صدای خاموش جزیرهها؛ جنگ و مرگ حیاتوحش خلیج فارس
جنگ اخیر فقط انسانها را قربانی نکرد؛ جزیرهها، مرجانها، لاکپشتها و حیات دریایی خلیج فارس نیز زیر لایهای از نفت، آلودگی و انفجار دفن شدند. روزبه اسکندری، پژوهشگر محیط زیست، در گفتوگو با رادیو زمانه توضیح میدهد چگونه جنگ میتواند برای اکوسیستم شکننده جنوب ایران به «ضربهای مضاعف» بدل شود؛ بحرانی که آثار آن نه در چند هفته، بلکه شاید تا دههها بر آب، خاک، گونههای در معرض خطر و آینده زیستمحیطی ایران باقی بماند.

کاوه مدنی با انتشار ویدئویی نوشت: وضعیت دردآور جزیره مارو (شیدور) ملقب به «مالدیو ایران». نشت نفت به خلیج فارس پس از حمله به تأسیسات نفتی جزیره لاوان در فروردین ماه عامل این فاجعه بود. منبع: اسکرین شاتی از یک ویديو در شبکههای اجتماعی
جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران، برای محیط زیست به ویژه در مناطقی چون جزیرههای جنوب ایران فاجعه بار بود. حملات نظامی به تاسیسات نفتی و کشتیهای نفتکش، باعث آلودگی گسترده حوزههای آبی شد. هزاران موجود زنده از جمله خرچنگها، لاکپشتها، پرندگان، و حتی گلههای دلفینها بر اثر نفت رها شده در آب آسیب دیدند و ماهیهای بسیاری نیز تلف شدند. جزیره مارو و جزایر دیگر خلیج فارس بهشدت آسیب دیدند.
این مساله، واکنشهایی را نیز در پی داشت؛ از جمله به تازگی یک گروه از فعالان ایرانی خارج از کشور یک پیام ویدئویی منتشر کردند و درباره این تخریبهای فاجعهبار هشدار دادند. بهارک قربانی، بهداد بردبار، خاطره توکلی، آیسان طاهر و نیکتا ناصری در توضیح ویدئویی که در پیج اینستاگرام «از دیار ایران» منتشر شده نوشتهاند: «حتی تورلیدرهای حرفهای هم حاضر نبودند مردم را به این جزیره ببرند. شیدور اینقدر شکننده و حساس بود. سالها این پارک ملی دریایی کوچک در خلیج فارس از گردشگری گسترده دور نگه داشته شد تا لاکپشتهای در معرض انقراض، پرندگان نادر و اکوسیستم کمنظیرش در آرامش بمانند. اما حالا نفت به سواحلش رسیده. نشتی نفتی که گفته میشود به حملات اخیر حوالی تأسیسات لاوان مرتبط است، حالا وارد ساحلهایی شده که زمانی حتی رد پای انسان هم در آن کنترل میشد. جایی که قرار بود پناهگاه حیاتوحش باشد، حالا زیر لایهای از آلودگی دفن میشود. این فقط یک خبر سیاسی نیست، یک فاجعهی محیط زیستی است. آکواریوم طبیعی خلیج فارس در سکوت در حال خفه شدن است؛ و اگر امروز دیده نشود، ممکن است آنچه در طول هزاران سال شکل گرفته، در چند هفته نابود شود.»
اما آیا این صداها شنیده میشوند؟ وقتی صحبت از خسارات جنگ می شود، به کشته شدن حیوانات و تخریب کوتاهمدت و بلندمدت محیط زیست هم فکر میکنیم؟این آسیبها و تخریبها شامل چه مواردی میشود و ما چقدر دراینباره میدانیم؟ گفتوگوی رادیوزمانه با روزبه اسکندری، پژوهشگر محیط زیست را بشنوید:
زهرا باقریشاد ـ آسیبهایی که حیوانات و محیط زیست بر اثر جنگ میبینند شامل چه مواردی میشود؟ منظورم آسیب ها در کوتاه مدت است.
