Share

محمد قاضیمحمد قاضی، با ترجمه آثاری از ویکتور هوگو و جک لندن در سال‌های دهه ۱۳۲۰ خود را به جامعه کتاب‌خوان ایران شناساند. او پس از آن در سال‌های دهه ۱۳۳۰ با ترجمه دون کیشوت، نوشته سروانتس، جایگاه خود را به عنوان یک مترجم برجسته تثبیت کرد. او به مدت ۶۰ سال به ترجمه آثارمختلفی از ادبیات جهان پرداخت. قاضی ۶۶ کتاب از ۵۷ نویسنده را ترجمه کرده است  و این آثار در زمان حیات او ۲۴۶ بار تجدید چاپ شده است.

محمد قاضی بازی با اعداد را دوست داشت. اشعار را به ابجد تبدیل می‌کرد و در دفتری می‌نوشت. او علاقه زیادی به طنز داشت و از عبید زاکانی الهام گرفته بود. محمد قاضی خون‌گرم بود و خوش‌صحبت، هر چند که سال‌ها پیش حنجره‌اش را به خاطر سرطان درآورده بودند و مجبور بود که با دستگاهی که خود «لسان‌کش» می‌نامید حرف بزند، اما دوستانش شیفته خوش‌صحبتی او بودند. خانه‌اش محل تجمع شعرا و نویسندگان و طنزپردازان بود. با عمران صلاحی و شفیعی کدکنی دوست بود و در مهمانی‌هایش ساز و آواز برقرار بود. شفیعی کدکنی در جشن تولد هشتاد و یک سالگی او سروده بود: قاضیا! نادره مردا! و بزرگا رادا! سال هشتاد و یکم بر تو مبارک بادا.

در صدمین سالگرد تولد این مترجم نامی با دختر او، مریم قاضی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

[podcast]http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130805_AboutMohammadGhazi_MaryamGhazi_BehdadBordbar.mp3[/podcast]

 

Share