معرفی کتاب
فصل نخست «اقتصاد سیاسی غارت: شکار انسان و اقتصاد گریز»
نوشته: مهرداد وهابی
کتاب «اقتصاد سیاسی غارت» نوشته مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس) سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات کمبریج به چاپ رسید. کتاب حاضر از دیدگاه غارت شده (شکار) به بررسی غارت میپردازد. آنچه پیشروی شماست ترجمه فارسی یپرم خان هایریک از فصل اول این کتاب است که در نشر ایرانآکادمیا منتشر شده است.

پیشگفتار
آن چه در اختیار دارید، ترجمهی دیباچه و فصل نخست کتاب «اقتصاد سیاسی غارت» به قلم مهرداد وهابی است که در دسامبر سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات کمبریج به چاپ رسید.
نویسنده در همان نخستین برگهای کتاب یادآور میشود که اندیشهی اصلی کتاب تقریباً همزمان با انتشار کتاب پیشین وی با عنوان «اقتصاد سیاسی قدرت انهدامی» (انتشارات ادوارد الگار، ۲۰۰۴) در ذهن وی جان گرفت. انهدام و غارت دو موضوعی بودهاند که نگارنده را از بدو پیدایش جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب ۱۹۷۹ به خود مشغول داشته است.
اگر تخریب شیوهی زیست و ابزار هستیبخش نظام الهی است، غارت هدف و غایت آن است. بدین اعتبار شگفتآور نیست که امروز همه آحاد ملت ایران از غارت عمومیت یافتهی نظام فقاهتی سخن میگویند. همانطوری که در جای دیگری به تفصیل نشان دادهایم (وهابی، ۲۰۲۵)، نظام اقتصادی حاکم بر ایران از بدو تاسیس جمهوری اسلامی تاکنون تبلور بارز غارت اسلامی یا سلب مالکیت از منابع عمومی به نفع ولیفقیه و نهادهای وابسته بدان بوده است که در فقه اسلامی، انفال خوانده میشود. انفال که دربرگیرندهی نفت، سایر منابع طبیعی کشور، اموال مصادرهای منقول و غیرمنقول، و دیگر داراییهای بلاصاحب است، پایه اقتصادی حاکمیت ولایت فقیه را تشکیل میدهد. از این رو درک نظری عمیقتر اقتصاد سیاسی غارت برای همه پژوهشگران علوم انسانی و عموم شهروندان ایران لازم است.
جایگاه غارت در اقتصاد سیاسی کدام است؟ و اگر غارت (Predation) را معادل «شکار» (Hunting) بدانیم، جایگاه شکار و شکارچی در زنجیرهی حیات و نیز جامعه انسانی چیست؟ از کدام منظر باید به غارت (یا شکار) نگریست: از دریچه غارتگر (شکارچی) یا از دیدگاه غارت شده (شکار)؟ آیا این دو نگاه متفاوت به غارت و چپاول در تقابل با یکدیگرند و یا مکمل هم؟
طرح این پرسشها موضوع اصلی فصل نخست کتاب یا «مقدمه» آن است. به علاوه این فصل توجه خواننده را به این نکته جلب میکند که بنیانگذاران مکتب منچستر همچون آدام اسمیت و دیوید ریکاردو نخستین مرحلهی جامعه پیشرفتهی بازاربنیاد را جامعهای مبتنی بر «شکار و جمع آوری محصولات» (Hunting and gathering societies) میپنداشتند. اگرچه این جامعه بیدولت (Stateless society) هرگز موضوع پژوهش مستقل آنان نبوده است، اما مفروض شمردن چنین جامعهای به مثابه نوعی «تجربه ذهنی» (Mental experimentation) تلقی میشد تا بتوان تصوری از وضعیت گروههای انسانی کوچک (در دستههای پنجاه نفری) داشت که از زندگی بیواسطهی طبیعی در جنگل میآغازیدند تا راه عبور به تمدن و یا «جامعه دولتمدار» را در پیش گیرند. این همان نظام طبیعی یا جنگل بیقانون و آشوبزدهایست که توماس هابز (Thomas Hobbes) فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم آن را به عنوان پیشزمینهی عروج لویاتان (Leviathan) یا دولت مقتدر میپنداشت که به «جنگ همه علیه همه» خاتمه داده، نظم نخستین را دایر میکرد.
شکار مستلزم کاربرد قوۀ قهریه است که در دو چهره ظاهر میشود: قوه قهریه به عنوان وسیلهی شکار و تعرض (aggression)، و قوه قهریه به مثابه وسیلهی محافظت (protection) در مقابل تعرض. شکارچی در هیبت قدرتمدار نظامی هم منبع تهدید است و هم منبع محافظت. از اینجاست شروع مطالعهی تورستین وبلن (Thorstein Veblen)، نهادگرای آمریکایی مکتب ویسکانسین در اوایل قرن بیستم پیرامون غارت و برتری «کار نظامی» در قیاس با اشکال دیگر کار نظیر کشاورزی و صنعتی در دورهای طولانی از تاریخ بشری. بدین اعتبار غارت از منظر شکارچی یا غارتگر لازمهی رونق و شکوفایی اقتصادیست، چرا که بدون محافظت اصحاب قدرت نظامی، امنیت لازم برای تولید مهیا نخواهد شد.
