانند علی اسدالههی شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران به مکان نامعلومسی منتقل کردهاند. با آقای معین خزاعلی، فعال حقوق بشر گفتوگو کردهایم. از او میپرسیم در شرایط جنگی کنونی ایران، با وجود الزام قوانین بینالمللی به مرخصی اضطراری زندانیان و با توجه به تجربه تلخ بمباران اوین در جنگ ۱۲ روزه که به کشته شدن دهها نفر انجامید، این پرسش مطرح است که کدام نهاد مشخص مسئول مستقیم جان زندانیان است و چرا سازوکارهایی مانند انتقال به مکان امن یا آزادی موقت اجرا نمیشود؟ همزمان، با توجه به گزارشهای محدودیت شدید ارتباطات، اختلال درمانی، آسیب به دیوار اوین و شکایت خانوادهها از ناپدیدسازی قهری، وضعیت زندانیان چگونه ارزیابی میشود و چه راهکاری برای احراز زنده بودن آنها و جلوگیری از تبدیل شدنشان به سپر انسانی وجود دارد؟ و سرانجام در سناریوی فروپاشی ناگهانی و فرار کارکنان زندان، چه کسی باید درب سلولهای قفلشده هزاران زندانی را بگشاید و آیا جامعه مدنی از هماکنون برای نجات این انسانها از مرگ خاموش در حبس برنامهای دارد؟
گفتوگو با آقای معین خزائلی، کارشناس حقوقی و محقق و روزنامهنگار را میشنوید.
آقای خزائلی با اشاره به ساختار قضائی ایران تأکید میکند که برخلاف بسیاری از کشورها که زندانها زیر نظر دولت یا دادگستری اداره میشوند، در جمهوری اسلامی سازمان زندانها مستقیماً زیر نظر قوه قضائیه فعالیت میکند. رئیس سازمان زندانها توسط رئیس قوه قضائیه منصوب میشود و تمام عملکرد این سازمان زیر نظر قوه قضائیه است. بر اساس قوانین موجود کیفری و آییننامه سازمان زندانها، مسئولیت سلامتی و جان زندانیان با دستگاه قضائی است. مرجع ناظر بر زندانها نیز دادستانی کل کشور است که از طریق دادسراهای اجرای احکام و دادیاران مستقر در زندانها بر وضعیت زندانیان نظارت میکند. هرگونه تغییر در وضعیت زندانی از جمله مرخصی، آزادی مشروط یا تغییر قرار تأمین، عموماً توسط دادستانی کل کشور یا دادگاه صادرکننده حکم انجام میشود.
چرا سازوکارهای پیشگیرانه اجرا نشده است؟
خزائلی دو دلیل اصلی برای عدم اجرای سازوکارهای پیشگیرانه مانند انتقال زندانیان به مکانهای امن یا اجرای مرخصی اضطراری مطرح میکند: نخست، مقامات جمهوری اسلامی با شعارهای جنگطلبانه و انکار احتمال حمله، خود را فریب داده بودند و شاید تصور نمیکردند حملهای صورت بگیرد یا اگر هم فکر میکردند، برایشان اهمیتی نداشت که جان زندانیان در خطر قرار گیرد. دوم، به باور او، جمهوری اسلامی از وقوع چنین فجایعی ناراحت نمیشود و حتی ممکن است از آن سوءاستفاده کند؛ به این شکل که خود را در جایگاه مظلوم قرار دهد و بگوید «ببینید زندانیان ما را کشتند»، بدون آنکه به این پرسش پاسخ دهد که چرا قانون حفاظت از جان زندانیان در شرایط اضطراری را اجرا نمیکنند.
ارزیابی وضعیت زندانها و راهکارهای پیشنهادی
به گفته خزائلی، اطلاعات منتشرشده از سوی خانوادهها در شبکههای اجتماعی نشان میدهد وضعیت زندان اوین به شدت بحرانی است: دسترسی به خدمات ابتدایی مانند غذا محدود شده، فروشگاه زندان تعطیل شده، و دسترسی به آب گرم و خدمات درمانی کاهش یافته است. این شرایط هم بر سلامت زندانیان تأثیر میگذارد و هم احتمال درگیری میان آنها بر سر امکانات اولیه را افزایش میدهد. زندانیان سیاسی بیش از دیگران در معرض خطر هستند، هم از سوی سایر زندانیان و هم از سوی مقامات. او به گزارش اخیر سازمان دادبان درباره احتمال تکرار اعدامهای فراقانونی گسترده مانند دهه ۶۰ اشاره میکند و هشدار میدهد که با اعلام «شرایط جنگی» توسط رئیس قوه قضائیه، بیقانونی در زندانها چند برابر شده است. برای احراز زنده بودن زندانیان، او به خانوادهها توصیه میکند پیگیری روزانه از شعبه رسیدگیکننده یا زندان داشته باشند و وکلا هرگونه اقدام غیرمعمول را ثبت و رسانهای کنند. همچنین بر ضرورت فشار افکار عمومی و رسانهها برای اجرای قانون تأکید میکند و اشاره میکند که برخی استانها زندانیان غیرسیاسی را مرخص کردهاند، اما زندانیان سیاسی هنوز از این اقدام بیبهره ماندهاند.
سناریوی فروپاشی: مسئولیت باز کردن در زندانها
در پاسخ به پرسش درباره سناریوی فروپاشی و فرار کارکنان زندان، خزائلی معتقد است در چنین شرایطی نزدیکترین نهادی که میتواند جای خالی نهاد قضائی را پر کند، کانونهای وکلای دادگستری هستند. با فرض فروپاشی کامل شاکله قوه قضائیه، دادستانی و حتی پلیس، کانونهای وکلا و مددکاران اجتماعی فعال در زندانها میتوانند وارد عمل شده و مسئولیت باز کردن درب زندانها را بپذیرند. او تأکید میکند که در آن شرایط، نهادهای مدنی نزدیک به دستگاه قضائی یعنی کانونهای وکلا میتوانند این خلأ را پر کنند، اما درباره برنامه گروههای سیاسی میگوید این پرسش را باید از خود فعالان سیاسی پرسید که چه پیشنهاداتی برای چنین شرایطی دارند.


نظرها
نظری وجود ندارد.