ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

صدای خیابان در شیپور جنگ؛ عاملیت زنان ایرانی در مسلخ نظامی‌گری

حتی اگر جنگ به تغییر سیاسی بینجامد، بدون به رسمیت شناختن و طرح صریح مطالبات زنان، آینده‌ای بهتر برای آنان تضمین نخواهد شد. آزاده دواچی در این مقاله هشدار می‌دهد که حذف یک ساختار قدرت، اگر با دیده‌شدن زنان همراه نباشد، می‌تواند تنها به بازتولید همان حاشیه‌نشینی تاریخی در فردای پس از جنگ بینجامد.

پیوند روایت‌های میدانی با تحلیل کلان

این مقاله می‌کوشد تا با تکیه بر مصاحبه‌های میدانی در دوران پیش از جنگ و مقایسه آن با آنچه که در دوران پس از جنگ در جنبش‌های مدنی زنان اتفاق خواهد افتاد، نشان دهد که چگونه جنگ و خشونت می‌تواند بر جنبش‌های مدنی در داخل ایران و به‌ویژه بر عاملیت زنان تاثیر بگذارد. در این گزارش از مصاحبه با چند زن که در ایران زیسته‌اند و تجربه حضور در دو جنبش «زن، زندگی، آزادی» و همچنین قیام دی‌ماه را داشتند، استفاده شده است. سوال‌های مختلفی از این زنان پرسیده شد اما سوال اصلی این بود که جنبش «زن، زندگی، آزادی» چه تاثیری بر زندگی روزمره آن‌ها داشته و چقدر توانسته بر بازپس‌گیری حقشان در جنبش‌های بعدی تاثیر گذاشته باشد. همچنین می‌کوشم با استناد به این مصاحبه‌ها و مقایسه آن با آنچه پس از جنگ بر مسئله زن و فمینیسم در ایران خواهد افتاد، تمرکز کنم. نام‌ها به دلیل مسائل امنیتی تغییر یافته‌اند.

​روایت‌های رهایی: فتح سنگر به سنگر زیست روزمره

​در لایه‌های اول مصاحبه‌ها، آنچه به وضوح دیده می‌شود، شکوفایی یک عاملیت (Agency) فردی است که به عرصه عمومی سرایت کرده است. از سارا پرسیدم که جنبش «زن، زندگی، آزادی» چقدر بر زیست روزمره او تاثیر گذاشته است؟ سارا می‌گوید که این مسئله خیلی در زندگی او پررنگ شد؛ بعد از این خیزش او توانست نقش پررنگ‌تری در جامعه داشته باشد، در محیط کارش احساس اعتمادبه‌نفس بیشتری بکند و دیگر از مسئله حجاب اجباری و حراست نترسد و حتی بدون حجاب در خیلی از جاها ظاهر شود. سارا معتقد است «زن، زندگی، آزادی» توانست زنان را قوی‌تر از گذشته کند؛ حتی زنانی در سنین ۴۰ تا ۵۰ سال هم بودند که خیلی بیشتر از خیزش‌های قبلی در این جنبش حاضر شدند. به نظر سارا، این جنبش هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی زنان و تشویق آن‌ها برای تغییر در اجتماع موثر بود.

مریم تاثیر این جنبش را در ماهیت زندگی فردی‌اش می‌بیند. او می‌گوید توانست از تمام بندهای اجتماعی رها شود و دیگر خیلی از مسائل برایش مهم نبود. برای مریم، این تنها جنبش «نه به حجاب اجباری» نبود، بلکه «نه» به تحمیل بسیاری از اجبارهای اجتماعی بود که از سوی حکومت تامین می‌شد. او می‌گوید زنان بسیار قوی‌تر از گذشته شده بودند و به دنبال راهی می‌گشتند تا دوباره آزادی و استقلال خود را در جامعه مردسالار ایران به دست بیاورند؛ برای او زندگی در چنین جامعه‌ای با نجات‌بخشیِ این جنبش همراه بود.

حدیث نیز در پاسخ به من گفت:

در زندگی فردی‌ام اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کردم. حالا فکر می‌کنم آدم‌ها به زنان جور دیگری نگاه می‌کنند؛ آن‌ها درک می‌کنند که استقلال و آزادی زن در جامعه باعث استقلال و آزادی کلیت افراد جامعه می‌شود.»

او می‌گوید که ما زن‌ها آغازگر این راه بودیم و این جنبش مشوق ما بود که حتی با خانواده در خیزش‌های بعدی شرکت کنیم. یکی از دختران نسل زد به اسم مارال هم می‌گوید:

آن زمان کوچکتر بودم اما بعدها مفهومش را در خانواده از مادرم و خواهر بزرگترم فهمیدم. دلمان می‌خواست به عنوان یک فرد از اجتماع برای مقابله با حکومت زن‌ستیز به خیابان‌ها بیاییم.