آن چه نگارنده در کتاب حاضر به انجام رسانده است تدوین دیدگاه تازهایست از غارت که به موجب آن «اهلی کردن» (Domestication) عالیترین شکل غارت یا شکار محسوب میشود. و این در نظامی مبتنی بر رقابت فیمابین غارتگران (شکارچیان) متعدد که یکی از آنان قادر است انحصار برخورداری از طعمه (شکار) را بهواسطهی اهلی کردن یا مطیعسازی از آن خود سازد. در دیدگاه نویسنده، اهلیسازی راه آشتی بخشیدن به غارت (Predation) و محافظت (Protection) است. نظامهای الهی کلید اهلیسازی مومنان را از ازمنهی باستان یافتهاند. برخلاف یک دیدگاه رایج که «جباریت» و «الوهیت» را در برابر یکدیگر مینهد، و از «چوپان رمه» بهعنوان محافظ رمه در مقابل «گرگان» سخن میگوید، در کتاب حاضر چوپان آن نوع منحصربهفرد گرگیست که انحصار دریدن رمه را با اهلی کردن آن در اختیار میگیرد تا هر زمان لازم بداند از شیر، گوشت، پوست، و یا کشت نسل آن بهرهمند شود. بدین سان کتاب حاضر از دیدگاه غارت شده (شکار) به بررسی غارت میپردازد.
از این فرصت استفاده میکنیم تا از انتشارات ایران آکادمیا برای انتشار فصل به فصل کتاب حاضر به همت پیرم خان هایریک به فارسی برگردانده میشود سپاسگزاری کنیم.
مهرداد وهابی و پیرم خان هایریک
فوریه ۲۰۲۶
- منبع: ایران آکادمیا
اثری بسیار بدیع و بلندپروازانه. مفهوم «غارت و شکار» نزد مهرداد وهابی ذرهبین روشنگرانهای جهت مشاهدهی شکلهای گوناگونِ حاکمیت بهدست میدهد. ایدهی «اهلیسازی» بهمثابه شکلی «درازمدت» ازغارت یا شکارگری – شکلی که با بقای (و حتی شاید شکوفاییِ) هدف این شکارگری، چه گیاه، چه پستاندار و چه انسان خردمند، سازگار است – بهنظر من ایدهی بسیار پرثمریست برای اندیشیدن پیرامون غارت.
جیمز سی. سکات، پرفسورممتاز علوم سیاسی و انسانشناسی، دانشگاه ییل
اقتصاد متعارف مدتهای مدیدیست جامعهای متشکل از افراد آزاد طرف قرارداد با حقوق قانونی برابر را مفروض گرفته است. قدرت و اتوریه در چارچوبی قراردادی درک میشوند. مهرداد وهابی در پرتوانترین بیان خود تا به امروز، همهٔ این مفروضات را به چالش میکشد. خشونت و انقیاد بار دیگر به متن تحلیل بازگردانده میشوند و ما ناگزیریم در همهچیز بازاندیشی کنیم.
جفری ام. هاجسن ، پرفسور اقتصاد مدرسهٔ کسبوکار هرتفوردشایر، دانشگاه هرتفوردشایر
دکتر مهرداد وهابی پژوهشگر، نویسنده، و پرفسور اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی فرانسه است و همچنین مدیریت مرکز تحقیقات اقتصادی شمال پاریس وابسته به مرکز تحقیقات ملی فرانسه را بعهده دارد. از او کتابهای متعددی به فارسی، انگلیسی و فرانسه، و نیز بیش از صدمقاله در مجلههای معتبر علمی در حوزه اقتصاد سیاسی به چاپ رسیده است. او همچنین عضو هیئت تحریریه چندین مجله علمی معتبر منجمله مجله اقتصادی و سیاسی پابلیک چویس (Public Choice) در امریکا است. از آثار مهم او به انگلیسی میتوان از «اقتصاد سیاسی قدرت انهدامی» (۲۰۰۴، انتشارات ادوار الگار). « اقتصاد سیاسی غارت» (۲۰۱۵، انتشارات کمبریج) و «هماهنگی ویرانگر، انفال، و سرمایهداری سیاسی اسلامی: خوانشی جدید از ایران معاصر» (۲۰۲۳، انتشارات پالگریو مکمیلان نام برد). او همچنین در دسامبر ۲۰۲۲ رمانی به فارسی انتشار داده است با عنوان «عشق و در باغ سبز» که انتشارات باران در استکهلم آن را به چاپ رساند.



نظرها
نظری وجود ندارد.