دادخواست: جان زندانیان سیاسی ایران در خطر است
در حالی که تنشهای نظامی در منطقه جان میلیونها ایرانی را تهدید میکند، جمهوری اسلامی با سوءاستفاده از وضعیت بحرانی و برقراری شرایط جنگی، موج جدیدی از اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی را به راه انداخته است. این دادخواست که تاکنون به امضای بیش از ۱۳۰۰ نفر رسیده، با اشاره به پیشینه فاجعهبار اعدامهای سال ۶۷، نسبت به تکرار تاریخ در زندانهای اوین، قزلحصار و فشافویه هشدار میدهد و از گزارشگران ویژه سازمان ملل میخواهد تا برای توقف این چرخه خشونت و اجرای مصوبات قانونی مبنی بر آزادی زندانیان در شرایط بحرانی، اقدام فوری به عمل آورند.

مرگ در زندان ـ عکس تزئینی از شاتراستاک
در حالی که این دادخواست در آستانهی آتش بس دو هفتهای پیشنهاد شده از سوی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تهیه و پراکنده گشته، اما جمهوری اسلامی ایران همچنان به اعدام زندانیان سیاسی – عقیدتی ادامه داده است؛ حتا در ابعادی گستردهتر از پیش. شماری از اعدامشدگان این دوره، زندانیان چندین و چند سالهی جمهوری اسلامی بوده اند که هیچ گونه مشارکتی در برآمد تودهای دی ماه ۱۴۰۴ نداشتهاند. شماری از آنان نیز در این روزها به اتهام واهی «جاسوسی برای دشمن» اعدام شدهاند، بدون رعایت اصول ابتدایی آیین دادرسی و برپایی دادگاهی علنی. هم از این روست که اعزام هیئتی با صلاحیت از سوی سازمانهای حقوق بشری با اعتبار به ایران، بیش از هر زمان ضروری ست.
فهرست نامها که بیش از ۱۳۰۰ امضا را در برمیگیرد، همچنان گشوده است.
می توانید با کلیک بر لینک زیر به جمع اعتراض کنندگان بپیوندید:
متن کامل دادخواست:
«کسی به فکر گلها نیست
کسی نمیخواهد باور کند
که باغچه دارد میمیرد…»
بیش از یک ماه از آغاز جنگ میگذرد.
خانهها، مدرسه ها و بیمارستانها، هدف قرار می گیرند و در این میان، زندانیان در اسارتی دوگانه گرفتارند؛
نه راهی برای گریز دارند و نه پناهگاهی!
خانوادههایشان نیز که درمعرض خطرند و تنگنای جنگ، توان اندکی برای یاری رسانی دارند.
آیا نباید صدای آنها باشیم؟
آیا نباید نوری بر این تاریکی بیفکنیم؟
با امضای این بیانیه و انتشار آن، گامی کوچک در آگاهی رسانی برداریم.
هر امضا، شاید جانی را نجات دهد.
دلمان باید برای «باغچه» بسوزد.
۱۷ آوریل ۲۰۲۶
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دکتر مای ساتو
گزارشگر ویژهی ملل متحد درامور وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
دکتر آلیس ادوارز
گزارشگر ویژهی ملل متحد در امور شکنجه
دکتر موریس تیدبال ـ بینز
گزارشگر ویژهی ملل متحد در امور اعدام های فرا قضایی، شتابزده و خودسرانه
ما، شماری از شهروندان ایرانی و غیرایرانی که به منشور حقوق بشر پایبند هستیم، مایلیم توجه شما را به وضعیت حساس و خطرناکی که زندانیان- از جمله زندانیان سیاسی و عقیدتی ـ در ایران با آن روبهرو هستند، جلب کنیم. ما از شما میخواهیم آنچه در توان دارید، برای آزادی فوری آنها به کار گیرید.
با جنگی که از ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ در ایران آغاز گشته، جان هزاران زندانی بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته و وضعیت آنان هر روز وخیمتر شده است. پیش از آتش بس دو هفتهای که در ۷ آوریل میان دولتهای جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا اعلام شد، نیروهای نظامی اسرائیل و ایالات متحده، حملههای گستردهای را به شهرها و روستاهای مختلف ایران آغاز کردند. در بسیاری از شهرها، زندانها در نزدیکی یا حتا در داخل پایگاههای سپاه پاسداران قرار داشتهاند و همین امر، زندانیان را بهشدت در معرض حملهی جنگندهها و موشکهای آمریکایی و اسرائیلی گذاشته است. ارتش اسرائیل پیشتر نیز نشان داده که توانایی هدف قرار دادن زندانها را دارد؛ چنانکه در ژوئن ۲۰۲۵، زندان اوین را هدف حمله قرار داد.