​در نگاه تمامی این افراد، جنبش مدنی «زن، زندگی، آزادی» محرک اصلی در زندگی فردی و اجتماعی بود. اما آنچه بعد از قیام دی‌ماه و با زمزمه‌های جنگ (حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران) اتفاق افتاد، می‌تواند عاملیت زنانی را که با سرپیچی از دستگاه حکومت، استقلال خود را اولویت بخشیده بودند، تحت تاثیر قرار دهد.

​نظامی‌گری: چگونه جنگ عاملیت را به عقب می‌راند؟

​یکی از محرک‌های اصلی که در مسئله زنان و جنگ اتفاق می‌افتد و اغلب فمینیست‌ها آن را نقد می‌کنند، سرکوب عاملیت زنان است. در جنبش‌های مدنی، زنان عامل تغییر هستند، اما این عاملیت در شرایط جنگی می‌تواند به ضد خودش تبدیل شود. در حکومت‌های توتالیتر، ابزارهای سیاسی ضدزن راحت‌تر می‌توانند این عاملیت را سرکوب کنند.

​از نظر سنتیا انلو (Cynthia Enloe)، جنگ فقط یک ابزار سیاسی نیست، بلکه بازتولیدکننده نوع خاصی از «مردانگی تهاجم‌گر» است. در این ساختار، سرباز/قهرمان به عنوان نماد قدرت و عاملیت شناخته می‌شود که لزوماً مردانه تعریف شده است و زن به عنوان موجودی «منفعل، ضعیف و نیازمند مراقبت» بازنمایی می‌شود. 

این دوقطبی‌سازی باعث می‌شود صدای زنان به حاشیه برود؛ چرا که جامعه تصور می‌کند تصمیمات حیاتی را باید کسانی بگیرند که «قدرت نظامی» دارند. قدرت نظامی از یک سو و سرکوب زنان از سوی دیگر به بهانه اولویت جنگ، آن‌ها را در حاشیه قرار می‌دهد. فضای مسئله زن دیگر اولویت نیست و زنان عاملیتی برای تغییر وضعیت خود ندارند، چون اولویت اول «وطن» و دفاع از آن است؛ حتی اگر قرار باشد مسئله زن فدای این ایدئولوژی شود. این سلب عاملیت در محیط کار، خانه و جامعه به صورت تسلسل‌وار تکرار می‌شود و زنانی که تا قبل از جنگ عاملیت خود را به دست آورده بودند، با حاشیه‌نشینی مواجه می‌شوند.

​واپس‌گرایی جنبش‌های مدنی و تعلیق حقوق

​مسئله دوم، واپس‌گرایی (Regression) جنبش‌های مدنی است. در هنگام جنگ، گفتمان حاکم تغییر می‌کند و مطالبات مدنی تحت شعار «حفظ بقا»، موضوعاتی لوکس قلمداد می‌شوند. زمانی که جنگ و خشونت منجر به توسعه ایدئولوژی‌های قهری می‌شود، اولین قربانیان آن جنبش‌های زنان هستند. این عقب‌گرد از طریق فشار فضاهای اجتماعی به بهانه تسلط ایدئولوژیک و قدرت گرفتن نیروهای تندرو صورت می‌گیرد. دستاورد عظیم «زن، زندگی، آزادی» در حضور خشونت و دیالکتیک میان ایدئولوژی و رهایی زن، در معرض خطر قرار می‌گیرد.

​ارتباط میان جنگ و واپس‌گرایی یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های تاریخ معاصر خاورمیانه است. جنگ صرفاً تخریب زیرساخت‌ها نیست، بلکه باعث بازگشت به ارزش‌های پیشامدرن و سرکوب دستاوردهایی می‌شود که دهه‌ها برای آن‌ها مبارزه شده است. هرگونه نقد ساختاری با برچسب «تضعیف روحیه ملی» یا «خیانت» سرکوب می‌شود و قوانینی که برای برابری جنسیتی بود، به حالت تعلیق درمی‌آید. زنانی که برای رهایی از قیمومیت تلاش کرده بودند، به دلیل فضای جنگ ممکن است به حالت اول بازگردند و تن زنان در این میان نبرد ایدئولوژیک می‌شود.

​تن زن: میدان نبرد ایدئولوژیک و ابزار تبلیغات

​در جنگ، تن زنان به میدان نبرد میان گروه‌های افراطی و نمایش ملی تبدیل می‌شود. از یک سو تن زنان به‌عنوان نشان‌دهنده ارتش رهایی‌بخش نمایش داده می‌شود؛ مشابه آنچه دیدیم رسانه‌های ایران زنان بی‌حجابی که از جنگ و وطن صحبت می‌کنند را نمایش می‌دهند تا نشان دهند در نبرد ملی، حجاب مطرح نیست. این نبردی ملی است که خود را از طریق بازنمایی زنان در پوشش یا عدم پوشش در رسانه ملی نمایش می‌دهد.

