مهرداد وهابی: بحران فعلی خاورمیانه سهمگینتر از تمام شوکهای نفتی تاریخ است
مهرداد وهابی، استاد اقتصاد دانشگاه سوربن شمالی، در این گفتوگو به تشدید تنشها میان ایران و آمریکا و پیامدهای ویرانگر آن بر اقتصاد بینالملل میپردازد. او با مقایسه بحران فعلی تنگه هرمز با شوکهای نفتی دهه ۷۰ میلادی، هشدار میدهد که حذف ۱۱ میلیون بشکه نفت از بازار، ضربهای سنگینتر از مجموع بحرانهای تاریخی گذشته به اقتصاد جهانی وارد کرده است. وهابی در این مصاحبه ضمن کالبدشکافی وضعیت بحرانی زیرساختهای ایران، از احتمال «انفجار اجتماعی» در صورت عدم دریافت غرامتهای پس از جنگ و نقش منافع باندی در تداوم درگیریها پرده برمیدارد.

تصویری که در ۱۲ مارس ۲۰۱۷ گرفته شده، نمایی از یک تأسیسات نفتی در جزیره خارک، در ساحل خلیج فارس را نشان میدهد. عکس و منبع: ATTA KENARE / AFP
گزارشها حاکی است که ارتش آمریکا در حال بررسی طیفی از گزینههای نظامی علیه ایران است؛ از جمله تأمین امنیت تنگه هرمز که ممکن است با استقرار نیروهای آمریکایی در سواحل ایران همراه باشد. همچنین به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت دونالد ترامپ گزینه اعزام نیروی زمینی به جزیره خارگ، بهعنوان منبع اصلی صادرات نفت ایران، را نیز مورد بررسی قرار داده است.
در کنار این تحرکات نظامی، واشنگتن تلاش کرده مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه دارد. بر اساس گزارشها، یک بسته پیشنهادی ۱۵ مادهای از طریق میانجیگران منطقهای به تهران ارائه شده که شامل محورهایی چون پایان درگیریها، بازگشایی کامل تنگه هرمز، کاهش یا لغو تحریمها در ازای محدودیتهای هستهای و موشکی و توقف حمایت از نیروهای نیابتی است. برخی منابع همچنین از احتمال برقراری آتشبس موقت یکماهه برای فراهم کردن زمینه مذاکرات خبر دادهاند.
با این حال، فضای بیاعتمادی میان دو طرف همچنان پابرجاست. مقامهای ایرانی به میانجیگران در کشورهایی چون پاکستان، مصر و ترکیه اعلام کردهاند که تجربههای گذشته نشان داده همزمان با پیشرفت مذاکرات، حملات نظامی نیز ادامه داشته است؛ موضوعی که تردیدها نسبت به نیت واقعی واشنگتن را افزایش داده است.
با وجود همه این تحولات و گمانهزنیها، پایان این جنگ را چگونه میتوان تصور کرد؟ همین حالا هم وقتی شاخصها را در حوزه بورس، انرژی و فلزات گرانبها بررسی میکنیم، میبینیم اوضاع چقدر نابسامان است و قیمتها چگونه بالا میروند. اقتصاد و امنیت اقتصادی دچار تنش شده و اثری از ثبات دیده نمیشود. تبعات اقتصادی جنگ و بازه زمانی اثرگذاریاش بر جهان تا چه اندازه خواهد بود؟ آیا میتوان امیدوار بود که پس از جنگ، در مدت کوتاهی وضعیت اقتصادی جهانی به حالت پیش از جنگ یا دستکم به شرایطی نزدیک به آن برگردد؟ آیا باید انتظار وضعیتی متلاطم و ناپایدار در اقتصاد جهانی داشته باشیم؟
در همین زمینه، در گفتوگویی با مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی، پیامدهای اقتصادی این جنگ را مورد بررسی قرار دادیم. او با اشاره به دو شوک بزرگ نفتی در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ میگوید که هر یک از این بحرانها با حذف حدود پنج میلیون بشکه نفت از بازار جهانی، به رکود تورمی منجر شدند.