فزون بر خطر مستقیم ناشی از حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل، جنگ و بسیج نیروهای پلیس و سپاه نیز ارائهٔ خدمات اساسی برای تأمین خوراک و خدمات درمانی زندانیان را مختل کرده است. بسی بیش، زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی ـ عقیدتی، با خطر اعدام یا سایر شکلهای سوءرفتار از سوی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی روبرو هستند؛ حکومتی که در زمانهای بحران، بارها تهدید کرده است که به «اتهام خیانت»، از زندانیان سیاسی انتقام خواهد گرفت. برای نمونه، در سال ۱۹۸۸، پس از پایان جنگ هشت ساله با دولت عراق، جمهوری اسلامی، نزدیک به پنج هزار زندانی سیاسی در زندانهای ایران اعدام کرد. چنین فاجعهای ممکن است یکبار دیگر تکرار شود.
تا امروز، ۱۷ آوریل ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران چند تن از زندانیان سیاسی را اعدام کرده است؛ هرچند آمار دقیقی از اعدامها به دلیل نبود شفافیت، در دست نیست. در ۱۹ مارس، صالح محمدی، سعید داوودی و مهدی قاسمی، به صورت علنی در قم اعدام شدند. در ۳۰ و ۳۱ مارس نیز چهار زندانی سیاسی، بابک علیپور، پویا قبادی، محمدتقی سنگدهی و اکبر دانشورکار اعدام شدند. در ۲ آوریل، امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله و از بازداشت شدگان اعتراضهای ژانویه ۲۰۲۶ (دی ماه ۱۴۰۴) اعدام شد. ۴ آوریل، دو زندانی سیاسی، ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان را به جوخهی اعدام سپردند. همچنین در روز ۵ آوریل، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست را اعدام کردند و در ۶ آوریل، علی فهیم، جوان ۲۳ ساله را. این موارد، نشان دهندهی ادامهی کاربست مجازاتِ اعدام علیه مخالفان نظام حاکم بر ایران است.
وضعیت، بهویژه در سه مرکز بزرگ بازداشت در تهران ـ که از بزرگترین زندانهای ایران نیز به شمار میروند ـ بسیار هولناک است: زندان اوین، زندان قزلحصار و زندان تهران بزرگ (معروف به فشافویه). این سه زندان، صدها زندانی عقیدتی و سیاسی را در خود جای دادهاند.
نگرانی خانوادههای زندانیان نیز رو به افزایش است. ملاقاتهای هفتگی خانوادهها به بهانهی جنگ مختل گردیده و بسیاری از خانوادهها از وضعیت عزیزان خود بیخبر ماندهاند. همچنین، از روز دوشنبه ۲ مارس، برخی از زندانیان سیاسی زندان اوین به مکانهای دیگری منتقل شدهاند -از جمله زندان فشافویه- جایی که حتا پیش از آغاز جنگ نیز به دلیل ازدحام بیش از حد، نبود آب آشامیدنی سالم و وضعیت نامناسب بهداشتی، موقعیتی فاجعهبار داشت.
در سرتاسر ایران، از زندان اوین تا بازداشتگاههای مریوان، زنجان و… زندانیان در چنبرهی جنگ و سرکوب دولتی گرفتار آمدهاند. رژیم نه میتواند زندانیان را در وضعی عادی و انسانی نگه دارد و نه حاضر است مخالفان اصولی خود را آزاد کند. در حالی که بر اساس یک دستورعمل شورای عالی قضایی ایران در ژانویه ۱۹۸۶ که همچنان معتبر است (مصوبه شماره ۲۱۱ که در دوران جنگ ایران و عراق تصویب شد)، در وضعیتهای بحرانی مانند جنگ، قوهی قضائیه موظف است به تمهیداتی چون آزادی مشروط “محکومان جرایم فاقد جنبهی خشونت آمیز”، دست زند. با اجرای این مصوبه، شمار شایان توجهی از زندانیان، بهویژه زندانیان عقیدتی ـ سیاسی و همچنین هزاران معترض بازداشتشده در اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، باید آزاد شوند. بسیاری از وکلای مستقل در داخل و خارج ایران، خواهان اجرای این دستورعمل شدهاند.
نهادهای وابسته به ملل متحد و سازمانهای غیردولتی بینالمللی تاکنون به این وضعیت اسفبار واکنشی نشان ندادهاند. ما از شما میخواهیم هرچه زودتر اقدام کنید و با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی، جان هزاران زندانی ایرانی را نجات دهید.
با احترام
نظرها
نظری وجود ندارد.