​بسیاری از تحلیل‌گران فمینیست معتقدند در سیستم‌های توتالیتر، بدن زن متعلق به خودش نیست. نیره توحیدی می‌نویسد:

رژیم‌های ایدئولوژیک، بدن زن را به مثابه یک بیلبورد سیاسی می‌بینند. وقتی لازم است "عفت" خود را به رخ بکشند، چادر را اجباری می‌کنند و وقتی لازم است به دنیا نشان دهند که "مردمی" و "متکثر" هستند، همان بدن‌های بی‌حجاب را به صف اول دوربین‌ها می‌آورند. این تغییر کاربری ابزار سرکوب به ابزار تبلیغات است.

سرکوب بدن زنان به عنوان ابزار ارائه ایدئولوژیک در جنگ به اوج می‌رسد و بدن زن گواهی برای نمایش ایدئولوژی حکومتی می‌شود؛ برخلاف جنبش «زن، زندگی، آزادی» که بدن زنان عاملیت خودش را داشت و از آن استفاده ابزاری نشد.

​اقتصاد جنگ و زنان: حذف از چرخه اشتغال

​جنگ تاثیر اقتصادی مخربی بر زنان دارد. زمانی که زنان در امنیت باشند، می‌توانند در فضای اقتصادی نقش مهمی ایفا کنند؛ همان‌طور که بعد از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، بسیاری از زنان به کارآفرینان موفقی تبدیل شدند. اما در زمان جنگ، اولین تاثیر منفی بر استخدام و کارآفرینی زنان است. ولنتاین مقدم باور دارد نظامی‌گری (Militarism) رقیب اصلی اشتغال زنان است؛ با افزایش بودجه‌های نظامی، فرصت‌های شغلی در بخش‌های عمومی منقبض شده و اقتصاد «مردانه» می‌شود و زنان را به لایه‌های زیرین و غیررسمی اقتصاد می‌راند.

​نظامی کردن جامعه به حضور فعال زنان در اقتصاد و کل جامعه صدمه می‌زند. سنتیا انلو معتقد است اقتصاد جنگی بدون استثمار کار نامرئی زنان فرو می‌پاشد. او می‌گوید:

جنگ‌ها با بازگشت اجباری زنان به آشپزخانه‌ها و تبدیل کار خانگی به سوخت ماشین جنگی تغذیه می‌شوند. اقتصاد جنگی، کار بی‌مزد زنان را جایگزین خدمات دولتی نابودشده می‌کند.

زنان ایرانی که حتی در اقتصاد خراب کشور نقشی ایفا کرده بودند، در شرایط جنگی تاثیر خود را از دست می‌دهند و بازسازی‌های بعد از جنگ نیز معمولاً با نادیده گرفتن زنان به عنوان اعضای تاثیرگذار همراه است.

فردای پس از خشونت

​زنان ایرانی نشان دادند که حتی تحت سرکوب، می‌توانند عاملیت خود را در اقتصاد و اجتماع حفظ کنند. حضور آن‌ها در شغل‌های مردانه، نشان‌دهنده حرکت رو به جلو بود. اما با شکل‌گیری جنگ، جنبش‌های مدنی پتانسیل عقب‌گرد دارند و مسئله زنان دوباره در حاشیه قرار می‌گیرد. جنگ و خشونت، نه از سوی حکومت ایران و نه از سوی نیروهای خارجی، نمی‌تواند تاثیر مثبتی بر زندگی زنان بگذارد.

​این ادعا وجود داشت که شاید حذف حکومت تنها از طریق جنگ تحقق می‌یابد، گرچه هیچ تضمینی در آن نیست. اما تا زمانی که مطالبات زنان به صورت مشخص مطرح نشود، نمی‌توان به فردای بعد از جنگ امید داشت. فردای بهتر در پس خشونت‌های مکرر، متضمن زندگی بهتر برای زنان نیست. تنها راهکار، دیدن وضعیت زنان، اهمیت دادن به آن‌ها و جای داد مطالبات آن‌ها در میان مطالبات دیگر است؛ وگرنه زنان دوباره خود را در حاشیه‌ای خواهند یافت که سال‌ها برای خروج از آن جنگیده بودند.

منابع:

Enloe, Cynthia. (2000). Maneuvers: The International Politics of Militarizing Women's Lives. University of California Press.

Moghadam, Valentine M. (2013). Modernizing Women: Gender and Social Change in the Middle East. Lynne Rienner Publishers.

توحیدی، نیره. «جنسیت، ایدیولوژی و بازنمایی بدن زن در سیاست‌های رسمی ایران»، نشست‌های تحلیلی مطالعات زنان.

کار، مهرانگیز. «حقوق فصلی و بهره‌برداری سیاسی از مطالبه زنان»، مجموعه‌ مقالات حقوقی.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.