به گفته وهابی، وضعیت کنونی حتی از آن بحرانها نیز فراتر رفته است، زیرا با اختلال در تنگه هرمز، حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد عرضه جهانی نفت کاهش یافته و بازار گاز نیز بهدلیل شرایط Qatar و ایران دچار اختلال شده است. او تأکید میکند که این وضعیت میتواند به ترکیبی از تورم و رکود در اقتصاد جهانی منجر شود.
وهابی میگوید:
امروز با توجه به وضعیت بنبست در تنگه هرمز، عملاً حدود یازده میلیون بشکه نفت از بازار حذف شده است. از این تنگه نزدیک به ۲۰ درصد نفت جهان صادر میشود و کاهش کنونی معادل ده تا دوازده درصد عرضه جهانی نفت است که طبیعتاً جهش قیمتها را در پی داشته است. البته با طرح پیامهای مربوط به امکان مذاکره و پایان دادن به جنگ، قیمتها تا حدی تعدیل شد؛ اما این تعدیل موقتی است. بنابراین تأثیری که این رویداد بر اقتصاد جهانی گذاشته، از مجموع دو شوک نفتی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ سنگینتر بوده است. علاوه بر این، در آن دو شوک منابع گازی دچار اختلال نشده بود، در حالی که امروز با توجه به شرایط قطر و ایران، بازار گاز نیز به شدت مختل است. در نتیجه جهان نه تنها از نظر نفت بلکه از نظر گاز نیز تحت فشار قرار دارد.
این اقتصاددان با اشاره به شرایط کشورهای اروپایی میگوید اقتصادهایی مانند آلمان و ایتالیا که پیشتر نیز با رکود مواجه بودند، در صورت تداوم جنگ با خطر تشدید رکود تورمی روبهرو خواهند شد. او همچنین درباره افزایش کسری بودجه در فرانسه هشدار میدهد.
وهابی در ادامه به پیامدهای این جنگ برای اقتصاد آمریکا اشاره میکند و میگوید افزایش هزینههای نظامی و رشد کسری بودجه، همراه با کاهش ارزش دلار و افزایش قیمت طلا، نشانههایی از فشار اقتصادی ناشی از جنگ است. به گفته او، سیاسیشدن تجارت جهانی و افزایش تعرفهها نیز به بیثباتی اقتصادی دامن زده است.
او همچنین نقش اسرائیل را در افزایش هزینههای نظامی منطقه قابل توجه میداند و تأکید میکند که گسترش نظامیگری، نهتنها اقتصاد این کشور بلکه کل منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته این استاد اقتصاد، حتی اگر جنگ در کوتاهمدت پایان یابد، جهان با تورم قابل توجه و در برخی مناطق با رکود تورمی مواجه خواهد شد و بازگشت سریع به شرایط پیش از جنگ بعید به نظر میرسد.
وهابی میگوید:
امروز تجارت در آمریکا به یک عامل سیاسی تبدیل شده است. تحریمها و افزایش تعرفههای گمرکی نقش مهمی پیدا کردهاند و باید مداخلات آمریکا در سطح جهانی را در همین چارچوب دید. این سیاسیسازی روابط تجاری باعث شد کشورهای عضو اتحادیههای مشترکالمنافع، از جمله انگلستان و کانادا، هزینههای بیشتری متحمل شوند، ارزش دلار کاهش یابد، قیمت طلا بالا برود و آمریکا با تورم و احتمال رکود اقتصادی روبهرو شود. این موضوع را نباید از نقش اسرائیل نیز جدا دانست. یکی از عواملی که کمتر به آن توجه شده و در گزارش ۲۰۲۵ سازمان همکاری و توسعه اقتصادی آمده، افزایش هزینههای نظامی ناشی از گسترش نظامیگری در اسرائیل است. با وجود کمکهای مالی مکرر آمریکا، هزینههای نظامی اسرائیل کمتر از چهل درصد بودجهاش را در بر نمیگیرد، اما همین نظامیگری حدود چهل درصد اقتصاد این کشور را تحت تأثیر قرار داده است. این درصد تنها مربوط به اسرائیل نیست؛ کل منطقه خاورمیانه از بار نظامیگری متأثر است. بنابراین حتی اگر جنگ ظرف سه هفته اخیر خاتمه یابد، جهان دستکم با تورم و در برخی مناطق با رکود تورمی مواجه خواهد شد.