روزبه اسکندری ـ آسیبهای مستقیم و فوری انفجارها و موجهای ناشی از آن مستقیماً باعث مرگ حیوانات، تخریب لانهها و نابودی زیستگاهها میشوند. صدای شدید انفجارها، پرواز جنگندهها و تردد سنگین نظامی نیز آرامش محیط را برهم میزند. گونههای حساس — بهویژه پرندگان و پستانداران — که برای بقا به سکوت و آرامش وابستهاند، رفتار طبیعیشان مختل میشود. بسیاری از حیوانات مسیر مهاجرت خود را تغییر میدهند، از مناطق اصلی فرار میکنند یا در فصل تولیدمثل دچار مشکلات جدی میشوند.
درباره آلودگیهای بلند مدت چطور؟ بعد از جنگ این آلودگیها و آسیبها چطور ادامه پیدا میکنند؟
آتشسوزی تأسیسات نظامی، سوختن مخازن نفتی، نشت مواد شیمیایی و مهمات جنگی، آب، خاک و هوا را به شدت آلوده میکند. فلزات سنگین، ترکیبات نفتی و مواد سمی میتوانند سالها یا دههها در محیط باقی بمانند و از طریق گیاهان و آب به زنجیره غذایی وارد شوند. این آلودگیها محدود به زمان جنگ نیستند و کل اکوسیستم را تا مدتها تحت تأثیر قرار میدهند.
یکی از مهمترین ویژگیهای خسارتهای محیط زیستی جنگ این است که اغلب بلافاصله دیده نمیشوند. بسیاری از این آثار، سالها بعد پدیدار میشوند: کاهش تدریجی جمعیت گونههای گیاهی و جانوری، نابودی زیستگاهها، آلودگی مزمن آب، کاهش مرغوبیت خاک، گسترش بیابانزایی و برهمخوردن چرخههای طبیعی. به همین دلیل، متخصصان محیط زیست تأکید دارند که جنگ نه یک بحران انسانی و سیاسی، بلکه بحرانی اکولوژیک و بلندمدت است که بازسازی آن ممکن است دههها طول بکشد و در برخی موارد جبرانناپذیر باشد. حفاظت از محیط زیست در شرایط بحرانی، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی و پایداری آینده کشور ایران است.
آیا این مساله درباره کشوری مثل ایران ممکن است اثرات منفی و مخرب بیشتری داشته باشد؟
این موضوع در ایران حساستر است، زیرا بسیاری از زیستبومهای کشور حتی پیش از هر درگیری نظامی تحت فشار شدید قرار داشتند: خشکسالی بلندمدت، کمآبی، فرسایش خاک، تخریب جنگلها، آلودگی صنعتی، شکار غیرمجاز و تغییرات اقلیمی. تالابهای خشکشده، رودخانههای در حال خشکیدن و زیستگاههای تکهتکهشده، تابآوری طبیعت ایران را به شدت کاهش دادهاند. اینجا جنگ میتواند مانند یک «ضربه مضاعف» عمل کند و روند تخریب را به شکل چشمگیری شتاب بخشد.
آیا این تخریب فاجعه بار علاوه بر حیوانات بر جغرافیای ایران هم تاثیر می گذارد؟ یا مثلا بر شرایط گونههای در معرض خطر؟
درباره مناطق جنوبی و خلیج فارس؛ باید بگویم که درگیری در مناطق صنعتی، پالایشگاهی، نیروگاهی یا بنادر نفتی میتواند سبب آلودگی گسترده آب و خاک شود. این آلودگیها به آبزیان، مرجانها، پرندگان دریایی و اکوسیستمهای حساس ساحلی آسیبهای جبرانناپذیری وارد میکند.
اما درباره مناطق کوهستانی و جنگلی، میتوان گفت که آتشسوزی و تخریب پوشش گیاهی، روند فرسایش خاک را تشدید کرده و زیستگاههای طبیعی را به تدریج نابود میکند.
درباره گونههای در معرض خطر هم، گونههایی مانند یوزپلنگ آسیایی، گورخر ایرانی، خرس سیاه بلوچی و برخی پرندگان مهاجر، پیش از این نیز با کاهش شدید جمعیت مواجه بودهاند. هرگونه بیثباتی محیطی ،حتی اختلال کوتاهمدت در امنیت زیستگاه یا منابع آب، میتواند بقای آنها را به خطر بیندازد.
*زهرا باقریشاد این مصاحبه را انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

نظرها
نظری وجود ندارد.