در بخش دیگری از این گفتوگو، وهابی به وضعیت اقتصادی ایران پرداخته و تأکید میکند که حتی پیش از جنگ نیز اقتصاد کشور با بحرانهایی مانند کمبود منابع، تورم بالا و بیثباتی ساختاری مواجه بوده است. به گفته او، ادامه جنگ یا حتی توقف آن بدون برنامه بازسازی، میتواند به تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی منجر شود.
وهابی میگوید:
به گمان من ایران تا امروز چندین میلیارد دلار هزینه کرده و شاید بتوان گفت صدها میلیارد دلار صرف شده است. باید تخمین زد که زیرساختهای نفتی در بسیاری از نقاط جنوب کشور و جزیره خارک مورد حمله قرار گرفتهاند. بسیاری از استانها و مناطق شهری و مسکونی آسیب دیدهاند و زیرساختهای نظامی و مدنی هدف قرار گرفتهاند. بازسازی اینها باید بر اساس ابعاد ویرانی ارزیابی شود.
مهرداد وهابی در ادامه به زمانه گفت:
یک نکته قطعی است: ایرانی که تا دیماه به دلیل شکاف ارضی، بحران ساختاری اقتصادی، کمبود آب و برق، بلاتکلیفی عمومی و نابسامانی طبقه سرمایهدار با مشکلات جدی روبهرو بود، اکنون در چنین شرایطی با تشدید همان مشکلات مواجه میشود. نیازهای اساسی و مواد خوراکی با تورمی بسیار بالا، فراتر از شصت درصد، روبهرو هستند. بنابراین حتی توقف جنگ نیز برای ایران با فشارهای بزرگ اقتصادی همراه خواهد بود؛ نه فقط هزینههای بازسازی، بلکه فشارهای فوری اقتصادی که پیش از جنگ وجود داشت و اکنون به اوج رسیده است. به اینها باید عوامل زیستمحیطی را هم افزود؛ برای مثال آلودگی هوای ایران که در نتیجه تخریب مراکز زیرساختی توسط حملات اسرائیل تشدید شده، یا مشکلات شیرینسازی آب و کمبود منابع آبی. این مسائل بار سنگینی را بر دوش نسلهای آینده ایران خواهد گذاشت.
او هشدار میدهد که بدون دریافت کمکهای مالی یا غرامت برای بازسازی، اقتصاد ایران ممکن است با «فلج کامل» مواجه شود؛ وضعیتی که میتواند به افزایش فقر، بیثباتی اجتماعی و حتی بروز بحرانهای انسانی گسترده منجر شود.
وهابی میگوید:
به گمان من اگر هماهنگیای برای پرداخت غرامتهای ناشی از جنگ به ایران صورت نگیرد، چه با کمک کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان سعودی و چه از طریق یک مهلت وامدهی از سوی کشورهای غربی برای بازسازی، اقتصاد ایران بدون تردید فلج خواهد شد و انفجارهای اجتماعی اجتنابناپذیر میشود. این به معنی فقر، فلاکت و قحطی در کشور است؛ وضعیتی که فعلاً با تداوم سیاست جنگی مهار شده، اما در زندگی روزمره اقتصادی ابعاد عظیمی دارد. بدون دریافت غرامت و منابع لازم برای بازسازی، ایران با انفجار اجتماعی، قحطی، فقر شدید و فلج شدن حکومت روبهرو خواهد شد. این نکتهای است که میخواستم برجسته کنم.
بشنوید:




نظرها
نظری وجود ندارد.